فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

اهداف ناظر به تربیت اجتماعی:

از نقاط قوت یک نظام تربیتی، رها شدن از دایره تنگ و بسته فردیت و علایق فردی است، تا جایی که می توان از معیارهای ارزشگذاری یک دستگاه تعلیم و تربیت، وسعت نظر و عمق توجه آن به جامعه و اهداف آن را برشمرد.
امام خمینی در تبیین انگیزه قیام انبیا می گویند:
انبیا هم که آمده اند از طرف خدای تبارک وتعالی، برای همین تربیت بشر و برای انسان سازی است. تمام کتب انبیا خصوصاً کتاب مقدس قرآن کریم، کوشش دارند به اینکه این انسان را تربیت کنند برای اینکه با تربیت انسان، عالم اصلاح می شود(75).
ارتباط قانونمند انسان تربیت شده و اصلاح عالم در سخنان ایشان، از یک سوی نمایانگر عمق اندیشه تربیتی آن بزرگوار است، به این معنا که اگر حقیقتاً انگیزه اصلاح عالم، مورد نظر همه مکاتب یا ملتهاست، باید از تربیت انسان آغاز کنند و از دیگر سوی، بیانگر سعه صدر و بینش اجتماعی ایشان است که در تنظیم اهداف، به کمتر از اصلاح عالم اکتفا نمی کنند و این معنا کلام گهربار مولای متقیان را یادآور می شود که فرمودند: الشرف بالمهم العالیه، لابالرمم الباللیه (76).
شرف و بزرگواری (انسان) به میزان همتهای بلند (او) است؛ نه به استخوانهای پوسیده نیاکان.
امام خمینی در جای دیگر از سخنانش، یکی از آرمانها و آرزوهای خویش را استقرار صلح جهانی اعلام می کنند و می فرمایند:
امیدوارم که صلح جهانی بر پایه استقلال ملتها و عدم مداخله در امور یکدیگر و مراعات اصل حفظ تمامیت ارضی کشورهای منطقه بناگردد و هرگونه تعرضی به کشورهای دنیای سوم و اسلامی و به خصوص در این منطقه برخلاف موازین است که باید پایه و اساس درستی مابین ملتها باشد(77).
نکته قابل ذکر آن است که در سخنان برخی از زمامداران و حتی اندیشمندان بیگانه، آرمان صلح جهانی مطرح بوده و هست، ولیکن میان شعارها و باورهای قلبی و نیز تحقق آن در عمل، فاصله بسیار است.
از ویژگیهای حضرت امام این بود که به آنچه بیان می کرد، باور و اعتقاد عمیق داشت و در عملی کردن آنها نیز تا جایی که توانست پیش رفت و التزام به عمل، ایشان را از سایرین متمایز می ساخت.
از ویژگیهای تربیت اجتماعی، نفی سلطه پذیری است. تربیت اسلامی، ناظر به پرورش انسانهایی است که نه سلطه گر و نه سلطه پذیر باشند .
قرآن نیز بر این مطلب تأکید کرده است و می فرماید:
لاتظلمون و لاتظلمون (78).
نه ستم کنید، نه مورد ستم قرار گیرید.
همچنین در سخنان حضرت علی - علیه السلام - آمده است:
والله لان ابیت علی حسک السعدان مسهداً و...
سوگند به خدا اگر شب را بیدار بر روی خار سعدآن (گیاهی است دارای خار سر تیز) بگذارانم و (دست و پا و گردن) مرا در غلها بسته بکشند، محبوبتر است نزد من از اینکه خدا و رسول را روز قیامت، ملاقات کنم، در حالی که بر بعضی از بندگان ستم کرده و چیزی از مال دنیا غضب کرده باشم و چگونه به کسی ستم کنم برای نفسی که با شتاب به کهنگی و پوسیدگی باز می گردد و بودن در زیر خاک به طول می انجامد(79).
در فرمایشهای حضرت امیر (ع)، سلطه گری و ظلم و تعدی به مال دیگران نفی شده است، اگر چه تحقق اینها، مستلزم پذیرش سختیهای بسیار باشد.
امام خمینی در تمام سالیانی که علم مبارزه با ظلم و سلطه را بر دوش می کشید، لحظه ای از تقبیح سلطه پذیری و مذمت سلطه گری، غفلت نکرد و بارها و بارها بر این آرمان پافشاری می کرد و می فرمود:
از اول، انبیا، این دو شغل را داشته اند، شغل معنوی که مردم را از اسارت نفس خارج کنند، از اسارت خودش خارج کنند (که شیطان بزرگ است) و مردم و ضعفا را از گیر ستمگران نجات بدهند این دو شغل، شغل انبیاست(80).
و در ادامه می افزایند:
خود پیغمبر(ص) هم علمش این طور بود، تا آن روزی که حکومت تشکیل نداده بود، معنویات را تقویت می کرد، به مجرد اینکه توانست حکومت تشکیل بدهد علاوه بر معنویات، اقامه عدل کرد، حکومت تشکیل داد و این مستمندان را از زیر بار ستمگران تا آن قدر که وقت اقتضا داشت، نجات داد(81).
امام در بیان ارزش و حدود تربیت اجتماعی می فرمایند:
(انگیزه) تمام انبیا برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند و فرد را فدای جامعه می کردند ما فردی بالاتر از خود انبیا نداریم، ما فردی بالاتبر از ائمه - علیهم السلام - نداریم، این فردها، خودشان را فدا می کردند برای جامعه، خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان به ایشان دادیم و فرستادیم (لیقوم الناس بالقسط) غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، ظلمها از بین برود، ستمگریها از بین برود و به ضعفا رسیدگی بشود، قیام به قسط بشود(82).

اهداف ناظر به تربیت عاطفی:

دلالتهای تربیت عاطفی را از دو جنبه می توان بررسی کرد ابتدا در شخصیت و سجایای اخلاقی مربیان بزرگ، می توان به جستجوی شواهدی از عواطف پرداخت و سپس در کلام، آنان شواهدی از پرورش عاطفه را نظاره کرد.
به عنوان نمونه در تحلیل شخصیت والای پیامبر اکرم(ص)، این دو جنبه با شفافیت خاصی ظاهر می شود ابتدا قرآن کریم با بیان صفاتی، همچون (رحمةالله) و (بالمومنین رؤوف رحیم) و نظایر آنها بر رأفت و رحیمیت آن اسوه عالمیان صحه می گذارد و چنانچه در طول سالهای بعثت و دعوت پیامبر(ص) به نحوه سلوک و رفق آن حضرت با مردم نظر می افکنیم، تمام صفحات تاریخ زندگی ایشان را مشحون از لطف و محبت بی دریغ به امت می بینیم و در گفتار و کلمات قصار نیز تجلی نیرومند و کاملی از تربیت عاطفی موج می زند.
اینک به صورت گذرا، برخی از عبارات آن حضرت را می آوریم:
من پنج خصلت از خصال کودکان را دوست دارم، اول اینکه کودکان می گریند. دوم اینکه بر روی خاک گرد هم می آیند (روی خاک می نشینند و بازی می کنند) سوم اینکه با یکدیگر دعوا می کنند بدون اینکه کینه هم را به دل بگیرند. چهارم اینکه برای فردا اندوخته نمی کنند و پنجم اینکه کودکان آباد میکنند و سپس ویران می کنند.
هر کدام از شما که نسبت به اهلش (همسر و فرزندانش) مهربانتر باشد به من نزدیکتر است و من از همه شما نسبت به اهلم، مهربانترم. آیا دین جز محبت چیز دیگری است؟(83).
نظایر این عبارتها در کلام معصومان - علیهم السلام - به وفور مشاهده در شخصیت و سیره تربیتی امام خمینی (ره) همانند کلام ایشان، قرینه ها و شواهد عاطفی فراوانی را نظاره گریم، با این حال برخی از جهتگیریهای عاطفی ایشان را به طور مختصر و فهرست وار نقل می کنیم:
الف - رفتار دوستانه با دیگران؛(84)
ب - حمایت از مظلوم؛(85)
ج - خود را رهین منت مردم دانستن؛(86)
د - دوستی با اطفال و تأکید بر فطرت پاک آنها؛(87)

اهداف ناظر به تربیت اعتقادی (دینی)

در این بخش، هدفهایی که به آموزش معرفت دینی و پرورش ویژگیهای اعتقادی ناظر هستند، مورد بررسی قرار می گیرند قرآن کریم به عنوان یک دستور العمل به عموم مسلمانان می فرماید:
فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین .
پس چرا از هر گروهی از ایشان، دسته ای مهاجرت نمی کنند تا در دین دارای دانش (معرفت) شوند
این آیه کریمه بر این امر دلالت دارد که دستیابی به علم و معرفت دینی، یک هدف و آرمان تربیت اسلامی محسوب می شود.
امام خمینی در خصوص اصل آموزش می فرمایند: با آموزش است که انسان می تواند تربیت کند جوانها را به طوری که مصالح دنیا و آخرت خودشان را خودشان حفظ کنند(88).
رویکرد ایشان همچنان در ضرورت آموزش و تربیت اعتقادی چنین است:
آنچه که انبیا برای آن مبعوث شده بودند و تمام کارهای دیگر، مقدمه آن است، بسط توحید و شناخت مردم از عامل است. ارائه عالم به آن طوری که هست، نه به آن طوری که ما ادراک می کنیم و دنبال این بودند که همه تهذیبها، تعلیمها و همه کوششها در این باشد که مردم را از این ظلمتکده هایی که همه عالم ظلمت است، نجات بدهند و به نور برسانند(89).
و در جای دیگری هدف اصلی رسولان الهی را چنین بیان می کنند:
تمام مقاصد انبیا برگشتن به یک کلمه است و آن معرفةالله است، تمام، مقدمه این است، اگر دعوت به عمل صالح شده است، اگر دعوت به تهذیب نفس شده است، اگر دعوت به معارف شده است، تمام برگشتش به این است که آن نقطه اصلی را که فطرت همه انسانها هست، حجاب را بردارند تا انسان برسد به آن و آن معرفت حق است، مقصد عالی همین است (90).
و در خصوص رابطه عالم محسوس و عالم معقول می فرمایند:
اسلام برای برگرداندن تمام محسوسات و تمام عالم به مرتبه توحید است، تعلیمات اسلام، تعلیمات طبیعی نیست، تعلیمات ریاضی نیست، همه را دارد، تعلیمات طب نیست، همه اینها را دارد، لکن اینها مهار شده با توحید، برگرداندن همه طبیعت و همه ظل های طلمانی به آن مقام نورانی که آخر، مقام الوهیت است.
(91)