فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

آیین تربیت در اسلام

آیین تربیت در اسلام بر تکالیف شاق بنا نشده است، زیرا آیینی است متعادل که بر فطرت آدمی استوار شده است،(418) و سختیهای ظاهری آن نیز به دلیل آنکه با فطرت هماهنگ و سازگار است، در ذائقه جان آدمی شیرین و گواراست و همین موجب می شود که صفات الهی و خصلتهای نیک به آسانی و راحتی کسب شود. راه و رسم آیین تربیت محمدی تنها بر امور سهل و آسان بنا شده است و از خشونت و تندی به دور است.(419) پیامبر اکرم(ص) خود فرموده است:
بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة.(420)
خداوند مرا بر شریعت و دین حنیف و آسان و ملایم مبعوث کرده است.
آیین تربیت الهی سهل و آسان بنا گذاشته شده است و چنین آیینی بهترین آیین است، نه آن آیینی که به سبب دشواری اش مردمان را گریزان می سازد. از رسول خدا(ص) روایت شده است که می فرمود:
یا ایها الناس، ان دین الله یسر.(421)
ای مردم، همانا دین و آیین خدا آسان است.
ان خیر الدین عند الله الحنیفیة السمحة.(422)
همانا بهترین دین و آیین نزد خدا، شریعت حنیف و ملایم است.
آنان که آیین تربیتی خود را بر امور شاق بنا می کنند و سبب می شوند که مردم از دین و دینداری گریزان شوند، از راه و رسم پیامبر اکرم(ص) به دورند که آن حضرت فرموده است:
بعثت بالحنیفیة السمحة - او السهلة - و من خالف سنتی فلیس منی.(423)
من بر دین حنیف ملایم - یا آسان - مبعوث شده ام و هر کس با راه و رسم من مخالفت ورزد از من نیست.
پیامبر اکرم(ص) خود در آیین تربیتی اش مظهر ملایمت و آسانگیری بود که جز بر این اساس نمی توان دل مردمان را نرم کرد و آنان را به سوی خدا سیر داد.(424) خدای رحمان فرستاده گرامی اش را با این راه و رسم تربیتی معرفی می کند و می فرماید:
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.(425)
پس به (برکت) رحمت الهی، با آنان نرمخو (و پرمهر) شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند.
رسول خدا(ص) اصحاب و پیروان خود را راه و رسمی ملایم و به دور از تندی فرامی خواند و می فرمود:
یسروا و لاتعسروا، و بشروا و لاتنفروا.(426)
بر مردم آسان بگیرید و سخت مگیرید، و نوید دهنده باشید و مردم را فراری مدهید و در آنان نفرت ایجاد مکنید.

بهترین راه و رسم تربیت

ملایمت و مدارا بهترین شیوه برای نرم کردن دلها، و همراه ساختن جانها در مسیر تربیت است. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
من کان رفیقا فی امره نال ما یرید من الناس.(427)
هر که در امور خویش، ملایمت در پیش گیرد، به آنچه از مردم می خواهد می رسد.
هیچ چیز چون ملایمت و رحمت، و آسانگیری و نرمی در تربیت دل آدمی و رشد صحیح عواطف انسانی مؤثر نیست، زیرا بدین وسیله است که عواطف آدمی تلطیف و تعدیل می شود و کوری ناشی از غلظت و خشونت به بینایی ناشی از لطافت و رقت تبدیل می گردد. از این رو بهترین راه ورود به قلبها و تربیت انسانها ایجاد میل و رغبت است که جز بر اساس آیینی ملایم فراهم نمی شود، زیرا راه و رسمهای خشن در تربیت قلب را کور و به دور از بصیرت می گرداند و عواطف انسانی را زایل می سازد. امیر مؤمنان(ع) در بیانی نورانی فرموده است:
ان للقلوب شهوة و اقبالا و ادبارا، فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا اکره عمی.(428)
دلها را میلی است و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دلها را آن گاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، زیرا دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.
پیشوایان حق پیروان خود را به رعایت تسهیل و تیسیر در تربیت می خواندند و آنان را از سختگیریهای نابجا حتی در عبادتهای مستحب پرهیز می دادند. امیر مؤمنان(ع) در نامه ای که به حارث همدانی از خواص اصحاب خود می نویسد، وی را چنین توصیه می کند:
و خادع نفسک فی العبادة، و ارفق بها و لاتقهرها. و خذ عفوها و نشاطها الا ما کان مکتوبا علیک من الفریضة لابد من قضائها و تعاهدها عند محلها.(429)
نفس خود را برای عبادت و بندگی برانگیز و با آن مدارا کن و مقهورش مدار، و بر آن آسان گیر و به هنگامی که نشاط و فراغتش بود، روی به عبادت آر، جز در آنچه به تو واجب است که باید آن را به جای آری و در وقت آن بگزاری.
برای سیر دادن خود به مراتب بالاتر از واجبات الهی باید انگیزه و رغبت ایجاد کرد و آن گاه نفس را به حرکت واداشت که دل را باید به ملایمت و مدارا رام کرد و راه برد. به بیان پیشوای موحدان علی(ع):
ان للقلوب اقبالا و ادبارا، فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل، و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض.(430)
همانا دلها را روی آوردنی و پشت کردنی است، پس چون دل روی آرد آن را به مستحبات وادارید، و چون روی برگرداند، بر انجام واجباتش بسنده دارید.
اولیای خدا تأکید کرده اند که آیین تربیت دینی آیینی متین و ملایم است و برای تربیت مردمان بر این آیین، باید این ویژگی جوهری حفظ شود و بر خلاف آن عمل نشود تا نتیجه تربیت همان شود که این آیین می طلبد. بنیانگذار این آیین فرموده است:
ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفق و لاتکرهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت الذی لاسفرا قطع و لاظهرا ابقی.(431)
همانا این دین و آیین محکم و متین است، پس با ملایمت در آن در آیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید و گرنه مانند سوار درمانده ای می شوید که نه مسافتی بپیماید و نه مرکبی برایش بماند.
مثال آنان که آیین ملایم اسلام را نمی شناسند و متربیان خود را بر خلاف اصل تسهیل و تیسیر راه می برند مثال سوارکاری است که به سبب نادانی آن قدر سریع حرکت می کند که هنوز مسافتی طی نکرده مرکب خود را از دست می دهد و هرگز به مقصد نمی رسد؛ و این جز به سبب ناپختگی و بی بصیرتی نیست.
سخت گیری و تعصب خامی است - تا جنینی کار خون آشامی است(432)
راه و رسم تربیتی پیشوایان حق بر تسهیل و ترغیب، و ملایمت و متانت قرار داشت و آنان تأکید داشتند که پیروانشان بر همین راه روشن روند و مردمان را بر این اساس تربیت کنند. امام صادق(ع) این حقیقت را به یکی از اصحاب خود به نام عمار بن ابی احوص چنین بیان کرده است:
فلاتخرقوا بهم. اما علمت ان امارة بنی امیة کانت بالسیف و العسف و الجور، و ان امارتنا بالرفق و التألف و الوقار و التقیة و حسن الخلطة و الورع و الاجتهاد، فرغبوا الناس فی دینکم و فیما انتم فیه.(433)
بر مردم فشار نیاورید، آیا نمی دانی که حکومتداری و روش اداره امور بنی امیه به زور شمشیر و فشار و ستم بود ولی حکومتداری و روش اداره امور ما به نرمی و مهربانی و متانت و تقیه و حسن معاشرت و پاکدامنی و کوشش است؟ پس کاری کنید که مردم به دین شما و مسلکی که دارید رغبت پیدا کنند.
این امر در سالهای نخستین زندگی و دوران کودکی از اهمیتی بیشتر برخوردار است، زیرا وجود آدمی لطیف تر است و به تسهیلی بیشتر نیاز دارد. رسول خدا(ص) و امام صادق(ع) در این باره سخنی والا و راهگشا فرموده اند که باید سرلوحه همه رفتارهای تربیتی قرار گیرد. ثقة الاسلام کلینی(ره) به اسناد خود از امام صادق(ع) روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:
رحم الله من اعان ولده علی بره. (قال: قلت: کیف یعینه علی بره؟) قال: یقبل میسوره، و یتجاوز عن معسوره، و لایرهقه، و لایخرق به.(434)
خداوند رحمت کند کسی را که فرزند خود را در نیکی و نیکوکاری یاری کند. (راوی حدیث گوید: پرسیدم: چگونه فرزند خود را در نیکی و نیکوکاری یاری کند؟) حضرت فرمود: آنچه را که در توان اوست از او بپذیرد، و آنچه را که برایش طاقت فرساست از او نخواهد، و او را به تکلیف مافوق طاقتش واندارد، و او را دچار سرگشتگی و شرمندگی نسازد.
بنابراین فعل تربیتی رشد دهنده و سیر دهنده به سوی نیکی از سختگیری و خشونت به دور و بر سهل گیری و ملایمت استوار است.

اصل زهد

همان طور که در بحث مانع و مقتضی اصل تربیت گذشت، انسان جز با زهد یعنی پشت کردن به تعلقات پست و ترک دلبستگیهای نفسانی پیش نمی رود و به کمالی حقیقی دست نمی یابد. زهد که ترک دنیای مذموم و دل کندن از آن است،(435) رکنی اساسی در تربیت دینی است و تا انسان از وابستگیهای پست و حیوانی جدا نشود به امری آخرتی واصل نمی گردد، چنانکه رسول خدا(ص) فرموده است:
لا تنالون الآخرة الا بترککم الدنیا و التعری منها؛ اوصیکم ان تحبوا ما احب الله و تبغضوا ما ابغض الله.(436)
به آخرت دست نمی یابید مگر با ترک دنیا و دل کندن از آن؛ شما را سفارش می کنم دوست بدارید آنچه را خدا دوست می دارد و دشمن دارید آنچه را خدا دشمن می دارد.