فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

نقش سیاست و حکومت در صلاح و فساد مردم

با مروری در تاریخ و سیری در تحولات حکومتی مشاهده می شود که چگونه مردمان در زیر سایه حکومتی صالح، به صلاح گرایش یافته اند، و چگونه در زیر سایه حکومتی فاسد، میل به فساد افزون شده است. نقش سیاستهای حاکم، بر تربیت، نقشی آشکار است. به بیان علی(ع) با تغییر قدرت و حکومت، زمانه و همه چیز تغییر می یابد:
اذا تغیر السلطان تغیر الزمان.(70)
هرگاه (اندیشه و کردار) سلطان تغییر کند (اوضاع و احوال) زمانه تغییر می کند.
در حاکمیت ستم، میدان عمل برای نیکان بسته و حرمتها شکسته است؛ بدکاران از هر قیدی رسته و راستکرداران به خواری نشسته اند، چنانکه امیر مؤمنان(ع) فرموده است:
تنهد فیه الاشرار و تستذل الاخیار.(71)
بدان در آن روزگار بلند مقدار شوند و نیکان خوار.
چنانچه زمامداران خودسر و حاکمان خیره سر، رشته امور را به دست گیرند، شایستگان را خوار، و بی مقداران را فرا می کشند و دست به تباهی می زنند که در این صورت موانعی بلند فرا راه کمال آدمیان ایجاد می شود. این سنت خودسران و مستبدان است.
قالت ان الملوک اذا دخلوا قریة افسدوا و جعلوا اعزة اهلها اذلة و کذلک یفعلون.(72)
گفت: پادشاهان چون به سرزمینی درآیند تباهش کنند و عزیزان مردم آن را خوار گردانند. (آری پیوسته) چنین می کنند.
این حقیقت در سخنان پیشوای موحدان، امیر مؤمنان(ع) مکرر آمده است؛ از جمله فرموده است:
اذا ملک الاراذل هلک الافاضل.(73)
هرگاه زمام امور به دست سفلگان افتد برتران هلاک شوند.
اذا استولی اللئام اضطهد الکرام.(74)
هرگاه فرومایگان مصدر امور شوند گرانمایگان درافتند و مقهور شوند.
اذا فسد الزمان ساد اللئام.(75)
هرگاه روزگار تباهی پذیرد فرومایگان سروری یابند.

برترین مقتضی تربیت

هیچ چیز چون عدالت مقتضی تربیت نیست؛ و این حقیقت بصراحت در سخنان پیشوای عدالتخواهان، علی(ع) آمده است:
العدل حیاة.(76)
عدالت حیات است.
بالعدل تصلح الرعیة.(77)
مردمان به وسیله عدالت اصلاح می شوند.
ما عمرت البلاد بمثل العدل.(78)
هیچ چیز چون عدالت سرزمینها را عمران و آباد نمی کند.
بنابراین عدالت بهترین وسیله است تا بتوان مردمان را از آلودگیها پالود و به راستی و درستی سیر داد، در سخنی بلند از امیر مؤمنان(ع) آمده است:
جعل الله سبحانه العدل قوام الانام، و تنزیها من المظالم و الاثام، و تسنیة للاسلام.(79)
خدای سبحان عدالت را مایه برپایی مردمان و ستون زندگی ایشان، و سبب پاکی از ستمکاریها و گناهان، و روشنی چشم اسلام قرار داده است.
سیره تربیتی پیامبران بر این بوده است که با زدودن ستمها و برپا کردن عدالت، حجابهای تربیت را پس زنند و آدمیان را به صفات و کمالات الهی متصف کنند.
در حکومت ستم انسانها به خواری کشیده می شوند، گناه و معصیت می کنند، و دست به تباهگری می زنند؛ و در حکومت عدل استعدادها شکوفا می شود، خردها به کمال می رسد و حکمت و علم فراگیر می شود. شاخصه و نمونه اعلای این تربیت، با ظهور حجت حق و خورشید مغرب، امام زمان(عج) تحقق می یابد؛ تا جایی که در آن زمان فرخنده همه مردم علم و حکمت می آموزند و زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت می کنند. از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود:
توتون الحکمة فی زمانه حتی ان المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنة رسول الله(ص) (80)
در دولت مهدی(ع) به همه مردم علم و حکمت می آموزند تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) قضاوت می کنند.
امام باقر(ع) درباره تحول تربیتی و اکمال عقلها در آن دوره می فرماید:
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد بجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم.(81)
چون قائم ما قیام کند، دست خود را روی سر بندگان می گذارد و بدین ترتیب خردهای مردمان را به کمال می رساند و اخلاقشان را کامل می کند.
آن حضرت به تأیید الهی، خردها را نورانی می کند تا مردمان پیروی هوا و هوس نکنند و خلق و خویها را الهی می کند تا به نیکی و درستی زندگی کنند.

موانع و مقتضیات اقتصادی

اوضاع اقتصادی و نوع معیشت انسان یکی از اساسی ترین زمینه های تربیت است. نوع زندگی و نحوه برخورداری از امکانات آن و میزان ثروت و تلقی از آن در شکل گیری تربیت انسان و نوع سلوک او نقشی عمده دارد. میان نحوه تفکر و نوع زندگی رابطه ای دوسویی برقرار است و هر یک بر دیگری تأثیر می گذارد. انسان، آن گونه تفکر می کند که زندگی می کند و آن گونه زندگی می کند که تفکر می کند. انسانی که در اسارت مشکلات مادی اعم از نداشتن یا کم داشتن به سر می برد، چگونه می تواند به سوی کمال پرواز کند؟ آن که در بند زندگی است و جز تلاش معاش همتی ندارد، چگونه فرصت اندیشیدن و پرداختن به اموری فراتر از آن را بیابد؟ انسانی که در اسارت فراوانداری و فراوانخواهی است، چگونه می تواند در مسیر سعادت حقیقی گام بردارد؟ آن که گرفتار طغیان ثروتمندی است، چگونه ممکن است به اموری ورای اینها توجه یابد؟ اینها همه مانع است و رفتن و سلوک حقیقی را دشوار می سازد.