فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

روش مراقبه و محاسبه

روش مراقبه و محاسبه مؤثرترین روش در تصحیح رفتار و حفظ کردار صالح و تداوم عمل ایمانی است. خدای سبحان مؤمنان را به مراقبه و محاسبه خود فرمان داده و فرموده است:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک همه الفاسقون.(891)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید؛ و هر کسی باید بنگرد که برای فردا (ی خود) از پیش چه فرستاده است، و از خدا پروا داشته باشید که خدا بدانچه می کنید آگاه است. و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنان را دچار خودفراموشی کرد، اینانند بدکاران نافرمان.
روش مراقبه و محاسبه در حقیقت راهی برای مراقبت از خود و مرزبانی خویش است و از این رو آن را روش مرابطه نامیده اند.(892)
یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون.(893)
ای کسانی که ایمان آورده اید، صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.
مرابطه از ماده رباط گرفته شده است که رباط به معنای بستن چیزی در مکانی است، مانند بستن اسب در یک محل.(894) خدای متعال می فرماید:
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل.(895)
و برای (کارزار با) آنها آنچه می توانید نیرو و اسبان بسته (و زین کرده) آماده سازید.
ربط به معنای بستن و محکم کردن است؛(896) و ربط قلب به معنای آرامش دل و سکون خاطر است، گویا به محلی بسته و محکم شده است.(897) ربط الله علی قلبه بالصبر یعنی خداوند دل او را با صبر محکم و استوار کرد.(898) در قرآن کریم آمده است:
و ربطنا علی قلوبهم اذا قاموا فقالوا ربنا رب السماوات و الارض لن ندعو من دونه الها لقد قلنا اذا شططا.(899)
و دلهای آنان را استوار گردانیدیم آن گاه که به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است. هرگز جز او خدایی را نمی خوانیم که آن گاه - اگر چنین کنیم - هر آینه سخنی ناروا و گزاف گفته باشیم.
بر این اساس مرابطه در لغت به معنی با یکدیگر ارتباط داشتن، با هم مرتبط بودن، به یکدیگر پیوستن، سرحد داری و مرزبانی است.(900) محقق حلی(ره) در تعریف آن می نویسد: المرابطة هی الارصاد لحفظ الثغر.(901) یعنی مرابطه نگهبانی و سنگربندی برای نگاهداری مرزهاست.
در اصطلاح اهل سلوک مرابطه به معنی به خود پیوستن و مراقب خود بودن و خود مرزبانی است؛ و همان طور که مرابطه در لغت حفظ مرزهای سرزمین اسلام از تهاجم دشمنان است،(902) مرابطه در تربیت روش حفظ مرزهای سرزمین ایمان از تهاجم دشمن نفس و سایر دشمنانی است که با آن همدستند، زیرا خانمان سوزترین درد آدمی به جهان بیرونی مربوط نمی شود، بلکه این درد به درون آدمی باز می گردد، چنانکه در حدیث نبوی آمده است:
اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک.(903)
دشمنترین دشمنانت نفس (اماره) توست که میان دو پهلویت است.
مرابطه بهترین روش در مقابله با تهاجم سخت ترین دشمنان است. روایت شده است که رسول خدا(ص) فرمود:
افضل الجهاد ان یجاهد الرجل نفسه و هواه.(904)
برترین جهاد آن است که انسان با نفس خود و هوا و هوس خویش جهاد کند.
از آنجا که همه ظلمتها و ظلمها از خود انسان برمی خیزد، هیچ روش تربیتی همچون مراقبت از خود نیست.
یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم.(905)
ای کسانی که ایمان آورده اید، بر شما باد (نگاهداشت) خویشتن.
برای اینکه انسان بتواند به مرابطه خود قیام کند باید آداب و مراحلی را پاس دارد تا بتواند مرزهای حقیقت وجود خویش را حفظ کند. امیر مؤمنان علی(ع) به چنین امر خطیری فرمان می دهد و می فرماید:
قیدوا انفسکم بالمحاسبة، و املکوها بالمخالفة.(906)
نفسهای خود را با محاسبه در بند بکشید و با مخالفت (هواس و هوس) خود، آنها را مالک شوید.
چنین روشی بهترین راه برای به سامان آوردن خود و تربیت خویش در جهت اهدافی است که انسان برای آن آفریده شده است. امیر بیان علی(ع) فرموده است:
ثمرة المحاسبة صلاح النفس.(907)
ثمره و نتیجه (مراقبه و) محاسبه نفس به صلاح و سامان آوردن خویش است.
روش مرابطه برای به سامان آوردن انسان دارای چهار مرحله اساسی است: مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه.(908)

مشارطه

مشارطه در لغت به معنی شرط کردن با کسی است،(909) و در اصلاح اهل سلوک عبارت از آن است که انسان در هر شبانه روز یک بار با خود شرط کند که مرتکب گناه نشود و کاری نکند که موجب خشم و ناخشنودی خداوند گردد و در طاعات کوتاهی نکند و کار خیر و مستحبی که برایش میسر شود ترک نکند و بهتر است که این عمل پس از نماز صبح و تعقیبات آن باشد.(910)
حقیقت مشارطه تجدید عهد با خداست و اینکه انسان با خود تعهد کند که دیگر عهد الهی را فراموش نکند و در پیمان فطرت خیانت روا ندارد، زیرا همه تباهیها از فراموش کردن و پشت کردن به عهد الهی و پیمان فطرت است.
الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم.(911)
ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید که این است راه راست؟
و ما وجدنا لاکثرهم من عهد و ان وجدنا اکثرهم لفاسقین.(912)
و بیشترشان را پایبند هیچ عهد و پیمانی نیافتیم، و هر آینه بیشترشان را بدکاران و بیرون شوندگان از فرمان یافتیم.
پس مشارطه تصمیم آدمی بر پایبندی به عهد و پیمان ربوبی و بیرون نشدن از فرمان الهی در هر روز است. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:
مشارطه آن است که در اول روز مثلاً با خود شرط کند که امروز بر خلاف فرموده خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند. و این مطلب را تصمیم بگیرد. و معلوم است یک روز خلاف نکردن امری است خیلی سهل؛ انسان می تواند به آسانی از عهده برآید. تو عازم شو و شرط کن و تجربه نما، ببین چقدر سهل است. ممکن است شیطان و جنود آن ملعون بر تو این امر را بزرگ نمایش دهند، ولی این از تلبیسات آن ملعون است؛ او را از روی واقع و قلب لعن کن، و اوهام باطله را از قلب بیرون کن، و یک روز تجربه کن، آن وقت تصدیق خواهی کرد.(913)
البته باید این عهد و پیمان را پاس داشت و در تمام مدت شرط به مراقبت قیام نمود.

مراقبه

مراقبه در لغت به معنی مواظبت کردن و نگاهبانی کردن است،(914) و در اصطلاح اهل سلوک به معنی آن است که انسان در هر کاری که می خواهد بکند مراقب نفس خود باشد و پیوسته ظاهر و باطن خود را بنگرد تا نافرمانی و خلافی از او صادر نشود و در تمام احوال خود را مراقبت کند تا از آنچه بدان عازم شده و عهد کرده است تخلف نکند؛(915) و مؤمنان پایبند عهد و پیمان خویشند.
و الذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون.(916)
و آنان که امانتها و پیمان خود را رعایت می کنند.
حقیقت مراقبه این است که انسان در هر حرکت و هر حالت خدا را در نظر داشته باشد و بداند که خدای متعال از درونها آگاه است و پنهانیها را می داند و بر اعمال و رفتار بندگان مراقب است و پیوسته بر آدمی و آنچه می کند حاضر و ناظر است و نهانخانه دلها بر او آشکار است و بر زوایای درون انسان واقف است.(917) خدای متعال می فرماید:
ان الله کان علیکم رقیبا.(918)
همانا خداوند همواره بر شما نگهبان است.
الم یعلم بان الله یری.(919)
مگر (انسان) نمی داند که خدا می بیند؟
قل ان تخفوا ما فی صدورکم ان تبدوه یعلمه الله.(920)
بگو: اگر آنچه را که در سینه های شماست پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را می داند.
و اعلموا ان الله یعلم ما فی انفسکم فاحذروه.(921)
و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید می داند، پس از (مخالفت) او بترسید.
یاد آوردن عظمت الهی خود بهترین عامل در حفظ مراقبه است، چنانچه در حدیثی قدسی آمده است:
انما یسکن جنات عدن الذین اذا هموا بالمعاصی ذکروا عظمتی فراقبونی.(922)
همانا کسانی در بهشت عدن ساکن می شوند که چون قصد گناهی کردند عظمت مرا یاد آوردند و متوجه من شدند و از گناه بازایستادند.
دریافت این حقیقت که همه چیز در محضر خدای متعال است عامل بازدارنده از نافرمانی خدا و موجب اصلاح کردار و رفتار است. مربیان الهی پیوسته این امر را یادآور می شدند تا غفلت آدمی از این حقیقت زدوده شود. روایت شده است که رسول خدا(ص) فرمود:
الاحسان ان تعبد الله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک.(923)
نیکی آن است که خدا را چنان پرستش کنی که گویی او را می بینی و اگر نتوانی او را ببینی، همانا او تو را می بیند.
امیر مؤمنان(ع) در خطبه ای تربیتی چنین فرموده است:
فرحم الله امرا راقب ربه و تنکب ذنبه و کابر هواه و کذب مناه؛ امرا زم نفسه من التقوی بزمام و الجمها من خشیة ربها بلجام، فقادها الی الطاعة بزمامها و قدعها عن المعصیة بلجامها، رافعا الی المعاد طرفه متوقعا فی کل اوان حتفه دائم الفکر.(924)
خدا رحمت کند انسانی را که همیشه پروردگارش را در نظر دارد و از گناه کناره گیرد و با خواهش دل بجنگند و آرزوی دنیایی خود را تکذیب کند؛ آن انسانی که نفس سرکش خود را به مهار تقوا و پرهیزگاری مهار کند و با لگام ترس از پروردگار خویش دهنه در دهانش زند و مهارش را به سوی طاعت و فرمانبرداری خدا کشاند و با لگامی که بر آن زده است از نافرمانی و معصیت بازش دارد؛ آن بنده ای که دیده به روز معاد دوزد و هر آنی انتظار مرگ خود را دارد و پیوسته در تفکر و اندیشه به سر برد.
چنین مراقبتی آدمی را به سوی خیر و صلاح سوق می دهد و از شر و فساد بازمی دارد و به مقام بندگی سیر می دهد. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
طوبی لمن راقب ربه و خاف ذنبه.(925)
خوشا به حال آن که همیشه خدا را در نظر دارد و از گناه خویش بیم دارد.
در مراقبه باید مصمم بود و خود را ملزم به حفظ عهد و پیمان کرد تا توفیق عمل به مشارطه حاصل شود. به بیان امام خمینی(ره):
در تمام مدت شرط (باید) متوجه عمل به آن باشی و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن؛ و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خداست، بدان که این از شیطان و جنود اوست که می خواهند تو را از شرطی که کردی باز دارند. به آنها لعنت کن و از شر آنها به خداوند پناه ببر؛ و آن خیال باطل را از دل بیرون نما؛ و به شیطان بگو که من یک امروز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند تعالی نکنم، ولی نعمت من سالهای دراز است به من نعمت داده، صحت و سلامت و امنیت مرحمت فرموده و مرحمتهایی کرده که اگر تا ابد خدمت او کنم از عهده یکی از آنها برنمی آیم، سزاوار نیست یک شرط جزئی را وفا نکنم. ان شاء الله شیطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آید. و این مراقبه با هیچ یک از کارهای تو، از قبیل کسب و سفر و تحصیل و غیرها، منافات ندارد. و به همین حال باشی تا شب که موقع محاسبه است.(926)