فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

مبانی تربیت

شناخت انسان

اهمیت و جایگاه شناخت انسان

شناخت انسان مهمترین امر در تربیت است؛ اینکه حقیقت انسان چیست، و این موجود از چه استعداد و ظرفیت وجودی برخوردار است، ملکی است یا ملکوتی، در جهتگیری تربیت، نحوه رفتار با انسان و سیر انسان به سوی مقصد تربیت نقشی تعیین کننده دارد، با توجه به همین جایگاه است که در سخنان پیشوایان معصوم(ع) بر شناخت انسان و معرفت نفس تأکیدی بسیار شده است تا جایی که هیچ شناختی با آن قابل مقایسه نیست. از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود:
لامعرفة کمعرفتک بنفسک.(119)
هیچ شناختی چون شناخت خویشتن خودت نیست.
این شناخت، برترین معرفتها و حکمتهاست، چنانکه در سخنان امیر مؤمنان علی(ع) آمده است:
افضل المعرفة، معرفة الانسان نفسه.(120)
برترین معرفت، شناخت آدمی است خویشتن خود را.
افضل الحکمة، معرفة الانسان نفسه.(121)
برترین حکمت، شناخت آدمی است خویشتن خود را.
والایی این معرفت تا بدانجاست که از پیشوای موحدان علی(ع) چنین وارد شده است:
غایة المعرفة ان یعرف المرء نفسه.(122)
هدف نهایی معرفت، آن است که آدمی خود را بشناسد.
من عرف نفسه فقد انتهی الی غایة کل معرفة و علم.(123)
هر که خود را بشناسد، به نتیجه و غایت هر شناخت و دانشی دست یافته است.
غایت تربیت، معرفت الله است و اتصاف به صفات حسنای الهی؛ و این راه از خود انسان می گذرد.
یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم.(124)
ای کسانی که ایمان آورده اید، بر شما باد نفسهایتان.
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد:
از عبارت علیکم انفسکم که مؤمنان را به پرداختن به نفس خود فرمان داده است، بخوبی دریافت می شود که نفس مؤمن همان راهی است که به سلوک آن و ملتزم بودن بدان فرمان داده شده است، زیرا وقتی گفته می شود زنهار راه را گم مکن، معنایش التزام به خود راه است نه جدا نشدن از رهروان؛ بنابراین در اینجا هم که می فرماید: زنهار نفسهایتان را از دست ندهید، معلوم می شود که نفسها همان راهند نه راهرو؛ چنانکه نظیر این معنا در آیه زیر به چشم می خورد:
و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لاتتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله.(125)
و این است راه راست من، پس آن را پیروی کنید و به راههای دیگر مروید که شما را از راه او جدا می کند.
پس، از فرمان خدای متعال به مؤمنان در ملازمت نفس خود، مشخص می شود که نفس مؤمن همان راهی است که باید آن را سلوک کند؛ بنابراین نفس مؤمن طریق و مسیری است که او را به سوی پروردگارش سیر می دهد و این همان راه هدایت او و راهی است که او را به سعادتش می رساند.
آیه مورد بحث حقیقتی را بروشنی بیان کرده است که آیات زیر به اجمال بدان پرداخته است:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون، و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون لایستوی اصحاب النار و اصحاب الجنة اصحاب الجنة هم الفائزون.(126)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید بنگرد که برای فردا (روز رستاخیز) چه پیش فرستاده است. و از خدا پروا داشته باشید که خدا بدانچه می کنید آگاه است. و مانند کسانی مباشید که خدای را فراموش کردند و خدا خودشان را فراموششان ساخت. اینان همان فاسقانند. دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند؛ بهشتیان همان رستگارانند.
این آیات فرمان می دهد نفس را زیر نظر گیرند و اعمال صالح آن را که زاد و توشه فردای قیامت اوست - و بهترین زاد و توشه تقواست - تحت مراقبت قرار دهند، زیرا برای نفس امروز و فردایی است، و نفس هر لحظه در صیرورت و طی مسیر است، و غایت سیرش خدای سبحان است که حسن ثواب یعنی بهشت، نزد اوست، بنابراین، بر انسان است که این مسیر را ادامه دهد و همواره به یاد خدا باشد و لحظه ای او را فراموش نکند، زیرا خدای سبحان غایت و هدف است و فراموش کردن غایت و هدف سبب از یاد بردن راه است. فمن نسی ربه نسی نفسه. هر که پروردگارش را فراموش کند، خود را فراموش کرده است؛ و در نتیجه این روز واپسین خود زاد و توشه ای که مایه زندگی اش باشد، نیندوخته است، و این همان هلاکت است، رسول خدا(ص) نیز در حدیثی که شیعه و سنی آن را روایت کرده اند، فرموده است:
من عرف نفسه فقد عرف ربه.(127)
هر که خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است.
این معنا، حقیقتی است که تدبر زیاد و اندیشه صحیح آن را تأیید می کند.(128)