فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

حکومت و تربیت:

امام خمینی (س) در تبیین رابطه حکومت و تربیت می فرمایند:
انبیا، دنبال این بودند که حکومت عدلی در دنیا متحقق کنند، برای این است که اگر حکومت عدل باشد، حکومتی باشد، با انگیزه الهی، با انگیزه اخلاق و ارزشهای معنوی انسانی، یک همچو حکومتی، اگر تحقق پیدا بکند، جامعه را مهار می کند و تا حد زیادی اصلاح می کند(172).
و به جهت ترسیم آفات حکومتهای غیرالهی، بر این باور تکیه دارند که:
اگر حکومتها به دست جباران باشد، به دست منحرفان باشد، به دست اشخاصی باشد که ارزشها را در آمال نفسانی خودشان می دانند، ارزشهای انسانی را هم گمان میکنند که همین سلطه جوییها و شهوات است، تا این حکومتها برقرار هستند، بشریت پیدا بکند ولو بعض آمال انبیا، آن کشور رو به اصلاح می رود(173).
و در معرفی نوع حکومتی که موجب رشد و تعالی انسان می شود می فرمایند:
حکومت اسلام، حکومت قانون است، در این طرز حکومت، حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست، قانون اسلام یافرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامی، حکومت تام دارد. همه افراد از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند(174).
آرمان حکومتی امام، حکومتی مبتنی بر عدالت و انسان سازی است. در حقیقت این حکومت به لحاظ تأثیر مهمی که در ساختن انسانها دارد، آرمان و آرزوی مصلحان است. امام در این باره می فرمایند:
آنها (انبیا) می خواهند یک انسانی تربیت کنند که خلوتش و جلوتش فرقی نداشته باشد، همان طوری که خیانت نمی کنند در جلوت و در پیش مردم، برای اینکه از مردم ملاحظه می کند، انبیا می خواهند که انسانی درست کنند که پیش مردمش و غیاب مردمش، دیگر فرقی نباشد... میل همه ما این است که ما یک چنین حکومتی داشته باشیم، همان جور حکومتهایی که درصدر اسلام بود که عدالت بود، همه اش عدالت بود (175).
نکته مهم در خصوص حکومت این است که انبیا و اولیای الهی گرچه دنبال آن بودند که حکومت الهی و معنوی برقرار کنند، با این حال حکومت برای آن ها غایت نبود، بلکه وسیله بود. رویکرد آنها به حکومت به منزله پدیده ای اصیل نبود امام دراین باره می فرمایند:
انبیا خودشان را خدمتگزار می دانستند نه اینکه یک نبی ای که خیال کنند حکومت دارد به مردم، حکومت در کار نبوده، اولیای بزرگ خدا، انبیای بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند برای اینکه مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند به آنها(176).
چنانچه منظور از تشکیل و برقراری حکومت را رشد و تعالی انسانها تلقی کنیم، قطعاً انگیزه نیرومندتری برای انبیا و اولیای آنها که همان اطاعت امر خداوند باشد، جایگزین انگیزه های غیر الهی خواهد شد و علاوه بر آن، آثار تربیتی چنین حکومتی تلاش بی وقفه، استقامت تا پای جان و تزلزل ناپذیری در برابر تهدیدهای دشمنان خواهد بود.
امام می فرمایند:
نظر به این بود که اینها را آدم کند، هر کس که آدم می شد، یک بشاریت برای رسول اکرم(ص) یا انبیا بود و اما اینکه بخواهند یک کشوری را بگشایند و بخواهند - فرض کنید که - بلوکی داشته باشند و این حرفهای نامربوطی که بین اصحاب طاغوت هست، اینها در بین انبیا اصلا مطرح نبوده، اصلا مطرح نیست(177).
ثبات قدم انبیا و اولیای الهی، نتیجه انگیزه الهی و معنوی آنان است. امام می فرمایند:
آن عملی که الهی باشد و انگیزه ای جز الوهیت نداشته باشد، مثل اعمالی که انبیا - علیهم السلام - در تبلیغات خودشان انجام می دادند، این اعمال طوری است که هیچ انگیزه ای ندارند، الا خدای تبارک و تعالی و لهذا انبیای بزرگ در عین حالی که در این تبلیغشان و در این ارشادشان آنقدر زحمات را متحمل می شدند، هیچ یک از این زحمات، آنها را از آن عملی که داشتند، سست نمی کرد و باید گفت که هیچ یک از آن رحماتی که به حسب انگیزه های بشری به نظر می اید که زحمت است برای آنها این طور نبود برای اینکه روی آن مقصدی که آنها حرکت می کردند و عمل می کردند، آن مقصد به قدری بزرگ بود و به قدری عالی بود که تمام زحماتی که برای آن مقصد متحمل می شدند به نظرشان زحمت نبود، مقصد (مورد) نظر بود و لهذا می بینید که تمام عمرشان را انبیا صرف می کردند در همان مقصدی که داشتند و یک قدم عقب نمی گذاشتند و هیچ تزلزلی در روح آنها حاصل نمی شد(178)

ه- رسانه های گروهی:

دو موضوع، نقش رسانه های گروهی را به عنوان یک عامل تربیت از سایر عوامل ممتاز می کند، یکی جذابیت و گیرایی پیام و دیگری گستردگی و فراگیر بودن آن است. بی تردید امروزه در رقابت جاذبه مدارس و نظامهای آموزشی نمی توانند خود را به پای صدا وسیما مطبوعات، کتاب و نظایر آنها برسانند. جاذبه رنگ وتصویر وجلوه های بدیع هنری، تلویزیون را به با نفوذترین و پربیننده ترین عامل، تبدیل کرده است. ولی همه اینها، گرچه جنبه های قوت و مثبت این عامل را اثبات میکند، در کنار آن به جهت ساختار آن، زمینه انحراف و لغزش از اهداف تربیتی نیز به شدت وجود دارد.
امام خمینی درتوصیه به مسؤولان مملکتی چنین سفارش می کنند:
نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند... تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی ومصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان، جلوگیری از آنها واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود(179).
ایشان در ارزیابی خود از نقش رسانه ها، بالاترین درجه اهمیت را برای تلویزیون قایلند و می فرمایند:
این رسانه هایی که ما الان داریم، چه مطبوعات و مجلات و روزنامه ها و چه سینماها و تئاترها و امثال ذلک و چه رادیو و تلویزیون است.از همه آن دستگاهها بیشتر رابطه، با انسان دارد، تلویزیون است، از دو جهت، یک جهت اینکه مطبوعات هرچه هم تیراژش زیاد باشد، اولاً در سطح یک مملکتی نیست و ثانیاً همه افراد نمی توانند از این استفاده کنند... سینماها در یک محیط محدود می توانند کار خودشان را انجام بدهند، رادیو هم در همه جا هست، در همه چیز هست لکن فقط از راه سمع است... تلویزیون هم سمعی است وهم بصری، تبلیغات تلویزیون می تواند از راه سمع مردم را یا تربیت کند یا منهدم کند(180)

توصیه های تربیتی امام خمینی (س)

آنچه از مفاد سخنان و رهنمودهای امام خطاب به مسؤولان رسانه های گروهی، در قالب توصیه های تربیتی می توان ارائه کرد، به شرح زیر است:
رسانه های گروهی در حقیقت مراکز آموزش و پرورش عمومی هستند و باید به این معنا توجه لازم داشته باشند
مسؤولان رسانه های گروهی، در خودشان امید ایجاد کنند و خود را باور نمایند (181).
به این ملت روحیه بدهند و ملت را مأیوس نکنند(182).
روحیه عدم وابستگی به شرق و غرب را تقویت کنند (183)
پیروزی ملت در پرتو اطمینان روحی است که مسؤولان رسانه ها و مطبوعات در مردم ایجاد می کنند(184)
رسانه های گروهی، توانایی ارائه خدمات گرانمایه ای را به فرهنگ اسلام و ایران دارند.
یکی از مهمترین مسؤولیتهای رسانه ها، آموزش راه و روش زندگی شرافتمندانه و آزادمنشانه به ملت است (185)
راهی را که رسانه ها طی می کنند باید در مسیر ملت و در خدمت ملت باشد.(186).
از جمله وظایف رسانه ها به ویژه مجلات این است که انسانهای برومند و متفکر تربیت کنند تا برای مملکت مفید باشند(187).