فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

روش تشویق و تنبیه

روش تشویق و تنبیه راهی مناسب در برانگیختن انسان به سوی خیر و صلاح و بازداشتن آدمی از شر و فساد است و چنانچه این روش بدرستی و بر اساس آداب آن به کار گرفته شود، نقشی مؤثر و مفید در تربیت و سازندگی شخصیت انسانها دارد.
خدای متعال به صورتهای مختلف بندگانش را تشویق می کند و تنبه می دهد و راه تربیت و هدایت را بر آنان می گشاید، چنانکه شأن همه پیام آوران الهی بشارت و انذار است؛ و آنان که هدایت می پذیرند، تشویق می شوند و آنان که به هدایت پشت می کنند، تنبیه می شوند.
و ما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین فمن آمن و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یجزنون و الذین کذبوا بآیاتنا یمسهم العذاب بما کانوا یفسقون.(946)
و ما پیامبران (خود) را جز بشارتگر و هشدار دهنده نمی فرستیم، پس کسانی که ایمان آوردند و کار نیک و شایسته کنند نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند؛ و به کسانی که آیات ما را دروغ شمردند، به سزای نافرمانی و بدکاریشان عذاب خواهد رسید.
امیر مؤمنان علی(ع) درباره نقش پاداش و کیفر الهی در تربیت آدمی می فرماید:
ان الله سبحانه وضع الثواب علی طاعته، والعقاب علی معصیته ذیادة لعباده عن نقمته و حیاشة لهم الی جنته.(947)
خدای سبحان پاداش را بر طاعت و کیفر را بر معصیت خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش بازدارد و به سوی بهشت روانه سازد.
برای سیر دادن آدمیان به سوی اهداف تربیت باید میان نیکان و بدان و شایستگان و ناشایستگان فرق گذاشت و با هر یک به تناسب مرتبه وجودی اش رفتار کرد تا نیکان و شایستگان در نیکیها و کمالات خود استوار شوند و به سوی کمالات و شایستگیهای بالاتر روند و بدان و ناشایستگان از بدیها جدا شوند و از ناشایستگیها دور گردند. ناموس هستی بر چنین حقیقتی استوار است و هدف آفرینش هستی این است که هر کس به کمال شایسته خود برسد.
و لله ما فی السماوات و ما فی الارض لیجزی الذین اساؤوا بما عملوا و یجزی الذین احسنوا بالحسنی.(948)
و هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن خداست، تا کسانی را که بد کرده اند، به (سزای) آنچه انجام داده اند کیفر دهد، و آنان را که نیکی کرده اند، به نیکی پاداش دهد.
اگر با نیکوکار و بدکار، عالم و جاهل، مطیع و عاصی یکسان رفتار شود، نظام تربیت مختل می شود و انگیزه نیکی و دانایی و بندگی زایل می شود و میل به بدی و نادانی و نافرمانی افزون می گردد، چنانکه امیر مؤمنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر بدو گوشزد کرده است:
و لایکونن المحسن و المسی ء عندک بمنزلة سواء، و تدریبا لاهل الاساءة علی الاساءة! و الزم کلا منهم ما الزم نفسه.(949)
هرگز نیابد نیکوکار و بدکار در نزد تو یکسان باشند، که آن، رغبت نیکوکار را در نیکی کم کند، و بدکردار را به بدی وادار نماید؛ و هر یک از ایشان را مطابق کارش جزا ده.
اولیای خدا برای تربیت مردمان تشویق و تنبیه را بخوبی به کار می گرفتند و همچون پزشکی حاذق و دلسوز از این روش در جهت اصلاح و اکمال آنان سود می بردند. امیر مؤمنان(ع) در توصیف پیامبر اکرم(ص) و روش آن حضرت در تربیت مردمان چنین می فرماید:
طبیب دوار بطبه، قد احکم مراهمه، و احمی مواسمه، یضع ذلک حیث الحاجة الیه، من قلوب عمی، و آذان صم، و السنة بکم، متتبع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحیرة.(950)
او طبیبی بود که به وسیله طب و معالجه خویش (برای بهبودی امراض مهلک و بیماریهای گوناگون در میان مردم) همواره گردش می کرد، و مرهمهایش را بخوبی آماده ساخته و ابزارها را سرخ کرده و تافته بود. آن را به هنگام حاجت بر دلهایی می نهاد که (از دیدن حقیقت) نابینا بود و گوشهایی که (بر شنیدن حق) ناشنوا بود و زبانهایی که (در بیان حق) گنگ بود. با داروی خود دلهایی را می جست که در غفلت و حیرت فرو رفته بود.
بنابراین تشویق و تنبیه روشی بسیار مهم و اساسی در تربیت است که در عمل نیازمند شناخت، محبت، ظرافت و دقتی طبیبانه است.

نقش تشویق در تربیت

هیچ چیز مانند تشویق صحیح و بجا و به اندازه مردمان را به تلاش و درستکاری برنمی انگیزد، زیرا انسان به فطرتش که عشق به کمال مطلق و انزجار از نقص است، میل به کمالات و نیکویی و تشویق و قدردانی دارد؛ و همان طور که فطرت اصلی آدمی عشق به کمال مطلق است و فطرت تبعی او انزجار از نقص، تشویق و قدردانی، اصلی، و تنبیه و مجازات، تبعی است؛ و فقط آن هنگام مجاز است که چاره ای جز آن برای بیداری و اصلاح و مداوا نباشد.
هر انسانی به فطرت خود متمایل به کاملتر شدن است و تشویق آدمی در این جهت و قدردانی از آنچه در این راه به دست آورده است، او را بیشتر برمی انگیزد و دلگرم می کند؛ و اگر نسبت به تلاش او در کسب کمالات بی اعتنایی شود، موجب کاهش انگیزه و دلسردی اش می گردد. امیر مؤمنان علی(ع) در این باره به مالک اشتر چنین سفارش کرده است:
و واصل فی حسن الثناء علیهم، و تعدید ما ابلی ذوو البلاء منهم؛ فان کثرة الذکر لحسن افعالهم تهز الشجاع، و تحرض الناکل، ان شاء الله.(951)
آنان را به نیکویی یاد کن و پیوسته تشویقشان نما و کارهای مهمی که انجام داده اند برشمار؛ زیرا یاد کردن کارهای نیک آنان، دلیرشان را (به کوشش و حرکت بیشتر) برانگیزند و از کار مانده را به خواست خدا (به کار و تلاش) ترغیب نماید.
تشویق و قدردانی میل به کمال بیشتر را در انسان برمی انگیزد و او را به انجام دادن عمل نیک ترغیب می کند و به او نیرو و قدرت می بخشد تا بیشتر تلاش کند. تشویق موجب رضایت شخص از عملکرد خود و پیدایش شور و نشاط و رفع ملالت و کسالت او می گردد؛ و همچنین سبب ایجاد حس توانمندی در اشخاص می شود. خدای متعال پیامبر گرامی اش را فرمان می دهد که مؤمنان را به نبرد تشویق کند و از پایداری آنان - بر اساس سنتی الهی - قدردانی می نماید:
یا ایها النبی حرض المؤمنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مائتین و ان یکن منکم مائة یغلبوا الفا من الذین کفروا بانهم قوم لایفقهون. الان خفف الله عنکم و علم ان فیکم ضعفا فان یکن منکم مائة صابرة یغلبوا مائتین و ان یکن منکم الف یغلبوا الفین باذن الله و الله مع الصابرین.(952)
ای پیامبر، مؤمنان را بر کارزار تشویق کن که اگر از شما بیست تن شکیبا باشند - که در جنگ پایداری کنند - بر دویست تن (از کافران) چیره شوند؛ و اگر از شما صد تن باشند، بر هزار تن از کافران پیروز شوند، زیرا که آنها گروهی نافهم و نادانند - ایمان و انگیزه ای ندارند و از این رو در کارزار شکیبایی و پایداری نمی کنند. اکنون خدا بار شما را سبک کرد و دانست که در شما سستی و ناتوانی هست. پس اگر از شما صد تن شکیبا باشند، بر دویست تن چیره شوند: و اگر از شما هزار تن باشند، بر دو هزار تن (به خواست خدا) چیره شوند؛ و خدا با شکیبایان است.
خدای سبحان چنان بر تشویق و تقدیر تأکید کرد که در آیه گرفتن زکات می فرماید:
خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها و صل علیهم ان صلاتک سکن لهم و الله سمیع علیم.(953)
از اموال آنان صدقه ای - زکات - بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزشان سازی و آنان را برکت و فزونی بخشی - اموال یا حسناتشان را نشو و نما دهی - و ایشان را دعا کن که دعای تو آرامشی است برای آنان، و خدا شنوا و داناست.
خدای متعال سفارش می کند که چون مردم زکات مالشان را می پردازند، برایشان دعا شود و به ایشان درود فرستاده شود. مردم با پرداخت زکات وظیفه واجب خود را انجام می دهند، ولی آیه مذکور بیانگر این حقیقت است که حتی در برابر انجام دادن وظایف واجب نیز باید از مردم تشکر و قدردانی کرد؛ و بویژه از طریق معنوی و روانی آنان را تشویق نمود.(954)
پیامبر اکرم(ص) نیز همین گونه رفتار می کرد، چنانکه نقل کرده اند هنگامی که شخصی زکات اموال خود را به پیامبر می داد، آن حضرت می فرمود: اللهم صل علیه.(955) و او را دعا می کرد؛ و چون زکات قبیله ای تحویل آن حضرت می شد، آنان را دعا می کرد و می فرمود: اللهم صل علیهم.(956)
تشویق و قدردانی موجب می شود که انسان در انجام دادن وظایف خود بیش از پیش کوشا شود و میل به کمال در او فزونی گیرد. از امیر مؤمنان علی(ع) چنین وارد شده است:
من اشتاق ادلج.(957)
هر که مشتاق باشد اول شب به راه افتد.
بنابراین اگر اشتیاق چیزی در آدمی شکل گیرد، انسان برای رسیدن به آن تمام تلاش خود را می کند و فرصتی را از دست نمی دهد. آنچه در تربیت مهم است این است که اشتیاق آدمی برانگیخته شود و هیچ چیز چون تشویق و قدردانی در این امر کارساز نیست. اولیای الهی برای سیر دادن مردمان به مقصد تربیت اشتیاق به آخرت و رضوان الهی را برمی انگیختند و از این راه مردمان را از بدیها دور می ساختند و به نیکیها وامی داشتند. امیر مؤمنان(ع) فرموده است:
من اشتاق الی الجنة سلا عن الشهوات.(958)
هر که مشتاق بهشت باشد، خود را از شهوتها دور نگه دارد.
پیشوای پرهیزگاران سفارش کرده است که از این راه به اصلاح و تربیت بپردازید:
شوقوا انفسکم الی نعیم الجنة.(959)
نفسهای خود را به سوی نعمت بهشت مشتاق کنید.
شوق به آخرت و لقای حق بهترین مشوق در تربیت است و اگر بدرستی مطرح گردد. زمینه سعادت این جهانی و آن جهانی را فراهم می کند. از امیر مؤمنان(ع) نقل شده است که فرمود:
انما السعید من خاف العقاب فامن و رجا الثواب فاحسن و اشتاق الی الجنة فادلج.(960)
براستی نیکبخت کسی است که از عذاب بیم داشته باشد و خود را ایمن سازد، و به ثواب امید داشته باشد و نیکویی کند، و مشتاق بهشت باشد و اول شب به راه افتد.

آداب تشویق

تشویق مانند هر امر دیگر زمانی نتیجه بخش و مثبت و رشد دهنده است که بر اساس آدابی درست اعمال شود که به مواردی از این آداب اشاره می شود.
1. تشویق به عمل و صفت نیک شخص تعلق می گیرد و برای آن است که نیکوکار به نیکی تمایلی بیشتر یابد و باید شخصی که تشویق می شود بداند که آنچه ارزشمند است عمل و صفت اوست. در حدیث حضرت رضا(ع) آمده است:
ان الله واسع کریم، ضمن علی العمل الثواب.(961)
همانا خداوند وسعت دهنده و کریم است و در مورد عمل ضامن ثواب است.
2. تشویق باید بجا و بمورد و متناسب با میزان و نوع عمل باشد و روحیه شخص در انتخاب شکل آن - یعنی تشویق زبانی، رفتاری، مالی، معنوی و جز اینها - ملاحظه گردد. به عنوان مثال خدای متعال سهمی از زکات را برای تشویقهای مالی در جهت ایجاد الفت و علاقه مند کردن کافران به جهاد و اسلام و همچنین برای دلگرمی مسلمانانی که عقایدشان ضعیف است، مشخص کرده است.(962)
انما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین علیها و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضة من الله و الله علیم حکیم.(963)
همانا صدقات - زکات - برای نیازمندان و بینوایان و متصدیان (گردآوری و پخش) آن است، و برای کسانی که دلشان به دست آورده می شود، و در راه آزادی بردگان و برای وامداران، و در راه خدا، و برای در راه ماندگان. (این) فریضه ای است از جانب خدا و خدا دانای حکیم است.
3. تشویق باید بموقع انجام گیرد تا تأثیر مشخص و کارآ و مثبتی داشته باشد. به عنوان نمونه می توان از رفتار پیامبر در تشویق حسان بن ثابت در غدیر خم یاد کرد.
پس از آنکه رسول خدا(ص) در غدیر خم علی(ع) را به عنوان پیشوای خلق پس از خود معرفی کرد و فرمود: هر که من مولای اویم، علی مولای اوست، و بر شماست که براستی پیرو او باشید. خداوندا، دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار.(964)، حسان بن ثابت از پیامبر(ص) اجازه خواست تا اشعاری درباره علی(ع) و غدیر خم و نصب آن حضرت به امامت و خلافت بسراید، پیامبر(ص) نیز فرمود: ای حسان، به میمنت و برکت الهی بسرای. و حسان شعری زیبا سرود و خواند.(965) چون حسان شعر خود را خواند، رسول خدا(ص) در قدردانی از او فرمود: ژ
لاتزال یا حسان مؤیدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانک.(966)
ای حسان، تا آن زمان که ما را به زبان خود یاری می کنی، از تأییدات روح القدس بهره مند گردی.
4. تشویق باید به اندازه باشد و به هیچ وجه از حد تجاوز ننماید، زیرا در این صورت موجب غرور و تباهی شخص می شود؛ و نیز نباید کمتر از اندازه باشد، زیرا نتیجه مطلوب خود را از دست می دهد. امیر مؤمنان(ع) فرموده است:
الثناء باکثر من الاستحقاق ملق، و التقصیر عن الاستحقاق عی او حسد.(967)
ستایش بیش از استحقاق، تملق است، و کمتر از استحقاق درماندگی یا رشک بردن است.
5. تشویق وسیله برانگیختن است و نباید خود به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فکر شخص را به خود مشغول سازد که در این صورت نقش بازدارنده پیدا می کند، زیرا موجب فراموش شدن هدف اصلی می شود. پیامبر اکرم(ص) در دعایی می آموزد که مشغولیت اساسی انسان باید متوجه اصیل ترین امور باشد:
اللهم اجعلنا مشغولین بامرک.(968)
خدایا ما را از کسانی قرار ده که پیوسته به امر تو مشغولند.
6. هنگام تشویق کردن باید علت آن بر شخصی که تشویق می شود روشن باشد و این کار به گونه ای صورت گیرد که شخص خود را مستحق آن ببیند و از تأیید درونی وی برخوردار باشد.
نقل کرده اند که روزی کمیت بن زید اسدی شاعر بزرگ و بی نظیر شیعی که در سال 126 هجری به شهادت رسیده است، بر امام باقر(ع) وارد شد و امام هدیه ای همراه لباس به او داد، کمیت گفت: سوگند، به خدا من شما را به خاطر مسائل دنیوی انتخاب نکرده ام. اگر چنین می خواستم به کسانی روی می آوردم که مال دنیا در چنگ دارند، بلکه شما را به ملاحظه ارزشهای عالی انسانی و دینی برگزیده ام. از این رو لباس شما را که نمونه ای از معیار انتخاب شماست، برمی گزینم.(969)
همچنین نقل کرده اند که کمیت خدمت امام سجاد(ع) رسید و عرض کرد: شعری در مورد شما گفته ام و می خواهم وسیله تقربی پیش پیامبر باشد. آن گاه قصیده میمیه خود را تا آخر خواند. چون قصیده به پایان رسید امام(ع) فرمود: ما پاداش تو را نتوانیم داد، امید است که خداوند به تو پاداش دهد. کمیت گفت: می خواهم بعضی از لباسهایی که بدنتان را لمس کرده است به من عطا فرمایید. امام(ع) پاره ای از لباسهایش را به او داد و در حق او چنین ادعا کرد: خدایا، کمیت نسبت به خاندان پیامبر نیک انجام وظیفه کرد، آن گاه که اغلب از این کار بخل ورزیدند و تن زدند. آنچه از حق را که دیگران پوشیده داشتند، او آشکار کرد. خدایا به او زندگی سعادتمندانه ببخش و شهیدش بمیران و جزای نیکش ده که ما از پاداش او ناتوانیم. کمیت بعدها گفت: پیوسته از برکت این دعا بهره مند بودم.(970)
البته تشویق و قدردانی درست از نیکوکاران نه تنها وسیله رشد نیکیها و کمالات است بلکه می تواند زمینه ای برای تنبه و بیداری دیگران باشد و آنان را از بدی جدا و دور سازد. شریف رضی(ره) آورده است که امیر مؤمنان(ع) فرمود:
ازجر المسی ء بثواب المحسن.(971)
گنهکار را به وسیله پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن.