فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

وظیفه معلم در کلام امام سجاد (ع):

اما حق کسانی که به شنیدن کلام تو نشسته اند این است که بدانی، خداوند تو را سرپرست و حافظ حقوق آنان قرار داده است و تکلیف تو آن است که آنان را به حداکثر بهره ممکن برسانی. با متعلم،با خوشخویی و ملایمت رفتار کنی. این مسؤولیت (سرپرستی) را به خوبی، به انجام برسانی و (موقعیت کسی را پیدا کنی که) نیازهای معنوی آنان را تهیه و ذخیره می کند نسبت به آنان خیرخواه باشی نصحتگر آنان باشی همان گونه که سرپرست به امور کسانی که تحت تربیت و حمایتش دارد، رسیدگی می کند. صبر وتحمل داشته باشی. (نسبت به او و عمر و استعدادش) حسابگر باشی، همانند کسی که اگر نیازمند فقیری را می بیند، به اندازه نیازش به او عطا می کند در این صورت است که واقعاً راهنما و رهبر شایسته ای برای او هستی و می توانی (در این زمینه) مایه امید و دلبستگی باشی و غیر این صورت نسبت به آفرینش او ظلم کرده ای و متعرض نابودی او و از بین رفتن عزت و سیادت او شده ای. اگر تکالیف معلمی را بدانی و به آنها رفتار کنی، در این صورت، خداوند نعمت دانش را بر تو زیادت خواهد کرد، اگر در تعلیم دانش خود بخل ورزیدی یا با شاگردان(خود) به درشتی رفتار کردی، گویا خود را سزاوار آن دانسته ای که خدا صفای دانش را از تو بگیرد و احترام و منزلت علمی تو از دلها برداشته شود، زیرا با وجود عدم لیاقت و نداشتن صلاحیت لازم و کافی، تصدی این کار مهم را پذیرا شده ای(150).

وظیفه شاگرد در کلام امام سجاد (ع):

حضرت زین العابدین - علیه السلام - در این مورد می فرمایند:
حق راهبر و مدبر زندگانی روحی تو این است که از او تجلیل کنی، مجلس و محفل او را گرامی داری، به سخنان او کاملاً گوش فرادهی و با چهره ای گشاده به وی روی آوری، صدایت را هنگام گفتگو بلند نکنی، اگر کسی از او سؤال کرد، در پاسخ دادن به آن پیشدستی نکنی و بگذاری خود او آن پرسش را شخصاً پاسخ دهد، اگر کسی نزد تو از او به بدی یاد کرد باید در مقام دفاع از او برآیی، از او عیب پوشی کنی و خوبیهای او را به دیگران اظهار نمایی، با دشمنان همنشینی و با دوستانش دشمنی مکنی(151).

منش معلمی امام خمینی (س)

امام به عنوان یک مربی، خود محصول شرایط خاصی بود. از یک سوی، پاکی طینت، اصالت خانوادگی، سیادت، استعداد و قابلیت کم نظیر و از سوی دیگر، درک محضر بزرگانی همچون مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی، مرحوم شیخ علی اکبر یزدی (معروف به حکیم الهی) مرحوم آیت الله محمد علی شاه آبادی، و مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، شخصیت امام را به عنوان یک مرجع مسلم، فیلسوف، عارف فقیه، عالم ربانی، حکیم، و بالأخره به مثابه مربی یک جامعه، به جهان نشان داد به گفته برخی از محققین اهمیت آثار امام فقط به واسطه تضلع مؤلف در علوم مختلف نیست، بلکه مربی بودن امام برای میلیونها انسان حق طلب ونیز راهبری ایشان، بهترین صدق به وجود آورنده آثاری این چنین ارزشمند است(152).
بالاترین تجلیل از مقام معلم را در کلام امام می توان مشاهده کرد ایشان زمانی که در آثارشان به مناسبتی از استاد عرفان خود مرحوم شاه آبادی می برند، می نویسند: شیخ عارف کامل، روحی فداه و دربیانیه ای که به مناسبت شهادت فرزند استاد(شهید حجت السلام و المسلمین مهدی شاه آبادی) صادر فرمودند، اظهار: داشتنداین شهید عزیز... فرزند برومند شیخ بزرگوار ما بود که حقاً حق حیات روحانی به اینجانب داشت که با دست و زبان از عهده شکرش برنمی آیم(153).
بدیهی است که شاگرد برجسته و پاره تن آن امام؛ یعنی استاد شهید مطهری، زمانی که از استاد بزرگوارش حضرت امام خمینی نام می برد، با تعبیر جان جانان یاد کند و زمانی دیگر که از استادی برجسته و مفسر بزرگ قرآن؛ یعنی مرحوم علامه طباطبایی نام می برد، عبارت روحی فداه را به کار می برد.