فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

موانع و مقتضیات اجتماعی

ارزشهای حاکم بر جامعه، روابط اجتماعی، عادات، قوانین و سنن اجتماعی، رفتار اجتماعی، و به طور کلی روح حاکم بر جامعه در تربیت انسان نقشی مهم دارند. فرهنگ جاهلی و اعتقادات باطل حاکم بر جوامع، ارزشهای منفی و روابط ناسالم اجتماعی، حاکمیت رسوم و سنن منحط به صورت بندهایی بر دست و پای انسانها بسته می شوند و مانع حرکت جامعه به سوی کمال می گردند.

حرکت اجتماعی پیامبران

پیامبران در قیام خود برای نجات انسانها و هدایت آنان به صراط مستقیم به رفع این موانع همت کردند و مردمان را از این ظلمات به سوی نور راهنمایی کردند. خداوند می فرماید:
قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم.(56)
براستی شما را از سوی خدا نوری (پیامبر) و کتابی روشن و روشن کننده (قرآن) آمده است که خداوند به وسیله آن هر که را پیرو خشنودی او باشد به راههای سلامت راه می نماید و آنان را به خواست خود از تاریکیها به روشنایی بیرون می آورد و به راه راست راه می نماید.
پیام آوران الهی برای فراهم کردن زمینه ها و عوامل تربیت و سیر دادن مردمان به سوی مقصد آفرینش، موانع اجتماعی را رفع می کردند و مقتضیاتی به صورت ارزشهای درست اجتماعی و فرهنگ کمال طلبی در جامعه حاکم می ساختند؛ همان طور که پیامبر اکرم(ص) در اوضاع و احوالی برای تربیت مردمان به پا خاست که آنان بر لبه پرتگاهی از آتش بودند؛ و آنان را رهانید.
و کنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها.(57)
و بر لبه پرتگاهی از آتش بودید تا شما را از آن برهانید.
امیر مؤمنان علی(ع) در تبیین آن اوضاع و احوال و موانع اجتماعی فرموده است:
ان الله بعث محمداً - صلی الله علیه و آله و سلم - نذیر للعالمین و امینا علی التنزیل، و انتم معشر العرب علی شر دین، و فی شر دار، منیخون بین حجارة خشن، و حیات صم، تشربون الکدر، و تأکلون الجشب، و تسفکون دماءکم، و تقطعون ارحامکم. الا صنام فیکم منصوبة، و الآثام بکم معصوبة.(58)
همانا خداوند محمد(ص) را برانگیخت، تا مردمان را انذار کند و فرمان خدا را چنانکه باید برساند. آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سرای خزیده بودید. منزلگاهتان سنگستانهای ناهموار، همنشینتان گرزه مارهای زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار، خون یکدیگر را ریزان، از خویشاوند بریده و گریزان، بتهایتان همه جا بر پا و پای تا سر آلوده به خطا.
بت پرستی و آلودگی به گناه سخت ترین بندهای اسارت آدمیان است و پیامبران با دعوت به عبودیت الله و مقابله با طاغوت و پرهیز دادن مردم از بتها و گناهها بندهای اسارت را می گشودند تا پرواز به سوی ملکوت برای مردمان امکانپذیر شود. رسالت تربیتی آنان همین بود:
و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت.(59)
و همانا در هر امتی پیامبری برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید.
پیامبران مردمان را به میثاق فطرت می خواندند که آن برترین مقتضی تربیت الهی است.
و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الا الله.(60)
و آن گاه که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه را مپرستید.

گشودن کند و زنجیرهای اجتماعی

برای اینکه این امر متحقق شود و جامعه در مسیر صحیح قرار گیرد، باید کند و زنجیرهای اجتماعی را گشود؛ و پیامبران چنین می کردند. آنان مردمان را دعوت می کردند که از حکومت تلقینات محیط و عرف و عادات و سنتهای غلط اجتماعی خارج شوند و خود را از اسارت تبعیتهای کورکورانه برهانند و آنچه را که حق است بپذیرند. خدای متعال در نفی این گونه بندهای اجتماعی می فرماید:
و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا او لو کان آباؤهم لایعقلون شیئا و لایهتدون.(61)
و چون به آنان گفته شد که آنچه را خدا فروفرستاد پیروی کنید، گویند: نه، ما آنچه را پیروی می کنیم که پدرانمان را بر آن یافته ایم. آیا حتی اگر پدرانشان چیزی نفهمند و راه نیابند.
ملاحظه می شود که چگونه سنتهای غلط اجتماعی، مردمان را به اسارت خود می کشد و مانع آنان از حق می شود. همچنین پیروی کورکورانه از بزرگان و پیشوایان زنجیری می شود بر دست و پای جامعه و حرکت جامعه را به مقصد نور متوقف می کند. خداوند در قرآن کریم در مقام مذمت تن دادن به این گونه موانع و نشکستن این حصارها - از قول گروهی از اهل جهنم - می فرماید:
و قالوا ربنا انا اطعنا ساداتنا و کبراءنا فاضلونا السبیلا.(62)
و گویند: پروردگارا، ما مهمترانمان و بزرگانمان را فرمان بردیم تا ما را از راه به در بردند.
و نیز همراه شدن با بیشتر مردم به صرف بیشتر بودن آنان و نه بر حق بودنشان، از جمله مهمترین موانع اجتماعی در برابر اصلاح جامعه است. حضرت کاظم(ع) در این باره به هشام بن حکم چنین آگاهی داده است:
یا هشام! ثم ذم الله الکثرة فقال: و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله(63).(64)
ای هشام! خداوند (پیروی از) بیشتر مردم را نکوهش کرده و فرموده است: و اگر بیشتر مردم زمین را فرمان بری تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد.
کسی که می خواهد در راه حق قدم گذارد و طی طریق کند، نباید چیزی جز حق را ملاحظه کند و از کمی رهروان حق بیم به خود راه دهد. از علی(ع) روایت شده است که فرمود:
ایها الناس! لاتستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله.(65)
مردم! در راه هدایت از شمار روندگان اندک آن بیم نکنید.
اگرچه فشار روانی همراه شدن با بیشتر مردم و نیز میل به همراهی و همرنگی با آنان پیوسته انسانها را به انحراف می کشاند ولی آن که می خواهد پیوستگی خود را با حق حفظ کند، باید بر این امور چیره گردد؛ و نباید ضد ارزشهای اجتماعی را بپذیرد و همگام دیگران شود.
گاهی نیک بودن، صالح زیستن و عدالت پیشه کردن، زشت شمرده می شود و بد بودن، فاسد زیستن و ستم پیشه کردن مطلوب جامعه و مورد تأیید همگان می شود! امیر مؤمنان(ع) تصویری از این اوضاع و احوال ارائه می کند و می فرماید:
ایها الناس! انا قد اصبحنا فی دهر عنود، و زمن کنود یعد فیه المحسن مسیئا، و یزداد الظالم فیه عتوا. لانتفع بما علمنا، و لانسأل عما جهلنا، و لانتخوف قارعة حتی تحل بنا.(66)
مردم! ما در روزگاری به سر می بریم ستیزنده و ستمکار، و زمانه ای سپاسندار، که نیکوکار در آن بدکردار به شمار آید، و جفاپیشه در آن سرکشی افزاید. از آنچه دانستیم سود نمی بریم، و آنچه را نمی دانیم نمی پرسیم؛ و از بلایی (سخت) تا بر سرمان نیامده نمی ترسیم.
چنین روابطی و این گونه جابجایی ارزشها سد راه کمال و شکوفایی حقیقت انسانهاست؛ همان طور که محیط اجتماعی غفلت آور مانع رشد انسانهاست. به همین دلیل، پیشوای موحدان، علی(ع) از سکونت در محیطهای غفلت آور و میراننده روح پرهیز می دهد، چنانکه در نامه ای به حارث همدانی می فرماید:
و اسکن الامصار العظام فانها جماع المسلمین؛ و احذر منازل الغفلة و الجفاء و قلة الاعوان علی طاعة الله.(67)
در شهرهایی بزرگ سکونت کن که جایگاه فراهم آمدن مسلمانان است؛ و بپرهیز از جایهایی که در آن (از یاد خدا) غافلند، و آنجا که به یکدیگر ستم می رانند، و بر طاعت خدا کمتر یاورانند.
این همه سفارش و تأکید به سبب نقشی است که جامعه و محیط اجتماعی به صورت مانع یا مقتضی بازی می کند و لازم است در امر تربیت مد نظر باشد.