فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

خواست انسان

آن که باید پذیرای تربیت و هدایت شود خود انسان است و مادام که انسان نخواهد از اسارت آزاد شود و بخواهد در غفلت بماند. ذکر، موعظه، نصیحت و انذار او از غفلت خارج نمی کند. انسان باید به اراده خود پرده غفلتی را که مانع ادراک و دریافت حقایق و سیر به سوی مقصد است بدرد. به بیان امیر مؤمنان(ع):
بینکم و بین الموعظة حجاب من الغرة.(49)
میان شما و موعظت پرده ای است از غفلت.
انسان باید بخواهد که حجاب غفلت (دنیا) را بدرد تا نور تربیت بر دلش بتابد و آن شود که باید. امیر مؤمنان(ع) همگان را مخاطب قرار می دهد که آیا کسی هست که قدر خویش شناسد و برای تربیت خود به پا خیزد و دعوت مربیان الهی را لبیک گوید و به حق روی کند؟
الا حر یدع هذه اللماظة لاهلها؟ انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها.(50)
آیا آزاده ای نیست که این خرده طعام مانده در کام (دنیا) را بیفکند و برای آنان که در خورش هستند نهد؟ جانهای شما را بهایی نیست جز بهشت جاودان، پس مفروشیدش جز بدان.
انسان آزاده دل از دنیای دون می برد و به حق رو می کند و راه کمال را بدرستی طی می کند؛ اما آن که همه چیز را در خدمت نفسانیت خویش می خواهد، آن که خود را در عالم مستقل می بیند و به حق پشت می کند، تربیت حقیقی (خروج از ظلمات به سوی نور) را نمی پذیرد.
امیر مؤمنان علی(ع) مشاهده کرد که عمار یاسر تلاش می کند مغیرة بن شعبه را به مقصد حق سوق دهد، در حالی که او گریزان از حق بود و بدان پشت کرده بود؛ پس به عمار فرمود:
دعه یا عمار! فانه لم یأخذ من الدین الا ما قاربه من الدنیا، و علی عمد لبس علی نفسه، لیجعل الشبهات عاذرا لسقطاته.(51)
رهایش کن عمار! که او چیزی از دین برنگرفته است جز آنچه به دنیا نزدیکش کند، و به عمد خود را به شبهه ها درافکنده است تا آن را عذرخواه خطاهای خود گرداند.
انسانی که نمی خواهد صعود کند، انسانی که دنیا را برگزیده است و قصدی جز تباهگری ندارد، به خود واگذاشته می شود و از مقصد دور و دورتر می گردد. در این حال است که انسان به دست خود سخت ترین موانع را در راه تربیت خود ایجاد می کند. امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید:
ان من ابغض الرجال الی الله تعالی لعبدا و کله الله الی نفسه، جائرا عن قصد السبیل، سائرا بغیر دلیل؛ ان دعی الی حرث الدنیا عمل، و ان دعی الی حرث الآخرة کسل! کان ما عمل له واجب علیه؛ و کان ما ونی فیه ساقط عنه!(52)
از دشمنترین مردمان نزد خدا بنده ای است که خدا او را به خود واگذارد، از راه درست خارج گردد و بی رهنما گام بردارد. اگر به کار دنیایش خوانند، چست باشد؛ و اگر به کار آخرتش خوانند، تنبل و سست باشد. گویی آنچه برای آن کار کند بر او بایسته است، و آنچه در آن سستی ورزد، از او ناخواسته است.
انسان باید به خود آید و بیدار شود؛ مرتبه خود را بشناسد و به راهی رود که برای آن آفریده شده است، از امیر مؤمنان(ع) وارد شده است:
رحم الله امرا اعد لنفسه و استعد لرمسه، و علم من این، و فی این، و الی این.(53)
خدا رحمت کند انسانی را که برای خود تدارک کند و آمادگی لازم را برای مرگ داشته باشد، و بداند از کجاست، در کجاست، و به سوی کجاست.
و نیز چنین روایت شده است:
رحم الله امرا تفکر فاعتبر، و اعتبر فاصبر، فکان ما هو کائن من الدنیا عن قلیل لم یکن، و کان ما هو کائن من الآخرة، عما قلیل لم یزل، و کل معدود منقض، و کل متوقع آت، و کل آت قریب دان.(54)
خدا رحمت کند انسانی را که بیندیشد و پند گیرد، و پند گیرد و بپذیرد؛ که گویی به اندک زمان آنچه از دنیا بود نمانده است، و آنچه از آخرت است پاینده است؛ و هر (عمر) شمرده به سرآید، و هر چه چشمداشتنی است، درآید؛ و هر چه درآمدنی است، نزدیک است و بزودی رخت گشاید.
برترین مقتضی آن است که انسان به این معرفت نایل آید؛ خود را بشناسد و به ارزشها و قدر خویش پی ببرد، و بزرگترین مانع آن است که انسان از این معرفت کلیدی و راهگشا محروم ماند. چه نیکو فرموده است امیر بیان، علی(ع):
العالم من عرف قدره، و کفی بالمرء جهلا الا یعرف قدره.(55)
عالم کسی است که قدر خود را بشناسد، و در نادانی انسان همین بس که قدر خویش را نشناسد.

موانع و مقتضیات اجتماعی

ارزشهای حاکم بر جامعه، روابط اجتماعی، عادات، قوانین و سنن اجتماعی، رفتار اجتماعی، و به طور کلی روح حاکم بر جامعه در تربیت انسان نقشی مهم دارند. فرهنگ جاهلی و اعتقادات باطل حاکم بر جوامع، ارزشهای منفی و روابط ناسالم اجتماعی، حاکمیت رسوم و سنن منحط به صورت بندهایی بر دست و پای انسانها بسته می شوند و مانع حرکت جامعه به سوی کمال می گردند.

حرکت اجتماعی پیامبران

پیامبران در قیام خود برای نجات انسانها و هدایت آنان به صراط مستقیم به رفع این موانع همت کردند و مردمان را از این ظلمات به سوی نور راهنمایی کردند. خداوند می فرماید:
قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم.(56)
براستی شما را از سوی خدا نوری (پیامبر) و کتابی روشن و روشن کننده (قرآن) آمده است که خداوند به وسیله آن هر که را پیرو خشنودی او باشد به راههای سلامت راه می نماید و آنان را به خواست خود از تاریکیها به روشنایی بیرون می آورد و به راه راست راه می نماید.
پیام آوران الهی برای فراهم کردن زمینه ها و عوامل تربیت و سیر دادن مردمان به سوی مقصد آفرینش، موانع اجتماعی را رفع می کردند و مقتضیاتی به صورت ارزشهای درست اجتماعی و فرهنگ کمال طلبی در جامعه حاکم می ساختند؛ همان طور که پیامبر اکرم(ص) در اوضاع و احوالی برای تربیت مردمان به پا خاست که آنان بر لبه پرتگاهی از آتش بودند؛ و آنان را رهانید.
و کنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها.(57)
و بر لبه پرتگاهی از آتش بودید تا شما را از آن برهانید.
امیر مؤمنان علی(ع) در تبیین آن اوضاع و احوال و موانع اجتماعی فرموده است:
ان الله بعث محمداً - صلی الله علیه و آله و سلم - نذیر للعالمین و امینا علی التنزیل، و انتم معشر العرب علی شر دین، و فی شر دار، منیخون بین حجارة خشن، و حیات صم، تشربون الکدر، و تأکلون الجشب، و تسفکون دماءکم، و تقطعون ارحامکم. الا صنام فیکم منصوبة، و الآثام بکم معصوبة.(58)
همانا خداوند محمد(ص) را برانگیخت، تا مردمان را انذار کند و فرمان خدا را چنانکه باید برساند. آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سرای خزیده بودید. منزلگاهتان سنگستانهای ناهموار، همنشینتان گرزه مارهای زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار، خون یکدیگر را ریزان، از خویشاوند بریده و گریزان، بتهایتان همه جا بر پا و پای تا سر آلوده به خطا.
بت پرستی و آلودگی به گناه سخت ترین بندهای اسارت آدمیان است و پیامبران با دعوت به عبودیت الله و مقابله با طاغوت و پرهیز دادن مردم از بتها و گناهها بندهای اسارت را می گشودند تا پرواز به سوی ملکوت برای مردمان امکانپذیر شود. رسالت تربیتی آنان همین بود:
و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت.(59)
و همانا در هر امتی پیامبری برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید.
پیامبران مردمان را به میثاق فطرت می خواندند که آن برترین مقتضی تربیت الهی است.
و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الا الله.(60)
و آن گاه که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه را مپرستید.