فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

بهترین راه تربیت

راه و رسم اعتدال کوتاهترین و استوارترین راه تربیت است، راهی که کتاب خدا و آیین پیامبر اکرم(ص) بر آن بنا شده است. علی(ع) در این باره فرموده است:
الیمین و الشمال مضلة و الطریق الوسطی هی الجادة علیها باقی الکتاب و آثار النبوة؛ و منها منفذ السنة و الیها مصیر العاقبة.(382)
انحراف به راست و چپ گمراهی است و راه مستقیم و میانه جاده وسیع حق است، کتاب خدا و آیین رسول همین راه را توصیه می کند، و سنت پیامبر نیز هب همین راه اشاره می کند و سرانجام همین جاده ترازوی کردار همگان است و راه همه بدان منتهی می شود.
سلامت فرد و جامعه در گرو تربیتی متعادل است، زیرا هر گونه انحراف از اعتدال و افراط و تفریط در صفات و اعمال و رفتار، انحراف از حق است. پیشوای موحدان علی(ع) فرموده است:
من اراد السلامة فعلیه بالقصد.(383)
هر که خواهان سلامت است، پس باید میانه روی پیشه کند.
آفرینش انسان به گونه ای است که هرگونه بیرون شدن از مرزهای اعتدال او را آسیب می رساند و از نظر تربیتی دچار توقف یا گستاخی می سازد. به بیان امیر مؤمنان(ع):
فکل تقصیر به مضر و کل افراط له مفسده.(384)
هر کمبود آن را زیان است و هر زیادی آن را تباهی است.
بنابراین باید در همه وجوه فردی و اجتماعی راه اعتدال را سامان داد تا بتوان مردمان را به سوی اخلاق و رفتاری نیک و درست سیر داد. علی(ع) فرموده است:
علیک بالقصد فانه اعون شی ء علی حسن العیش.(385)
بر تو باد به میانه روی (در امور) زیرا میانه روی یاری کننده ترین چیز برای خوب زندگی کردن است.
حکما اساس اخلاق را در اعتدال در خویها و صفات می دانند و برای نجات و رستگاری انسان و رساندن او به سعادت، راه اعتدال را توصیه می کنند.(386) ملا مهدی نراقی(ره) در این باره می نویسد:
بر هر خردمندی واجب است که در اکتساب فضایل اخلاقی که حد وسط و اعتدال در خویها و صفات است و از جانب شریعت (مقدس اسلام) به ما رسیده است کوشا باشد و از رذایل که افراط و تفریط است اجتناب کند؛ و اگر در این راه کوتاهی و تقصیر کند، هلاکت و شقاوت ابدی گریبانگیرش شود.(387)
همه اخلاق نیکو در میانه است - که از افراط و تفریطش کرانه است
میانه چون صراط المستقیم است - ز هر دو جانبش قعر حجیم است(388)

اصل تدرج و تمکن

تدرج به معنای اندک اندک و آهسته آهسته پیش رفتن و پایه پایه نزدیک شدن است،(389) و تمکن به معنای جای گرفتن و جاگیر شدن و پابرجا شدن و نیز توانایی و قدرت و قادر شدن بر چیزی است.(390) هیچ انسانی جز بر اساس تمکن و توانایی اش و جز با حرکتی تدریجی و مناسب به کمالات الهی دست نمی یابد، همچنان که عکس این مطلب نیز صادق است و هیچ انسانی یکمرتبه و دفعتاً تباه نمی شود. خدای متعال در چند آیه از کتاب کریمش مردمان و مؤمنان را هشدار می دهد که گامهای شیطان را پیروی نکنند، از جمله می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یأمر بالفحشاء و المنکر.(391)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از پی گامهای شیطان مروید، و هر که پای بر جای گامهای شیطان نهد (بداند که) او به زشتکاری و کارهای ناپسند وامی دارد.
خداوند فرمان می دهد که خطوات شیطان را پیروی نکنید. خطوات جمع خطوة به معنای گام است،(392) و خطوات گامهایی است که شیطان برای رسیدن به هدف خود و گمراه و تباه ساختن مردم برمی دارد. روش او روشی گام به گام است و اعمال شیطانی و انحرافها تدریجاً در انسان نفوذ می کند نه به صورت دفعی و ناگهانی.
تدرج و تمکن در تربیت امری است که در هر دو طرف صادق است و انسان بر اساس آن به سوی والایی یا تباهی سیر می کند.

لزوم تدرج و تمکن در تربیت

سیر تربیت یعنی تربیت کردن و تربیت پذیری امری تدریجی است و جز با استمرار و رعایت توانایی و قدرت افراد تحقق نمی یابد. این امر در هر حرکت و فعل تربیتی باید مد نظر قرار گیرد تا تربیت به نتیجه رسد. ملاحظه تفاوتهای فردی و اختلاف استعدادها در تربیت و سامان دادن تربیت با توجه به آن از مهمترین اصول تربیت است. انسانها از نظر طبیعی به هیچ روی یکسان نیستند، بلکه اختلاف وجودی میان همه موجودات و در مراتب وجود از لوازم عالم وجود است. انسانها گونه گون و طور به طور آفریده شده اند و از استعدادها و ظرفیتهایی متفاوت برخوردارند که همین تفاوت و گونه گونی مایه بقا و دوام و رشد جامعه انسانی است و این امر از نشانه های قدرت و کمال خدای متعال است.
مالکم لاترجون لله وقارا و قد خلقکم اطوارا.(393)
شما را چه می شود که خدای را به بزرگی باور ندارید و حال آنکه شما را گونه گون (در مراحل و مراتب مختلف) آفریده است.
این قسم اختلاف، اختلافی است که در عالم انسانی چاره ای از آن نیست. این اختلاف طبایع است که منشأ اختلاف بنیه ها می شود و بی گمان ترکیبات بدنی باعث اختلاف در افراد و در نتیجه اختلاف در استعدادهای جسمی و روحی می شود و با ضمیمه شدن اختلاف محیطها و آب و هواها، اختلاف سلیقه ها و سنن و آداب و مقاصد و اعمال نوعی و شخصی در جوامع انسانی پدید می آید و در علم الاجتماع و مباحثش ثابت شده است که اگر این اختلافها نمی بود بشر یک چشم بر هم زدن قادر به زندگی نبود.(394) به بیان امیر مؤمنان(ع):
لایزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا.(395)
خیر مردم در تفاوت آنها (در استعدادها) است و اگر همه (در استعداد) مساوی باشند، هلاک شوند.
تربیت نیز اگر بر اساس ملاحظه ظرفیتها و استعدادها صورت نگیرد، نه تنها رشد دهنده نخواهد بود بلکه تباهگر و هلاک کننده خواهد بود.
چارپا را قدر طاقت بار نه - بر ضعیفان قدر قوت کار نه
دانه هر مرغ اندازه ویست - طعمه هر مرغ انجیری کیست؟
طفل را گر نان دهی بر جای شیر - طفل مسکین را از آن نان مرده گیر
چونکه دندانها برآرد بعد از آن - هم به خود گردد دلش جویای نان
مرغ پر نارسته چون پران شود - لقمه هر گربه دران شود
چون برآرد پر بپرد او به خود - بی تکلف بی صفیر نیک و بد(396)