فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

یاد مرگ

از جمله روشهای تربیتی که در قرآن کریم و روایات معصومین بر آن بسیار تأکید شده است، یادآوری مرگ است که دارویی مؤثر در ریشه کن کردن دوستی دنیا و رذایل اخلاقی و محرکی قوی در برانگیختن آدمی در استفاده از فرصتهای این جهانی برای حیات اخروی است.
کل نفس ذائقة الموت و انما توفون اجورکم یوم القیامة فمن زحزح عن النار و ادخل الجنة فقد فاز و ما الحیاة الدنیا الا متاع الغرور.(723)
هر کسی چشنده (طعم) مرگ است، و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور کامل به شما داده می شود. پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند براستی کامیاب شده است؛ و زندگی دنیا جز مایه فریب نیست.
آرزوهای دنیایی آدمی را با خود می برد و در برهوت پستیها به هلاکت می رساند و آنچه بازدارنده انسان از همراهی با آرزوهای دنیایی است، در نظر داشتن مرگ و ذکر معاد است که بالاترین ذکرهاست.
اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیدة.(724)
هر کجا باشید، مرگ شما را درمی یابد، هرچند در برجهای استوار باشید.
انسان به سبب درک نادرست خود از مرگ و زندگی، و فرو رفتن در دام دنیا و اوهام از یاد مرگ گریزان است و خود را از نیکوترین وسیله رهایی از دنیا و کسب وارستگی محروم می سازد. خدای رحمان مرگ را به آدمی یادآور می شود تا با یاد آن دل آدمی صیقل بخورد و دیده اش به حقایق هستی گشوده شود و رفتار و کردارش اصلاح شود و به خلوص راه یابد. خدای سبحان پیامبر گرامی اش را فرمان می دهد که مرگ را یادآور مردمان شود تا راه هدایت بر آنان گشوده شود.
قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم.(725)
بگو: آن مرگی که از آن می گریزید، قطعاً به سروقت شما می آید.
اگر انسان دنیا را فانی و خود را راهی ببیند، بی گمان به ترتیب خویش اهتمام می کند و خود را برای سرای جاودانی آماده می سازد. این حقیقت در سخنان نورانی امیر مؤمنان(ع) چنین وارد شده است:
من تذکر بعد السفر استعد.(726)
هر که دوری سفر را به یاد آورد، خویشتن را آماده می کند.
من راقب اجله اغتنم مهله.(727)
هر که منتظر مرگ خویش باشد، از مهلتهایی که در اختیار دارد بهره می برد.
من ترقب الموت سارع الی الخیرات.(728)
هر که انتظار مرگ را کشد، در انجام دادن کارهای نیک شتاب کند.
من ایقن بالمجازاة لم یؤثر غیر الحسنی(729)
هر که به کیفر و پاداش آخرت یقین داشته باشد، جز کار خیر را برنگزیند.
یاد مرگ و پیامدهایش انسان را بدین منظر می رساند که خود را همچون مسافری ببیند که باید از فرصتها بهره ببرد و ره توشه آخرت برگیرد، زیرا اگر انسان از مرگ بگریزد، مرگ از انسان نمی گریزد که هر نفسی گامی است به سوی همدمی با مرگ. اولیای خدا برای تربیت مردمان آن را به یاد مرگ خوی می دادند، زیرا غفلت مردم از مرگ به سبب کم یاد کردن آن است و اگر هم گاهی آن را یاد کنند، نه با قلبی فارغ بلکه با دلی گرفتار شهوتها و علائق دنیوی یاد آن می کنند، و چنین یادی سودی می دهد. راه درست این است که آدمی دل را از هر چیزی جز یاد مرگ که در پیش روی دارد تهی کند، همچون کسی که بخواهد سفری دراز کند که در راه آن بیابانهای بی آب یا دریای خطرناک باشد که باید از آن بگذرد، و ناگزیر فکری غیر از آن ندارد. کسی که به این نحو به یاد مردن باشد و مکرر یاد آن کند، در دل او اثر می گذارد و در نتیجه سرور و نشاط او به دنیا کم می شود و نفسش از آن بازمی ایستد، و از آن دل شکسته می شود، و آماده مرگ و سفر آخرت می گردد.(730) امیر مؤمنان علی(ع) در نامه ای که خطاب به مردم مصر نوشت - زمانی که محمد بن ابی بکر را به عنوان زمامدار ایشان می فرستاد - آنان را به ذکر مرگ سفارش کرد و فرمود:
یا عباد الله، ان الموت لیس منه فوت، فاحذروه قبل وقوعه، و اعدوا له عدته. فانکم طرد الموت. ان اقمتم له اخذکم، و ان فررتم منه ادرککم، و هو الزم لکم من ظلکم. الموت معقود بنواصیکم، و الدنیا تطوی خلفکم. فاکثروا ذکر الموت عندما تنازعکم الیه انفسکم من الشهوات، و کفی بالموت واعظا. و کان رسول الله - صلی الله علیه و آله - کثیرا ما یوصی اصحابه بذکر الموت، فیقول: اکثروا ذکر الموت فانه هادم اللذات، حائل بینکم و بین الشهوات.(731)
ای بندگان خدا! همانا از مرگ گریزی نیست. پس قبل از آنکه شما را دریابد، از آن بیم دارید و ساز و برگ آن را فراهم آرید، زیرا در هر حال شما شکار مرگید. اگر در جای خود بمانید، به سروقتتان آید، و اگر از آن بگریزید، شما را دریابد، و (بدانید که) این مرگ از سایه شما به شما همراه تر است. مرگ بر پیشانی شما نگاشته شده است و دنیا پس از شما نیز درنوردیده خواهد شد. پس هرگاه شهوتها به شما روی آوردند، مرگ را بسیار یاد کنید که یاد مرگ برای پندآموزی بسنده است. رسول خدا(ص) اصحاب خود را پیوسته به یادآوری مرگ سفارش می کرد و می فرمود: مرگ را بسیار یاد کنید که همانا مرگ بر هم زننده لذتها و جداکننده شما از شهوتهاست.
پیشوای پارسایان، علی(ع) پیوسته یاران و مردمان خود را به یاد مرگ سفارش می نمود و از این راه آنان را اصلاح می کرد. در خطبه ای فرمود:
الا فاذکروا هاذم اللذات، و منغص الشهوات، و قاطع الامنیات، عند المساورة للاعمال القبیحة.(732)
هان! بر هم زننده لذتها، و تیره کننده شهوتها، و برنده آرزوها را به یاد آرید، آن گاه که به کارهای زشت شتاب می آرید.
پیشوایان حق برای سیر دادن شاگردان خود به سوی کمال مطلق آنان را به تداوم یاد مرگ سفارش می کردند. ابوعبیده از شاگردان امام باقر(ع) به آن حضرت عرض کرد که وی را سخنی فرماید تا از آن بهره مند شود. حضرت فرمود:
یا ابا عبیدة، اکثر ذکر الموت، فما اکثر ذکر الموت انسان الا زهد فی الدنیا.(733)
ای اباعبیده! مرگ را بسیار یاد کن که هر انسانی که آن را بسیار یاد کند به دنیا بی میل و زاهد می شود.
بسیار یاد مرگ کردن، بزرگترین مانع تربیت حقیقی انسان یعنی دنیاپرستی را برطرف می سازد و نفس سرکش را رام می نماید و بهترین زمینه را برای پرورش صفات الهی در دل انسان به وجود می آورد. پیشوای پارسایان، علی(ع) در نامه تربیتی خود به امام مجتبی(ع) او را به بسیار یاد مرگ کردن سفارش می کند و درهای رهایی از دنیا و بندگی حقیقی خدا را این گونه می گشاید.
یا بنی، اکثر من ذکر الموت، و ذکر ما تهجم علیه، و تفضی بعد الموت الیه، حتی یأتیک و قد اخذت منه حذرک، و شددت له ازرک، و لایأتیک بغتة فیبهرک، و ایاک ان تغتر بما تری من اخلاد اهل الدنیا الیها، و تکالبهم علیها، فقد نباک الله عنها، و نعت هی لک عن نفسها، و تکشفت لک عن مساویها، فانما اهلها کلاب عاویة، و سباع ضاریة، یهر بعضها علی بعض، و یأکل عزیزها ذلیلها، و یقهر کبیرها صغیرها. نعم معلقة، و اخری مهملة، قد اضلت عقولها، و رکبت مجهولها، سروح عاهة بواد وعث...(734)
فرزندم! بسیار یاد مرگ کن، و به یاد آنچه به آن پنجه درمی افکنی، و آنچه پس از مردن بدان روی می نمایی تا هنگامی که درآمد، مجهز و آماده باشی، و ناگهان بر سر تو نیاید و تو را مغلوب ننماید؛ و مبادا فریفته شوی که می بینی دنیاداران به دنیا دل می نهند و بر سر دنیا بر یکدیگر می جهند. چه خداوند تو را از ماهیت دنیا آگاه کرده و دنیا نیز خود بدیهای خود را باز نموده است. همانا دنیاپرستان سگانند عوعوکنان، و درندگانند در پی صید دوان. به جان یکدیگر افتاده اند؛ نیرومندشان ناتوان را طعمه خویش می نماید، و بزرگشان بر خرد دست چیرگی می گشاید. گروهی از ایشان (چون) حیوانات پایبند نهاده اند و گروهی دیگر (چون) حیوانات رها شده اند. خرد خود را از دست داده اند و در کار خویش سرگردانند، و در چراگاه زیان و در بیابانی ناهموار روانند.
راه نجات آدمی از دنیاطلبی، حیوان صفتی و درنده خویی در تداوم یاد مرگ است، و بدین وسیله است که انسان از نیرنگهای دنیا رهایی می یابد، چنانکه از امیر مؤمنان(ع) وارد شده است:
من اکثر من ذکر الموت نجا من خداع الدنیا.(735)
هر که مرگ را بسیار یاد کند، از نیرنگهای دنیا نجات یابد.
این همه تأکید بر یاد مرگ بدین سبب است که یاد مرگ آدمی را از غفلت بیرون می برد و از دام شیطان نفس رها می سازد و به آزادگی و پاکی می رساند. پس باید این روش تربیتی گرانمایه را زنده نگاه داشت و با یادآوری نتایج و ثمرات آن، تلخکامی واهی از آن را زدود و شیرین کامی حقیقی آن را وانمود. در مصباح الشریعه از امام صادق(ع) در این باره چنین آمده است:
ذکر الموت یمیت الشهوات فی النفس، و یقطع منابت الغفلة، و یقوی القلب بمواعد الله، و یرق الطبع، و یکسر اعلام الهوی، و یطفی نار الحرص، و یحقر الدنیا.(736)
یاد مرگ شهوات و خواسته های نفسانی را می میراند، و ریشه های غفلت را می زداید، و دل را به وعده های خداوند قوی و محکم می نماید، و وجود آدمی را لطیف و نرم می کند، و نشانه های هوا و هوس را در هم می شکند، و آتش حرص را فرو می نشاند، و دنیا را (در نظر انسان) خوار و بی مقدار می گرداند.
این روش، همان روش تربیتی سلف صالح و شیوه تربیتی عالمان ربانی است، چنانکه عالم ربانی آخوند ملا حسینقلی همدانی - درگذشته به سال 1311 هجری قمری - استاد اساتید تربیت و تهذیب شرعی در دو قرن اخیر، بر همین مسیر سیر می کرده است. از حاج شیخ علی زاهد(ره) - که از شاگردان بنام آخوند است - سؤال می شود که استاد شما جناب آخوند ملا حسینقلی همدانی شاگردان خود را به چیز تربیت می کرد؟ می فرماید: به ذکر موت.(737)

روش عبرت

از جمله روشهای تربیتی قرآن کریم و پیشوایان معصوم روش عبرت است که با نظر به دگرگونیهای زندگی، حوادث و تحولات تاریخی، احوال امتها، حیات و مرگ تمدنها، عظمت و انحطاط دولتها، سرنوشت و فرجام قدرتمندان و بیدادگران و همانند اینها شکل می گیرد؛ و هر کس را که اهل دیدن و اندیشیدن و دریافتن است راه می نماید و از بدی به نیکی و از تاریکی به روشنایی سیر می دهد.
فاعتبروا یا اولی الابصار.(738)
پس ای اهل بصیرت، عبرت گیرید.

معنا و مفهوم عبرت و اعتبار

عبرت از ماده عبر است و اصل این واژه به معنای گذشتن از حالی به حالی است. اعتبار و عبرت حالتی است که انسان را از شناخت و معرفت محسوس به شناخت و معرفت نامحسوس می رساند، انسان را از امور مشهود به امور نامشهود راه می برد، از شناخت چیزی که دیده شده است، به شناخت چیزی که در گذشته رخ داده و دیده نشده است واصل می کند.(739) شیخ طوسی(ره) می نویسد که اصل این واژه به معنای نفوذ کردن از جانبی به جانب دیگر است.(740) و البته تا دیده ای نافذ نباشد و انسان از ظواهر عبور نکند به شناختی ورای ظواهر دست نمی یابد، بلکه تماشاگر خواهد بود نه عبرت گیر.
مفهوم عبرت در قصیده ایوان مدائن خاقانی شروانی بخوبی تصویر شده است که ابیاتی از آن ذکر می شود.(741)
هان، ای دل عبرت بین از دیده عبر کن، هان - ایوان مدائن را آیینه عبرت دان
یک ره ز لب دجله منزل به مدائن کن - وز دیده دوم دجله بر خاک مدائن ران
دندانه هر قصری پندی دهدت نو نو - پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
این هست همان ایوان کز نقش رخ مردم - خاک در او بودی دیوار نگارستان
این هست همان درگه کو را ز شهان بودی - دیلم ملک بابل، هندوشه ترکستان
این هست همان صفه کز هیبت او بردی - بر شیر فلک حمله شیر تن شادروان
پندار همان عهد است، از دیده فکرت بین - در سلسله درگه، در کوکبه میدان
بس پند که بود آنگه در تاج سرش پیدا - صد پند نو است اکنون در مغز سرش پنهان
کسری و ترنج زر، پرویز و به زرین - بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان
پرویز به هر بومی زرین تره آوردی - کردی ز بساط زر زرین تره را بستان
پرویز کنون گم شد ز آن گمشده کمتر گوی - زرین تره کو برخوان؟ رو کم ترکوا(742) برخوان
گفتی که کجا رفتند آن تاجوران، اینک - ز ایشان شکم خاک است آبستن جاویدان
چندین تن جباران کاین خاک فرو خورده است - این گرسنه چشم آخر هم سیر نشد ز ایشان
خاقانی از این درگه دریوزه عبرت کن - تا از در تو ز آن پس دریوزه کند خاقان
این بحر بصیرت بین، بی شربت از او مگذر - کز شط چنین بحری لب تشنه شدن نتوان(743)
از اهداف تربیت الهی این است که انسان وقتی به تاریخ و حوادث روزگار و تطورات آن می نگرد، عبرت بگیرد.
عبرت گرفتن، یعنی از صفات بد به صفات خوب عبور کردن. اگر کسی حوادث روزگار را ببیند و از صفت بد به صفت خوب عبور نکند، نمی گویند او عبرت گرفت، می گویند تماشا کرد؛ ولی اگر از صفت بد و زشتی به نیکی عبور کرد، می گویند اعتبار و عبرت گرفت.(744)