فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

ویژگی فطری انسان:

فطرت از ریشه فطر بر وزن سطر به معنای شکافتن از طول است و فطرت بر وزن خلقت به معنای شکافتن پرده تارک عدم و تحول به مرحله وجود است و افطار از همین ریشه لغوی به معنی شکستن روزه می باشد.
فطرت با توجه به معنایی که در فرهنگ اسلامی دارد، یعنی انسان در بعد ادراکی، حقایقی را در می یابد، و به وضوح به آن می رسد که هیچ گونه نیازی به استدلال پیدا نمی کند.
فطرت، در بعد گرایشها و تمایلها به این مفهوم است که آدمی در نهاد خود به پاره ای از پدیده ها نظیر حقیقت جویی، فضیلت خواهی، زیباگرایی، خلاقیت و در نهایت عشق و پرستش الهی، رغبت و علاقه خاصی که می یابد که از نوع یادگرفتن و اکتساب نیست.
قرآن کریم، فطرت انسان را نشأت گرفته از فطرت الهی معرفی می کند و آن پدیده ای غیر قابل تغییر می داند و بیشتر انسانها را ناآگاه به این مطلب تلقی می کند.
در قرآن کریم نیز بر این مطلب تأکید شده است که:
فطرت الله التی فطر الناس علیها .(243)
هر مولودی بر فطرت (الهی) متولد میشود.
لذا می توان چنین نتیجه گرفت که همه انسانها در خصایص فطری مشترکند.
بباید دانست که آنچه از احکام فطرت است، چون از لوازم وجود و هیئات مخمره در اصل طینت وخلقت است، احدی را در آن اختلاف نباشند(244).
و اما ویژگیهای فطری کدامند؟
امام خمینی در این زمینه می فرمایند:
پس باید دانست که از فطرتهای الهی یکی بر اصل وجود مبدأ فطرت بر استجماع آن ذات مقدس است جمیع کمالات را و دیگر فطرت بر یوم معاد و روز رستخیز است و دیگر فطرت بر نبوت است و دیگر فطرت بر جود ملائکه و روحانیین و انزال کتب و اعلام طرق هدایت است که بعضی از اینها که ذکر شد، از احکام فطرت و برخی دیگر، از لوازم فطرت است(245).
ایشان مبنی اعتقاد آدمی را بر توحید، نبوت، معاد و نظایر آنها را در همه انسانها فطری می دانند و در بحث فطری بودن دین به آنها اشاره می کنند. و در توضیح مطلب چنین می افزایند:
یکی از فطرتهایی که جمیع سلسله بنی الانسان مخمر بر آن هستند و یک نفر در تمام عائله بشر پیدا نشوند که برخلاف آن باشد و هیچ یک از عادات و اخلاق و مذاهب و مسالک و غیر آن، آن راتغییر ندهد و در آن خلل وارد نیاورد، فطرت عشق به کمال است... اگر چه در تشخیص کمال و آنکه کمال در چیست، و محبوب و معشوق در کجاست، مردم کمال اختلاف را دارند (246).
امام تلاش هر گروهی را در رسیدن به مقاصدشان نظیر جاه، مال، حب و عشق قدرت و نظایر آنها را برخاسته از فطرت کمال جویی انسان می دانند، با این توضیح که درتشخیص کمال، با هم اختلاف دارند.
و بالجمله حال تمام سلسله بشر در هر طریقه و رشته ای که داخلند به هر مرتبه ای از آن که می رسند، اشتیاق آنها به کاملتر از آن متعلق گردد و آتش شوق آنها فرو ننشیند و روز افزون گردد (247)
رنج و احتراز انسان از کسریها و کاستیها نیز ریشه در فطرت دارد.
بدان که از فطرتهایی که (فطرالناس علیها)، فطرت تنفر از نقص است و انسان از هر چه متنفر است، چون در او نقصانی و عیبی یافته است، از آن متنفر است(248)
گرایش انسان به راحتی و رفاه نیز از فطرت منشأ می گیرد.
بدان که یکی از فطرتهای الهیه که مفطور شده اند جمیع عایله بشر و سلسله انسان بر آن، فطرت عشق به راحت است...
این همه تحمل مشاق و زحمات در دوره زندگانی برای چه مقصد است، همه متفق الکلمه با یک زبان صریح فطری جواب دهند که ما همه هرچه می خواهیم برای راحتی خود است(249)
نکته قابل ذکری که در پایان این بخش بیان می شود این است که مربیان و معلمان، ابتدا باید فطرت کودک و انواع آن را به درستی بشناسند و آن گاه به پرورش و شکوفایی زمینه ها و گرایشهای فطری همت گمارند.

ویژگیهای وراثتی انسان:

یکی از متخصصان در مقاله ای با عنوان آموزش و پرورش برای قرن بیست و یکم می نویسد:
از آغاز دهه 1950 سه انقلاب عمده تکنولوژیک آغاز شده است:اول تکنولوژی چینی سیلیکان، دوم، کشف مولکول dna و سوم، ساختن مواد پیشرفته صنعتی. احتمالاً این سه انقلاب با سایر انقلابهای 1990 در هم می آمیزد و کشورهای بیشتر و بیشتری نظامهای اقتصادی و مبتنی بر قدرت ذهن، خلاقیت و صنایع بزرگ را به وجود می آورند(250).
مولکول dna که به تعبیر آیزاک آسیموف کلید رمز وراثت نامیده شده است، در حقیقت حامل اطلاعات ارثی می باشد. این مولکول و نیز مولکول rna به نظر دانشمندان شیمی حیات، می توانند همانند خود را بسازند، ولی با این تفاوت که مولکولهای rna موجود در سلول، تحت هدایت dnaساخته می شود(251)
پدیده وراثت، بسیار پیچیده و پررمز و راز است، به این معنا که همه فعل و انفعالاتی که در انتقال صفات موروثی شرکت می جویند، به درستی شناخته نشده اند. با این حال، اصل مسلمی که پایه دانش ژنتیک را تشکیل می دهد، بر این واقعیت مبتنی است که نیمی از ویژگیهای وراثتی از طریق پدر و نیمی دیگر از طریق مادر به فرزند منتقل می شود.
برهمین اساس، مکتب اسلام به انسان توصیه می کند که با همسری باایمان ازدواج کند.
شخصی به حضرت امام مجتبی (ع) عرض کرد، دختری دارم، به نظر شما با چه کسی وصلت کنم؟ حضرت فرمودند: با کسی که متقی و باایمان باشد، چه اگر او را دوست بدارد، مورد احترامش قرار میدهد و اگر دشمنش بدارد، به وی ستم نمی کند(252).
در بخشی از فرمایشهای امام سجاد - علیه السلام - ذیل عنوان حق پدر آمده است:
... باید بدانی که او (پدر) به منزله اصل و ریشه و تو به منزله شاخه ای از او هستی. او (در ظاهر) منشأ پیدایش تو در این جهان است، به طوری که اگر او نبود، تو هم به این ترتیب که هستی نمی بودی.
پس هرگاه در خود توانایی ت دانش کمال یا هر چه یافتی، اصل واساس آن را از یاد مبر (253)
در این بیانات، منشأ خوبیها و کمالات (فرزند) به پدر نسبت داده شده است از پیامبر(ص) منقول است که فرمودند:
مهابت و بزرگواری خود را به حسن - علیه السلام - بخشیدم و کرم وشجاعتی را به حسین - علیه السلام -(254)
در حدیثی آمده است که معصوم - علیه السلام - فرمودند:
طوبی لمن کانت امه عفیفه (255)
خوشا به حال کسی که مادرش پاکدامن است. از این بیان نورانی استنباط می شود که عفت و پاکدامنی مادر در سعادت فرزند تأثیر دارد.
دیدگاه امام خمینی به این مسأله ازتوجه خاص ایشان حکایت می کند، آنجا که می فرمایند:
اسلام به همه چیز کار دارد، اسلام قبل از اینکه ازدواج بکنی، نقشه آن بچه ای که شما می خواهید بعد از ازدواج آن بچه را تولید کنید، نقشه را قبل از ازدواج شما ریخته است، چه جور زنی انتخاب کن، چه جور مردی انتخاب کن، مرد چه جور باید باشد، زن چه جور باید باشد، برای این است که این انسان مثل یک نباتی می ماند که باید رشد بکند، مثل یک نفر کشاورز که وقتی تخمکاری می کند باید زمین را ببیند چه جور زمینی است، کود را ببیند چه جور کودی است، آب چه وقت لازم دارد، کذا انسان هم یک همچو موجودی است از قبل از اینکه کشت شود، زمینش را ملاحظه می کند که این زمین چه جور زمینی باید باشد (اشاره به آیه شریفه (نساءکم حرث لکم) یعنی: زنان شما، کشتزار شمایند می باشد)آن کسی که میخواهد کشت بکند چه جور باشد، بعد از اینکه ازدواج واقع شد، زمان تلقیح چه جور باید باشد، همه ابعاد را می خواهد درست کند، اسلام می خواهد انسان درست کند، می خواهد آدم درست کند(256)

ویژگیهای اکتسابی انسان:

از عوامل مؤثر در تحول آدمی، باور به توانایی خود در کسب
خصال و صفات ارزنده ونیکو و تلاش در جهت دستیابی بدانها همراه با امید و خوشبینی به فرجام کار است
دو مقوله تربیت و اخلاق، از حیث چگونگی کسب صفات و عادات رفتاری، با یکدیگر مشابهت هایی دارند. همان گونه که تحصیل ویژگیهای تربیتی نظیر مهارتها و تواناییهای خاص مستلزم سعی و تلاش فراوان است، تخلق به خلقیات ارزنده و مطلوب نیز متضمن سعی، ثبات و اراده نیرومند می باشد. توجه به انگیزه اساسی بعثت پیامبر اسلام(ص) که فرمود: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق (257) یعنی به درستی که من برای تکمیل مکارم اخلاق برانگیخته شده ام، بیانگر این واقعیت است که کرامتهای اخلاقی قابل اکتساب است.
بنابراین، در نگاه اول، توانایی و قابلیت انسان در تحصیل صفات پسندیده، به باور متربی افزوده می شود و در نگاه دوم، نقش عواملی که او را به این مهم نایل می گرداند؛ یعنی کوشش و تلاش فراوان تبیین میشود. در حقیقت باید دید چه ارزشهایی بر ویژگیهای اکتسابی، مترتب است و تا چه میزان، فرد می تواند به این ویژگیها دست یابد؟
قرآن کریم، با صراحت بر تلاش آدمی تأکید کرده است و آن را در زندگیش مؤثر تلقی می کند و می فرماید:
لیس للانسان الا ما سعی (258).
برای انسان چیزی جز حاصل سعی و تلاشش نمی ماند.
آنچه از بیانات معصومان (ع) در این مورد قابل اشاره است، بر واقعیتهای ذیل دلالت دارد:
تن دادن به کار و کوشش و باور به این مطلب که هر کس نسبت به لیاقت و استعداد فطری خویش برای کاری آفریده شده است(259).
برعهده گرفتن مسؤولیت فرد به وسیله خود و درک این امر که دیگری بار مسؤولیت او را حمل نخواهد کرد(260)
تکیه کردن انسان عاقل بر عمل خویش و پرهیز از اتکا بر آرزوها(261)
نعمتها جز در سایه رنج و زحمت حاصل نشود(262)
پایه های رفیع زندگی، با تحمل رنجهای سخت و زحمتهای سنگین فراهم می شود
هر کس کاری را به دست گرفت، باید که آن را به بهترین وجهی به فرجام برساند
اکنون پاسخ به این سؤال که انسان تا چه اندازه و تا کجا می تواند به اکتساب صفات و خلقیات نیکو موفق شود،، قدری آسانتر خواهد بود. در طریق خودسازی یا به تعبیر پیامبر اکرم(ص) جهاد اکبر، محدودیتی برای آدمی قابل تصور نیست.
در برخی از عبارات و بیانات امام خمینی این واقعیت به خوبی ترسیم شده است:
هان این عزیز، گوش دل باز کن، و دامن همت به کمر زن و به حال بدبختی خود رحم کن. شاید بتوانی خود را به صورت انسان گردانی و از این عالم به صورت آدمی بیرون روی که آن وقت از اهل نجات و سعادتی... اینها هم نتیجه برهان حکمی حکمای عظام و کشف اصحاب ریاضت و اخبار صادقین و معصومین است(263)
تعبیر دقیق و زیبای ایشان از مهاجرت انسان در عبارت زیر مشهود است:
اشخاصی هستند که از این چاه نفس بیرون آمده اند، هجرت کرده اند و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله یک احتمالش این است که این هجرت، یک هجرت ازخود به خدا باشد، "بیت " نفس خود انسان باشد، یک طایفه ای هستند که خارج شده اند وهجرت کرده اند از این بیت ظلمانی، از این نفسانیت (مهاجراً الی الله و رسوله) تا رسیده اند به آنجایی که (ادرکه الموت) به مرتبه ای رسیده اند که هیچ دیگر از خود چیزی ندارند، موت مطلق و اجرشان هم (علی الله) است، دیگر بهشت مطرح نیست، دیگر تنعمات مطرح نیست، فقط الله است(264).