فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

روش محبت

هیچ روشی چون روش محبت در تربیت آدمی مؤثر نیست و مفیدترین روشهای تربیت به نیروی محبت کارآیی پیدا می کنند. نیروی محبت از نظر تربیتی نیرویی عظیم و کارساز است و بهترین تربیت آن است که بدین روش تحقق یابد. خدای سبحان پیامبر گرامی اش را به روش محبت آراسته بود و آن حضرت با چنین روشی در تربیت مردمان توفیق یافت.
فیما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم.(656)
پس به لطف و رحمت الهی با آنان نرمخو و پرمهر شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی، هر آینه از پیرامونت پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه.

سنت محبت

هستی به رحمت و محبت وجود یافته است و بر این مبنا تربیت می یابد. وجود مظهر رحمت حق است و هر موجودی به سبب رحمت رحیمیه حق به کمال شایسته خود می رسد.(657) خداوند در سرشت هر موجودی عشق ذاتی سیر به سوی کمال خود را ایجاد کرده است و روش محبت در تربیت بر این حقیقت وجودی استوار است.
و رحمتی وسعت کل شی ء.(658)
و رحمت من همه چیز را فراگرفته است.
خدای رحمان درباره خود فرموده است:
کتب ربکم علی نفسه الرحمة.(659)
پروردگارتان مهر و رحمت را بر خود مقرر کرده است.
جهان آفرینش بر اساس حکومت و محبت سامان یافته است و بدان کمال می یابد؛ و پیامبر اکرم(ص) جلوه تام رحمت و محبت الهی روش تربیتش بر رحمت و محبت استوار بود. خدای متعال آن حضرت را چنین معرفی می کند:
و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین.(660)
و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.
رسول خدا(ص) مردمان را با محبت از رذایل دور ساخت و به فضایل آراست. از علی(ع) نقل شده است که از رسول خدا(ص) درباره روش و سنت آن حضرت پرسیدم، فرمود:
و الحب اساسی.(661)
محبت بنیاد و اساس (روش و سنت) من است.
پیامبر اکرم(ص) با روش محبت توانست سرسخت ترین مردمان را متحول و منقلب سازد و به صفات الهی متصف نماید. انس بن مالک در توصیف آن حضرت چنین گفته است:
کان رسول الله(ص) من اشد الناس لطفاً بالناس.(662)
رسول خدا(ص) بیشترین لطف (و محبت) را به مردم داشت.

نقش محبت در تربیت

انسان به فطرت خود نیازمند محبت است و با هیچ چیز چون محبت نمی توان آدمی را متحول ساخت و او را به سوی کمال سیر داد. محبت سرمنشأ تربیت نفسها و نرم شدن دلهای سخت است، زیرا با هیچ چیز دیگر مانند محبت نمی توان در دل آدمیان راه برد و دل ایشان را به دست آورد و آنان را از سرکشی و نادرستی و پلیدی بازداشت و به بندگی و راستی و درستی واداشت. به بیان استاد شهید مرتضی مطهری:
تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذایل اخلاقی از دل از قبیل تأثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است، مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تأثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند، چقدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن ربا صفات رذیله را جمع می کند و دور می ریزد. به عقیده اهل عرفان، محبت و ارادت پاکان و کملین همچون دستگاه خودکاری، خود به خود رذایل را جمع می کند و بیرون می ریزد. حالت مجذوبیت اگر جا بیفتد از بهترین حالات است و این است که تصفیه گر و نبوغ بخش است.
آری آنان که این راه را رفته اند، اصلاح اخلاق را از نیروی محبت می خواهند و به قدرت عشق و ارادت تکیه می کنند. تجربه نشان داده است که آن اندازه که مصاحبت نیکان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است، خواندن صدها جلد کتاب اخلاقی مؤثر نبوده است.(663)
هر که را جامه ز عشقی چاک شد - او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شادباش ای عشق خوش سودای ما - ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما - ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد - کوه در رقص آمد و چالاک شد(664)
خودی آدمی و هویت انسانی او با محبت شکوفا می شود، زیرا محبت گوهر وجود آدمی را جلا می دهد و زنگارهای آن را می زداید و چون اکسیری انسان را متحول می سازد و به انسان شور و شوق زندگی، و قوت پایندگی می بخشد، و به زندگی معنا می دهد.
نقطه نوری که نام او خودی است - زیر خاک ما شرار زندگی است
از محبت می شود پاینده تر - زنده تر سوزنده تر تابنده تر
از محبت اشتعال جوهرش - ارتقای ممکنات مضمرش
فطرت او آتش اندوزد ز عشق - عالم افروزی بیاموزد ز عشق(665)
محبت عاملی مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی انسان است. استواری شخصیت و سلامت رفتار آدمی تا اندازه ای زیاد به محبتی بستگی دارد که در زندگی می بیند. محیط خانوادگی آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در افراد می شود؛ و کسانی که در محیطی با محبت پرورش می یابند، به ارجمندی می رسند و می آموزند دیگران را دوست بدارند و در اجتماع رفتاری انسانی داشته باشند. با گرمای محبت است که زندگی معنا می یابد و استعدادهای انسان شعله می کشد و انگیزه تلاش و خلاقیت فراهم می شود.
از محبت جذبه ها گردد بلند - ارج می گیرد ازو نا ارجمند
بی محبت زندگی ماتم همه - کار و بارش زشت و نامحکم همه
عشق صیقل می زند فرهنگ را - جوهر آیینه بخشد سنگ را
اهل دل را سینه سینا دهد - با هنرمندان ید بیضا دهد(666)