فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

نقش محبت در تربیت

انسان به فطرت خود نیازمند محبت است و با هیچ چیز چون محبت نمی توان آدمی را متحول ساخت و او را به سوی کمال سیر داد. محبت سرمنشأ تربیت نفسها و نرم شدن دلهای سخت است، زیرا با هیچ چیز دیگر مانند محبت نمی توان در دل آدمیان راه برد و دل ایشان را به دست آورد و آنان را از سرکشی و نادرستی و پلیدی بازداشت و به بندگی و راستی و درستی واداشت. به بیان استاد شهید مرتضی مطهری:
تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذایل اخلاقی از دل از قبیل تأثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است، مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تأثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند، چقدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن ربا صفات رذیله را جمع می کند و دور می ریزد. به عقیده اهل عرفان، محبت و ارادت پاکان و کملین همچون دستگاه خودکاری، خود به خود رذایل را جمع می کند و بیرون می ریزد. حالت مجذوبیت اگر جا بیفتد از بهترین حالات است و این است که تصفیه گر و نبوغ بخش است.
آری آنان که این راه را رفته اند، اصلاح اخلاق را از نیروی محبت می خواهند و به قدرت عشق و ارادت تکیه می کنند. تجربه نشان داده است که آن اندازه که مصاحبت نیکان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است، خواندن صدها جلد کتاب اخلاقی مؤثر نبوده است.(663)
هر که را جامه ز عشقی چاک شد - او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شادباش ای عشق خوش سودای ما - ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما - ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد - کوه در رقص آمد و چالاک شد(664)
خودی آدمی و هویت انسانی او با محبت شکوفا می شود، زیرا محبت گوهر وجود آدمی را جلا می دهد و زنگارهای آن را می زداید و چون اکسیری انسان را متحول می سازد و به انسان شور و شوق زندگی، و قوت پایندگی می بخشد، و به زندگی معنا می دهد.
نقطه نوری که نام او خودی است - زیر خاک ما شرار زندگی است
از محبت می شود پاینده تر - زنده تر سوزنده تر تابنده تر
از محبت اشتعال جوهرش - ارتقای ممکنات مضمرش
فطرت او آتش اندوزد ز عشق - عالم افروزی بیاموزد ز عشق(665)
محبت عاملی مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی انسان است. استواری شخصیت و سلامت رفتار آدمی تا اندازه ای زیاد به محبتی بستگی دارد که در زندگی می بیند. محیط خانوادگی آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در افراد می شود؛ و کسانی که در محیطی با محبت پرورش می یابند، به ارجمندی می رسند و می آموزند دیگران را دوست بدارند و در اجتماع رفتاری انسانی داشته باشند. با گرمای محبت است که زندگی معنا می یابد و استعدادهای انسان شعله می کشد و انگیزه تلاش و خلاقیت فراهم می شود.
از محبت جذبه ها گردد بلند - ارج می گیرد ازو نا ارجمند
بی محبت زندگی ماتم همه - کار و بارش زشت و نامحکم همه
عشق صیقل می زند فرهنگ را - جوهر آیینه بخشد سنگ را
اهل دل را سینه سینا دهد - با هنرمندان ید بیضا دهد(666)

محبت به کودکان

انسان در مراحل اولیه زندگی و سالهای نخستین به محبتی بیشتر نیاز دارد و تأثیر روش محبت در سازمان دادن به شخصیت کودک از هر روش دیگری مؤثرتر است. پیامبر اکرم(ص) در این باره چنین سفارش کرده است:
احبوا الصبیان و ارحموهم و اذا وعدتموهم شیئا ففوا لهم.(667)
کودکان را دوست بدارید و به ایشان مهر ورزید و چون به آنان وعده ای دادید، به وعده خود وفا کنید.
بهترین وسیله برای رشد شخصیت و تلطیف عواطف محبت است و خداوند بندگانش را به ابراز محبت تشویق کرده است. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
ان الله لیرحم العبد لشدة حبه لولده.(668)
خداوند به خاطر محبت انسان به فرزندش بدو رحمت می کند.
این محبت باید در همه وجوه جلوه داشته باشد، چنانکه امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن حضرت فرمود:
من قبل ولده کتب الله عز و جل له حسنة، و من فرحه فرحه الله یوم القیامة.(669)
هر که فرزندش را ببوسد، خدای بزرگ در نامه عملش حسنه ای برایش ثبت کند، و هر که فرزندش را شاد کند، خداوند او را در روز قیامت شاد نماید.
پیامبر اکرم(ص) چنان بر روابط محبت آمیز و ابراز محبتهای راستین تأکید داشت که فرمود:
اکثروا من قبلة اولادکم فان لکم بکل قبلة درجة فی الجنة.(670)
فرزندان خود را بسیار ببوسید که با هر بوسیدن برایتان در بهشت مقام و مرتبتی فراهم می شود.
آنان که کودکان را از محبت خود محروم می کنند. از حقیقت انسانی بی بهره اند و فقط ظاهری از انسان دارند. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: مردی نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: من هرگز کودکی را نبوسیده ام. پیامبر(ص) فرمود: این شخص از نظر من اهل آتش جهنم و عذاب است.(671)
همچنین نقل کرده اند که رسول خدا(ص) حسن و حسین علیهماالسلام را بوسید. اقرع بن حابس که شاهد مهر و محبت پیامبر به فرزندانش بود، گفت: من ده فرزند دارم و هرگز هیچ یک از آنان را نبوسیده ام! پس رسول خدا(ص) فرمود:
من لایرحم لایرحم.(672)
کسی که رحمت و محبت نکند مورد رحمت و محبت قرار نمی گیرد.
البته باید توجه داشت که روشهای تربیت باید تابع اصول تربیت باشد و آنها را زیر پا نگذارد؛ و روش محبت زمانی مفید و کارساز خواهد بوده از اعتدال خارج نگردد و به افراط و تفریط کشیده نشود. از امام باقر(ع) چنین نقل شده است:
شر الآباء من دعاه البر الی الافراط؛ و شر الابناء من دعاه التقصیر الی العقوق.(673)
بدترین پدران کسی است که نیکی او را به زیاده روی (در محبت) وادارد؛ و بدترین فرزندان کسی است که کوتاهی کردن (در انجام دادن وظایف) او را به نافرمانی و ناراضی کردن (والدین) بکشاند.
کمبود محبت و زیاده روی در ابراز محبت کودکان را از اعتدال به در می برد و آنان را به سوی ناتوانی و ناسالمی، و خواری و پستی، و ناهنجاریهای رفتاری سوق می دهد.
محبتی که جان و تن انسان را شکوفا می کند، محبتی است معتدل و راستین و به دور تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال، و وضع و حال کودک. چنین محبتی نباید به تبعیض آلوده شود، زیرا تبعیض در محبت میان فرزندان مانند آن است که نسبت به برخی فرزندان افراط و نسبت به برخی تفریط در محبت شده باشد. نقل کرده اند که مردی در حضور پیامبر یکی از دو فرزندش را بوسید و به دیگری اعتنایی نکرد. پیامبر از این عمل ناراحت شد و فرمود: چرا با فرزندان خود به مساوات رفتار نکردی؟(674)
رسول خدا(ص) تأکید داشت که روشهای تربیت بدرستی جاری شود. روایت شده است که آن حضرت می فرمود:
اعدلو بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و اللطف.(675)
میان فرزندانتان به عدالت و مساوات رفتار کنید، چنانکه دوست دارید میان شما در نیکی و لطف و محبت به مساوات و عدالت رفتار شود.

محبت و اطاعت

اهمیت روش محبت در تربیت از این روست که محبت اطاعت آور است و سبب همسانی و همراهی می شود. رسول خدا(ص) فرموده است:
المرء مع من احب.(676)
انسان با کسی همراه است که او را دوست می دارد.
میان محبت و اطاعت رابطه معیت وجود دارد؛ با ظهور محبت، اطاعت و همرنگی پیدا می شود و محب به محبوب تأسی می کند. صفوان بن قدامه گوید: از مکه به مدینه هجرت کردم و نزد پیامبر رفتم و عرض کردم: ای رسول خدا، دستتان را بیاورید تا با شما بیعت کنم. پس حضرت دست خود را پیش آورد. گفتم: ای رسول خدا، من شما را دوست دارم. فرمود: انسان با کسی همراه است که او را دوست می دارد.(677)
تا معیت راست آید زانکه مرد - با کسی جفت است کو را دوست کرد
این جهان و آن جهان با او بود - وین حدیث احمد خوشخو بود
گفت المرء مع محبوبه - لایفک القلب من مطلوبه(678)
محبت هر که در دل آدمی نشیند، انسان مطیع و پیرو او می شود و از خواست او سرپیچی نمی کند. روایت شده است که امام صادق(ع) فرمود:
ما احب الله من عصاه.
خدا را دوست ندارد کسی که او را نافرمانی کند.
آن گاه به شعر زیر تمثل کرد:
تعصی الاله و انت تظهر حبه - هذا لعمرک فی الفعال بدیع
لو کان حبک صادقا لاطعته - ان المحب لمن یحب مطیع(679)
خدا را نافرمانی می کنی و اظهار دوستی او را می کنی؟ به جانب سوگند که این رفتاری شگفت است.
اگر دوستی ات راستین بود اطاعتش می کردی، زیرا دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست می دارد.
همین اطاعت است که مشابهت و مشاکلت می آورد و محب تلاش می کند که به صفات محبوب متصف شود. دوستی پیامبر و اوصیای آن حضرت بهترین راه تربیت و کوتاهترین راه اصلاح و تهذیب است؛ و از همین روست که پیامبر اکرم(ص) جز دوستی و مودت اهل بیتش را نخواسته است. این محبت بهترین روش در تربیت امت آن حضرت است، زیرا عین اطاعت آنان و تأسی به راه و رسم ایشان است.
قل لاأسألکم علیه اجرا الا المودة فی القربی.(680)
بگو: من هیچ پاداشی از شما (بر رسالتم) درخواست نمی کنم مگر دوستی نزدیکانم.
محبت به اهل بیت و پذیرش ولایت آنان بهترین روش برای تربیت و کوتاه ترین راه برای کسب سعادت است که سودش برای خود ایشان است.
قل ما سألتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله.(681)
بگو: پاداشی که از شما درخواست کردم چیزی است که سودش عاید خود شماست، پاداش من جز بر خدا نیست.
دوستی و مودت اهل بیت و پذیرش ولایت ایشان چیزی است که راه انسانها را به سوی خدا هموار می سازد و سبب اتصاف به صفات الهی می شود.
قل ما أسألکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا.(682)
بگو: من هیچ پاداشی از شما (بر رسالتم) درخواست نمی کنم، جز اینکه هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد.
بنابراین خردمندترین مربیان راه محبت حقیقی را می گشاید و از این راه مردمان را به سوی حق رهنمون می شود که پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
راس العقل بعد الایمان بالله التحبب الی الناس.(683)
سر عقل، پس از ایمان به خدا، جلب کردن محبت مردم است.