تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

نویسنده : دکتر محمد رضا شرفی

مقدمه:

انسانهای بزرگ همیشه در لحظات سرنوشت ساز به یاری ملتها می شتابند و مسیر تاریخ را تغییر می دهند. انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (س)، در زمانی به اوج خود و سپس به پیروزی رسید که افکار عمومی دنیا انتظار چنین تحولی را نداشت. لیکن لطف پروردگار، رهبر کم نظیر امام خمینی و از خودگذشتگی ملتی بپاخاسته، رویداد عظیمی را در تاریخ معاصر باعث شد که ابعاد آن هنوز به درستی شناخته نشده است.
یکی از این ابعاد، که نیاز به دوباره نگری دارد، شخصیت ذخیره عالم اسلام حضرت امام خمینی (س)است.
شخصیت استثنایی تاریخ معاصر، امام خمینی که مصداق در جامعه بشری و عصر جدید ایجاد کرد، تربیتی را پایه گذاری نمود که همچون پیامبران و اولیای الهی، از جامعیت و شمول کم نظیری برخوردار است.
از ویژگیهای برجسته امام، جامعیت ایشان در وحدت بخشیدن میان دو حوزه علم و عمل است، چه آنهایی که متفکر تربیتی هستند، همه مربی نیستند و آنهایی که مربی اند، همه نظریه پرداز تربیتی نیستند، درحالی که امام به این دو جنبه مهم و اساسی اتحاد بخشید. او جامع علم و عمل بود در مقام یک اندیشمند، آنچه را معتقد بود، بیان میفرمود و آنچه را بدان عقیده نداشت، هرگز در مقام ذکر آن برنمی آمد و آنچه از زبان ایشان صادر می شد، همگان، تجلی آن را در عمل و رفتار ایشان شاهد بودند.
امام در تمام عمر پربرکت خود، لحظه ای از آرمانهای سیاسی و اندیشه های اجتماعی، دست بر نداشت و گامی عقب نشینی نکرد، اگر چه آرمانهای سیاسی و اندیشه های اجتماعی ایشان مبتنی بر انیگزه های الهی بود. قرار گرفتن و قلب مبارزات سیاسی و بحرانهای اجتماعی، مانع از دلبستگی ایشان به سیر و سلوک اخلاقی و رعایت مسایل تربیتی و خانوادگی نبود، او با تدبیر و درایت خاصی به هر نیازی به مقتضای زمان و مکان، پاسخ می داد.
امام اعتقاد راسخی به آیات نورانی قرآن کریم، و از جمله این آیه شریفه داشت:
قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی و فرادی (1).
بگو! من شما را به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه دو دو یک یک برای خدا به پاخیزید
در حقیقت، زندگی امام ترجمان این آیه شریفه بود و در مسند معلمی آنچه را می گفتند، خود مقدم بر دیگران بدان عمل می کردند و در مسند رهبری نیز همین گونه بودند.در برهه ای از زمان که در باورها نمی گذشت، امام ولایت فقیه را مطرح کردند و از تشکیل و استقرار حکومت اسلامی سخن گفتند و در عمل نیز آن را تحقق بخشیدند.
در حالی که عصر گلبار یونان، یادآور طرح مدینه فاضله افلاطون است و عصر خردگرایی در اروپا، اتوپیای توماس مور را در خاطر زنده می کند، با این حال آنها در حال تحقق پیدا نکردند، لکن امام برای استقرار حکومت اسلامی کوشید و در وادی عمل نیز موفق شد.
شاید موفقیتهای عظیم امام در خودسازی و تهذیب نفوس (تحول اجتماعی) بی ارتباط با شرایط دوران کودکی ایشان نباشد. آن گونه که مطلعین نوشته اند. در اوان تولد، پدر بزرگوارشان به شهادت می رسند و در سنین نوجوانی، مادر پارسا و ایشان در کوره حوادث زندگی آبدیده می شود و زمینه را برای ایفای مسؤولیت بس خطیر و زعامتی بی نظیر در آینده فراهم می آورد.
یکی از مباحث تحلیلی در تربیت، بررسی چگونگی تأثیر دوران کودکی بر سنین جوانی و بزرگسالی آدمی است این تحلیلها غالباً به حمایت از نظریه متکی بر مسؤولیت پذیری و تحمل سختیها ناظر است و به نفی نظریه تربیتی رفاه گرایی و راحت طلبی می پردازد.
دراین مقام، نقل سخنی از حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام به منظور تبیین جهت گیریهای تربیتی ضروری به نظر میرسد.آن حضرت می فرمایند:
آن کس که طعم رنج و دشواریها را نچشیده است، نیکی کردن نزد او جایگاهی ندارد(2).
همدلی با مستضعفان و همدردی با محرومان که تبلور کامل آن را در سخن و سیره امام می بینیم، همه برخاسته از زندگی پرفراز و نشیب و مشحون از سختیهایی است که آن بزرگوار به جان خریده و در راه آرمان متعالی خود، بر آن ها ایستادگی کرده است.
در آرمان تربیتی امام، کودک به منزله یک فرد نیست، بلکه به مثابه یک ملت است و در صورت تربیت مطلوب موجب سعادت یک جامعه و در غیر این صورت موجب شقاوت یک ملت میتواند باشد(3).
اینک در آستانه صدمین سالگرد میلاد آن عزیز سفر کرده، سعی کرده ایم تا به مقدار توان، نمونه هایی از رویکردهای ایشان را در زمینه اخلاق و تعلیم و تربیت، جمع آوری و تدوین کنیم و برای تکمیل آن چشم انداز هایی از سیره تربیتی و اخلاقی آن مربی بزرگوار را نیز بدان بیفزاییم.
این مجموعه که با عنوان تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی (س) تقدیم حضورتان می شود، مدخلی برای ورود به حوزه گسترده تربیت اسلامی است و چنانچه کاستیهایی در برخی مباحث ملاحظه می شود، ناشی از محدودیت زمان و تعجیل ناشی از فرصت محدود می باشد و امید است که در چاپهای بعدی بتوان این نقیصه را رفع کرد. شیوه تألیف و تدوین کتاب حاضر این بوده است که در هر مبحث، ابتدا به رویکردهای قرآن کریم و فرهنگ غنی احادیث و روایات، به طور گذرا و اجمالی پرداخته شده است.
و پس از آن، از سخنان و رهنمودهای امام خمینی (س) مواردی را متناسب با مبحث انتخاب و برای تکمیل مبحث، حتی المقدور از سیره اخلاقی و تربیتی ایشان نمونه هایی را به عنوان شاهد امثال ارائه کرده ایم.
در اینجا شایسته است از برادر ارجمند آقای امیررضا ستوده - مدیر مؤسسه فرهنگی پنجره - که پیشنهاد تألیف کتاب حاضر به همت و ابتکار ایشان صورت گرفت، صمیمانه سپاسگزاری نمایم.
مطالعه این کتاب رابه عموم علاقه مندان به ویژه معلمان، مربیان، دانشجویان مراکز تربیت معلم و دانشگاه ونیز پداران و مادرانی که در اندیشه تربیت فرزندان خود هستند توصیه می نماییم.
محمدرضا شرفی

فصل اول: معنا و مفهوم تربیت:

معنا و مفهوم تربیت:

تربیت از مفاهیم و پدیده هایی است که در خصوص معنا و مفهوم آن توافق فلسفی و وحدت دیدگاه کمتر وجود دارد، به این لحاظ که هر مکتب، متکی بر مبانی فلسفی خود، تعریف ویژه ای برای تربیت ارائه می کند. شاید بتوان قدیمی ترین و در عین حال روانترین و ساده ترین تعریف را به افلاطون نسبت داد. وی می گوید: تربیت، زیباترین چیزی است که در بهترین انسان ها آشکار می شود (4).
در رویکرد تربیتی اسلام، بیشترین تعاریف، ناظر بر مفهوم شکوفایی استعدادها و بالفعل نمودن آنهاست و در تکمیل چنین برداشتی از مقوله تربیت، علمای اخلاق به کسب عادات و رفتارها و درونی ساختن آنها توجه خاص دارند. لذا می توان نتیجه گرفت که در چنین رویکردی، انسان موجودی است مشحون از قابلیتها و تواناییهایی نهفته و درونی که باید در جریان تربیت آشکار شود و به ظهور و بروز برسد از سوی دیگر، بسیاری از خلقیات و صفات مطلوب باید از طریق الگوگرایی و همانند سازی، در وجود وی ایجاد شود و او را به کمال برساند.
یکی از متفکران تربیتی به نام برو باخر تربیت را این گونه باز پدیده سازگاری متمایز می کند:
تعریف اول: تربیت را نباید همچون فرایند سازگاری متقابل آدمی با طبیعت، خویشتن و غایت نهایی هستی دانست (5).
و او در جنبه اثباتی می گوید:
تعریف دوم تربیت، نظام بخشیدن به تجهیزات و تواناییهای فیزیکی، فکری و اخلاقی آدمی را برای بهره مندیهای فردی و اجتماعی و نیز تمرکز بخشیدن به این فعالیت و خلاقیتهای آنان است تا به غایت مورد نظر برسد(6).
تربیت را از حیث قلمرو و حوزه کار نیز می توان در دو معنای خاص و عام مورد توجه قرار داد در اولی، فرایندهای ویژه ای همچون انتقال اندیشه و ایجاد صفات معین در محدوده سنی خاص مورد نظر است که معمولاً در مراکز ومحیطهای آموزشی صورت می گیرد و غالباً به آن تربیت رسمی نیز اطلاق می شود.
تربیت عام، زمینه ساز نگرشها و روشهای تحول بخشی است که در تمام مراحل زندگی جریان دارد و منشأ تأثیر آن خود فردیا عوامل خارج از وجود اوست و به لحاظ گستردگی دامنه آن به تربیت غیر رسمی نیز منسوب است. با این ملاحظه تربیت انبیا و اولیای الهی و جانشینان آنها در زمره تربیت عام قرار می گیرد. چنین تربیتی، از جنبه پهنانگری، مرزهای زمان و مکان را در هم می نوردد و از جنبه ژرفانگری و به لحاظ همخوانی فطری، بر مخاطبش تأثیر عمیقتری می گذارد و در این مجموعه، تربیت عمدتاً از جنبه عام مورد نظر است.