فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

گشودن کند و زنجیرهای اجتماعی

برای اینکه این امر متحقق شود و جامعه در مسیر صحیح قرار گیرد، باید کند و زنجیرهای اجتماعی را گشود؛ و پیامبران چنین می کردند. آنان مردمان را دعوت می کردند که از حکومت تلقینات محیط و عرف و عادات و سنتهای غلط اجتماعی خارج شوند و خود را از اسارت تبعیتهای کورکورانه برهانند و آنچه را که حق است بپذیرند. خدای متعال در نفی این گونه بندهای اجتماعی می فرماید:
و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا او لو کان آباؤهم لایعقلون شیئا و لایهتدون.(61)
و چون به آنان گفته شد که آنچه را خدا فروفرستاد پیروی کنید، گویند: نه، ما آنچه را پیروی می کنیم که پدرانمان را بر آن یافته ایم. آیا حتی اگر پدرانشان چیزی نفهمند و راه نیابند.
ملاحظه می شود که چگونه سنتهای غلط اجتماعی، مردمان را به اسارت خود می کشد و مانع آنان از حق می شود. همچنین پیروی کورکورانه از بزرگان و پیشوایان زنجیری می شود بر دست و پای جامعه و حرکت جامعه را به مقصد نور متوقف می کند. خداوند در قرآن کریم در مقام مذمت تن دادن به این گونه موانع و نشکستن این حصارها - از قول گروهی از اهل جهنم - می فرماید:
و قالوا ربنا انا اطعنا ساداتنا و کبراءنا فاضلونا السبیلا.(62)
و گویند: پروردگارا، ما مهمترانمان و بزرگانمان را فرمان بردیم تا ما را از راه به در بردند.
و نیز همراه شدن با بیشتر مردم به صرف بیشتر بودن آنان و نه بر حق بودنشان، از جمله مهمترین موانع اجتماعی در برابر اصلاح جامعه است. حضرت کاظم(ع) در این باره به هشام بن حکم چنین آگاهی داده است:
یا هشام! ثم ذم الله الکثرة فقال: و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله(63).(64)
ای هشام! خداوند (پیروی از) بیشتر مردم را نکوهش کرده و فرموده است: و اگر بیشتر مردم زمین را فرمان بری تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد.
کسی که می خواهد در راه حق قدم گذارد و طی طریق کند، نباید چیزی جز حق را ملاحظه کند و از کمی رهروان حق بیم به خود راه دهد. از علی(ع) روایت شده است که فرمود:
ایها الناس! لاتستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله.(65)
مردم! در راه هدایت از شمار روندگان اندک آن بیم نکنید.
اگرچه فشار روانی همراه شدن با بیشتر مردم و نیز میل به همراهی و همرنگی با آنان پیوسته انسانها را به انحراف می کشاند ولی آن که می خواهد پیوستگی خود را با حق حفظ کند، باید بر این امور چیره گردد؛ و نباید ضد ارزشهای اجتماعی را بپذیرد و همگام دیگران شود.
گاهی نیک بودن، صالح زیستن و عدالت پیشه کردن، زشت شمرده می شود و بد بودن، فاسد زیستن و ستم پیشه کردن مطلوب جامعه و مورد تأیید همگان می شود! امیر مؤمنان(ع) تصویری از این اوضاع و احوال ارائه می کند و می فرماید:
ایها الناس! انا قد اصبحنا فی دهر عنود، و زمن کنود یعد فیه المحسن مسیئا، و یزداد الظالم فیه عتوا. لانتفع بما علمنا، و لانسأل عما جهلنا، و لانتخوف قارعة حتی تحل بنا.(66)
مردم! ما در روزگاری به سر می بریم ستیزنده و ستمکار، و زمانه ای سپاسندار، که نیکوکار در آن بدکردار به شمار آید، و جفاپیشه در آن سرکشی افزاید. از آنچه دانستیم سود نمی بریم، و آنچه را نمی دانیم نمی پرسیم؛ و از بلایی (سخت) تا بر سرمان نیامده نمی ترسیم.
چنین روابطی و این گونه جابجایی ارزشها سد راه کمال و شکوفایی حقیقت انسانهاست؛ همان طور که محیط اجتماعی غفلت آور مانع رشد انسانهاست. به همین دلیل، پیشوای موحدان، علی(ع) از سکونت در محیطهای غفلت آور و میراننده روح پرهیز می دهد، چنانکه در نامه ای به حارث همدانی می فرماید:
و اسکن الامصار العظام فانها جماع المسلمین؛ و احذر منازل الغفلة و الجفاء و قلة الاعوان علی طاعة الله.(67)
در شهرهایی بزرگ سکونت کن که جایگاه فراهم آمدن مسلمانان است؛ و بپرهیز از جایهایی که در آن (از یاد خدا) غافلند، و آنجا که به یکدیگر ستم می رانند، و بر طاعت خدا کمتر یاورانند.
این همه سفارش و تأکید به سبب نقشی است که جامعه و محیط اجتماعی به صورت مانع یا مقتضی بازی می کند و لازم است در امر تربیت مد نظر باشد.

موانع و مقتضیات سیاسی

سیاستهای حاکم بر یک جامعه، شکل حکومت و روابط حاکمیت می تواند در توقف، تخریب و سقوط انسانها؛ یا بیداری، حرکت و کمال جویی آنها نقشی عمده داشته باشد. مردم از حکومت و سیاستهای حاکم رنگ می پذیرند. در حکمتهای منسوب به امیر مؤمنان، علی(ع) چنین آمده است:
الملک کالنهر العظیم، تستمد منه الجداول؛ فان کان عذبا عذبت، و ان کان ملحا ملحت.(68)
زمامدار همچون رودخانه پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری می شود، پس اگر آب آن رودخانه پهناور، گوارا باشد آب درون رودهای کوچک گوارا خواهد بود، و اگر شور باشد، آب درون آنها نیز شور خواهد بود.
یعنی مردمان همانند آن رودهای کوچکند که از زمامداران خود متأثر می شوند و رنگ می گیرند. ملای رومی این حقیقت را مورد توجه قرار داده و چنین آورده است:
خوی شاهان در رعیت جا کند - چرخ اخضر خاک را خضرا کند
شه چو حوضی دان حشم چون لوله ها - آب از لوله رود در کوله ها
چون که آب جمله از حوضی است پاک - هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک
ور در آن حوض آب شور است و پلید - هر یکی لوله همان آرد پدید(69)

نقش سیاست و حکومت در صلاح و فساد مردم

با مروری در تاریخ و سیری در تحولات حکومتی مشاهده می شود که چگونه مردمان در زیر سایه حکومتی صالح، به صلاح گرایش یافته اند، و چگونه در زیر سایه حکومتی فاسد، میل به فساد افزون شده است. نقش سیاستهای حاکم، بر تربیت، نقشی آشکار است. به بیان علی(ع) با تغییر قدرت و حکومت، زمانه و همه چیز تغییر می یابد:
اذا تغیر السلطان تغیر الزمان.(70)
هرگاه (اندیشه و کردار) سلطان تغییر کند (اوضاع و احوال) زمانه تغییر می کند.
در حاکمیت ستم، میدان عمل برای نیکان بسته و حرمتها شکسته است؛ بدکاران از هر قیدی رسته و راستکرداران به خواری نشسته اند، چنانکه امیر مؤمنان(ع) فرموده است:
تنهد فیه الاشرار و تستذل الاخیار.(71)
بدان در آن روزگار بلند مقدار شوند و نیکان خوار.
چنانچه زمامداران خودسر و حاکمان خیره سر، رشته امور را به دست گیرند، شایستگان را خوار، و بی مقداران را فرا می کشند و دست به تباهی می زنند که در این صورت موانعی بلند فرا راه کمال آدمیان ایجاد می شود. این سنت خودسران و مستبدان است.
قالت ان الملوک اذا دخلوا قریة افسدوا و جعلوا اعزة اهلها اذلة و کذلک یفعلون.(72)
گفت: پادشاهان چون به سرزمینی درآیند تباهش کنند و عزیزان مردم آن را خوار گردانند. (آری پیوسته) چنین می کنند.
این حقیقت در سخنان پیشوای موحدان، امیر مؤمنان(ع) مکرر آمده است؛ از جمله فرموده است:
اذا ملک الاراذل هلک الافاضل.(73)
هرگاه زمام امور به دست سفلگان افتد برتران هلاک شوند.
اذا استولی اللئام اضطهد الکرام.(74)
هرگاه فرومایگان مصدر امور شوند گرانمایگان درافتند و مقهور شوند.
اذا فسد الزمان ساد اللئام.(75)
هرگاه روزگار تباهی پذیرد فرومایگان سروری یابند.