فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

وظیفه شاگرد در کلام امام سجاد (ع):

حضرت زین العابدین - علیه السلام - در این مورد می فرمایند:
حق راهبر و مدبر زندگانی روحی تو این است که از او تجلیل کنی، مجلس و محفل او را گرامی داری، به سخنان او کاملاً گوش فرادهی و با چهره ای گشاده به وی روی آوری، صدایت را هنگام گفتگو بلند نکنی، اگر کسی از او سؤال کرد، در پاسخ دادن به آن پیشدستی نکنی و بگذاری خود او آن پرسش را شخصاً پاسخ دهد، اگر کسی نزد تو از او به بدی یاد کرد باید در مقام دفاع از او برآیی، از او عیب پوشی کنی و خوبیهای او را به دیگران اظهار نمایی، با دشمنان همنشینی و با دوستانش دشمنی مکنی(151).

منش معلمی امام خمینی (س)

امام به عنوان یک مربی، خود محصول شرایط خاصی بود. از یک سوی، پاکی طینت، اصالت خانوادگی، سیادت، استعداد و قابلیت کم نظیر و از سوی دیگر، درک محضر بزرگانی همچون مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی، مرحوم شیخ علی اکبر یزدی (معروف به حکیم الهی) مرحوم آیت الله محمد علی شاه آبادی، و مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، شخصیت امام را به عنوان یک مرجع مسلم، فیلسوف، عارف فقیه، عالم ربانی، حکیم، و بالأخره به مثابه مربی یک جامعه، به جهان نشان داد به گفته برخی از محققین اهمیت آثار امام فقط به واسطه تضلع مؤلف در علوم مختلف نیست، بلکه مربی بودن امام برای میلیونها انسان حق طلب ونیز راهبری ایشان، بهترین صدق به وجود آورنده آثاری این چنین ارزشمند است(152).
بالاترین تجلیل از مقام معلم را در کلام امام می توان مشاهده کرد ایشان زمانی که در آثارشان به مناسبتی از استاد عرفان خود مرحوم شاه آبادی می برند، می نویسند: شیخ عارف کامل، روحی فداه و دربیانیه ای که به مناسبت شهادت فرزند استاد(شهید حجت السلام و المسلمین مهدی شاه آبادی) صادر فرمودند، اظهار: داشتنداین شهید عزیز... فرزند برومند شیخ بزرگوار ما بود که حقاً حق حیات روحانی به اینجانب داشت که با دست و زبان از عهده شکرش برنمی آیم(153).
بدیهی است که شاگرد برجسته و پاره تن آن امام؛ یعنی استاد شهید مطهری، زمانی که از استاد بزرگوارش حضرت امام خمینی نام می برد، با تعبیر جان جانان یاد کند و زمانی دیگر که از استادی برجسته و مفسر بزرگ قرآن؛ یعنی مرحوم علامه طباطبایی نام می برد، عبارت روحی فداه را به کار می برد.

معلم در کلام امام خمینی:

اگر تربیت (شما معلمین) یک تربیت انسانی و روی فطرت انسان باشد، بعدها هم که (شاگرد) هر کار خوبی بکند، شما شریک هستید در آن کار خوب(154).
معلم، امانتداری است.. اگر... این امانت به آن خیانت شود، یک وقت می بینید خیانت به یک ملت است، خیانت به یک جامعه است، خیانت به اسلام است(155)
شماها(معلمین را) یک مردم عادی نیستند، گاهی شریک یک نوارنیتی هستید که شما ایجاد کردید(156).
شماها، معلم نسلی هستید که در آتیه همه مقدورات کشور به آن نسل سپرده می شود، شما امانتدار یک همچو نسلی هستید و تربیت شما و تعلیم شما باید همراه هم باشد(157).
این وظیفه (همراه بودن تربیت با تعلم) فقط وظیفه معلم دینی نیست، این وظیفه همراه است برای تمام معلمین در هر رشته و تمام اساتید دانشگاه در هر رشته ای هستند(158).
اهمیت تربیت را از تعلیم بیشتر بدانید(159).
نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست، انبیا هم معلم بشر هستند (160).
نقش (معلم) بسیار حساس و مهمی است و مسؤولیت بسیار زیادی دارد، نقش مهمی است که همان نقش تربیت است که "اخراج من الظلمات الی النور" است(161).
خدای تبارک و تعالی این سمت (معملی) را به خودش نسبت می دهد که خدای تبارک و تعالی ولی مؤمنین است و آن ها را از ظلمات اخراج می کند به سوی نور(162).
معلم اول، خدای تبارک و تعالی است... و به وسیله انبیا و به وسیله وحی، مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به عشق، دعوت می کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است(163).
نتیجه ای که می گیریم این است:
شخصیت آدمی، محصول و برایند چندین عامل، از جمله معلم (مربی) است.
از زمان آغاز تربیت رسمی (ورود به دبستان) نافذترین عامل تربیتی، معلم و مربی است.
رویکرد به معلمی، رویکردی عرفانی، الهی و معنوی است، چه آن که خداوند، اول معلم عالم هستی است و معلمی را به خود نسبت می دهد.
شعاع و دایره نفوذ معلم از سطح و مرز کودک و مدرسه فراتر می رود جامعه، ملت و بلکه جهان را در برمی گیرد.
تأکید بر جلالت مقام معلمی از انسان شناسی فطری نشأت می گیرد.
التزام تعلیم و تربیت و معیت این دو با یکدیگر، موجب توفیق در کار معلمی است.
حقیقت نقش معلمی، خارج کردن کودکان از وادی ظلمات و هدایت آنان به منزلگه نور است.
معلمان پابه پای انبیا در دعوت مردم به نورانیت و کمال، مشابهت شغلی دارند.
همراهی تعلیم با تربیت، اختصاص به معلم دینی ندارد؛ بلکه همه معلمان و استادان دانشگاه را نیز شامل می شود.
شاگردان و همه آنچه بدانها مربوط می شود نظیر فرصت عمر، پاکی فطرت وزلال وجدان آنها همچون امانتی از جانب پروردگار در دست معلمان محسوب می شود.