فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

اصل کرامت

کرامت به معنای بزرگواری،(542) و نزاهت از پستی و فرومایگی و برخورداری از اعتلای روحی است؛(543) و خدای تبارک و تعالی انسان را مفتخر به آفرینشی کریم کرده است تا در زمینه کرامت نفس به کمالات الهی دست یابد.
و لقد کرمنا بنی آدم.(544)
و براستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.
انسان دارای کرامتی ذاتی است و این برترین سرمایه وجودی را می تواند شکوفا کند یا از دست بدهد. انسان روحاً و فطرتاً به سمت کرامت گرایش دارد و از دنائت بیزار است و کمال آدمی در این است که کرامتش رشد یابد و از امور پست دور گردد.(545)

کرامت محور تربیت

خدای متعال کریم است و به آدمی گوهر کرامت بخشیده است و او را بر اساس کرامت تربیت می کند.
تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام.(546)
خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت.
خدای سبحان دارای صفت کرامت است، و خدایی که کریم است، معلم انسانهاست و برنامه خود را هم به دست سفرای کریم داد.
بایدی سفرة کرام بررة.(547)
به دست فرشتگانی کریم و نیکوکار.
یعنی این فرشتگان که حاملان پیام و مسیر وحی اند، کریمند. یعنی وحی الهی از مجرای کرامت عبور کرده و به شما رسیده است و در بین راه هیچ گونه آسیبی ندیده است، زیرا سفرای وحی، گذشته از کرامت، دارای وصف ممتاز امانتند. پس خدای اکرم مبدأ قرآن است خود قرآن نیز کتابی است کریم. مسیری هم که این کتاب از آن می گذرد، معبر کرامت است، و انسان کاملی که این کتاب را تحویل گرفته است تا معلم شما باشد و معارف آن را به شما بیاموزد، او هم کریم است.
انه لقول رسول کریم.(548)
(قرآن) سخن فرستاده ای کریم است.
بنابراین همه مبادی و علل و لوازمی که در متن یا حاشیه این کتاب قرار دارند، همراه با کرامتند؛ و این خود، شاهد قطعی است بر اینکه خدای سبحان می خواهد انسانها را همانند فرشته ها به مقام والای کرامت برساند، لذا برنامه انبیا تکریم انسانهاست. و نشانه اش آن است که پیغمبر - صلی الله علیه و آله - فرمود:
انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.(549)
من مبعوث شدم تا راه انبیای پیشین را تتمیم کنم، آنها آمدند و انسانها را با کرامت آشنا کردند، و چون دین من تام و کامل است، بلکه اتم و اکمل ادیان است، پس کار من هم، تتمیم مکارم اخلاقی است.(550)
رسالت همه پیام آوران الهی این بوده است که نفوس آدمیان را به کرامت برسانند و آنان را از لئامت و حقارت نفس برهانند؛ و رسالت پیامبر اکرم(ص) این بود که این کرامت را به کمال برساند.(551) بنابراین محور تربیت پیامبر بر کرامت انسانها و دعوت به کرامتهای اخلاقی قرار داشت. شیخ طوسی(ره) به اسناد خود از علی(ع) روایت کرده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:
علیکم بمکارم الاخلاق فان الله عز و جل بعثنی بها.(552)
بر شما باد که (کسب) کرامتهای اخلاقی که همانا خدای عز و جل مرا بدانها برانگیخته است.
رسول خدا(ص) کریم ترین خلق خدا و گرامی ترین پیام آور الهی، اساس رسالتش بر کرامت مردمان بود. ابن عباس گفته است: خدای متعال موجودی را گرامی تر از محمد(ص) نیافرید و لباس هستی نپوشانید و من نشنیده ام که خداوند جز به وجود گرامی او به کسی دیگر سوگند یاد کرده باشد.(553)
آن کریم ترین انسانها،(554) همه دوران رسالت خود را در دعوت به کرامتهای اخلاقی گذراند و مردمان را با رشد کرامتهایشان به سوی خدا متحول ساخت، چنانکه اکثم بن صیفی(555) معروف به حکیم عرب در دوران جاهلیت وقتی پسر خود را فرستاد تا احوال دعوت پیامبر را بررسی کند و از وی در این باره جویا شد، او احوال دعوت پیامبر را چنین توصیف کرد:
رأیته یأمر بمکارم الاخلاق.(556)
او را در حالی دیدم که به مکارم اخلاق فرمان می داد.
کمال آدمی و اصلاح رفتاری او در گرو رشد کرامت وی است و انسان در زمینه کرامت به فضایل دیگر دست می یابد و انسان بی کرامت از همه فضایل محروم می ماند و در گنداب تباهیها غرق می شود. از این روست که اوصیای پیامبر(ص) بر آن تأکیدها کرده اند. از امیر مؤمنان علی(ع) چنین وارد شده است:
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعة.(557)
بر شما باد به مکارم اخلاق زیرا آن است که سبب والایی است.
حسین(ع) مظهر کرامتهای انسانی، در خطبه ای فرموده است:
ایها الناس، نافسوا فی المکارم.(558)
مردم! در کسب مکارم (اخلاق) بر یکدیگر پیشدستی کنید.
برنامه های تربیتی باید به گونه ای تنظیم شود که نه تنها با کرامت انسانی منافات نداشته باشد، بلکه در جهت رشد، تکمیل و اتمام آن باشد.

راه کرامت

کرامت انسان در طاعت خداست. باید به انسان آموخت که جز در برابر خدا سر خم نکند و جز او را بندگی ننماید تا گوهر کرامتش آسیب نبیند و به رشد و کمال خود برسد.
آدم از بی بصری بندگی آدم کرد - گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد
یعنی در خوی غلامی ز سگان خوارتر است - من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد(559)
انسان با اطاعت خدای کریم به اعتلای روحی می رسد و از پستی و فرومایگی پاک می شود. در کتاب شریف مصباح الشریعه از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
الکرامة فی طاعته و الهوان فی معصیته.(560)
کرامت در فرمانبرداری خدا و خواری در نافرمانی اوست.
کرامت حقیقی در اطاعت و بندگی است و آن مزیتی که مزیت حقیقی است و آدمی را بالا می برد و به سعادت حقیقی اش که همان زندگی پاک و ابدی در جوار رحمت پروردگار است می رساند، پروا داشتن از خدا و پاس داشتن حرمتهای الی و تقواپیشگی است.(561) خدای سبحان تقوا را راه تحصیل کرامت معرفی کرده و با کرامت ترین مردمان را با تقواترینشان اعلام کرده و فرموده است:
ان اکرمکم عند الله اتقاکم.(562)
هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.
انسان با پرهیزگاری کرامت ذاتی خود را حفظ می کند و رو به کمال می برد و خداوند تقوا و فجور آدمی را بدو الهام کرده است تا راه کرامت بر وی هموار شود.
و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها.(563)
سوگند به نفس آدمی و آن که آن را راست و درست ساخت. پس بدکاری و پرهیزگاری اش را به وی الهام کرد.
پس هر انسانی را به فجور و تقوای نفسانی ملهم کرد که ناظر به مسائل اخلاقی و گرایشهای عمل صالح است. خداوند هم انسان را با بینش توحیدی و الهی آفرید که فرمود: فطرة الله التی فطر الناس علیها(564) و هم با گرایش اخلاقی که فرمود: فالهمها فجورها و تقواها.(565). پس خدای سبحان، انسان را طوری آفرید که اگر گرد نائب دنیاطلبی روی چهره آینه جانش ننشیند، هم خدا را می بیند، هم خدا را می طلبد. هم تقوا را می شناسد، هم راه فجور را؛ و هم از فجور می رهد و به تقوا می رسد. وقتی به تقوا رسید کریم می شود، چون مدار کرامت، تقواست... در غیر محور تقوا، کرامت نیست. بنابراین مایه کرامت که تقواست، به نهاد انسانی الهام شده است، همچنان که فجور که مایه دنائت است، اعلام شده است.(566)
بنابراین باید زمینه و عوامل شکوفا شدن کرامت آدمی را فراهم کرد و گرایش او را به کرامت رشد داد و با روشهایی کریمانه با انسان رفتار کرد. خدای متعال فرمان می دهد که در همه امور رفتاری کریمانه داشته باشید تا مردم با کرامت رشد کنند و از دنائت دور شوند.
و قل لعبادی یقولوا التی هی احسن.(567)
و به بندگانم بگو: آنچه را که بهتر است بگویند.
قولوا للناس حسنا.(568)
و با مردم (به زبان) خوش سخن بگویید.
خداوند راه و رسم کریمان را توصیف می کند تا راه کرامت بخوبی روشن گردد و روشهای کریمانه مشخص شود.
و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما... و الذین لایدعون مع الله الها آخر... و الذین لایشهدون الزور و اذا مروا باللغو مروا کراما.(569)
و بندگان خدای رحمان کسانی اند که بر زمین با فروتنی و نرمی راه می روند، و چون نادانان ایشان را (به سخنی ناروا) مخاطب سازند، به ملایمت و بزرگواری پاسخ می دهند. و آنان که شب را برای پروردگار خویش در سجده و به نماز ایستاده به روز آرند... و آنان که با خدای یکتا خدای دیگر نخوانند (نپرستند)... و آنان که گواهی دروغ (باطل و به ناحق) ندهند و چون با لغو و بیهودگی رو به رو شوند با بزرگواری بگذرند.
برای آنکه انسان کریم شود باید کرامت ببیند؛ در خانواده، در مدرسه، در جامعه و غیره. راه و رسم پیامبر اکرم(ص) در تربیت مردمان بر کرامت بخشیدن به آنان استوار بود. حضرت حسین(ع) گوید از پدرم از مجلس رسول خدا(ص) پرسش کردم، فرمود:
کان (رسول الله(ص) ) لایجلس و لایقوم الا علی ذکر. لایوطن الاماکن و ینهی عن ایطانها. و اذا انتهی الی قوم جلس حیث انتهی به المجلس و یأمر بذلک. یعطی کل جلسائه بنصیبه، لایحسب ان احدا اکرم علیه منه. من جالسه او قاومه فی حاجة صابره حتی یکون هو المنصرف. و من سأله حاجة لم یرده الا بها او بمیسور من القول. قد وسع الناس منه بسط و خلقه، فصار لهم ابا. و صاروا فی الحق عنده سواء. مجلسه مجلس حلم و حیاء و صبر و امانة، لاترفع فیه الاصوات، و لاتؤبن فیه الحرام، و لاتنثی فلتاته، متعادلین یتفاضلون فیه بالتقوی، متواضعین، یوقرون فیه الکبیر، و یرحمون فیه الصغیر، و یؤثرون ذاالحاجة، و یحفظون او یحوطون الغریب.(570)
رسول خدا(ص) در هیچ مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر به یاد خدا جایگاهی مخصوص برای خود تعیین نمی کرد و از این کار منع می کرد. چون به گروهی که نشسته بودند می پیوست همان جا که رسیده بود (پایین مجلس) می نشست و دیگران را هم به این رفتار فرمان می داد. به تمام همنشینان خود توجه داشت به گونه ای که هیچ کس احساس نمی کرد که کسی در نظر پیامبر از او گرامی تر است. هرکس برای عرض حاجتی او را می نشاند یا بر پا نگه می داشت، تحمل می کرد تا خود آن شخص برگردد. هر کس نیازی داشت، او را رد نمی کرد تا آنکه نیازش را برآورد یا با گفتاری ملایم روانه اش سازد. گشاده رویی و خوش خلقی پیامبر چنان مردم را فراگرفته بود که او را چون پدر (ی مهربان) برای خود می دانستند. همگان نزد او در حق یکسان بودند. محضر و مجلس او سراسر گذشت، حیا، راستی و امانت بود، و در آن صداها بلند نمی شد (و داد و قال نبود) و حرمت همگان محفوظ بود. و لغزش و اشتباه کسی فاش نمی شد؛ اهل مجلس همه با هم عادلانه رفتار می کردند، و کسی با کسی جز با تقوا برتری نداشت؛ همگان فروتن بودند، و سالخوردگان را احترام می کردند، و با خردسالان مهربان بودند، و نیازمندان را بر خود ترجیح می دادند، و افراد غریب را نگهداری و رسیدگی می کردند.
مربیان الهی تأکید داشتند که همه رفتارها بر اساس کرامت باشد تا جایی که از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
من اتاه اخوه المسلم فاکرمه فاکرمه فانما اکرم الله عز و جل.(571)
هر که نزد برادر مسلمانش رود و او وی را گرامی دارد، همانا خدای عز و جل را گرامی داشته است.
پیشوایان حق به هیچ وجه اجازه تحقیر کردن به کسی نمی دادند و مسلمانان را از اینکه یکدیگر را سبک کنند و کوچک بشمارند، پرهیز می دادند تا روابط انسانی روابطی مبتنی بر کرامت باشد و زمینه رشد کرامتها فراهم شود. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود:
لاتحقرن احدا من المسلمین فان صغیرهم عندالله کبیر.(572)
مبادا فردی از مسلمانان را کوچک بشمارند و تحقیر کنید که کوچک آنان نزد خدا بزرگ است.
پیامبر اکرم(ص) بر حفظ و رشد کرامتها از دوران کودکی بسیار تأکید می کرد، زیرا به نیروی کرامت است که می توان افرادی سالم، مستقل، آزاد، با شرافت و صاحب فضیلت تربیت کرد، آن حضرت می فرمود:
اکرموا اولادکم و احسنوا آدابکم.(573)
فرزندان خود را کرامت کنید و با آداب نیکو با آنها معاشرت نمایید.
اگر کودک کرامت ببیند و شخصیت حقیقی اش احترام شود، از پستی و فرومایگی دور می شود و به اعتلای روحی می رسد و راست و مستقیم و با فضیلت می گردد. البته کرامت کودکان باید همه جانبه و واقعی باشد. پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
اذا سمیتم الولد فاکرموه و اوسعوا له فی المجلس و لاتقبحوا له وجها.(574)
وقتی نام فرزندتان را می برید او را گرامی بدارید و در مجلس خود برای او جای باز کنید و احترامش نمایید و نسبت به او رو ترش نکنید.
این همه تأکید برای آن است که همه فضیلتها در زمینه کرامت شکوفا می شود و همه رذیلتها در زمینه دنائت.