فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

ثمرات تدبر

انسانی که به تدبر خو بگیرد و در عاقبت هر کار بیندیشد، می تواند از سرمایه های وجود خود بدرستی بهره ببرد و از پشیمانی در امان بماند. امیر مؤمنان(ع) در وصیت خود به فرزندش محمد حنفیه این حقیقت را بدو گوشزد می کند و می فرماید:
التدبیر قبل العمل، یؤمنک من الندم.(536)
چاره اندیشی پیش از دست زدن به کار، تو را از پشیمانی ایمن خواهد داشت.
بسیاری از خطاها و لغزشها با تدبر پیشگیری می شود و مادام که انسان اهل تدبر نباشد در معرض گرفتاریهاست. علی(ع) در وصیت خود به فرزندش امام حسن(ع) چنین فرموده است:
من تورط فی الامور بغیر نظر فی العواقب فقد تعرض للنوائب.(537)
کسی که بدون دقت در عاقبت کار، دست به کاری زند، خود را در معرض گرفتاریها قرار دهد.
و نیز از آن حضرت چنین وارد شده است:
التدبیر قبل الفعل یؤمن العثار.(538)
چاره اندیشی پیش از دست زدن به کار، از لغزش ایمن می سازد.
الفکر فی الامر قبل ملابسته یؤمن الزلل.(539)
اندیشیدن در (عواقب) هر کاری پیش از انجام دادن آن از لغزش ایمن می سازد.
بنابراین بهترین راه و رسم در تربیت صحیح سوق دادن افراد به تدبر و عاقبت اندیشی است که در این صورت به کمترین لغزش دچار می شوند و از مهلکه ها و مصیبتها در امان می مانند، چنانکه در سخنان نورانی امیر مؤمنان علی(ع) وارد شده است:
من نظر فی العواقب سلم من النوائب.(540)
هر که در عاقبت امور نظر کند از مصیبتها سالم می ماند.
من فکر فی العواقب امن المعاطب.(541)
هر که در عاقبت کارها بیندیشد از هلاکتها ایمن گردد.

اصل کرامت

کرامت به معنای بزرگواری،(542) و نزاهت از پستی و فرومایگی و برخورداری از اعتلای روحی است؛(543) و خدای تبارک و تعالی انسان را مفتخر به آفرینشی کریم کرده است تا در زمینه کرامت نفس به کمالات الهی دست یابد.
و لقد کرمنا بنی آدم.(544)
و براستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.
انسان دارای کرامتی ذاتی است و این برترین سرمایه وجودی را می تواند شکوفا کند یا از دست بدهد. انسان روحاً و فطرتاً به سمت کرامت گرایش دارد و از دنائت بیزار است و کمال آدمی در این است که کرامتش رشد یابد و از امور پست دور گردد.(545)

کرامت محور تربیت

خدای متعال کریم است و به آدمی گوهر کرامت بخشیده است و او را بر اساس کرامت تربیت می کند.
تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام.(546)
خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت.
خدای سبحان دارای صفت کرامت است، و خدایی که کریم است، معلم انسانهاست و برنامه خود را هم به دست سفرای کریم داد.
بایدی سفرة کرام بررة.(547)
به دست فرشتگانی کریم و نیکوکار.
یعنی این فرشتگان که حاملان پیام و مسیر وحی اند، کریمند. یعنی وحی الهی از مجرای کرامت عبور کرده و به شما رسیده است و در بین راه هیچ گونه آسیبی ندیده است، زیرا سفرای وحی، گذشته از کرامت، دارای وصف ممتاز امانتند. پس خدای اکرم مبدأ قرآن است خود قرآن نیز کتابی است کریم. مسیری هم که این کتاب از آن می گذرد، معبر کرامت است، و انسان کاملی که این کتاب را تحویل گرفته است تا معلم شما باشد و معارف آن را به شما بیاموزد، او هم کریم است.
انه لقول رسول کریم.(548)
(قرآن) سخن فرستاده ای کریم است.
بنابراین همه مبادی و علل و لوازمی که در متن یا حاشیه این کتاب قرار دارند، همراه با کرامتند؛ و این خود، شاهد قطعی است بر اینکه خدای سبحان می خواهد انسانها را همانند فرشته ها به مقام والای کرامت برساند، لذا برنامه انبیا تکریم انسانهاست. و نشانه اش آن است که پیغمبر - صلی الله علیه و آله - فرمود:
انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.(549)
من مبعوث شدم تا راه انبیای پیشین را تتمیم کنم، آنها آمدند و انسانها را با کرامت آشنا کردند، و چون دین من تام و کامل است، بلکه اتم و اکمل ادیان است، پس کار من هم، تتمیم مکارم اخلاقی است.(550)
رسالت همه پیام آوران الهی این بوده است که نفوس آدمیان را به کرامت برسانند و آنان را از لئامت و حقارت نفس برهانند؛ و رسالت پیامبر اکرم(ص) این بود که این کرامت را به کمال برساند.(551) بنابراین محور تربیت پیامبر بر کرامت انسانها و دعوت به کرامتهای اخلاقی قرار داشت. شیخ طوسی(ره) به اسناد خود از علی(ع) روایت کرده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:
علیکم بمکارم الاخلاق فان الله عز و جل بعثنی بها.(552)
بر شما باد که (کسب) کرامتهای اخلاقی که همانا خدای عز و جل مرا بدانها برانگیخته است.
رسول خدا(ص) کریم ترین خلق خدا و گرامی ترین پیام آور الهی، اساس رسالتش بر کرامت مردمان بود. ابن عباس گفته است: خدای متعال موجودی را گرامی تر از محمد(ص) نیافرید و لباس هستی نپوشانید و من نشنیده ام که خداوند جز به وجود گرامی او به کسی دیگر سوگند یاد کرده باشد.(553)
آن کریم ترین انسانها،(554) همه دوران رسالت خود را در دعوت به کرامتهای اخلاقی گذراند و مردمان را با رشد کرامتهایشان به سوی خدا متحول ساخت، چنانکه اکثم بن صیفی(555) معروف به حکیم عرب در دوران جاهلیت وقتی پسر خود را فرستاد تا احوال دعوت پیامبر را بررسی کند و از وی در این باره جویا شد، او احوال دعوت پیامبر را چنین توصیف کرد:
رأیته یأمر بمکارم الاخلاق.(556)
او را در حالی دیدم که به مکارم اخلاق فرمان می داد.
کمال آدمی و اصلاح رفتاری او در گرو رشد کرامت وی است و انسان در زمینه کرامت به فضایل دیگر دست می یابد و انسان بی کرامت از همه فضایل محروم می ماند و در گنداب تباهیها غرق می شود. از این روست که اوصیای پیامبر(ص) بر آن تأکیدها کرده اند. از امیر مؤمنان علی(ع) چنین وارد شده است:
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعة.(557)
بر شما باد به مکارم اخلاق زیرا آن است که سبب والایی است.
حسین(ع) مظهر کرامتهای انسانی، در خطبه ای فرموده است:
ایها الناس، نافسوا فی المکارم.(558)
مردم! در کسب مکارم (اخلاق) بر یکدیگر پیشدستی کنید.
برنامه های تربیتی باید به گونه ای تنظیم شود که نه تنها با کرامت انسانی منافات نداشته باشد، بلکه در جهت رشد، تکمیل و اتمام آن باشد.