فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

نقش الگوها در تربیت

تربیت ابتدایی انسان به طور طبیعی با روش الگویی شکل می گیرد. کودک در چند سال نخست زندگی خود، همه کارهایش را از الگوهای پیرامون خود که در درجه اول پدر و مادر اویند، الگوبرداری می کند و با تقلید از آنان رشد می کند و ساختار تربیتی اش سامان می یابد. از این رو روش الگویی در سازمان دادن شخصیت و رفتار کودک بشدت نقش دارد. تلقی کودکان از والدین در سالهای نخست کودکی به نقش الگویی آنان در جهت مثبت یا منفی دامن می زند، زیرا کودکان در این ایام همه چیز خود را از والدین و وابسته به ایشان می دانند، چنانکه در حدیثی از امام کاظم(ع) آمده است:
بروا اولادکم و احسنوا الیهم فانهم یظنون انکم ترزقونهم.(621)
به فرزندانتان خوبی کنید و به آنان نیکی نمایید زیرا آنان گمان می کنند که شما ایشان را روزی می دهید.
پس از والدین، شخصیتهایی که دارای نفوذ معنوی اند، نقش الگویی بسزایی در تربیت بازی می کنند، به گونه ای که تمام ویژگیهای فکری و روحی و جلوه های رفتاری آنان مورد تقلید قرار می گیرد، هر چه قدرت نفوذ الگوها بیشتر و زمینه پذیرش آماده تر باشد، نمونه برداری کاملتر صورت می گیرد. از امیر مؤمنان(ع) روایت شده است که فرمود:
الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم.(622)
مردم به زمامداران خود شبیه ترند تا به پدران خود.
به همین دلیل است که نقش الگوها حساسترین نقش تربیتی است تا جایی که الگوهای صالح، مردم را به صلاح می رسانند، و الگوهای فاسد مردم را به فساد می کشانند. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود:
صنفان من امتی اذا صلحا، صلحت امتی؛ و اذا فسدا، فسدت امتی. (قیل: یا رسول الله، و من هما؟ قال: (الفقهاء و الامراء.(623)
دو گروه از امت من باشند که چون صالح شوند، امتم صالح شود؛ و چون فاسد شوند، امتم فاسد شود. (گفتند: ای رسول خدا، آنان چه کسانی اند؟ فرمود:) فقیهان و زمامداران.
امام خمینی(ره) در این باره فرموده است: عوام و جاهل اگر معصیتی مرتکب شود، فقط خود را بدبخت کرده، بر خویشتن ضرر وارد ساخته است؛ لیکن اگر عالمی منحرف شود و به عمل زشتی دست زند، عالمی را منحرف کرده، بر اسلام و علمای اسلام زیان وارد ساخته است. اینکه در روایت آمده که اهل جهنم از بوی تعفن عالمی که به علم خود عمل نکرده متأذی می شوند،(624) برای همین است که در دنیا بین عالم و جاهل در نفع و ضرر به اسلام و جامعه اسلامی فرق بسیار وجود دارد. اگر عالمی منحرف شد، ممکن است امتی را منحرف ساخته و به عفونت بکشد؛ و اگر عالمی مهذب باشد، اخلاق و آداب اسلامی را رعایت نماید، جامعه را مهذب و هدایت می کند... اگر عالم ورع و درستکاری در یک جامعه یا شهر و استانی زندگی کند، همان وجود او باعث تهذیب و هدایت مردم آن سامان می گردد، اگرچه لفظاً تبلیغ و ارشاد نکند. ما اشخاصی را دیده ایم که وجود آنان مایه پند و عبرت بوده، صرف دیدن و نگاه به آنان باعث تنبه می شد... وقتی بنا باشد عالمی مفسده جو و خبیث باشد، جامعه ای را به عفونت می کشد؛ منتهی در این دنیا بوی تعفن آن را شامه ها احساس نمی کند؛ لیکن در عالم آخرت بوی تعفن آن درک می گردد. ولی یک نفر عوام نمی تواند چنین فساد و آلودگی در جامعه اسلامی به بار آورد. عوام هیچ گاه به خود اجازه نمی دهد که داعیه امامت و مهدویت داشته باشد، ادعای نبوت و الوهیت کند؛ این عالم فاسد است که دنیایی را به فساد می کشاند: اذا فسد العالم، فسد العالم.(625)
متربیان چنان به الگوهای خود وابستگی روحی پیدا می کنند که به طور کامل از ایشان رنگ می پذیرند؛ و از این روست که لغزش و اشتباه الگوهای اجتماعی غیر قابل چشمپوشی است. شاعری این حقیقت را در قالب نظم کشیده و چنین سروده است:
ایها العالم ایاک الزلل - و احذر الهفوة فالخطب جلل
هفوة العالم مستعظمة - ان هفا اصبح فی الخلق مثل
و علی زلته عمدتهم فب - -ها یحتج من اخطا و زل
فهو ملح الارض ما یصلحه - ان بدا فیه فساد او خلل(626)
ای عالم! از هر لغزشی بپرهیز و از اشتباه دروی گزین، زیرا اشتباه چون تویی بزرگ (و غیر قابل اغماض) است.
لغزش و خطای یک عالم، آن چنان عظیم و بزرگ است که اگر دچار آن گردد، در میان مردم ضرب المثل و رایج می شود.
مردم به لغزش یک عالم تکیه می کنند و هر گونه خطا و لغزش خود را به لغزش عالم استناد می نمایند.
عالم مانند نمک و ماده ای است که هر گونه تعفن و فسادی را برطرف می سازد؛ و اگر در خود نمک فسادی راه یابد هیچ عامل دیگری نمی تواند آن را اصلاح کند.
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در احوال ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی داستانی آمده است که جدا از صحت و سقم آن، بیانگر حقیقتی بزرگ در نقش کسانی است که در منصب الگو بودن قرار می گیرند، وی چنین آورده است:
روزی (ابوحنیفه) می گذشت. کودکی را دید که در گل مانده بود. گفت: گوش دار تا نیفتی! کودک گفت: افتادن من سهل است. اگر بیفتم، تنها باشم، اما تو گوش دار که اگر پای تو بلغزد، همه مسلمانان که از پس تو درآیند بلغزند، و برخاستن همه دشوار بود!(627)
در واقع عالم همچون کشتی ای است که چون سالم باشد، کشتی نشینان را به سلامت به مقصد رساند و چون معیوب باشد، غرق شود و کشتی نشینان را نیز با خود غرق سازد. چنانکه امیر مؤمنان(ع) فرموده است:
زلة العالم کانکسار السفینة تغرق و تغرق معها غیرها.(628)
لغزش عالم همچون شکست شدن کشتی است که غرق می شود و گروهی را نیز با خود غرق می سازد.
در هر جامعه ای الگوهای تربیتی نقش اصلی را در صلاح و فساد جامعه بازی می کنند و هیچ چیز مانند انحرف الگوها، انسانها و جوامع را به تباهی نمی کشاند. سخن نورانی امیر بیان، علی(ع) در این باره سخنی جامع است:
زلة العالم تفسد العوالم.(629)
لغزش عالم عالمها را به فساد می کشاند.
بنابراین الگوهای پاک و بافضیلت، انگیزه و میل به پاکی و آراستگی به فضایل را در جوامع ایجاد می کنند و الگوهای ناپاک و بی فضیلت، جوامع را به سوی ناپاکی و رذایل برمی انگیزند. آن همه تأکیدی که بر نقش الگوها شده است بدین خاطر است. الگوها چون مقبول واقع شوند دیگران را مطابق خود می سازند، چنانکه هر هنری که استادی داشته باشد، جان شاگردش بدان هنر متصف می شود.
هر هنر که استا بدان معروف شد - جان شاگردش بدان موصوف شد
پیش استاد اصولی هم اصول - خواند آن شاگرد چست با حصول
پیش استاد فقیه آن فقه خوان - فقه خواند، نه اصول اندر بیان
پیش استادی ک او نحوی بود - جان شاگردش ازو نحوی شود
باز استادی که او محو ره است - جان شاگردش ازو محو شه است(630)

مسئولیت الگوها

هرکس می تواند در مرتبه خود، الگو و نمونه ای شایسته برای دیگران باشد و بالطبع این امر زمانی می تواند سامانی درست بیابد که الگوها به مسئولیت خطیر خود واقف باشند. امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه، و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم.(631)
هر که خود را پیشوای مردم سازد، باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خویش بپردازد، و باید تربیت کردنش، پیش از آنکه با زبانش باشد، با سیرت و رفتارش باشد؛ و آن که خود را تعلیم دهد و تربیت نماید، شایسته تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و تربیت نماید.
الگوها زمانی می توانند مسئولیت خود را بدرستی انجام دهند که به وظایف سنگین خود اهمیت دهند، زیرا آنچه از آنان ظهور می کند، پذیرفته می شود و عده ای در پی ایشان می روند که اگر الگوها بر هدایت باشند، پیروان را هدایت کنند و اگر بر گمراهی باشند، ایشان را گمراه سازند. امام خمینی(ره) در سفارش به طلاب و روحانیون فرموده است:
شما که امروز در این حوزه ها تحصیل می کنید و می خواهید فردا رهبری و هدایت جامعه را به عهده بگیرید، خیال نکنید تنها وظیفه شما یاد گرفتن مشتی اصطلاحات می باشد، وظیفه های دیگری نیز دارید. شما باید در این حوزه ها خود را چنان بسازید و تربیت کنید که وقتی به یک شهر یا ده رفتید، بتوانید اهالی آنجا را هدایت کنید و مهذب نمایید. از شما توقع است که وقتی از مرکز فقه رفتید، خود مهذب و ساخته شده باشید، تا بتوانید مردم را بسازید و طبق آداب و دستورات اخلاقی اسلامی آنان را تربیت کنید. اما اگر خدای نخواسته در مرکز علم خود را اصلاح نکردید، معنویات کسب ننمودید، به هر جا که بروید العیاذ بالله، مردم را منحرف ساخته، به اسلام و روحانیت بدبین خواهید کرد.
شما وظایف سنگینی دارید. اگر در حوزه ها به وظایف خود عمل نکنید و در صدد تهذیب خود نباشید و فقط دنبال فراگرفتن چند اصطلاح بوده، مسائل اصولی و فقهی را درست کنید، در آتیه خدای نخواسته برای اسلام و جامعه اسلامی مضر خواهید بود؛ ممکن است، العیاذ بالله، موجب انحراف و گمراهی مردم شوید. اگر به سبب اعمال و کردار و رفتار ناروای شما یک نفر گمراه شده، از اسلام برگردد، مرتکب اعظم کبایر می باشید؛ و مشکل است توبه شما قبول گردد. چنانکه اگر یک نفر هدایت یابد، به حسب روایت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن می تابد.(632)
مسئولیت شما خیلی سنگین است. وظایف شما غیر از وظایف عامه مردم می باشد؛ چه بسا اموری که برای عامه مردم مباح است، برای شما جایز نیست، و ممکن است حرام باشد. مردم ارتکاب بسیاری از امور مباحه را از شما انتظار ندارند، چه رسد به اعمال پست نامشروع، که اگر خدای نخواسته از شما سربزند، مردم را نسبت به اسلام و جامعه روحانیت بدبین می سازد. درد اینجاست: اگر مردم از شما عملی که بر خلاف انتظار است مشاهده کنند، از دین منحرف می شوند، از روحانیت برمی گردند، نه از فرد... وظایف اهل علم خیلی سنگین است؛ مسئولیت علما بیش از سایر مردم می باشد... در روایت است که وقتی جان به حلقوم می رسد، برای عالم دیگر جای توبه نیست، و در آن حال توبه وی پذیرفته نمی شود، زیرا خداوند از کسانی تا آخرین دقایق زندگی توبه می پذیرد که جاهل باشند.(633) و در روایت دیگر آمده است که هفتاد گناه از جاهل آمرزیده می شود پیش از آنکه یک گناه از عالم مورد آمرزش قرار گیرد،(634) زیرا گناه عالم برای اسلام و جامعه اسلامی خیلی ضرر دارد.(635)
مسئولیت الگوها چنان سنگین است که خدای متعال درباره زنان پیامبر، چون به آن حضرت منسوبند و مانند مردم عاری به شمار نمی آیند، فرمانهای ویژه صادر کرده است؛ اینکه زندگی و رفتار و کردار آنان در حد خودشان متوقف نمی شود و ممکن است دیگران به سبب نسبت ایشان به پیامبر، آنان را الگوی زندگی خود قرار دهند، تکلیف ایشان را بسیار سخت کرده است. آنان باید همانند پیامبر ساده زندگی کنند و هرگز از مرزهای ساده زیستی فراتر نروند و چون بخواهند این مرزها را بشکنند باید از رسول خدا(ص) جدا شوند و در پی کار خود روند. یعنی نه تنها پیامبر(ص) با زندگی ساده خود الگویی نیکو برای همگان است، بلکه خانواده و خاندان او نیز باید الگوی خانواده ها و خاندانها باشند.(636)
یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاة الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحا جمیلا و ان کنتن تردن الله و رسوله و الدار الآخرة فان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما.(637)
ای پیامبر، به همسرانت بگو: اگر خواهان زندگی دنیا و زینت آنید، بیایید تا مهرتان را بدهم و خوش و خرم رهایتان کنم؛ و اگر خواستار خدا و فرستاده او و سرای آخرتید، پس (بدانید که) خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی بزرگ آماده کرده است.
البته پاداش نیکی و درستی، و مجازات بدی و زشتی آنان نیز به دلیل جایگاه ویژه و نسبتشان با پیامبر، دو چندان معرفی شده است.
یا نساء النبی من یأت منکن بفاحشة مبینة یضاعف لها العذاب ضعفین و کان ذلک علی الله یسیرا و من یقنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتین و اعتدنا لها رزقا کریما. یا نساء النبی لستن کاحد من النساء.(638)
ای همسران پیامبر، هر که از شما مبادرت به کار زشت آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود؛ و این بر خدا آسان است و هر که از شما خدا و فرستاده اش را فرمان برد و کار شایسته کند، پاداشش را دو چندان می دهیم و برایش روزی نیکو فراهم خواهیم ساخت. ای همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید.
رفتار الگوهای مقبول، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی، به صورت سنت و راه و رسمی پایدار درمی آید و پیوسته تقلید و تکرار می شود و در نتیجه پیامدهای نیک و بد پیوسته رو به افزونی می رود و این امر مسئولیت الگوها را سنگین تر می سازد. از امام کاظم(ع) چنین روایت شده است:
من استن بسنة حسنة، فله اجرها و اجر من عمل بها، من غیر ان ینقص من اجورهم شی ء؛ و من استن بسنة سیئة، فعلیه وزرها و وزر من عمل بها، من غیر ان ینقص من اوزارهم شی ء.(639)
هر که سنتی نیک و خوب بنیان گذارد، پاداشش برای اوست و نیز پاداش هر که بدان عمل کند برای آن بنیانگذار است، بدون آنکه چیزی از پاداش عمل کنندگان کاسته شود؛ و هر که سنتی بد و زشت بنیان گذارد، گناهش برای اوست و نیز گناه هر که بدان عمل کند برای آن بنیانگذار است، بدون آنکه چیزی از گناه عمل کنندگان کاسته شود.

تربیت عملی

انسان به دلیل آنکه در همه عمر با امور محسوس سر و کار دارد، بیش از هر چیز متأثر از روشهای عینی است و روش الگویی به عنوان تربیتی عملی بر جان انسانها می نشیند و در نفوس آنها رسوخ می کند. بهترین مفاهیم و رساترین اندیشه ها زمانی که در قالب نمونه ای عینی ارائه می شود. کاملاً ادراک و تصدیق می گردد. کلیات علمی اگر بر مصادیق تطبیق نشود، تصدیق آن و ایمان به درستی اش برای نفس سنگین و دشوار است.(640) این سخن که غایت تربیت اتصاف به اسمای حسنای الهی و صفات ربوبی است، درک نمی شود مگر آنکه تحقق آن در نمونه ای عینی مشاهده گردد و متربی دریابد که می تواند راه تربیت را طی کند و به مقصد آن برسد، همان طور که در نمونه ای ملموس آن را می یابد. بهترین روش تربیت این است که مربی اوصاف را که به متربی سفارش می کند، به همان گونه ای که می خواهد متربی بدان متصف شود، خود واجد باشد. عادتاً محال است که انسانی ترسو و بزدل، شاگردی شجاع و دلیر تربیت کند یا انسانی حقیر و ذلیل، شاگردی کریم و عزیز بارآورد، و یا مکتبی که بنیانگذارش متعصب و کوتاه نظر است، دانشمندی آزاده در آرا و نظریات علمی بیرون دهد.(641)
گوش جان انسانها در برابر تربیت عملی گشاده است و این روش کوتاهترین روش تربیت است. خدای سبحان آنان را که بدین روش پشت می کنند، سرزنش کرده و فرموده است:
أتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم.(642)
آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید؟
بی گمان تربیت عملی مؤثرتر و مفیدتر از تربیت زبانی است و براحتی راه، مسیر و مقصد تربیت راه مشخص می کند. پیامبر اکرم(ص) مردم را دعوت می کرد که در پی آن حضرت بروند و بدو تأسی کنند.
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله.(643)
بگو: اگر خدا را دوست می دارید پس مرا پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد.
رسول خدا(ص) برای تربیت مردم در وجوه مختلف از این روش سود برد و بسرعت آنان را با آداب دین و دینداری آشنا و اهل عمل بدان کرد، چنانکه می فرمود:
صلوا کما رأیتمونی اصلی.(644)
همان گونه نماز بگزارید که من نماز می گزارم.
روش تربیتی پیامبر این گونه بود و آن حضرت بیش از هر روش دیگری مردم را با عمل خود تربیت کرد. امام صادق(ع) در این باره چنین سفارش کرده است:
کونوا دعاة للناس باعمالکم، و لاتکونوا دعاة بالسنتکم.(645)
دعوت کننده مرم با اعمال خود باشید و نه (صرفاً) دعوت کننده با زبانتان.