فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

اهل عبرت

کسانی می توانند بدرستی از صفات بد به صفات خوب عبور کنند و اهل عبرت شوند که فطرت انسانی خود را آن چنان نپوشانده باشند که از آنچه بر سر دیگران رفته است، به خود نیایند، بلکه انسان به فطرت خود ترس از شقاوت و عذاب دارد و با دیدن آنچه مایه عبرت است به اصلاح خود و جامعه می پردازد. از این روست که خدای رحمان فرموده است:
ان فی ذلک لعبرة لمن یخشی.(767)
همانا برای هر که (از شقاوت و عذاب) بترسد، در این (امور) عبرتی است.
چنین انسانی از کنار حوادث نمی گذرد، بلکه در آنها سیر می کند و این سیر مستلزم چشمی بینا و خردی ناآلوده است، چنانکه در قرآن کریم بر آن تصریح شده است:
ان فی ذلک لعبرة لاولی الابصار.(768)
در این (امور) برای صاحبان بینش عبرتی است.
عبرة لاولی الالباب.(769)
(در این امور) برای خردمندان عبرتی است.
انسانی که می آموزد در قشر متوقف نگردد و از ظاهر به باطن سیر کند، پیوسته همه چیز را به چشم عبرت می نگرد و به سوی اصلاح گام برمی دارد. شأن مؤمن چنین است. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
و انما ینظر المؤمن الی الدنیا بعین الاعتبار.(770)
همانا مؤمن به دنیا به دیده عبرت نمی نگرد.
این نوع نگرش انسان را به روشن بینی و خودنگهداری می رساند. پس باید تلاش کرد که متربی نگاه خود را به امور و حوادث تصحیح کند و پیوسته عبرت بگیرد. از امیر مؤمنان(ع) روایت شده است که فرمود:
دوام الاعتبار یودی الی الاستبصار و یثمر الازدجار.(771)
عبرت گیری پیوسته انسان را به سوی بصیرت می کشاند و بازدارندگی (از بدیها) را به بار می آورد.

روش موعظه

از جمله روشهایی که خدای رحمان برای تربیت آدمیان بدان سفارش کرده است، روش موعظه است، چنانکه پیامبر گرامی اش را فرمان می دهد که مردمان را با موعظه ای نیکو به دین و راه خدا بخواند.
ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة.(772)
با حکمت و موعظه نیکو به راه پروردگارت دعوت کن.
موعظه ای که از جانی پاک برمی خیزد، بر جانهای راه گم کرده ولی مایل به راه یابی می نشیند و دل ایشان را نرم می کند و تسلیم حق می نماید. موعظه نیکو موعظه ای است که واعظی راه یافته، به روشی نیکو از آن برای اصلاح و هدایت بهره می گیرد و بی گمان چنین موعظه ای روشی مؤثر در تربیت است.

معنا و مفهوم وعظ و موعظه

راغب اصفهانی در معنای وعظ می نویسد: الوعظ زجر مقترن بالتخویف(773) یعنی موعظه منعی است که با بیم دادن همراه است. اما همین طور که خلیل بن احمد لغوی معروف، در مفهوم موعظه گفته است، موعظه یادآوری قلب است نسبت به خوبیها در آنچه که موجب رقت قلب می شود.(774) یعنی موعظه سخنی است که قلب را نرمی و رقت می بخشد و عواطف را تحریک می کند و موجب می شود که انسان از کجی و پلیدی دست کشد و به راستی و خوبی دل بندد. موعظه سخنی است که در انسان حالت بازدارندگی از بدیها و گروندگی به خوبیها ایجاد می کند. بنابراین، موعظه سختی و مقاومت دل را در برابر حق و عمل به حق زایل می کند و نرمی و تسلیم در برابر حق و عمل به حق را فراهم می سازد.