فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

راه و رسم اولیای خدا در تربیت

راه و رسم اولیای خدا در تربیت بر زهد استوار بود و آنان تلاش می کردند دلبستگیهای دنیایی را در افراد بکاهند و دوستی آخرت را در آنان بیفزایند و مردمان را با دل کندن از دنیا به سوی خدا سیر دهند که زهد هموار کننده راه تربیت به سوی خداست، امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
العلم یرشدک الی ما امرک الله به و الزهد یسهل لک الطریق الیه.(437)
علم و دانش تو را بدانچه خداوند فرمان داده است راه می نماید، و زهد و ترک دنیا راه به سوی آن را برایت هموار و آسان می کند.
مادام که دوستی دنیا دل آدمی را پر کرده باشد، دوستی آخرت و شیرینی ایمان در آن وارد نمی شود و تا انسان به زهد تربیت نگردد بهره ای از آخرت حقیقی و بهشت لقا نخواهد داشت. در حدیث نبوی آمده است:
حرام علی قلوبکم ان تعرف حلاوة الایمان حتی تزهدوا.(438)
شناختن شیرینی ایمان بر دلهای شما حرام است تا نسبت به دنیا زاهد شوید و بدان پشت کنید.
و در حدیث علوی آمده است:
من لم یزهد فی الدنیا لم یکن له نصیب فی جنة المأوی.(439)
هر که در دنیا زهد نورزد برای او بهره ای در بهشت نیست.
بنابراین مکتبی می تواند مردمان را به آخرت حقیقی برساند که زهد در همه ارکان و وجوهش حاکم باشد و پیروانش را از وابستگی به مظاهر فریبنده دنیا آزاد سازد که ریشه و اساس دینداری در آزاد شدن از دنیاست، به بیان امیر مؤمنان(ع):
الزهد اصل الدین.(440)
زهد اصل دین است.
بارزترین صفت تربیت شدگان الهی پشت کردن به دنیاست، چنانکه از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود:
ما اتخذ الله نبیا الا زاهدا.(441)
خداوند هیچ پیامبری را برنگزید مگر آنکه زاهد بود.
نمونه های جاوید تربیت الهی، پارسایانی تمام عیار بودند و هرگز دل به دنیا و مظاهر آن نسپردند و اسیر اوهام نشدند. آنان زاهدانی کامل بودند و مردمان را به زهد حقیقی - نه زهد منفی و انزواگرایانه و بریدن از جامعه و پشت کردن به کار و تلاش و مبارزه - فرامی خواندند.
آنچه در تربیت اسلامی به عنوان اصلی اساسی مطرح است چنین زهدی است، نه رهبانیت و کناره گیری از مردم و جامعه. امام صادق(ع) فرموده است:
ان الله تبارک و تعالی اعطی محمدا، صلی الله علیه و آله، شرائع نوح و ابراهیم و موسی و عیسی، علیهم السلام، التوحید و الاخلاص و خلع الانداد و الفطرة الحنیفیة السمحة و لارهبانیة و لاسیاحة.(442)
همانا خدای تبارک و تعالی شریعتهای نوح و ابراهیم و موسی و عیسی(ع) را به محمد(ص) عطا کرد و آن شرایع یکتاپرستی است و اخلاص و ترک بت پرستی و فطرت حنیفیه آسان و اینکه گوشه گیری و دوری از جامعه در آن نیست.

زهد اسلامی

زهد اسلامی زهدی کاملاً مثبت و اجتماعی است و به هیچ وجه در آن رنگ و بویی از نگاه منفی به عالم وجود (مظهر اسمای حسنای الهی) و رهبانیت وجود ندارد.
زهد اسلامی همان چیزی است که بتمامه در زندگی پیامبر اکرم(ص) و اوصیای آن حضرت جلوه دارد.
زهد اسلامی غیر از رهبانیت است. رهبانیت، بریدن از مردم و رو آوردن به عبادت است. بر اساس این اندیشه که کار دنیا و آخرت از یکدیگر جداست، دو نوع کار بیگانه از هم است. از دو کار یکی را باید انتخاب کرد، یا باید به عبادت و ریاضت پرداخت تا در آن جهان به کار آید و یا باید متوجه زندگی و معاش بود تا در این جهان به کار آید. این است که رهبانیت بر ضد زندگی و بر ضد جامعه گرایی است، مستلزم کناره گیری از خلق و بریدن از مردم و سلب هر گونه مسئولیت و تعهد از خود است. اما زهد اسلامی در عین اینکه مستلزم انتخاب زندگی ساده و بی تکلف است و بر اساس پرهیز از تنعم و تجمل و لذت گرایی است، در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی قرار دارد و عین جامعه گرایی است، برای خوب از عهده مسئولیتها برآمدن است و از مسئولیتها و تعهدهای اجتماعی سرچشمه می گیرد.
فلسفه زهد در اسلام آن چیزی نیست که رهبانیت را به وجود آورده است. در اسلام مسأله جدا بودن حساب این جهان با آن جهان مطرح نیست. از نظر اسلام نه خود آن جهان و این جهان از یکدیگر جدا و بیگانه اند و نه کار این جهان با کار آن جهان بیگانه است. ارتباط دو جهان با یکدیگر از قبیل ارتباط ظاهر و باطن شی ء واحد است، از قبیل پیوستگی دو رویه یک پارچه است، از قبیل پیوند روح و بدن است که چیزی است حد وسط میان یگانگی و دوگانگی. کار این جهان با کار آن جهان نیز عیناً همین طور است، بیشتر جنبه اختلاف کیفی دارد تا اختلاف ذاتی، یعنی آنچه بر ضد مصلحت آن جهان است و ضد مصلحت این جهان نیز هست، و هر چه بر وفق مصالح عالیه زندگی این جهان است بر وفق مصالح عالیه آن جهان نیز هست. لهذا یک کار معین که بر وفق مصالح عالیه این جهان است، اگر از انگیزه های عالی و دیده های مافوق طبیعی و هدفهای ماورای مادی خالی باشد آن کار صرفاً دنیایی تلقی می شود و به تعبیر قرآن به سوی خدا بالا نمی رود، اما اگر جنبه انسانی کار از هدفها و انگیزه ها و دیدهای برتر و بالاتر از زندگی محدود دنیایی بهره مند باشد، همان کار، کار آخرتی شمرده می شود.
زهد اسلامی که: چنانکه گفتیم در متن زندگی قرار دارد، کیفیت خاص بخشیدن به زندگی است و از دخالت دادن پاره ای از ارزشها برای زندگی ناشی می شود.
زهد اسلامی چنانکه از نصوص اسلامی برمی آید، بر سه پایه اصلی که از ارکان جهان بینی اسلامی است استوار است:
1. بهره گیری مادی از جهان و تمتعات طبیعی و جسمانی، تنها عامل تأمین کننده خوشی و بهجت سعادت انسان نیست. برای انسان به حکم سرشت خاص، یک سلسله ارزشهای معنوی مطرح است که با فقدان آنها تمتعات مادی قادر به تأمین و بهجت و سعادت نیست.
2. سرنوشت سعادت فرد، از سعادت جامعه جدا نیست، انسان، از آن جهت که انسان است یک سلسله وابستگیهای عاطفی و احساس مسئولیتهای انسانی درباره جامعه دارد که نمی تواند فارغ از آسایش دیگران آسایش و آرامش داشته باشد.
3. روح، در عین نوعی اتحاد و یگانگی با بدن در مقابل بدن اصالت دارد؛ کانونی است در برابر کانون جسم، منبع مستقلی است برای لذات و آلام. روح نیز به نوبه خود بلکه بیش از بدن نیازمند به تغذیه و تهذیب و تقویت و تکمیل است. روح از بدن و سلامت آن و نیرومندی آن بی نیاز نیست، اما بدون شک غرقه شدن در تنعمات مادی و اقبال تمام به لذت گرایی جسمانی مجال و فراغتی برای بهره برداری از کانون روح و منبع بی پایان ضمیر، باقی نمی گذارد و در حقیقت نوعی تضاد میان تمتعات روحی و تمتعات مادی - اگر به صورت غرقه شدن و محو شدن و فانی شدن در آنها باشد - وجود دارد.
مسأله روح و بدن مسأله رنج و لذت نیست. چنین نیست که هر چه مربوط به روح است رنج است و هر چه مربوط به بدن است لذت. لذات روحی بسی صافتر، عمیقتر، بادوامتر از لذات بدنی است. روآوری یک جانبه به تمتعات مادی و لذات جسمانی در حاصل جمع، از خوشی و لذت و آسایش واقعی بشر می کاهد، لهذا آن گاه که می خواهیم به زندگی روآوریم و از آن بهره بگیریم و بدان رونق و صفا و شکوه و جلال ببخشیم و آن را دلپسند و زیبا سازیم، نمی توانیم از جنبه های روحی صرف نظر کنیم.
با توجه به این سه اصل است که مفهوم زهد اسلامی روشن می شود، و با توجه به این سه اصل است که روشن می گردد چگونه اسلام رهبانیت را طرد می کند، اما زهدگرایی را در عین جامعه گرایی و در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی می پذیرد.(443)
زهد اسلامی دل کندن از پستیها و ترک وابستگیها در عین حفظ ارزشهای فردی و اجتماعی و تلاش در راه رسیدن به اهدافی متعالی است. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که گفت: از جبرئیل پرسیدم که تفسیر زهد چیست؟ پس جبرئیل چنین گفت:
الزاهد یحب من یحب خالقه و یبغض من یبغض خالقه، و یتحرج من حلال الدنیا و لایلتفت الی حرامها، فان حلالها حساب و حرامها عقاب؛ و یرحم جمیع المسلمین کما یرحم نفسه، و یتحرج من الکلام کما یتحرج من المیتة التی قد اشتد نتنها، و یتحرج عن حطام الدنیا و زینتها کما یتجنب النار ان تغشاه، و ان یقصر امله، و کان بین عینیه اجله.(444)
زاهد آن را دوست می دارد که آفریدگارش دوست می دارد، و آن را دشمن می دارد که آفریدگارش دشمن می دارد، و از حلال دنیا دوری می کند و به حرام آن روی نمی کند، زیرا حلال آن حسابرسی دارد و حرامش عذاب دارد؛ و به همه مسلمانان دلسوزی و مهربانی می کند، همان گونه که به خود می کند، و از سخن (بیهوده) دوری می کند، همان گونه که از مرداری که بوی گندش برآمده، دوری می کند، و از بهره ناچیز دنیا و پیرایه آن دوری می کند، همان گونه که پرهیز می کند که آتش او را در بر گیرد، و اینکه آرزوی خود را کوتاه می کند، و مرگ خود را در پیش چشم می بیند.
زهد حقیقی انسان را از درون و بیرون اصلاح می کند به گونه ای که در عین وارستگی، تلاشگر و پرکار و دلسوز و مهربان می شود. چون آرزوهای پست از دل آدمی بیرون رود عرصه برای خلوص و ایثار گشوده می شود. از امیر مؤمنان(ع) وارد شده است که فرمود:
الزهد تقصیر الآمال و اخلاص الاعمال.(445)
زهد کوتاه کردن آرزوها و خالص کردن کردارهاست.
انسانی که میل به دنیا ندارد و آرزویش را هم نمی کند، به خلوص در عمل دست می یابد و می تواند خود را در برابر کششهای حیوانی نگه دارد و نعمتهای خدا را پاس دارد و برای رسیدن به کمالی الهی به کار گیرد. پیشوای وارستگان علی(ع) می فرماید:
ایها الناس! الزهادة قصر الأمل، و الشکر عند النعم، و التورع عند المحارم.(446)
ای مردم! زهد یعنی کوتاهی آرزو، و شکر در برابر نعمت، و پارسایی در برابر گناهان.
زهد اسلامی بهترین و کارآترین وسیله برای ساختن فرد و جامعه در جهت اهداف تربیت است و هیچ چیز مانند بی رغبتی به دنیا در تربیت مؤثر نیست. چه نیکو فرموده است امیر مؤمنان علی(ع):
ان من اعون الاخلاق علی الدین الزهد فی الدنیا.(447)
مددکارترین اخلاق به دین بی رغبتی نسبت به دنیاست.
در نتیجه آن نظام تربیتی می تواند مردمان را به سعادت این جهانی و آن جهانی برساند که اساس تربیت را بر زهد قرار دهد، زیرا تربیتی که راه زهد را نمی گشاید درهای همه بدیها را بر مردمان می گشاید و آنان را از سعادت حقیقی محروم می سازد. امام صادق(ع) فرموده است:
جعل الشر کله فی بیت و جعل مفتاحه حب الدنیا، و جعل الخیر کله فی بیت و جعل مفتاحه الزهد فی الدنیا.(448)
همه بدی در خانه ای نهاده شده است و کلیدش را دوستی دنیا قرار داده اند، و همه نیکی در خانه ای نهاده شده است و کلیدش را زهد و پشت کردن به دنیا قرار داده اند.

ثمرات زهد

خیر و برکتی که از زهد برمی خیزد همه وجوه زندگی آدمی را در بر می گیرد و او را به کمالات فردی و اجتماعی و سیاسی متصف می سازد، چنانکه در سخنان نورانی پیشوایان معصوم(ع) ثمراتی شگفت برای زهد وارد شده است که این حقیقت را تبیین می کند.
علم، حکمت، بصیرت، هدایت
علم حقیقی و حکمت نورانی که صنع خداست و روشن و روشنگر است، در دلی ظهور می کند که به زهد آراسته شده باشد، چنانکه در موعظه رسول خدا(ص) به ابوذر غفاری(ره) آمده است:
یا اباذر! ما زهد عبد فی الدنیا الا اثبت الله الحکمة فی قلبه، و انطق بها لسانه.(449)
ای اباذر! هیچ بنده ای در دنیا زهد پیشه نکرد مگر آنکه خداوند حکمت را در دلش جای داد و زبانش را به آن گویا ساخت.
رفع کوری و ظهور بینایی و دریافت حقایق هستی جز به زهد فراهم نمی شود و تا مانع اصلی کمال (دنیا) پس زده نشود، علم حقیقی و هدایت و بصیرت روی نمی کند، چنانکه علی بن ابی طالب(ع) از رسول خدا(ص) روایت کرده است که فرمود:
من زهد فی الدنیا علمه الله تعالی بلا تعلم و هداه بلا هدایة و جعله بصیرا و کشف عنه العمی.(450)
هر که در دنیا زهد پیشه کند، خدای متعال به او علم بی تعلم و هدایت بی واسطه عنایت کند و او را بینا سازد و کوری اش را برطرف نماید.
آرامش، آسودگی، بی نیازی، آزادی
آرامش و آسودگی و بی نیازی حقیقی جز با زهد فراهم نمی شود که همه اضطرابها، دغدغه ها و نگرانیها از دنیاست، زیرا دنیا به هر میزانی که در دل آدمی جای گیرد به همان میزان وابستگی و پریشانی خاطر و اندوه و نگرانی به بار می آورد و با پشت کردن به دنیا همه اینها زدوده می شود. پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
الزهد فی الدنیا یریح القلب و البدن، و الرغبة فی الدنیا تطیل الهم و الحزن.(451)
زهد در دنیا موجب راحت و آرامش قلب و بدن است و شیفتگی در آن موجب دراز شدن پریشانی و اندوه است.
امام صادق(ع) نیز در این باره فرموده است:
الرغبة فی الدنیا تورث الغم و الحزن و الزهد راحة القلب و البدن.(452)
شیفتگی در دنیا مایه غم و اندوه است و زهد در دنیا آسایش جسم و جان است.
هر که خواهان آزادی حقیقی است باید آن را در زهد بجوید زیرا تا انسان از خود و دلبستگیهایش آزاد نشود، طعم آزادی حقیقی را نخواهد چشید. زهد آدمی را از اسارت خود آزاد و وارسته می سازد و در نتیجه از همه اسارتهای دنیایی آزادش می گرداند. پیشوای آزادگان، علی(ع) فرموده است:
من زهد فی الدنیا اعتق نفسه.(453)
هر که در دنیا زهد بورزد، خود را آزاد ساخته است.
اصلاح، قوت، عزت، عظمت
اصلاح حقیقی امور و کسب قوت و عزت و عظمت در سایه زهد است، زیرا منشأ تباهی و ضعف و ذلت و انحطاط دنیاست و هر که از بندگی دنیا به درآید و به حقیقت هستی تکیه نماید به همه والاییها دست می یابد. پیامبر اکرم(ص) درباره اصلاح و افساد امور مسلمانان و عظمت و انحطاط ایشان فرموده است:
ان صلاح اول هذه الامة بالزهد و الیقین، و هلاک آخرها بالشح و الامل.(454)
صلاح و درستی این امت در ابتدا با زهد (اعراض از دنیا) و یقین (به آخرت) بود و هلاکت و نابودی اش در پایان به بخل و آرزوست.
روزی که مسلمانان به دنیای دون پشت کردند، عزت و عظمت به آنان روی کرد، و چون در پی دنیا روان شدند و به یکدیگر بخل ورزیدند و هر کس جز به خود و دنیای حقیر خویش نیندیشید و دلداده پستیها شدند، به زبونی و انحطاط کشیده شدند که قدرت حقیقی با پشت کردن به دنیا روی می کند، نه با پشت دادن به دنیا.
هر که او دنیای دون را کم گرفت - همچو صبح از صدق خود عالم گرفت(455)