فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

روش تذکر

از روشهایی که انسان را در سیر به سوی اهداف تربیت و اتصاف به صفات الهی یاری می کند، روش تذکر است، یعنی یادآوری خدای متعال و نعمتهایش و یادآور شدن مرگ و پیامدهایش. به بیان امام خمینی(ره):
از اموری که انسان را معاونت کامل می فرماید در مجاهده با نفس و شیطان، و باید انسان سالک مجاهد خیلی مواظب آن باشد، تذکر است.(684)

معنا و مفهوم ذکر و تذکر

واژه ذکر به معنای یادآوری است و در واقع حفظ معنای چیزی و یا استحضار آن ذکر نامیده می شود. راغب اصفهانی می نویسد: گاهی ذکر گفته می شود و مراد از آن هیأت و حالتی است در نفس که انسان به وسیله آن می تواند چیزی را که قبلاً بدان معرفت و شناخت حاصل کرده است، حفظ کند؛ و ذکر به این معنا همانند حفظ است، با این تفاوت که حفظ را در جایی به کار می برند که انسان مطلبی را در حافظه خود داشته باشد، هر چند که الان حاضر و پیش رویش نباشد، برخلاف ذکر که در جایی به کار می رود که علاوه بر اینکه مطلبی در صندوق حافظه اش هست، در نظرش نیز حاضر باشد، و گاهی ذکر گفته می شود و مراد از آن حضور مطلب در قلب و یا در زبان است؛ و از این رو گفته اند که ذکر دو نوع است: ذکر قلبی و ذکر زبانی؛ و هر یک از این دو نیز بر دو قسم است، یکی پس از فراموشی که همان یادآمدن است و دیگری بدون سابقه فراموشی که در حقیقت همان ادامه حفظ است. معنای دیگر ذکر سخن است، زیرا هر سخنی را هم ذکر می گویند.(685) ظاهراً اصل در معنای این واژه ذکر قلبی است و اگر لفظ را هم ذکر گفته اند به اعتبار این است که لفظ معنا را بر دل القا می کند؛(686) و حقیقت ذکر حضور شی ء مذکور است نزد ذاکر.(687)
باید در نظر داشت که گاهی ذکر در برابر غفلت مطرح می شود، مانند این سخن خدای متعال:
و لاتطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا.(688)
و از آن کس فرمان مبر که قلبش را از یاد خود غافل ساخته ایم و از هوس خود پیروی کرده و (اساس) کارش بر زیاده روی است.
غفلت آن است که چیزی نزد انسان حاضر باشد ولی انسان به آن توجه نکند یا علم به چیزی داشته باشد ولی به علم خود توجه نداشته باشد. با این اعتبار ذکر توجه به آن چیزی است که نزد انسان حاضر است یا علم به علم داشتن است.(689) گاهی نیز ذکر در برابر نسیان مطرح می شود، مانند این سخن خدای سبحان:
و اذکر ربک اذا نسیت.(690)
و چون فراموشی کردی پروردگارت را یاد کن.
نسیان آن است که صورت علمی از محفظه ذهن زایل شود یا انسان محفوظ در ذهن خود را از یاد ببرد. با این اعتبار ذکر عبارت است از وجود صورت علمی یا صورت درک شده در حافظه.(691)
تذکر اعمال ذکر است، یعنی به یادآوردن و یادآور شدن آنچه انسان از آن در غفلت است یا آن را به فراموشی سپرده است.

نقش تذکر در تربیت

آدمی به سبب فرو رفتن در تاریکیهای مرتبه حیوانی و گرفتار شدن در بندهای دنیایی، دچار غفلت از یاد حق و فراموش کردن حقیقت هستی می شود و در نتیجه حقیقت خویش را از یاد می برد، و در این صورت متصف به صفات شیطانی می شود و همه کجیها و ناراستیها و تباهیها از اینجا برمی خیزد.
و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون.(692)
و چون کسانی مباشید که خدای را فراموش کردند و او (نیز) آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینانند بدکاران نافرمان.
راه نجات انسان متذکر شدن او به حقیقتش و رجوع دادن وی به معارف و حقایقی است که بر طبق سرشت اوست؛ و قرآن کریم کتاب ذکر است و پیامبر اکرم(ص) تذکر دهنده حقایق.
فذکر انما انت مذکر.(693)
پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده ای.
ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلا.(694)
این (آیات) یادآوری است، تا هر که خواهد راهی به سوی پروردگار خود پیش گیرد.
و ذکر به ان تبسل نفس بما کسبت.(695)
و (مردم را) به وسیله این (قرآن) تذکر ده، مبادا کسی به (کیفر) آنچه کسب کرده است به هلاکت افتد.
روش تذکر، روشی نیکوست در توجه دادن انسان به حقیقت وجود و سیر دادن او در صراط هدایت و اطاعت و عبودیت و دور کردن وی از پستی و کجی و پلیدی.
ذکر حق پاک است، چون پاکی رسید - رخت بر بندد، برون آید پلید
می گریزد ضدها از ضدها - شب گریزد، چون برافروزد ضیا
چون درآید نام پاک اندر دهان - نی پلیدی ماند و نی اندهان(696)
بر این اساس است که یاد حق در جان انسان جلوه می کند و او را آماده اتصاف به صفات الهی می سازد؛ و عبادات نیز برای سیر به سوی همین مقصد است. به بیان استاد شهید مرتضی مطهری: ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است در یک چیز است: یاد حق و غیر او را از یاد بردن.(697) و از این روست که خدای متعال می فرماید:
و اقم الصلاة لذکری.(698)
و نماز را برای یاد کرد من برپا دار.
نقش ذکر در تربیت آدمی و تعالی روحی چنان است که هدف عبادت است، زیرا ذکر است که دل را جلا می دهد و صفا می بخشد و آن را آماده تجلیات الهی می سازد.(699) امیر مؤمنان(ع) درباره نقش ذکر در تعالی انسان می فرماید:
ان الله سبحانه جعل الذکر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقرة، و تبصر به بعد العشوة، و تنقاد به بعد المعاندة.(700)
همانا خدای سبحان یاد خدا را روشنی بخش دلها قرار داده است؛ دلها بدین وسیله از پس کری، شنوا، و از پس نابینایی، بینا، و از پس سرکشی، رام می گردند.