فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

چیستی و ماهیت انسان:

در تقابل با رویکردهایی که ماهیت انسان را به مرزهای زیستی و فیزیکی محدود می دانند و نیز در مواجهه با دیدگاههای رفتار گرایی که آدمی را همچون پدیده ای می داند که صرفاً در قبال محرکها واکنش نشان می دهد، بینش تربیتی اسلام، انسان را موجودی طبیعی و ماورای طبیعت ارزیابی می کند. رویکرد امام در این زمینه، ماهیت وجودی انسان را این گونه تبین می کند:
انسان اگر به همین حد طبیعت بود و بیشتر از این چیزی نبود، دیگر احتیاج به اینکه یک چیزی از عالم غیب برای انسان فرستاده بشود تا انسان را تربیت بکند (نداشت) لکن چون انسان مجرد از این عالم طبیعت (و) یک حقیقتی است، همین خود، خصوصیاتی که در انسان هست، دال بر این است که یک ماورایی از برای این طبیعت هست، چون انسان یک ماورایی دارد و به حسب براهینی که در فسلفه ثابت است، ماورای این طبیعت در انسان هست و انسان دارای یک عقل بالامکان مجرد و بعد هم مجرد تام خواهد شد(242).
تجلیات روحی و معنوی انسان که بعد ماوارءالطبیعه وی را تشکیل می دهد، توجه برخی از اندیشمندان معاصر را به خود جلب کرده است تا حدی که گرایش جدیدی به نام فراز روان شناسی به مجموعه علوم روان شناسی افزوده شده است و مطالعات خود را در زمینه هایی که محسوس و قابل مشاهده نیستند، دنبال می کند.
در زمینه ماهیت انسان، موضوعاتی نظیر ویژگیهای ذاتی و فطری، ویژگیهای اکتسابی و پایه های وراثتی آدمی، قابل بررسی است.

ویژگی فطری انسان:

فطرت از ریشه فطر بر وزن سطر به معنای شکافتن از طول است و فطرت بر وزن خلقت به معنای شکافتن پرده تارک عدم و تحول به مرحله وجود است و افطار از همین ریشه لغوی به معنی شکستن روزه می باشد.
فطرت با توجه به معنایی که در فرهنگ اسلامی دارد، یعنی انسان در بعد ادراکی، حقایقی را در می یابد، و به وضوح به آن می رسد که هیچ گونه نیازی به استدلال پیدا نمی کند.
فطرت، در بعد گرایشها و تمایلها به این مفهوم است که آدمی در نهاد خود به پاره ای از پدیده ها نظیر حقیقت جویی، فضیلت خواهی، زیباگرایی، خلاقیت و در نهایت عشق و پرستش الهی، رغبت و علاقه خاصی که می یابد که از نوع یادگرفتن و اکتساب نیست.
قرآن کریم، فطرت انسان را نشأت گرفته از فطرت الهی معرفی می کند و آن پدیده ای غیر قابل تغییر می داند و بیشتر انسانها را ناآگاه به این مطلب تلقی می کند.
در قرآن کریم نیز بر این مطلب تأکید شده است که:
فطرت الله التی فطر الناس علیها .(243)
هر مولودی بر فطرت (الهی) متولد میشود.
لذا می توان چنین نتیجه گرفت که همه انسانها در خصایص فطری مشترکند.
بباید دانست که آنچه از احکام فطرت است، چون از لوازم وجود و هیئات مخمره در اصل طینت وخلقت است، احدی را در آن اختلاف نباشند(244).
و اما ویژگیهای فطری کدامند؟
امام خمینی در این زمینه می فرمایند:
پس باید دانست که از فطرتهای الهی یکی بر اصل وجود مبدأ فطرت بر استجماع آن ذات مقدس است جمیع کمالات را و دیگر فطرت بر یوم معاد و روز رستخیز است و دیگر فطرت بر نبوت است و دیگر فطرت بر جود ملائکه و روحانیین و انزال کتب و اعلام طرق هدایت است که بعضی از اینها که ذکر شد، از احکام فطرت و برخی دیگر، از لوازم فطرت است(245).
ایشان مبنی اعتقاد آدمی را بر توحید، نبوت، معاد و نظایر آنها را در همه انسانها فطری می دانند و در بحث فطری بودن دین به آنها اشاره می کنند. و در توضیح مطلب چنین می افزایند:
یکی از فطرتهایی که جمیع سلسله بنی الانسان مخمر بر آن هستند و یک نفر در تمام عائله بشر پیدا نشوند که برخلاف آن باشد و هیچ یک از عادات و اخلاق و مذاهب و مسالک و غیر آن، آن راتغییر ندهد و در آن خلل وارد نیاورد، فطرت عشق به کمال است... اگر چه در تشخیص کمال و آنکه کمال در چیست، و محبوب و معشوق در کجاست، مردم کمال اختلاف را دارند (246).
امام تلاش هر گروهی را در رسیدن به مقاصدشان نظیر جاه، مال، حب و عشق قدرت و نظایر آنها را برخاسته از فطرت کمال جویی انسان می دانند، با این توضیح که درتشخیص کمال، با هم اختلاف دارند.
و بالجمله حال تمام سلسله بشر در هر طریقه و رشته ای که داخلند به هر مرتبه ای از آن که می رسند، اشتیاق آنها به کاملتر از آن متعلق گردد و آتش شوق آنها فرو ننشیند و روز افزون گردد (247)
رنج و احتراز انسان از کسریها و کاستیها نیز ریشه در فطرت دارد.
بدان که از فطرتهایی که (فطرالناس علیها)، فطرت تنفر از نقص است و انسان از هر چه متنفر است، چون در او نقصانی و عیبی یافته است، از آن متنفر است(248)
گرایش انسان به راحتی و رفاه نیز از فطرت منشأ می گیرد.
بدان که یکی از فطرتهای الهیه که مفطور شده اند جمیع عایله بشر و سلسله انسان بر آن، فطرت عشق به راحت است...
این همه تحمل مشاق و زحمات در دوره زندگانی برای چه مقصد است، همه متفق الکلمه با یک زبان صریح فطری جواب دهند که ما همه هرچه می خواهیم برای راحتی خود است(249)
نکته قابل ذکری که در پایان این بخش بیان می شود این است که مربیان و معلمان، ابتدا باید فطرت کودک و انواع آن را به درستی بشناسند و آن گاه به پرورش و شکوفایی زمینه ها و گرایشهای فطری همت گمارند.

ویژگیهای وراثتی انسان:

یکی از متخصصان در مقاله ای با عنوان آموزش و پرورش برای قرن بیست و یکم می نویسد:
از آغاز دهه 1950 سه انقلاب عمده تکنولوژیک آغاز شده است:اول تکنولوژی چینی سیلیکان، دوم، کشف مولکول dna و سوم، ساختن مواد پیشرفته صنعتی. احتمالاً این سه انقلاب با سایر انقلابهای 1990 در هم می آمیزد و کشورهای بیشتر و بیشتری نظامهای اقتصادی و مبتنی بر قدرت ذهن، خلاقیت و صنایع بزرگ را به وجود می آورند(250).
مولکول dna که به تعبیر آیزاک آسیموف کلید رمز وراثت نامیده شده است، در حقیقت حامل اطلاعات ارثی می باشد. این مولکول و نیز مولکول rna به نظر دانشمندان شیمی حیات، می توانند همانند خود را بسازند، ولی با این تفاوت که مولکولهای rna موجود در سلول، تحت هدایت dnaساخته می شود(251)
پدیده وراثت، بسیار پیچیده و پررمز و راز است، به این معنا که همه فعل و انفعالاتی که در انتقال صفات موروثی شرکت می جویند، به درستی شناخته نشده اند. با این حال، اصل مسلمی که پایه دانش ژنتیک را تشکیل می دهد، بر این واقعیت مبتنی است که نیمی از ویژگیهای وراثتی از طریق پدر و نیمی دیگر از طریق مادر به فرزند منتقل می شود.
برهمین اساس، مکتب اسلام به انسان توصیه می کند که با همسری باایمان ازدواج کند.
شخصی به حضرت امام مجتبی (ع) عرض کرد، دختری دارم، به نظر شما با چه کسی وصلت کنم؟ حضرت فرمودند: با کسی که متقی و باایمان باشد، چه اگر او را دوست بدارد، مورد احترامش قرار میدهد و اگر دشمنش بدارد، به وی ستم نمی کند(252).
در بخشی از فرمایشهای امام سجاد - علیه السلام - ذیل عنوان حق پدر آمده است:
... باید بدانی که او (پدر) به منزله اصل و ریشه و تو به منزله شاخه ای از او هستی. او (در ظاهر) منشأ پیدایش تو در این جهان است، به طوری که اگر او نبود، تو هم به این ترتیب که هستی نمی بودی.
پس هرگاه در خود توانایی ت دانش کمال یا هر چه یافتی، اصل واساس آن را از یاد مبر (253)
در این بیانات، منشأ خوبیها و کمالات (فرزند) به پدر نسبت داده شده است از پیامبر(ص) منقول است که فرمودند:
مهابت و بزرگواری خود را به حسن - علیه السلام - بخشیدم و کرم وشجاعتی را به حسین - علیه السلام -(254)
در حدیثی آمده است که معصوم - علیه السلام - فرمودند:
طوبی لمن کانت امه عفیفه (255)
خوشا به حال کسی که مادرش پاکدامن است. از این بیان نورانی استنباط می شود که عفت و پاکدامنی مادر در سعادت فرزند تأثیر دارد.
دیدگاه امام خمینی به این مسأله ازتوجه خاص ایشان حکایت می کند، آنجا که می فرمایند:
اسلام به همه چیز کار دارد، اسلام قبل از اینکه ازدواج بکنی، نقشه آن بچه ای که شما می خواهید بعد از ازدواج آن بچه را تولید کنید، نقشه را قبل از ازدواج شما ریخته است، چه جور زنی انتخاب کن، چه جور مردی انتخاب کن، مرد چه جور باید باشد، زن چه جور باید باشد، برای این است که این انسان مثل یک نباتی می ماند که باید رشد بکند، مثل یک نفر کشاورز که وقتی تخمکاری می کند باید زمین را ببیند چه جور زمینی است، کود را ببیند چه جور کودی است، آب چه وقت لازم دارد، کذا انسان هم یک همچو موجودی است از قبل از اینکه کشت شود، زمینش را ملاحظه می کند که این زمین چه جور زمینی باید باشد (اشاره به آیه شریفه (نساءکم حرث لکم) یعنی: زنان شما، کشتزار شمایند می باشد)آن کسی که میخواهد کشت بکند چه جور باشد، بعد از اینکه ازدواج واقع شد، زمان تلقیح چه جور باید باشد، همه ابعاد را می خواهد درست کند، اسلام می خواهد انسان درست کند، می خواهد آدم درست کند(256)