فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

معنا و مفهوم توبه و استغفار

توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشتن است.(811) برخی لغت شناسان در معنای آن قید معصیت و گناه را افزوده اند و گفته اند: توبه رجوع و بازگشت از معصیت و گناه است.(812) ولی با توجه به اینکه توبه مراتبی دارد و برای هر انسانی با توجه به مرتبه اش توبه ای است؛ و نیز واژه توبه در قرآن کریم درباره خدای متعال به کار رفته است، مطلق رجوع و بازگشتن در معنای توبه صحیح است، زیرا رجوع و بازگشتن از معصیت و گناه درباره خدای سبحان معنا ندارد و توبه خداوند به معنای بازگشت لطف و رحمت پروردگار است به سوی بنده گنهکار، چنانکه فرموده است:
ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم.(813)
پس (خدا) به آنان (توفیق) توبه داد، تا توبه کنند. بی تردید خدا همان توبه پذیر مهربان است.
بنابراین انسان هم در توفیق برای توبه به خدا نیازمند است و هم در پذیرش توبه و شمول غفران و پاک شدن از پلیدیها و اسباب دوری از خدا،(814) یعنی توبه بنده همیشه میان دو توبه از جانب خدای متعال قرار دارد، یکی بازگشتن خدای مهربان به سوی بنده خود از سر لطف و رحمت تا بنده توفیق استغفار و توبه بیابد و دیگر بازگشتن دوباره خدا به بنده در اینکه او را بپذیرد و توبه اش را قبول نماید.(815) و البته بازگشت خدای مهربان به سوی بنده از بازگشت بنده به سوی او بیشتر است.
انه هو التواب الرحیم.(816)
آری، اوست که بسیار توبه پذیر مهربان است.
بدین ترتیب توبه خداوند برای بندگانش عبارت است از ارسال رحمت برای بخشایش گناهان آنها و زدودن تاریکی دلشان از شرک و معصیت و هر چه سبب دوری از ساحت قرب الهی می شود، و توبه بندگان به سوی خدا عبارت است از بازگشت آنان به سوی پروردگار برای آمرزش گناهان و پاک شدن از معاصی و زدودن اسباب دوری از ساحت قرب الهی.(817)
پس توبه آن است که انسان به توفیق الهی به مقام غفاریت حق تعالی پناه برد و حالت استغفار و آمرزش خواستن واقعی را تحصیل کند،(818) و دل خود را از گناه بشوید و بر ترک آنچه از او رفته است عزم نماید و تلافی و تدارک تقصیر گذشته کند و از دوری ساحت ربوبی به نزدیکی بازآید.(819)
و من یعمل سوءا او یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله غفورا رحیما.(820)
هر که کاری بد کند، یا خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.

نقش توبه در تربیت

همان طور که در مباحث گذشته اشاره شد، انسان در ابتدای آفرینشش خالی از هر صلاح و فسادی است؛ نه دارای کمالات روحانی و نه متصف به اضداد آن است، و در عین حال قابلیت پذیرش هر صلاح و فساد و استعداد حصول هر کمال و هر ضد آن را دارد. و چون فطرتش که عشق به کمال مطلق است و حقیقتش که منور به انوار الهی است در حجاب کدورتها و ظلمتها قرار گیرد و بر دلش تاریکیهای معصیت نشیند، باید پیش از آنکه کدورتها و ظلمتها افزون گردد و به جایی رسد که یکسره دل را تاریک کند، به خود آید و توبه نماید که توبه و بازگشت به خدا یگانه راه زدودن تاریکیها از دل و بازگشت به فطرت انسانی و حقیقت الهی است.(821) ابوبصیر گوید که از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود:
اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نکتة سوداء، فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تغلب علی قلبه فلایفلح بعدها ابدا.(822)
هرگاه انسان گناهی کند، در دلش نقطه ای تاریک برآید، پس اگر توبه نماید، پاک شود، و اگر بر گناه بیفزاید، آن تاریکی افزایش یابد تا بر دلش غالب آید، پس هرگز رستگار نشود.
از این روست که جز با توبه و بازگشت به سوی خدا و رهایی از شقاوتها و تباهیها نمی توان به منزل سعادت و کرامت رسید؛ و قرب به ساحت مقدس ربوبی و اتصاف به صفات الهی متوقف به توبه از شرک و هر معصیت دیگر است و خدای کریم مؤمنان را به توبه فرا می خواند تا راه رستگاری بر ایشان گشوده شود.
و توبوا الی الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون.(823)
ای مؤمنان، همگی به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.
توبه بهترین راه برای زدودن بدیهای نفس است، بدیهایی که سبب شقاوت و بدبختی انسان در زندگی دنیا و آخرت می شود و او را از ورود به ساحت قدس الهی محروم می کند. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
و لا شفیع انجح من التوبة.(824)
شفیعی رهاننده تر از توبه نیست.
ملاک تشریع توبه، رهایی از هلاکت به سبب گناه و نجات از تباهی حاصل از معصیت است، زیرا توبه وسیله رستگاری و مقدمه دستیابی به سعادت است. بعلاوه توبه وسیله حفظ روح امیدواری در انسان است، زیرا انسان برای سیر به سوی مقصد تربیت باید در اعتدال بیم و امید سیر کند تا از آنچه در این سیر او را آسیب می رساند بگریزد، و به سوی آنچه در رسیدن به مقصد یاری اش می کند بشتابد؛ و اگر این روح امید در انسان نباشد یا رو به کاستی نهد، آدمی از مسیر اعتدال بیرون می رود و به هلاکت میل می کند.(825) خدای مهربان این روح امید را در بندگان گنهکار خود می دمد تا آنان را به بازگشت برانگیزد و از هلاکت برهاند.
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم.(826)
بگو: ای بندگان من که بر خویش زیاده روی روا داشته اید (در گناهان از حد گذشته اید و بر خود ستم کرده اید)، از رحمت خدا نومید نشوید که همانا خداوند همه گناهان را می آمرزد که او آمرزنده مهربان است.
مادام که انسان روح نشاط و امید به نجات دارد، در راه تربیت خود عزم می نماید و جدیت به خرج می دهد، اما اگر روح یأس و ناامیدی بر او چیره شود و راه نجات و اصلاح و تربیت را بر خود بسته ببیند، در عمل به سستی و ناتوانی و پستی کشیده می شود تا جایی که خود را تا مرز تباهی و هلاکت پیش می برد؛ و تنها راه درمان آدمی از این بیماری مهلک توبه است.(827)
هین مکن زین پس فراگیر احتراز - که ز بخشایش در توبه ست باز
توبه را از جانب مغرب دری - باز باشد تا قیامت بر وری
تا ز مغرب بر زند سر آفتاب - باز باشد آن در، از وی رو متاب
هست جنت را ز رحمت هشت در - یک در توبه ست زان هشت ای پسر
آن همه گه باز باشد گه فراز - و آن در توبه نباشد جز که باز
هین غنیمت دار، در بازست زود - رخت آنجا کش به کوری حسود(828)
البته این همه لطف و رحمت برای حفظ روح امیدواری و تأثیر عمیق آن در تربیت انسان است و نباید چنین توهم کرد که این همه لطف سبب تشویق مردمان به گناه و معصیت می شود و ممکن است انسانها را برانگیزد که گناه کنند با این قصد که پس از آن توبه نمایند، زیرا چنین امری به هیچ وجه رنگ و بویی از توبه ندارد و آن همه لطف برای کسانی است که از عمل خود پشیمان می شوند و از گناه و معصیت می برند و به خدا بازمی گردند و توبه در آنان متحقق می شود. بنابراین آنچه مایه اصلاح و تربیت انسان است حقیقت توبه است.

حقیقت توبه

حقیقت توبه از مقوله لفظ نیست، بلکه توبه گویای تحولی درونی و انقلابی باطنی است که نشانه هایی بیرونی و عوارضی ظاهری دارد.
توبتی کن که توبه گفتن نیست - باز گفتن چو باز خفتن نیست
رو به یکبارگی به درگاه آر - تحفه از درد و ناله و آه آر
چند ازین بی کسی و بی باکی - چند تر دامنی و ناپاکی
توبه بس باقیست توبه بیار - جامه تن به آب دیده نگار(829)
حقیقت توبه انقلابی است به سوی خدا. قلب در لغت به معنای دگرگونی، تحول و زیر و رو شدن است. قلب الشی ء یعنی برگرداندن و وارونه کردن چیزی از سویی و رویی به سویی و رویی دیگر و قلب الانسان یعنی برگرداندن انسان از راه و روش و سیره اش به راه و روش و سیره ای دیگر.(830) انقلاب نیز به معنای برگشتن و دگرگونی و تغییر ماهیت است.(831) این معنا در داستان ساحران فرعون بخوبی تصویر شده است. آنان با همه وابستگی شان به راه و رسم فرعون، پس از آنکه حق بر ایشان آشکار شد، دچار انقلابی درونی شدند و پرده ها و حجابهای فطرتشان را کنار زدند و تسلیم حق گردیدند و ایمان آوردند. این صحنه زیبای تحول و دگرگونی انسانها - به توفیق الهی - در قرآن کریم چنین آمده است:
و جاء السحرة فرعون قالوا ان لنا لاجرا ان کنا نحن الغالبین قال نعم و انکم لمن المقربین. قالوا یا موسی اما ان تلقی و اما ان نکون نحن الملقین. قال القوا فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم و جاءوا بسحر عظیم. و اوحینا الی موسی ان الق عصاک فاذا هی تلقف ما یأفکون. فوقع الحق و بطل ما کانوا یعملون. فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین. و القی السحرة ساجدین. قالوا آمنا برب العالمین. رب موسی و هارون.(832)
و ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: آیا اگر ما پیروز شدیم برای ما پاداشی خواهد بود؟ گفت: آری، و مسلماً شما از مقربان (دربار من) خواهید بود. گفتند:
ای موسی، آیا تو می افکنی و یا اینکه ما بیفکنیم؟ گفت: شما بیفکنید. و چون افکندند، دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحری بزرگ در میان آوردند. و به موسی وحی کردیم که عصایت را بینداز؛ پس (انداخت و اژدها شد و) ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعید. پس حقیقت آشکار گردید و کارهایی که می کردند باطل شد. و در آنجا مغلوب و خوار گردیدند. و ساحران به سجده درافتادند. (و) گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسی و هارون.
چون این صحنه پیش آمد، فرعون سخت متوحش شد و تلاش کرد با هر وسیله ممکن اراده ایشان را در هم شکند، اما آنان که به توفیق الهی به حق روی کرده بودند، بر ایمان خود استوار ماندند و در پاسخ تهدیدهای هولناک فرعون از انقلاب درونی خود و توبه ای حقیقی سخن گفتند.
قالوا لا ضیر انا الی ربنا منقلبون. انا نطمع ان یغفر لنا ربنا خطایانا ان کنا اول المؤمنین.(833)
گفتند: باکی نیست، همانا ما به سوی پروردگار خود بازمی گردیم. ما امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید که ما نخستین ایمان آورندگان بودیم.
بنابراین توبه از چنین حقیقتی برخوردار است؛ اینکه انسان خود بر پستیها و نادرستیهای خویش قیام کند و آنها را بر هم زند و به کمالات و راستیها روی کند و آنها را در وجود خود پا برجا کند. استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می فرماید:
توبه عبارت است از عکس العمل نشان دادن مقامات عالی و مقدس روح انسان علیه مقامات دانی و پست و حیوانی انسان. توبه عبارت است از قیام و انقلاب مقدس قوای فرشته صفت انسان علیه قوای بهیمی صفت و قوای شیطان صفت انسان. این ماهیت توبه است. حالا چطور می شود که این حالت بازگشت، حالت ندامت، حالت پشیمانی برای انسان پیدا می شود، این را بدانید که اگر در وجود انسان کاری بشود که آن عناصر مقدس وجود انسان بکلی از کار بیفتد، یک زنجیرهای بسیار نیرومندی به آنها بسته شده باشند که نتوانند آزاد بشوند، دیگر انسان توفیق توبه پیدا نمی کند، ولی همان طوری که در یک کشور آن وقت انقلاب می شود که عده ای ولو کم، عناصر پاک در میان آن مردم باقی مانده باشند، در وجود انسان هم اگر عناصر مقدس و پاکی فی الجمله باقی باشند، انسان توفیق توبه پیدا می کند و الا هرگز توفیق توبه پیدا نمی کند.(834)
توبه حقیقی که توبه ای نصوح (خالص و راستین) است،(835) چنان تحولی در انسان ایجاد می کند که انسان را شایسته این می کند که خداوند از سر محبت خویش گناهان او را بزداید.
یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم.(836)
ای کسانی که ایمان آورده اید، به درگاه خدا توبه ای راستین کنید، امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید.
شیخ کلینی(ره) به اسناد خود از معاویة بن وهب روایت کرده است که گفت: شنیدم که حضرت صادق فرمود:
اذا تاب العبد توبة نصوحا احبة الله فستر علیه فی الدنیا و الآخرة. (فقلت، و کیف یستر علیه؟ قال:) ینسی ملکیه ما کتبا علیه من الذنوب و یوحی الی جوارحه: اکتمی علیه ذنوبه. و یوحی الی بقاع الارض: اکتمی ما کان یعمل علیک من الذنوب. فیلقی الله حین یلقاه و لیس شی ء یشهد علیه بشی ء من الذنوب.(837)
چون بنده توبه ای خالص و راستین کند، خداوند او را دوست بدارد و در دنیا و آخرت بر او پرده پوشی کند. (پس عرض کردم: چگونه بر او پرده پوشی کند؟ فرمود:) گناهان او را از یاد دو فرشته ای که می نویسند می برد، و به اعضا و جوارح او و به زمینی که در آن گناه کرده است وحی می کند که گناهان او را بپوشانید. پس توبه کننده خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که چیزی نخواهد بود که بر ضد او شهادت دهد.
توبه ای که انسان را منقلب می کند، توبه ای است که توبه کننده خود را با آب حسرت و ندامت شست و شو دهد و تیرگیها و ظلمتهایی را که به سبب معاصی ایجاد شده است بزداید و به حق بازگردد تا شایسته محبت الهی شود. به بیان امیر مؤمنان علی(ع):
التوبة تطهر القلوب و تغسل الذنوب.(838)
توبه دلها را پاک می کند و گناهان را می شوید.
اگر حقیقت توبه حاصل شود، خداوند از سر لطف و رحمت خویش چنان تحولی ایجاد کند که بدیهای بنده به نیکیها تبدیل شود؛ و آیا نویدی بالاتر از این برای نجات آدمیان هست؟
الا من تاب و آمن و عمل صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما.(839)
مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل می کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.
بنابراین آدمی از راه توبه و عمل صالح از صورت حیوانی خارج می شود و صورتی انسانی می یابد. آن که به سبب انقلابی درونی، به شقاوت و خباثت وجود خود پشت می کند و به حقیقت نورانی وجود خویش روی می نماید، این گونه مورد مغفرت و رحمت الهی قرار می گیرد. و البته چنین توبه منقلب کننده ای، توبه ای است که با آدابش صورت گیرد.