فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

رویکرد قرآن به ماهیت دنیا:

در بینش قرآن، دنیا این گونه معرفی شده است:
قل متاع الدنیا قلیل و الاخرة خیرلمن اتقی (268)
بگو که زندگانی دنیا، متاعی اندک است و جهان آخرت ابدی برای هر کس که زندگی خدا ترس باشد بهتر است.
و ماهذه الحیوة الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار، الاخرة لهی الحیوان لوکانوا یعلمون (269)
و این زندگانی چند روزه دنیا، فسون و بازیچه ای بیش نیست و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقت در آخرت است.
در رویکرد قرآن، نوعی، تقابل دنیا و آخرت مشاهد می شود، دنیا و آنچه در آن است، عاری از حقیقت پایدار و نوعی بازیچه تلقی شده و در مقابل برتری جهان آخرت بر دنیا اثبات شده است و در نهایت درک چنین حقیقتی را برای همه، مورد تردید قرار می دهد.

رویکرد معصومین (ع) به ماهیت دنیا:

نوع تلقی پیشوایان معصوم (ع) از دنیا در محورهای زیر، تجلی می یابد (احادیث مذکور از کتاب شکوفه های سخن، تألیف سید علی لواسانی صفحات 60 - 53 نقل شده است):
رسول اکرم(ص):
فلیتزود العبد من دنیاه لاخرته و من حیاته لموته
بنده الهی باید از دنیای خود برای آخرت، توشه ای بیندوزد. رسول اکرم(ص):
شرالناس من باع آخرته بدنیاه
بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد.
حضرت محمد(ص):
ما خلقتم للفناء بل خلقتم البقاء
شما برای فنا و نیستی آفریده نشده اید، بلکه جهت بقا و جاوید زیستن به وجود آمده اید .
رسول اکرم(ص):
من بکی علی الدنیا دخل النار
کسی که برای دنیایش گریه کند، جای او فردا در آتش خواهد بود.
حضرت محمد(ص):
الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر
دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است.
امام علی (ع):
من احب الدنیا و تولاها ابغض الاخرة و عاداها
علاقه به دنیا موجب بغض نسبت به آخرت است.
امام علی (ع)
انما الدنیا دار مجاز و الاخرة دار قرار
دنیا گذرگاه و آخرت، منزلگاه است.
امام علی (ع):
دار بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة .
دنیا سرایی است آمیخته با غم و اندوه و مشهور به بی وفایی و مکر .
امام علی (ع):
فان حب الدنیا یعمی و یصم و یبکم و یذل الرقاب
محبت به دنیا، آدمی را کور، کر و لال می کند و به خاک مذلت می نشاند.
امام علی (ع):
حب الدنیا یفسد العقل و یصم القلب عن سماع الحکمة .
محبت به دنیا موجب فساد عقل و کوری دل از حکمت می شود.
امام موسی بن جعفر (ع):
ان مثل الدنیا مثل الحیة مسها لین و فی جوفها السم القاتل .
دنیا همچون ماری است که ظاهری نرم و در باطن زهر کشنده ای دارد.
امام هادی (ع):
الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون
دنیا بازاری است که گروهی در آن سود می برند و گروهی دیگر زیان می بینند.
امام صادق (ع):
ما منزلة الدنیا من نفسی الا بمنزلة المیتة اذا اضطررت الیها اکلت منها.
دنیا نزد من چون مرداری است، هرگاه ناچار شدم از آن تناول می کنم.
امام علی بن الحسین (ع):
من کرمت علیه نفسه هانت علیه الدنیا
کسی که بزرگوار باشد، امور دنیوی نزد او حقیر خواهد بود.

رویکرد امام خمینی (س) به ماهیت دنیا:

هستی، اعم از غیب و شهادت است... و معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از حس وعقل می باشد (270)
این دنیا، دنیایی است که باید از آن عبور بکنیم، دنیایی نیست که در اینجا زیست کنیم(271).
در تمام دوره های زندگانی بشر، یک نفر یافت نشود که رنجش مساوی با راحتش باشد و نعمتش مقابل تعب و نقمتش باشد، تا چه رسد به آنکه راحتی خالص و استراحت مطلق داشته باشد(272)
ناچار در دار تحقق و عالم وجود، باید عالمی باشد که راحتی او مشوب نباشد به رنج و تعب... و آن دار نعیم حق و عالم کرامت ذات مقدس است(273).
مقتضای فطرت، اعتقاد به آخرت است(274)
اسلام در همه اطراف قضایا حکم دارد، تمام قضایای مربوط به دنیا، مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع... و مربوط به (آخرت)(275).
(به نقل از یک محقق) دنیا و آخرت تو عبارت است از دو حالت از حالات قلب تو، آنچه نزدیک است و قبل از مردن، نامش دنیاست و آنچه بعد از این آمد و پس از مردن، نامش آخرت(276).
دنیا گاهی گفته میشود به نشئه نازله وجود که دار تصرم و تغییر و مجاز است و آخرت به رجوع از این نشئه به ملکوت و باطن خود که دار ثبوت و خلود و قرار است(277)
از برای هر موجودی مقام ظهور و ملک و شهودی است و آن مرتبه نازله دنیاویه آن است و مقام بطون و ملکوت و غیبی است وآن نشئه صاعده اخرویه آن است(278).
برای انسان، دو دنیاست؛ یکی ممدوح و یکی مذموم، تعلق قلب و محبت دنیا عبارت از دنیای مذموم است(279).
هرچه دلبستگی به آن (دنیا) زیادتر باشد. حجاب بین انسان و دار کرامت او و پرده مابین قلوب و حق بیشتر و غلیظتر شود(280).
ااگر قلوب مطلع شوند که این عالم دنیا، پست ترین عوالم است و دار فنا و زوال و تصرم و تغیر است و عالم هلاک و نقص است وعوالم دیگر که بعد از موت است هر یک باقی وابدی و دار کمال و ثبات و حیات و بهجت و سرور است، فطرتاً حب آن عالم را پیدا می کنند و از این عالم گریزان گردند(281)
اگر از این مقام بالا رود و به مقام شهود و وجدان رسد و صورت باطنیه این عالم را و علاقه به این عالم را (وصورت باطنیه آن عالم را) و علاقه به آن را ببیند، این عالم برای او سخت و ناگوار شود و تنفر از آن پیدا کند (282)