فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

مشارطه

مشارطه در لغت به معنی شرط کردن با کسی است،(909) و در اصلاح اهل سلوک عبارت از آن است که انسان در هر شبانه روز یک بار با خود شرط کند که مرتکب گناه نشود و کاری نکند که موجب خشم و ناخشنودی خداوند گردد و در طاعات کوتاهی نکند و کار خیر و مستحبی که برایش میسر شود ترک نکند و بهتر است که این عمل پس از نماز صبح و تعقیبات آن باشد.(910)
حقیقت مشارطه تجدید عهد با خداست و اینکه انسان با خود تعهد کند که دیگر عهد الهی را فراموش نکند و در پیمان فطرت خیانت روا ندارد، زیرا همه تباهیها از فراموش کردن و پشت کردن به عهد الهی و پیمان فطرت است.
الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم.(911)
ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این است راه راست؟
و ما وجدنا لاکثرهم من عهد و ان وجدنا اکثرهم لفاسقین.(912)
و بیشترشان را پایبند هیچ عهد و پیمانی نیافتیم، و هر آینه بیشترشان را بدکاران و بیرون شوندگان از فرمان یافتیم.
پس مشارطه تصمیم آدمی بر پایبندی به عهد و پیمان ربوبی و بیرون نشدن از فرمان الهی در هر روز است. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:
مشارطه آن است که در اول روز مثلاً با خود شرط کند که امروز بر خلاف فرموده خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند. و این مطلب را تصمیم بگیرد. و معلوم است یک روز خلاف نکردن امری است خیلی سهل؛ انسان می تواند به آسانی از عهده برآید. تو عازم شو و شرط کن و تجربه نما، ببین چقدر سهل است. ممکن است شیطان و جنود آن ملعون بر تو این امر را بزرگ نمایش دهند، ولی این از تلبیسات آن ملعون است؛ او را از روی واقع و قلب لعن کن، و اوهام باطله را از قلب بیرون کن، و یک روز تجربه کن، آن وقت تصدیق خواهی کرد.(913)
البته باید این عهد و پیمان را پاس داشت و در تمام مدت شرط به مراقبت قیام نمود.

مراقبه

مراقبه در لغت به معنی مواظبت کردن و نگاهبانی کردن است،(914) و در اصطلاح اهل سلوک به معنی آن است که انسان در هر کاری که می خواهد بکند مراقب نفس خود باشد و پیوسته ظاهر و باطن خود را بنگرد تا نافرمانی و خلافی از او صادر نشود و در تمام احوال خود را مراقبت کند تا از آنچه بدان عازم شده و عهد کرده است تخلف نکند؛(915) و مؤمنان پایبند عهد و پیمان خویشند.
و الذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون.(916)
و آنان که امانتها و پیمان خود را رعایت می کنند.
حقیقت مراقبه این است که انسان در هر حرکت و هر حالت خدا را در نظر داشته باشد و بداند که خدای متعال از درونها آگاه است و پنهانیها را می داند و بر اعمال و رفتار بندگان مراقب است و پیوسته بر آدمی و آنچه می کند حاضر و ناظر است و نهانخانه دلها بر او آشکار است و بر زوایای درون انسان واقف است.(917) خدای متعال می فرماید:
ان الله کان علیکم رقیبا.(918)
همانا خداوند همواره بر شما نگهبان است.
الم یعلم بان الله یری.(919)
مگر (انسان) نمی داند که خدا می بیند؟
قل ان تخفوا ما فی صدورکم ان تبدوه یعلمه الله.(920)
بگو: اگر آنچه را که در سینه های شماست پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را می داند.
و اعلموا ان الله یعلم ما فی انفسکم فاحذروه.(921)
و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید می داند، پس از (مخالفت) او بترسید.
یاد آوردن عظمت الهی خود بهترین عامل در حفظ مراقبه است، چنانچه در حدیثی قدسی آمده است:
انما یسکن جنات عدن الذین اذا هموا بالمعاصی ذکروا عظمتی فراقبونی.(922)
همانا کسانی در بهشت عدن ساکن می شوند که چون قصد گناهی کردند عظمت مرا یاد آوردند و متوجه من شدند و از گناه بازایستادند.
دریافت این حقیقت که همه چیز در محضر خدای متعال است عامل بازدارنده از نافرمانی خدا و موجب اصلاح کردار و رفتار است. مربیان الهی پیوسته این امر را یادآور می شدند تا غفلت آدمی از این حقیقت زدوده شود. روایت شده است که رسول خدا(ص) فرمود:
الاحسان ان تعبد الله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک.(923)
نیکی آن است که خدا را چنان پرستش کنی که گویی او را می بینی و اگر نتوانی او را ببینی، همانا او تو را می بیند.
امیر مؤمنان(ع) در خطبه ای تربیتی چنین فرموده است:
فرحم الله امرا راقب ربه و تنکب ذنبه و کابر هواه و کذب مناه؛ امرا زم نفسه من التقوی بزمام و الجمها من خشیة ربها بلجام، فقادها الی الطاعة بزمامها و قدعها عن المعصیة بلجامها، رافعا الی المعاد طرفه متوقعا فی کل اوان حتفه دائم الفکر.(924)
خدا رحمت کند انسانی را که همیشه پروردگارش را در نظر دارد و از گناه کناره گیرد و با خواهش دل بجنگند و آرزوی دنیایی خود را تکذیب کند؛ آن انسانی که نفس سرکش خود را به مهار تقوا و پرهیزگاری مهار کند و با لگام ترس از پروردگار خویش دهنه در دهانش زند و مهارش را به سوی طاعت و فرمانبرداری خدا کشاند و با لگامی که بر آن زده است از نافرمانی و معصیت بازش دارد؛ آن بنده ای که دیده به روز معاد دوزد و هر آنی انتظار مرگ خود را دارد و پیوسته در تفکر و اندیشه به سر برد.
چنین مراقبتی آدمی را به سوی خیر و صلاح سوق می دهد و از شر و فساد بازمی دارد و به مقام بندگی سیر می دهد. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
طوبی لمن راقب ربه و خاف ذنبه.(925)
خوشا به حال آن که همیشه خدا را در نظر دارد و از گناه خویش بیم دارد.
در مراقبه باید مصمم بود و خود را ملزم به حفظ عهد و پیمان کرد تا توفیق عمل به مشارطه حاصل شود. به بیان امام خمینی(ره):
در تمام مدت شرط (باید) متوجه عمل به آن باشی و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن؛ و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خداست، بدان که این از شیطان و جنود اوست که می خواهند تو را از شرطی که کردی باز دارند. به آنها لعنت کن و از شر آنها به خداوند پناه ببر؛ و آن خیال باطل را از دل بیرون نما؛ و به شیطان بگو که من یک امروز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند تعالی نکنم، ولی نعمت من سالهای دراز است به من نعمت داده، صحت و سلامت و امنیت مرحمت فرموده و مرحمتهایی کرده که اگر تا ابد خدمت او کنم از عهده یکی از آنها برنمی آیم، سزاوار نیست یک شرط جزئی را وفا نکنم. ان شاء الله شیطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آید. و این مراقبه با هیچ یک از کارهای تو، از قبیل کسب و سفر و تحصیل و غیرها، منافات ندارد. و به همین حال باشی تا شب که موقع محاسبه است.(926)

محاسبه

محاسبه در لغت به معنی حساب چیزی را نگه داشتن و با کسی حساب کردن است؛(927) و در اصطلاح اهل سلوک عبارت از آن است که آدمی در هر شبانه روز وقتی را معین کند که در آن به حساب نفس خویش برسد و طاعات و معاصی خود را با خود حساب کند؛(928) و پیش از آنکه به حساب وی برسند، خود به حساب خویش برسد.
و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلاتظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین.(929)
و ترازوهای داد را در روز رستاخیز می نهیم، پس هیچ کس در چیزی ستم نمی بیند؛ و اگر کردارشان همسنگ دانه خردلی باشد آن را می آوریم و ما حسابگرانی بسنده ایم.
هیچ چیز از حسابرسی الهی بیرون نیست و همه افراد هر عملی که کرده اند، از نیک و بد، در آن روز خواهند دید.
یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا و یحذرکم الله نفسه و الله رؤوف بالعباد.(930)
روزی که هر کسی آنچه کار نیک به جای آورده و آنچه بدی مرتکب شده است، حاضر می یابد؛ و آروز می کند که کاش میان او و آن کارهای بد فاصله ای دور بود. و خداوند شما را از (نافرمانی و کیفر) خویش بیم می دهد، و خداوند به بندگان (خود) مهربان است.
پس انسان عاقل پیش از آنکه فرصتها بگذرد، خود به حسابرسی خویش اقدام می کند. پیامبر اکرم(ص) در این باره چنین سفارش کرده است:
حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا، و زنوها قبل ان توزنوا، و تجهزوا للعرض الاکبر.(931)
به حساب خود برسید پیش از آنکه به حساب شما برسند، و (کردار) خود را بسنجید پیش از آنکه آن را (به ترازوی روز جزا) بسنجند، و خود را برای قیامت کبرا آماده سازید.
نجات آدمی از غفلت و تدارک گذشته و اصلاح آینده در گرو محاسبه نفس است چنانکه پیشوای پارسایان علی(ع) فرموده است:
من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر.(932)
هر که به حساب نفس خود برسد سود برد، و هر که از آن غافل ماند زیان بیند.
انسان بدون ارزیابی پیوسته خود و بررسی دائم عملکرد خویش نمی تواند به تصحیح کلی و جزئی خود بپردازد و از این رو محاسبه نفس مهمترین اقدام در سیر تربیت به منظور اصلاح مسیر و تقویت خویش در جهت اهداف تربیت است تا جایی که امام کاظم(ع) فرموده است:
لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم، فان عمل خیرا استزاد الله و حمد الله علیه، و ان عمل شرا استغفر الله منه و تاب الیه.(933)
هر که نفس خود را در هر روز محاسبه نکند از ما نیست، پس اگر کاری نیک کرده است از خداوند افزون بر آن بخواهد و خداوند را سپاس گوید، و اگر کاری بد مرتکب شده است از خداوند آمرزش بخواهد و به سوی او بازگردد.
بنابراین همان طور که انسان در ابتدای هر روز وقتی را معین می کند تا با خود شرط و عهد کند، باید در انتهای هر روز وقتی را برای محاسبه آنچه شرط و عهد کرده است قرار دهد و حساب همه کارها را از خود بخواهد و در این امر هیچ سازش و ملاحظه ای روا ندارد. رسول خدا(ص) در این باره چنین فرموده است:
لا یکون العبد مؤمنا حتی یحاسب نفسه اشد من محاسبة الشریک شریکه و السید عبده.(934)
هیچ بنده ای مؤمن نیست تا آنکه سخت تر از آن گونه که شریک نسبت به شریکش و مولا نسبت به بنده اش محاسبه می کند، خود را مورد محاسبه قرار دهد.
پس محاسبه باید با دقت و کیفیتی درست صورت گیرد. امام عسکری(ع) روایت کرده است که شخصی از امیر مؤمنان(ع) پرسید: چگونه انسان خود را محاسبه کند؟ حضرت فرمود:
اذا اصبح ثم امسی رجع الی نفسه و قال یا نفس، ان هذا یوم مضی علیک لا یعود الیک ابدا، و الله سائلک عنه فیما افنیته، فما الذی عملت فیه؟ اذکرت الله ام حمدته؟ اقضیت حق اخ مؤمن؟ انفست عنه کربته؟ احفظته بظهر الغیب فی اهله و ولده؟ احفظته بعد الموت فی مخلفیه؟ اکففت عن غیبة اخ مؤمن بفضل جاهل أأعنت مسلما؟ ما الذی صنعت فیه؟ فیذکر ما کان منه فان ذکر انه جری منه خیر حمد الله عز و جل و کبره علی توفیقه، و ان ذکر معصیة او تقصیرا استغفر الله عز و جل و عزم علی ترک معاودته.(935)
چون انسان شب را به روز و روز را به شب می آورد، شبانگاه باید به خویش باز گردد و به خود بگوید: امرزوت گذشت و دیگر باز نمی گردد و خداوند از تو پرسش خواهد کرد که این روز را چگونه سپری کردی و در آن چه کاری انجام دادی؟ آیا خدا را یاد کردی و آیا سپاس او را به جای آوردی؟ آیا حق برادر مؤمنت را ادا کردی؟ آیا گرفتاری او را رفع نمودی؟ آیا در نبود او از خانواده و فرزندانش نگهداری کردی؟ آیا پس از مرگش بازماندگانش را رسیدگی کردی؟ آیا با گذاشتن آبروی خود دیگران را از بدگویی نسبت به برادر مؤمنت بازداشتی و آیا مسلمانی را یاری کردی؟ بالاخره در این روزی که گذشت چه کردی؟ پس باید تمام آنچه را در این روز انجام داده است به یاد آورد، پس اگر کاری نیک از او سر زده است خدا را سپاس گزارد و او را بر این توفیق تکریم و تعظیم نماید، و اگر در میان آنچه انجام داده است، گناهی یا کوتاهی ای یافت، از خدا آمرزش بخواهد و تصمیم بگیرد که دیگر بدان سوی نرود.
بدین ترتیب محاسبه نفس تنها به امور فردی محدود نمی شود و همه وجوه زندگی آدمی و کردار و رفتار او را در بر می گیرد و محاسبه کامل، حساب کشیدن از خود در تمام وجوه است و در این راه باید استقامت ورزید و به وساوس شیطان اعتنا نکرد و به عقب بازنگشت. و البته در این راه باید بتدریج گام برداشت و سست نگشت. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:
(محاسبه) عبارت است از اینکه حساب نفس را بکشی در این شرطی که با خدای خود کردی که آیا به جا آوردی و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی خیانت نکردی؟ اگر درست وفا کردی، شکر خدا کن در این توفیق و بدان که یک قدم پیش رفتی و مورد نظر الهی شدی؛ و خداوند ان شاء الله تو را راهنمایی می کند در پیشرفت امور دنیا و آخرت، و کار فردا آسانتر خواهد شد. چندی به این عمل مواظبت کن، امید است ملکه گردد از برای تو به طوری که از برای تو کار خیلی سهل و آسان شود؛ بلکه آن وقت لذت می بری از اطاعت فرمان خدا و از ترک معاصی در همین عالم، با اینکه اینجا عالم جزا نیست، لذت می برد و جزای الهی اثر می کند و تو را متلذ می نماید.
و بدان که خدای تبارک و تعالی تکلیف شاق بر تو نکرده و چیزی که از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نیست بر تو تحمیل نفرموده (است)، لکن شیطان و لشکر او کار را بر تو مشکل جلوه می دهند. و اگر خدای نخواسته در وقت محاسبه دیدی سستی و فتوری شده در شرطی که کردی، از خدای تعالی معذرت بخواه و بنا بگذار که فردا مردانه به عمل شرط قیام کنی. و به این حال باشی تا خدای تعالی ابواب توفیق و سعادت را بر روی تو باز کند و تو را به صراط مستقیم انسانیت برساند.(936)
آخرین گام در تکمیل روش مراقبه و محاسبه تأدیب و تنبیه خود است که آن را مؤاخذه یا معاتبه نامیده اند.