فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

روش عبرت

از جمله روشهای تربیتی قرآن کریم و پیشوایان معصوم روش عبرت است که با نظر به دگرگونیهای زندگی، حوادث و تحولات تاریخی، احوال امتها، حیات و مرگ تمدنها، عظمت و انحطاط دولتها، سرنوشت و فرجام قدرتمندان و بیدادگران و همانند اینها شکل می گیرد؛ و هر کس را که اهل دیدن و اندیشیدن و دریافتن است راه می نماید و از بدی به نیکی و از تاریکی به روشنایی سیر می دهد.
فاعتبروا یا اولی الابصار.(738)
پس ای اهل بصیرت، عبرت گیرید.

معنا و مفهوم عبرت و اعتبار

عبرت از ماده عبر است و اصل این واژه به معنای گذشتن از حالی به حالی است. اعتبار و عبرت حالتی است که انسان را از شناخت و معرفت محسوس به شناخت و معرفت نامحسوس می رساند، انسان را از امور مشهود به امور نامشهود راه می برد، از شناخت چیزی که دیده شده است، به شناخت چیزی که در گذشته رخ داده و دیده نشده است واصل می کند.(739) شیخ طوسی(ره) می نویسد که اصل این واژه به معنای نفوذ کردن از جانبی به جانب دیگر است.(740) و البته تا دیده ای نافذ نباشد و انسان از ظواهر عبور نکند به شناختی ورای ظواهر دست نمی یابد، بلکه تماشاگر خواهد بود نه عبرت گیر.
مفهوم عبرت در قصیده ایوان مدائن خاقانی شروانی بخوبی تصویر شده است که ابیاتی از آن ذکر می شود.(741)
هان، ای دل عبرت بین از دیده عبر کن، هان - ایوان مدائن را آیینه عبرت دان
یک ره ز لب دجله منزل به مدائن کن - وز دیده دوم دجله بر خاک مدائن ران
دندانه هر قصری پندی دهدت نو نو - پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
این هست همان ایوان کز نقش رخ مردم - خاک در او بودی دیوار نگارستان
این هست همان درگه کو را ز شهان بودی - دیلم ملک بابل، هندوشه ترکستان
این هست همان صفه کز هیبت او بردی - بر شیر فلک حمله شیر تن شادروان
پندار همان عهد است، از دیده فکرت بین - در سلسله درگه، در کوکبه میدان
بس پند که بود آنگه در تاج سرش پیدا - صد پند نو است اکنون در مغز سرش پنهان
کسری و ترنج زر، پرویز و به زرین - بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان
پرویز به هر بومی زرین تره آوردی - کردی ز بساط زر زرین تره را بستان
پرویز کنون گم شد ز آن گمشده کمتر گوی - زرین تره کو برخوان؟ رو کم ترکوا(742) برخوان
گفتی که کجا رفتند آن تاجوران، اینک - ز ایشان شکم خاک است آبستن جاویدان
چندین تن جباران کاین خاک فرو خورده است - این گرسنه چشم آخر هم سیر نشد ز ایشان
خاقانی از این درگه دریوزه عبرت کن - تا از در تو ز آن پس دریوزه کند خاقان
این بحر بصیرت بین، بی شربت از او مگذر - کز شط چنین بحری لب تشنه شدن نتوان(743)
از اهداف تربیت الهی این است که انسان وقتی به تاریخ و حوادث روزگار و تطورات آن می نگرد، عبرت بگیرد.
عبرت گرفتن، یعنی از صفات بد به صفات خوب عبور کردن. اگر کسی حوادث روزگار را ببیند و از صفت بد به صفت خوب عبور نکند، نمی گویند او عبرت گرفت، می گویند تماشا کرد؛ ولی اگر از صفت بد و زشتی به نیکی عبور کرد، می گویند اعتبار و عبرت گرفت.(744)

نقش عبرت در تربیت

از مقاصد مهم تربیت آن است که چشمان انسان بدرستی گشوده شود و به بصیرت دست یابد و بتواند از ظواهر امور بگذرد و بواطن امور را بنگرد، و از محسوسات و مشهودات به معقولات برسد و خود را از فرو رفتن در گرداب فریبها حفظ کند و در راههای خطا که دیگران مکرر رفته اند، گام نگذارد؛ و روش عبرت راهی استوار در رساندن انسان به این مقصد تربیت است. بنابراین نقش تربیتی عبرت این است که انسان را اهل عبور از غفلت به بصیرت کند و او را از خانه غرور بیرون آورد و به خانه شعور برساند. مادام که انسان در خانه غرور خویش گرفتار است، از آنچه بر سر دیگران رفته است، درس نمی آموزد و خطاهای گذشتگان را تکرار نمی کند و به همان راهی می رود که آنان رفتند. پس باید به انسان عبور کردن را آموخت تا بتواند عبرت بگیرد؛ و این عبرت او را رشد دهد و به سلامت از دار دنیا به خانه آخرت برساند. این نقش در سخنان نورانی، امیر بیان، علی(ع) چنین آمده است:
الاعتبار منذر ناصح؛ من تفکر اعتبر، و من اعتبر اعتزل، و من اعتزل سلم.(745)
عبرت بیم دهنده ای خیرخواه است؛ هر که (در حوادث و آنچه بر دیگران رفته است) بیندیشد، عبرت گیرد، و هر که عبرت گیرد خود را (از سرنوشت بد دیگران) دور نگه دارد، و هر که خود را (از بدیها) دور نگه دارد به سلامت ماند.
من اعتبر ابصر.(746)
هر که عبرت گیرد، بینا شود.
الاعتبار یقود الی الرشد.(747)
عبرت گرفتن به سوی رشد (راه درست) می کشاند.
الاعتبار یثمر العصمة.(748)
عبرت گرفتن حفظ خود از گناه را نتیجه می دهد.
هر چه روحیه عبرت گیری بیشتر شود، خود نگهداری انسان افزایش می یابد و در نتیجه اشتباه و گناهش کمتر می شود. به بیان علی(ع):
من کثر اعتباره قل عثاره.(749)
هر که عبرت گیری اش بسیار باشد، لغزشش اندک باشد.
از مهمترین عوامل لغزش انسانها شبهه است، بلکه هر جا پای آدمی می لغزد نشانی از شبهه وجود دارد، یعنی آن امور باطلی که شباهت به حق دارد،(750) باطلی که لباس حق بر تن کرده است، باطلی که مدعی حق است؛ و آنچه در زمینه حفظ انسان را در برابر شبهه ها فراهم می کند، عبرت است. امیر مؤمنان علی(ع) در ابتدای زمامداری خود، خطبه ای ایراد کرد و مردمان را به این مهم توجه داد و فرمود:
ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوی عن تقحم الشبهات.(751)
کسی که عبرتها برایش کیفرها و سرانجامهای وخیم را که در پیش چشم اوست آشکار نماید و پند پذیرد، البته تقوا او را از سرنگون شدن در شبهه ها بازمی دارد.
اگر انسان عبرت پذیر شود، می تواند از مدرسه روزگار به نیکی کسب تجربه کند و بهترین پشتیبان را برای کسب سلوک تربیتی خود فراهم آورد. امیر مؤمنان(ع) فرموده است:
و لو اعتبرت بما مضی حفظت ما بقی.(752)
اگر از آنچه گذشته است عبرت گیری، آنچه را مانده است حفظ کنی.
و اگر انسان عبرت پذیر نشود، بهترین یاور را در راهنمایی خود از دست می دهد، و خود و آنچه بر سرش می آید، مایه عبرتی دیگر می شود، چنانکه بر گذشتگان این گونه شد. چه نیکو فرموده است امیر بیان، علی(ع):
من لم یعتبر بغیره لم یستظهر لنفسه.(753)
هر که از (سرگذشت) دیگران عبرت نگیرد، برای خود پشتیبانی نگرفته است.