فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

روش توبه

روش توبه راهی است یگانه برای جدا شدن انسان از بدیها و پستیها و سلوک که سوی خدا، که اگر پروردگار جهانیان از سر رحمت خویش این راه را بر آدمیان نمی نمود، هیچ کس را به درگاهش راهی نبود.
راه اتصاف آدمی به صفات الهی و دستیابی به سعادت حقیقی، متوقف بر این است که انسان از مغاک شقاوت و چاه دوری از خداوند به درآید و به سوی او بازگردد و این همان توبه و رجوع است.(806) انسان نسبت به کمال و سعادت اخروی که هیچ کس از آن بی نیاز نیست، فقیر و تهی دست است و تنها خداست که بی نیاز محض است.(807) اگر راه توبه و رجوع به خداوند نباشد، انسان در مرتبه اسفل سافلین متوقف می ماند و نمی تواند به هیچ روی به کمالی دست یابد.(808) بنابراین توبه راه گشاده خروج از ظلمات به سوی نور و لطف و رحمتی است از جانب خدا برای نجات و هدایت آدمیان - در هر مرتبه ای که باشند - و سیر دادن ایشان به کمال مستحقشان. در کتاب شریف مصباح الشریعه از امام صادق(ع) درباره این روش تربیتی چنین وارد شده است:
التوبة حبل الله و مدد عنایته، و لابد للعبد من مداومة التوبة علی کل حال. و کل فرقة من العباد لهم توبة، فتوبة الانبیاء من اضطراب السر، و توبة الاولیاء من تلوین الخطرات، و توبة الاصفیاء من التنفیس، و توبة الخاص من الاشتغال بغیر الله تعالی، و توبة العام من الذنوب.(809)
توبه ریسمان خدا و وسیله لطف و عنایت اوست، و هر بنده ای ناگزیر است که پیوسته (و در همه اوضاع و احوال و مراتب خود) در حال توبه باشد. و هر دسته از بندگان را توبه ای است مخصوص؛ توبه پیامبران از اضطراب باطن است و توبه اولیا از اندیشه ها و خیالاتی است که به خاطر ایشان خطور می کند، و توبه برگزیدگان از فراموشی کدورت غفلت است، و توبه خواص از اشتغال به غیر خداست، و توبه عوام از گناهان است.
عمر بی توبه همه جان کندن است - مرگ حاضر، غایب از حق بودن است
عمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود - بی خدا آب حیات آتش بود(810)

معنا و مفهوم توبه و استغفار

توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشتن است.(811) برخی لغت شناسان در معنای آن قید معصیت و گناه را افزوده اند و گفته اند: توبه رجوع و بازگشت از معصیت و گناه است.(812) ولی با توجه به اینکه توبه مراتبی دارد و برای هر انسانی با توجه به مرتبه اش توبه ای است؛ و نیز واژه توبه در قرآن کریم درباره خدای متعال به کار رفته است، مطلق رجوع و بازگشتن در معنای توبه صحیح است، زیرا رجوع و بازگشتن از معصیت و گناه درباره خدای سبحان معنا ندارد و توبه خداوند به معنای بازگشت لطف و رحمت پروردگار است به سوی بنده گنهکار، چنانکه فرموده است:
ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم.(813)
پس (خدا) به آنان (توفیق) توبه داد، تا توبه کنند. بی تردید خدا همان توبه پذیر مهربان است.
بنابراین انسان هم در توفیق برای توبه به خدا نیازمند است و هم در پذیرش توبه و شمول غفران و پاک شدن از پلیدیها و اسباب دوری از خدا،(814) یعنی توبه بنده همیشه میان دو توبه از جانب خدای متعال قرار دارد، یکی بازگشتن خدای مهربان به سوی بنده خود از سر لطف و رحمت تا بنده توفیق استغفار و توبه بیابد و دیگر بازگشتن دوباره خدا به بنده در اینکه او را بپذیرد و توبه اش را قبول نماید.(815) و البته بازگشت خدای مهربان به سوی بنده از بازگشت بنده به سوی او بیشتر است.
انه هو التواب الرحیم.(816)
آری، اوست که بسیار توبه پذیر مهربان است.
بدین ترتیب توبه خداوند برای بندگانش عبارت است از ارسال رحمت برای بخشایش گناهان آنها و زدودن تاریکی دلشان از شرک و معصیت و هر چه سبب دوری از ساحت قرب الهی می شود، و توبه بندگان به سوی خدا عبارت است از بازگشت آنان به سوی پروردگار برای آمرزش گناهان و پاک شدن از معاصی و زدودن اسباب دوری از ساحت قرب الهی.(817)
پس توبه آن است که انسان به توفیق الهی به مقام غفاریت حق تعالی پناه برد و حالت استغفار و آمرزش خواستن واقعی را تحصیل کند،(818) و دل خود را از گناه بشوید و بر ترک آنچه از او رفته است عزم نماید و تلافی و تدارک تقصیر گذشته کند و از دوری ساحت ربوبی به نزدیکی بازآید.(819)
و من یعمل سوءا او یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله غفورا رحیما.(820)
هر که کاری بد کند، یا خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.

نقش توبه در تربیت

همان طور که در مباحث گذشته اشاره شد، انسان در ابتدای آفرینشش خالی از هر صلاح و فسادی است؛ نه دارای کمالات روحانی و نه متصف به اضداد آن است، و در عین حال قابلیت پذیرش هر صلاح و فساد و استعداد حصول هر کمال و هر ضد آن را دارد. و چون فطرتش که عشق به کمال مطلق است و حقیقتش که منور به انوار الهی است در حجاب کدورتها و ظلمتها قرار گیرد و بر دلش تاریکیهای معصیت نشیند، باید پیش از آنکه کدورتها و ظلمتها افزون گردد و به جایی رسد که یکسره دل را تاریک کند، به خود آید و توبه نماید که توبه و بازگشت به خدا یگانه راه زدودن تاریکیها از دل و بازگشت به فطرت انسانی و حقیقت الهی است.(821) ابوبصیر گوید که از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود:
اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نکتة سوداء، فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تغلب علی قلبه فلایفلح بعدها ابدا.(822)
هرگاه انسان گناهی کند، در دلش نقطه ای تاریک برآید، پس اگر توبه نماید، پاک شود، و اگر بر گناه بیفزاید، آن تاریکی افزایش یابد تا بر دلش غالب آید، پس هرگز رستگار نشود.
از این روست که جز با توبه و بازگشت به سوی خدا و رهایی از شقاوتها و تباهیها نمی توان به منزل سعادت و کرامت رسید؛ و قرب به ساحت مقدس ربوبی و اتصاف به صفات الهی متوقف به توبه از شرک و هر معصیت دیگر است و خدای کریم مؤمنان را به توبه فرا می خواند تا راه رستگاری بر ایشان گشوده شود.
و توبوا الی الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون.(823)
ای مؤمنان، همگی به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.
توبه بهترین راه برای زدودن بدیهای نفس است، بدیهایی که سبب شقاوت و بدبختی انسان در زندگی دنیا و آخرت می شود و او را از ورود به ساحت قدس الهی محروم می کند. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
و لا شفیع انجح من التوبة.(824)
شفیعی رهاننده تر از توبه نیست.
ملاک تشریع توبه، رهایی از هلاکت به سبب گناه و نجات از تباهی حاصل از معصیت است، زیرا توبه وسیله رستگاری و مقدمه دستیابی به سعادت است. بعلاوه توبه وسیله حفظ روح امیدواری در انسان است، زیرا انسان برای سیر به سوی مقصد تربیت باید در اعتدال بیم و امید سیر کند تا از آنچه در این سیر او را آسیب می رساند بگریزد، و به سوی آنچه در رسیدن به مقصد یاری اش می کند بشتابد؛ و اگر این روح امید در انسان نباشد یا رو به کاستی نهد، آدمی از مسیر اعتدال بیرون می رود و به هلاکت میل می کند.(825) خدای مهربان این روح امید را در بندگان گنهکار خود می دمد تا آنان را به بازگشت برانگیزد و از هلاکت برهاند.
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم.(826)
بگو: ای بندگان من که بر خویش زیاده روی روا داشته اید (در گناهان از حد گذشته اید و بر خود ستم کرده اید)، از رحمت خدا نومید نشوید که همانا خداوند همه گناهان را می آمرزد که او آمرزنده مهربان است.
مادام که انسان روح نشاط و امید به نجات دارد، در راه تربیت خود عزم می نماید و جدیت به خرج می دهد، اما اگر روح یأس و ناامیدی بر او چیره شود و راه نجات و اصلاح و تربیت را بر خود بسته ببیند، در عمل به سستی و ناتوانی و پستی کشیده می شود تا جایی که خود را تا مرز تباهی و هلاکت پیش می برد؛ و تنها راه درمان آدمی از این بیماری مهلک توبه است.(827)
هین مکن زین پس فراگیر احتراز - که ز بخشایش در توبه ست باز
توبه را از جانب مغرب دری - باز باشد تا قیامت بر وری
تا ز مغرب بر زند سر آفتاب - باز باشد آن در، از وی رو متاب
هست جنت را ز رحمت هشت در - یک در توبه ست زان هشت ای پسر
آن همه گه باز باشد گه فراز - و آن در توبه نباشد جز که باز
هین غنیمت دار، در بازست زود - رخت آنجا کش به کوری حسود(828)
البته این همه لطف و رحمت برای حفظ روح امیدواری و تأثیر عمیق آن در تربیت انسان است و نباید چنین توهم کرد که این همه لطف سبب تشویق مردمان به گناه و معصیت می شود و ممکن است انسانها را برانگیزد که گناه کنند با این قصد که پس از آن توبه نمایند، زیرا چنین امری به هیچ وجه رنگ و بویی از توبه ندارد و آن همه لطف برای کسانی است که از عمل خود پشیمان می شوند و از گناه و معصیت می برند و به خدا بازمی گردند و توبه در آنان متحقق می شود. بنابراین آنچه مایه اصلاح و تربیت انسان است حقیقت توبه است.