فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

بهترین راه و رسم تربیت

ملایمت و مدارا بهترین شیوه برای نرم کردن دلها، و همراه ساختن جانها در مسیر تربیت است. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
من کان رفیقا فی امره نال ما یرید من الناس.(427)
هر که در امور خویش، ملایمت در پیش گیرد، به آنچه از مردم می خواهد می رسد.
هیچ چیز چون ملایمت و رحمت، و آسانگیری و نرمی در تربیت دل آدمی و رشد صحیح عواطف انسانی مؤثر نیست، زیرا بدین وسیله است که عواطف آدمی تلطیف و تعدیل می شود و کوری ناشی از غلظت و خشونت به بینایی ناشی از لطافت و رقت تبدیل می گردد. از این رو بهترین راه ورود به قلبها و تربیت انسانها ایجاد میل و رغبت است که جز بر اساس آیینی ملایم فراهم نمی شود، زیرا راه و رسمهای خشن در تربیت قلب را کور و به دور از بصیرت می گرداند و عواطف انسانی را زایل می سازد. امیر مؤمنان(ع) در بیانی نورانی فرموده است:
ان للقلوب شهوة و اقبالا و ادبارا، فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا اکره عمی.(428)
دلها را میلی است و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دلها را آن گاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، زیرا دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.
پیشوایان حق پیروان خود را به رعایت تسهیل و تیسیر در تربیت می خواندند و آنان را از سختگیریهای نابجا حتی در عبادتهای مستحب پرهیز می دادند. امیر مؤمنان(ع) در نامه ای که به حارث همدانی از خواص اصحاب خود می نویسد، وی را چنین توصیه می کند:
و خادع نفسک فی العبادة، و ارفق بها و لاتقهرها. و خذ عفوها و نشاطها الا ما کان مکتوبا علیک من الفریضة لابد من قضائها و تعاهدها عند محلها.(429)
نفس خود را برای عبادت و بندگی برانگیز و با آن مدارا کن و مقهورش مدار، و بر آن آسان گیر و به هنگامی که نشاط و فراغتش بود، روی به عبادت آر، جز در آنچه به تو واجب است که باید آن را به جای آری و در وقت آن بگزاری.
برای سیر دادن خود به مراتب بالاتر از واجبات الهی باید انگیزه و رغبت ایجاد کرد و آن گاه نفس را به حرکت واداشت که دل را باید به ملایمت و مدارا رام کرد و راه برد. به بیان پیشوای موحدان علی(ع):
ان للقلوب اقبالا و ادبارا، فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل، و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض.(430)
همانا دلها را روی آوردنی و پشت کردنی است، پس چون دل روی آرد آن را به مستحبات وادارید، و چون روی برگرداند، بر انجام واجباتش بسنده دارید.
اولیای خدا تأکید کرده اند که آیین تربیت دینی آیینی متین و ملایم است و برای تربیت مردمان بر این آیین، باید این ویژگی جوهری حفظ شود و بر خلاف آن عمل نشود تا نتیجه تربیت همان شود که این آیین می طلبد. بنیانگذار این آیین فرموده است:
ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفق و لاتکرهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت الذی لاسفرا قطع و لاظهرا ابقی.(431)
همانا این دین و آیین محکم و متین است، پس با ملایمت در آن در آیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید و گرنه مانند سوار درمانده ای می شوید که نه مسافتی بپیماید و نه مرکبی برایش بماند.
مثال آنان که آیین ملایم اسلام را نمی شناسند و متربیان خود را بر خلاف اصل تسهیل و تیسیر راه می برند مثال سوارکاری است که به سبب نادانی آن قدر سریع حرکت می کند که هنوز مسافتی طی نکرده مرکب خود را از دست می دهد و هرگز به مقصد نمی رسد؛ و این جز به سبب ناپختگی و بی بصیرتی نیست.
سخت گیری و تعصب خامی است - تا جنینی کار خون آشامی است(432)
راه و رسم تربیتی پیشوایان حق بر تسهیل و ترغیب، و ملایمت و متانت قرار داشت و آنان تأکید داشتند که پیروانشان بر همین راه روشن روند و مردمان را بر این اساس تربیت کنند. امام صادق(ع) این حقیقت را به یکی از اصحاب خود به نام عمار بن ابی احوص چنین بیان کرده است:
فلاتخرقوا بهم. اما علمت ان امارة بنی امیة کانت بالسیف و العسف و الجور، و ان امارتنا بالرفق و التألف و الوقار و التقیة و حسن الخلطة و الورع و الاجتهاد، فرغبوا الناس فی دینکم و فیما انتم فیه.(433)
بر مردم فشار نیاورید، آیا نمی دانی که حکومتداری و روش اداره امور بنی امیه به زور شمشیر و فشار و ستم بود ولی حکومتداری و روش اداره امور ما به نرمی و مهربانی و متانت و تقیه و حسن معاشرت و پاکدامنی و کوشش است؟ پس کاری کنید که مردم به دین شما و مسلکی که دارید رغبت پیدا کنند.
این امر در سالهای نخستین زندگی و دوران کودکی از اهمیتی بیشتر برخوردار است، زیرا وجود آدمی لطیف تر است و به تسهیلی بیشتر نیاز دارد. رسول خدا(ص) و امام صادق(ع) در این باره سخنی والا و راهگشا فرموده اند که باید سرلوحه همه رفتارهای تربیتی قرار گیرد. ثقة الاسلام کلینی(ره) به اسناد خود از امام صادق(ع) روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:
رحم الله من اعان ولده علی بره. (قال: قلت: کیف یعینه علی بره؟) قال: یقبل میسوره، و یتجاوز عن معسوره، و لایرهقه، و لایخرق به.(434)
خداوند رحمت کند کسی را که فرزند خود را در نیکی و نیکوکاری یاری کند. (راوی حدیث گوید: پرسیدم: چگونه فرزند خود را در نیکی و نیکوکاری یاری کند؟) حضرت فرمود: آنچه را که در توان اوست از او بپذیرد، و آنچه را که برایش طاقت فرساست از او نخواهد، و او را به تکلیف مافوق طاقتش واندارد، و او را دچار سرگشتگی و شرمندگی نسازد.
بنابراین فعل تربیتی رشد دهنده و سیر دهنده به سوی نیکی از سختگیری و خشونت به دور و بر سهل گیری و ملایمت استوار است.

اصل زهد

همان طور که در بحث مانع و مقتضی اصل تربیت گذشت، انسان جز با زهد یعنی پشت کردن به تعلقات پست و ترک دلبستگیهای نفسانی پیش نمی رود و به کمالی حقیقی دست نمی یابد. زهد که ترک دنیای مذموم و دل کندن از آن است،(435) رکنی اساسی در تربیت دینی است و تا انسان از وابستگیهای پست و حیوانی جدا نشود به امری آخرتی واصل نمی گردد، چنانکه رسول خدا(ص) فرموده است:
لا تنالون الآخرة الا بترککم الدنیا و التعری منها؛ اوصیکم ان تحبوا ما احب الله و تبغضوا ما ابغض الله.(436)
به آخرت دست نمی یابید مگر با ترک دنیا و دل کندن از آن؛ شما را سفارش می کنم دوست بدارید آنچه را خدا دوست می دارد و دشمن دارید آنچه را خدا دشمن می دارد.

راه و رسم اولیای خدا در تربیت

راه و رسم اولیای خدا در تربیت بر زهد استوار بود و آنان تلاش می کردند دلبستگیهای دنیایی را در افراد بکاهند و دوستی آخرت را در آنان بیفزایند و مردمان را با دل کندن از دنیا به سوی خدا سیر دهند که زهد هموار کننده راه تربیت به سوی خداست، امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
العلم یرشدک الی ما امرک الله به و الزهد یسهل لک الطریق الیه.(437)
علم و دانش تو را بدانچه خداوند فرمان داده است راه می نماید، و زهد و ترک دنیا راه به سوی آن را برایت هموار و آسان می کند.
مادام که دوستی دنیا دل آدمی را پر کرده باشد، دوستی آخرت و شیرینی ایمان در آن وارد نمی شود و تا انسان به زهد تربیت نگردد بهره ای از آخرت حقیقی و بهشت لقا نخواهد داشت. در حدیث نبوی آمده است:
حرام علی قلوبکم ان تعرف حلاوة الایمان حتی تزهدوا.(438)
شناختن شیرینی ایمان بر دلهای شما حرام است تا نسبت به دنیا زاهد شوید و بدان پشت کنید.
و در حدیث علوی آمده است:
من لم یزهد فی الدنیا لم یکن له نصیب فی جنة المأوی.(439)
هر که در دنیا زهد نورزد برای او بهره ای در بهشت نیست.
بنابراین مکتبی می تواند مردمان را به آخرت حقیقی برساند که زهد در همه ارکان و وجوهش حاکم باشد و پیروانش را از وابستگی به مظاهر فریبنده دنیا آزاد سازد که ریشه و اساس دینداری در آزاد شدن از دنیاست، به بیان امیر مؤمنان(ع):
الزهد اصل الدین.(440)
زهد اصل دین است.
بارزترین صفت تربیت شدگان الهی پشت کردن به دنیاست، چنانکه از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود:
ما اتخذ الله نبیا الا زاهدا.(441)
خداوند هیچ پیامبری را برنگزید مگر آنکه زاهد بود.
نمونه های جاوید تربیت الهی، پارسایانی تمام عیار بودند و هرگز دل به دنیا و مظاهر آن نسپردند و اسیر اوهام نشدند. آنان زاهدانی کامل بودند و مردمان را به زهد حقیقی - نه زهد منفی و انزواگرایانه و بریدن از جامعه و پشت کردن به کار و تلاش و مبارزه - فرامی خواندند.
آنچه در تربیت اسلامی به عنوان اصلی اساسی مطرح است چنین زهدی است، نه رهبانیت و کناره گیری از مردم و جامعه. امام صادق(ع) فرموده است:
ان الله تبارک و تعالی اعطی محمدا، صلی الله علیه و آله، شرائع نوح و ابراهیم و موسی و عیسی، علیهم السلام، التوحید و الاخلاص و خلع الانداد و الفطرة الحنیفیة السمحة و لارهبانیة و لاسیاحة.(442)
همانا خدای تبارک و تعالی شریعتهای نوح و ابراهیم و موسی و عیسی(ع) را به محمد(ص) عطا کرد و آن شرایع یکتاپرستی است و اخلاص و ترک بت پرستی و فطرت حنیفیه آسان و اینکه گوشه گیری و دوری از جامعه در آن نیست.