فهرست کتاب


سیری در تربیت اسلامی

مصطفی دلشاد تهرانی

مقدمات

جایگاه و ضرورت بحث

انسان شگفت ترین مخلوق خداوند و والاترین نشانه قدرت حق است. انسان مستعد اتصاف به همه صفات و کمالات الهی است و آفریده شده است تا به مقام خلیفة اللهی رسد و این سیر جز با تربیت حقیقی میسر نمی شود.
حقیقت انسان، حقیقتی ملکوتی است و انسان با طی مراتبی، قوس نزولی را طی کرده است و در این مرتبه خاکی و در پایین ترین مراتب قرار گرفته است و با تربیت می تواند به حقیقت وجود خویش دست یابد و متصف به والاترین کمالات شود. خدای متعال در این باره یادآور شده است:
لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون.(1)
هر آینه انسان را در نیکوترین صورت و هیأت آفریدیم. آن گاه او را به پایین ترین مراتب نازل کردیم. مگر آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پس ایشان راست مزدی بی پایان (بی منت).
امام خمینی(ره) درباره سیر تربیت انسان می فرماید:
انسان مراتب سیرش از طبیعت است تا مافوق طبیعت، تا برسد به آنجایی که مقام الوهیت است. سیر از طبیعت تا رسیدن به مقامی که غیر از خدا هیچ نبیند. این موجود قابل این است که از این طبیعت سیر بکند و تمام معنویتها را در خودش با تربیت صحیح ایجاد بکند و برسد به مقامی که حتی فوق مقام ملائکة الله باشد...
انسان موجودی است که خدای تبارک و تعالی او را خلق کرده است برای اینکه همه جهاتی که در عالم هست، در انسان هست، منتها به طور قوه است، به طور استعداد است؛ و این استعدادها باید فعلیت پیدا بکند، تحقق پیدا بکند.(2)
پیام آوران الهی آمده اند تا زمینه های چنین تحولی مقدسی را فراهم کنند، انسان را از مرتبه اسفل به اعلا بکشانند و از ظلمات حیوانیت به نور انسانیت برسانند. تربیت در سنت پیام آوران الهی خروج از ظلمات به سوی نور است و کتاب انبیا، کتاب تربیت انسان است، خدای متعال درباره قرآن کریم به پیامبر گرامی اش می فرماید:
کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید.(3)
(این) کتابی است که آن را به سوی تو فرو فرستادیم تا مردم را به خواست و فرمان پروردگارشان از تاریکیها به روشنایی بیرون آری، به راه آن توانای بی همتا و ستوده.
اگر این تحول نورانی بر اساس تربیتی ربانی در انسان محقق نشود، انسان در مرتبه حیوانیت خود متوقف می ماند و استعدادهای خود را در این جهت به کار می گیرد. همه تلاش پیام آوران الهی بر این بوده است که انسان تربیت کنند. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:
تمام دنیا موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع علمشان انسان است؛ آمده اند انسان را تربیت کنند، آمده اند این موجود طبیعی را از مرتبه طبیعت به مرتبه عالی مافوق الطبیعه، مافوق الجبروت برسانند.
تمام بحث انبیا در انسان است، از اول هر یک از انبیا که مبعوث شدند برای انسان و برای تربیت انسان مبعوث شدند... انبیا آمدند که ما را هشیار کنند، تربیت کنند. انبیا برای انسان آمدند و برای انسان سازی آمدند. کتب انبیا کتب انسان سازی است. قرآن کریم کتاب انسان است. موضوع علم انبیا انسان است. هر چه هست حرف با انسان است. انسان منشأ همه خیرات است و اگر انسان نشود، منشأ همه ظلمات است. این موجود بر سر دوراهی واقع است؛ یک راه، راه انسان و یک راه، راه منحرف از انسانیت است تا از چه حیوانی سر بیرون بیاورد.(4)
پیام آوران الهی آمده اند تا راه تربیت را بر آدمیان بگشایند و مردمان را به ربانی شدن بخوانند.
ما کان لبشر ان یؤتیه الله الکتاب و الحکم و النبوة ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله ولکن کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب و بما کنتم تدرسون.(5)
هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکم و پیامبری دهد. آن گاه وی مردمان را گوید: به جای خدا بندگان من باشید. بلکه (باید بگوید:) به سبب آنکه کتاب (آسمانی) تعلیم می دادید و از آن رو که درس می خواندید، ربانی باشید.
دلالت آیه در اینکه همه تلاشهای تربیتی باید به سوی ربانی شدن باشد کاملاً روشن است؛ مؤدب شدن به ادبی الهی که اتصاف به صفات خدا و پیروی از آداب پیامبر گرامی اش و اهل بیت آن حضرت است.
فالادب مع الله بالاقتداء بآدابه و آداب نبیه و اهل بیته علیهم السلام.(6)
پس ادب نسبت به خداوند پیروی از آداب الهی و آداب پیامبرش و اهل بیتش است که درود خدا بر آنان باد.

راه تربیت

بهترین راه تربیت که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیازها و وجوه اوست، راه وحی است، راه سنت الهی و سنت معصومین(ع) است، قرآن کریم به آیینی می خواند که بهترین آیین تربیت است.
ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم.(7)
همانا این قرآن به آیینی درست تر و استوارتر راه می نماید.
این آیین متضمن همه نیازهای تربیتی انسان است و هیچ چیز در آن فروگذار نشده است.
و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء.(8)
و فرو فرستادیم بر تو این کتاب را که روشنگر هر چیزی است.
این آیین، آیینی است که آفرینش انسان به سوی آن هدایت می کند و در آن هیچ تغییر و دگرگونی راه ندارد.
فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم.(9)
پس روی خود را به سوی دین یکتاپرستی فرادار، در حالی که از همه کیشها روی برتافته و حقگرای باشی، به همان فطرتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است، آفرینش خدای (فطرت توحید) را دگرگونی نیست، این است دین راست و استوار.
خدای متعال هر یک از آفریده های خود و از آن جمله انسان را به سوی سعادت و هدف آفرینش ویژه خودش از راه آفرینش خودش راهنمایی می فرماید و راه واقعی برای انسان در مسیر زندگی همان است که آفرینش ویژه وی به سوی آن دعوت می کند و مقرراتی را در زندگی فردی و اجتماعی خود باید به کار بندد که طبیعت یک انسان فطری (طبیعی) به سوی آنها هدایت می کند، نه انسانهایی که به هوا و هوس آلوده و در برابر عواطف و احساسات اسیر دست بسته اند.
مقتضای دین فطری (طبیعی) این است که تجهیزات وجودی انسان الغا نشود و حق هر یک از آنها ادا شود و جهازات مختلف و متضاد مانند قوای گوناگون عاطفی و احساسی که در هیکل وی به ودیعه گذارده شده است تعدیل شود و به هر کدام از آنها تا اندازه ای که مزاحم حال دیگران نشود رخصت عمل داده شود.
و بالاخره در فرد انسان عقل حکومت کند نه خواست نفس و نه غلبه عاطفه و احساس اگرچه مخالف عقل سلیم باشد و در جامعه نیز حق و صلاح واقعی جماعت حکومت نماید نه هوا و هوس یک فرد توانای مستبد و نه خواسته اکثریت افراد اگرچه مغایر حق و خلاف مصلحت واقعی جماعت باشد.(10)
راه واقعی تربیت چنین راهی است، راهی که مبتنی بر آفرینش انسان از جانب رب العالمین ارائه شده است. به بیان امام خمینی(ره):
تنها راه تربیت و تعلیم راهی است که از ناحیه وحی و مربی همه عالم رب العالمین، تنها راه آن راهی است که از ناحیه حق تعالی ارائه می شود؛ و آن تهذیبی است که با تربیت الهی به وسیله انبیا، مردم آن تربیت را می شوند و آن علمی است که به وسیله انبیا بر بشر عرضه می شود و آن علمی است که انسان را به کمال مطلوب خودش می رساند. همانی که می فرماید:
الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات.(11)
دو گروهند مردم، یک گروه مؤمن هستند که تحت تربیت انبیا واقع شده اند، به واسطه تربیت انبیا از همه ظلمتها و از همه گرفتاریها و از همه تاریکیها خارج شدند آنها، به واسطه تعلیمات انبیا وارد شدند در نور، در کمال مطلق...
مؤمنین آنها هستند که به واسطه تربیت حق تعالی و به واسطه تربیت انبیایی که مربا هستند به تربیت الهی، از همه ظلمتها، از همه نقیصه ها، از هر چیزی که انسان را از راه باز می دارد، اینها را خارج می کنند از همه ظلمتها به نور...
مؤمن حقیقی آن طور تبعیت از انبیا کرده است و آن طور در تحت تربیت انبیا واقع شده است که از همه ظلمتها و از همه نقصها بیرون آمده است و به نور رسیده است و مربی او و ولی او هم خدای تبارک و تعالی است و مربیان به واسطه هم انبیا هستند، یعنی اینها تربیت شده های خدا هستند و آمده اند که ماها را، همه بشر را تربیت کنند و اگر چنانچه ما در تحت تربیت آنها واقع بشویم، از آن علومی که آنها برای بشر آوردند ما استفاده کنیم و از آن تعلیماتی که کردند ما بهره برداریم. ما در صراط مستقیم واقع می شویم و هدایت نور می شویم، هدایت به خدای تبارک و تعالی می شویم که آن نور مطلق است.(12)
بنابراین دو راه تربیت در برابر انسان وجود دارد، یک راه، راه خروج از ظلمات به سوی نور که راه الله است و یک راه راه خروج از نور به سوی ظلمات که راه طاغوت است. راه وحی، راه پیامبر اکرم(ص) و اوصیای آن حضرت(ع) راه خروج از ظلمات به سوی نور است؛ و این راه، راه راست و استوار فطرت است. اولیای خدا باب دخول در صراط مستقیم و راه ورود در نورند و این راه بهترین راه تربیت است. از امام باقر(ع) سؤال شد که این آیه بیانگر چیست؟
لیس البر بان تأتوا البیوت من ظهورها ولکن البر من اتقی و أتوا البیوت من ابوابها.(13)
نیکی آن نیست که از پشت خانه ها درآیید، بلکه نیکی آن است که تقوا پیشه شود، و به خانه ها از در آنها درآیید.
حضرت باقر(ع) فرمود: آل محمد - صلی الله علیه و آله - ابواب الله و سبیله و الدعاة الی الجنة و القادة الیها و الادلاء علیها الی یوم القیامة.(14)
خاندان محمد(ص) بابهای الهی و راه خداوند و دعوت کنندگان به بهشت و راهبران به آن و نشانه های آن تا روز قیامتند.
همچنین امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:
نحن الشعار و الاصحاب و الخزنة و الابواب و لاتؤتی البیوت الا من ابوابها.(15)
ما خاصگان و یاران، و گنجوران نبوت، و درهای رسالتیم. در خانه ها جز از درهای آن نتوان وارد شد.
اولیای خدا همگان را به راه و رسم خود فراخوانده اند تا سعادت این جهانی و آن جهانی شان را فراهم آورند؛ و این راه و رسم در نظام تربیتی آنان جلوه دارد.