فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

راه تربیت

بهترین راه تربیت که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیازها و وجوه اوست، راه وحی است، راه سنت الهی و سنت معصومین(ع) است، قرآن کریم به آیینی می خواند که بهترین آیین تربیت است.
ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم.(7)
همانا این قرآن به آیینی درست تر و استوارتر راه می نماید.
این آیین متضمن همه نیازهای تربیتی انسان است و هیچ چیز در آن فروگذار نشده است.
و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء.(8)
و فرو فرستادیم بر تو این کتاب را که روشنگر هر چیزی است.
این آیین، آیینی است که آفرینش انسان به سوی آن هدایت می کند و در آن هیچ تغییر و دگرگونی راه ندارد.
فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم.(9)
پس روی خود را به سوی دین یکتاپرستی فرادار، در حالی که از همه کیشها روی برتافته و حقگرای باشی، به همان فطرتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است، آفرینش خدای (فطرت توحید) را دگرگونی نیست، این است دین راست و استوار.
خدای متعال هر یک از آفریده های خود و از آن جمله انسان را به سوی سعادت و هدف آفرینش ویژه خودش از راه آفرینش خودش راهنمایی می فرماید و راه واقعی برای انسان در مسیر زندگی همان است که آفرینش ویژه وی به سوی آن دعوت می کند و مقرراتی را در زندگی فردی و اجتماعی خود باید به کار بندد که طبیعت یک انسان فطری (طبیعی) به سوی آنها هدایت می کند، نه انسانهایی که به هوا و هوس آلوده و در برابر عواطف و احساسات اسیر دست بسته اند.
مقتضای دین فطری (طبیعی) این است که تجهیزات وجودی انسان الغا نشود و حق هر یک از آنها ادا شود و جهازات مختلف و متضاد مانند قوای گوناگون عاطفی و احساسی که در هیکل وی به ودیعه گذارده شده است تعدیل شود و به هر کدام از آنها تا اندازه ای که مزاحم حال دیگران نشود رخصت عمل داده شود.
و بالاخره در فرد انسان عقل حکومت کند نه خواست نفس و نه غلبه عاطفه و احساس اگرچه مخالف عقل سلیم باشد و در جامعه نیز حق و صلاح واقعی جماعت حکومت نماید نه هوا و هوس یک فرد توانای مستبد و نه خواسته اکثریت افراد اگرچه مغایر حق و خلاف مصلحت واقعی جماعت باشد.(10)
راه واقعی تربیت چنین راهی است، راهی که مبتنی بر آفرینش انسان از جانب رب العالمین ارائه شده است. به بیان امام خمینی(ره):
تنها راه تربیت و تعلیم راهی است که از ناحیه وحی و مربی همه عالم رب العالمین، تنها راه آن راهی است که از ناحیه حق تعالی ارائه می شود؛ و آن تهذیبی است که با تربیت الهی به وسیله انبیا، مردم آن تربیت را می شوند و آن علمی است که به وسیله انبیا بر بشر عرضه می شود و آن علمی است که انسان را به کمال مطلوب خودش می رساند. همانی که می فرماید:
الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات.(11)
دو گروهند مردم، یک گروه مؤمن هستند که تحت تربیت انبیا واقع شده اند، به واسطه تربیت انبیا از همه ظلمتها و از همه گرفتاریها و از همه تاریکیها خارج شدند آنها، به واسطه تعلیمات انبیا وارد شدند در نور، در کمال مطلق...
مؤمنین آنها هستند که به واسطه تربیت حق تعالی و به واسطه تربیت انبیایی که مربا هستند به تربیت الهی، از همه ظلمتها، از همه نقیصه ها، از هر چیزی که انسان را از راه باز می دارد، اینها را خارج می کنند از همه ظلمتها به نور...
مؤمن حقیقی آن طور تبعیت از انبیا کرده است و آن طور در تحت تربیت انبیا واقع شده است که از همه ظلمتها و از همه نقصها بیرون آمده است و به نور رسیده است و مربی او و ولی او هم خدای تبارک و تعالی است و مربیان به واسطه هم انبیا هستند، یعنی اینها تربیت شده های خدا هستند و آمده اند که ماها را، همه بشر را تربیت کنند و اگر چنانچه ما در تحت تربیت آنها واقع بشویم، از آن علومی که آنها برای بشر آوردند ما استفاده کنیم و از آن تعلیماتی که کردند ما بهره برداریم. ما در صراط مستقیم واقع می شویم و هدایت نور می شویم، هدایت به خدای تبارک و تعالی می شویم که آن نور مطلق است.(12)
بنابراین دو راه تربیت در برابر انسان وجود دارد، یک راه، راه خروج از ظلمات به سوی نور که راه الله است و یک راه راه خروج از نور به سوی ظلمات که راه طاغوت است. راه وحی، راه پیامبر اکرم(ص) و اوصیای آن حضرت(ع) راه خروج از ظلمات به سوی نور است؛ و این راه، راه راست و استوار فطرت است. اولیای خدا باب دخول در صراط مستقیم و راه ورود در نورند و این راه بهترین راه تربیت است. از امام باقر(ع) سؤال شد که این آیه بیانگر چیست؟
لیس البر بان تأتوا البیوت من ظهورها ولکن البر من اتقی و أتوا البیوت من ابوابها.(13)
نیکی آن نیست که از پشت خانه ها درآیید، بلکه نیکی آن است که تقوا پیشه شود، و به خانه ها از در آنها درآیید.
حضرت باقر(ع) فرمود: آل محمد - صلی الله علیه و آله - ابواب الله و سبیله و الدعاة الی الجنة و القادة الیها و الادلاء علیها الی یوم القیامة.(14)
خاندان محمد(ص) بابهای الهی و راه خداوند و دعوت کنندگان به بهشت و راهبران به آن و نشانه های آن تا روز قیامتند.
همچنین امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
نحن الشعار و الاصحاب و الخزنة و الابواب و لاتؤتی البیوت الا من ابوابها.(15)
ما خاصگان و یاران، و گنجوران نبوت، و درهای رسالتیم. در خانه ها جز از درهای آن نتوان وارد شد.
اولیای خدا همگان را به راه و رسم خود فراخوانده اند تا سعادت این جهانی و آن جهانی شان را فراهم آورند؛ و این راه و رسم در نظام تربیتی آنان جلوه دارد.

مفهوم و تعریف تربیت

در بحث تربیت انسان، مفهوم واژه تربیت بر پرورش دادن استعدادهای انسانی یعنی فراهم کردن زمینه رشد استعدادهای آدمی دلالت می کند. این واژه از ریشه ربو به معنی زیادت و فزونی و رشد و برآمدن گرفته شده است؛(16) و کاربردهای گوناگون از این ریشه همه همین معنا را در بردارد. ربو نفس عمیق و بلند را گویند که موجب برآمدن سینه است. ربوة یعنی سرزمین بلند و مرتفع.(17) رابیة نیز به همین معناست.(18) و ربا یعنی افزون شد و نمو کرد که در اصطلاح شرع مخصوص به افزون شدن سرمایه با غیر از سود شرعی است. اربیتان دو قسمت گوشت بن ران در قسمت کشاله ران را گویند که بالا می آید و حالت برآمدگی دارد. اربی علیه یعنی بر او اشراف و احاطه یافت. ربیت الولد فربا یعنی فرزند را تربیت کردم و او رشد کرد.(19) در قرآن کریم همین معنا یعنی بزرگ کردن در مفهوم رشد جسمی آمده است.
و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا.(20)
و بگو: پروردگارا، آن دو (پدر و مادر) را رحمت کن چنانکه مرا در خردی پروردند.
قال الم نربک فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرک سنین.(21)
(فرعون به موسی) گفت: آیا تو را از کودکی در میان خود نپروردیم و سالیانی چند از عمرت پیش ما نماندی؟
راغب اصفهانی - لغت شناس بزرگ - می نویسد: ربیت (تربیت کردم) از واژه ربو است و گفته اند اصلش از مضاعف یعنی رب (ربب) بوده است که یک حرف آن برای تخفیف در لفظ به حرف (ی) تبدیل شده است مانند تظننت که تظنیت شده است.(22)
رب به معنای مالک، خالق، صاحب، مدبر، مربی، قیم، سرور و منعم است و نیز اصلاح کننده هر چیزی را رب گویند.(23) بنابراین رب به معنای مالک و مدبر و تربیت کننده است.
راغب اصفهانی می نویسد: رب در اصل به معنی تربیت و پرورش است یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالت دیگر در چیزی تا به حد نهایی و تام و کمال خود برسد.(24)
آنچه در تربیت روی می دهد همین مفهوم است و البته نقش ایجادی در تربیت از آن رب العالمین است و جز او همه نقش اعدادی دارند. بنابراین، تربیت رفع موانع و ایجاد مقتضیات یعنی اعداد است تا استعدادهای انسان از قوه به فعل درآید و شکوفا شود؛ و چون در تربیت اسلامی مقصد و مقصود کمال مطلق است می توانیم تربیت را چنین تعریف کنیم:
تربیت عبارت است از رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود.
انسان موجودی است با استعدادهای شگفت و گرانقدر، چنانکه از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود:
الناس معادن کمعادن الذهب و الفضة.(25)
مردم چون معادن طلا و نقره اند.
با این تعبیر باید آنچه را که مانع شکوفایی استعدادهای انسان است رفع کرد و زمینه های مساعد را فراهم ساخت تا استعدادهای انسان به فعلیت رسد و انسان متصف به صفات و کمالات الهی شود؛ و این تحول با اهتمام و کوشش خود انسان میسر می شود. بدین ترتیب تربیت با رفع موانع و ایجاد مقتضیات شکل می گیرد.

بخش دوم