شفاءالصدور «شرحی بر زیارت عاشورا»

نویسنده : حاج میرزا ابو الفضل تهرانی «از علمای نامدار تهرانی در عصر قاجار»

مقدمة

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
شفای صدور سکنه صوامع ملکوت شرح محامد یکتا خدائی است عزت اسمائه که مشاطه 1لطف مخصوصش کلکونه انبیای عظام را بکلعونه بلا بر افروخت و جلای عیون سدنه 2جوامع لاهوت 3نشر ایادی واسع العطائی است جلّت آلاؤه 4که خیاط عنایت خاصش قامت اولیای کرام را جامه مصیبت و عزا همیدوخت.
سپس اعتصام بحبل المتین ولایت و استمساک به عروة الوثقای 5مودّت ایشان را پرچم لوای نجات و سلّم ارتقای درجات فرمود. و توجه قلوب صافیه به نواحی مقدسه ایشان را از دور و نزدیک که حقیقت زیارت عبارت از اوست، برای لسیع 6افاعی معاصی خاصیت تریاق 7فاروق بخشود و از این میانه خواجه کاینات و صفوه 8موجودات سید انبیا و نقاوه اصفیا 9محمّد مصطفی صلّی اللّه علیه و آله و آل کرام او را به رتبت خاص نهاد و هم در آن ذریه دریة و عترت فاطمیه سلام الله علیها، سرخیل شهیدان و پیشوای سعیدان شمع جمع ارباب محبت و سید شباب اهل جنت حسین بن علی علیهما السلام را مزیت اختصاص داد که توجه بحضرتش را برای حاجتمندان غیرت اکسیر 10اعظم کرد و خصوص زیارت عاشورایش را از آن میانه برای احراز کنوز فوز و رشاد همسنگ حجر مکرّم آورد و جواهر منضوده 11صلوات زاکیات و لآلی
__________________________________________________
1سرخاب
2جمع سادن: پرده دار و خدمتکار
3عوالم غیب
4نعمتها
5نردبان
6گزیده افعی
7تریاق: پادزهر و تریاق فاروق: پادزهری است که ساخت آن به آندروماخس یونانی منسوب است و آن را تریاق کبیر هم می گویند
8برگزیده
9برگزیده
10جوهری گدازنده که ماهیّت اجسام را کاملتر کند، مثلا مس را طلا کند.
11سنگ قیمتی، گوهر
شفاءالصدور ص : 9
منثوره تحیات نامیات هدیت روان پاک و نثار گوهر تابناک صاحب مقام محمود و شافع یوم موعود مهتر مهتران و خاتم پیغمبران و آل اطهار و عترت ابرار او که در میدان سربازی از قاطبه انبیا قدم پیشتر گذاشتند.
و در مرحله جانفشانی از کافه اولیا علم پیشتر افراشتند علی الخصوص فاتحه کتاب امامت و هدایت و خاتمه ابواب ولایت و وصایت که باستحقاق جانشین پیغمبر بکله جان شیرین آن سرور بود. امیر المؤمنین و امام المتقین خلیفة ربّ العالمین و حجة اللّه علی اهل السّموات و الارضین صلی اللّه علیهم و علی من انتسب الیهم و لعنة الله علی من غصب حقه و جحد ما استحقه و ناصبه و آله بالعداوة أولئک طبع اللّه علی قلوبهم و علی أبصارهم غشاوة ما تلی باللسان زیارة او قرء علی الاذان بشارة 1.
و بعد خامه شکسته پا بست زنجیر علائق 2و گرفتار دام امانی و عوائق 3سرگشته بیابان جهل و نادانی أبو الفضل بن العلم المحقق أبی القاسم الطّهرانی، حوسبا حسابا یسیرا و اوتیا فی النشأتین خیرا کثیرا بر الواح ارواح صافیه و صفائح الباب ذاکیه عرضه می دارد که در سنه هزار و سیصد شش هجری که بزیارت بیت الله الحرام فیض یاب و شرف اندوز شدم.
برخی از اخلای روحانی و برادران ایمانی از این قلیل البضاعة کثیر الاضاعه اذاقه الله حلاوة مناجاته و جعل النجح فی الدارین مقرونا بحاجاته 4توقع آن کردند که شرحی بر زیارت عاشورا بنگارم و فقرات او را یکایک بیانی شایسته بیارم که هم پارسی زبانان را بمطالعه او نصیبی وافر باشد و هم دانشمندان را در مراجعه او رغبتی ظاهر پیش آید.
__________________________________________________
1و بر وابستگان به آنان و لعنت خدا بر آنکه حقّش را غصب کرد و منکر شایستگی های او شد و با او و خاندانش آشکارا دشمنی کرد، این هایند که خدا بر دلهایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده افکنده است. بر این ها لعنت باد تا زمانی که زیارتی به زبان تلاوت شود یا مژده ای در گوشها فرو خوانده شود
2آرزوها
3آفت ها و موانع
4کم سرمایه بسیار زیان کننده که خدایش شیرینی راز و نیازش را به او بچشاند و حاجتش را در دنیا و آخرت روا بگرداند
شفاءالصدور ص : 10
این بی مقدار بقصور باع 1و قلت اطلاع و ضعف حال و کثرت اشتغال و ضیق مجال معتذر شدم و هر چند ایشان بر اصرار می افزودند و مبالغه در این تمنی می نمودند. این حقیر چون از مرتبه بی بضاعتی خود خبر داشتم کوش نمی کردم و روی بجانب اجابت نمی آوردم.
این بود تا سفر منقضی شد و هر کس بوطن خود مراجعت کرد و این بنده بمقر مالوف که ارض مقدسه و بقعه مبارکه مستقر سلطان 2ولایت و دار الغیبه مرکز دایره هدایت عجل الله فرجه سامره که بمجاورت او مشرف بودم، بازگشتم، لازال 3از طهران مکتوب یکی از آن دوستان یقینی و برادران دینی می رسید. و از این بنده جوابی جز امتناع نمی شد تا این که در اوائل شهر جمادی الاول سنه 1308 جناب محامد نصاب معالی انتساب عمدة الاجلاء الانجاب و زبدة الاخلاء الاحباب حاجی سید کاظم صرّاف طهرانی دام توفیقه بعزیمت تکرار حج بتقبیل 4اعتاب 5فلک، جناب ائمه سر من رای علیهم السّلام فائز کردید و در نیل این مرام و حصول این مقصود تمسک جست با ذیال عنایات حضرت 6مستطاب بندکان عیوق 7شأن، اسلامیان پناهی، کنز الراجین و کهف 8المحتاجین، طغرای منشور فقاهت و ریاست و سر لوح کتاب کیاست و سیاست مجمع البحرین سیادت و سعادت و مشرق الشمسین افاضت و افادت آیة اللّه فی العالمین وارث علوم الانبیاء و المرسلین استاد العلماء و المجتهدین مربی الفضلاء و المحصّلین شمس الاسلام و المسلمین سید الفقهاء و المحققین ذخر الحکماء و المکلمین خاتمة الزعماء قادمة الرؤساء غوث الملة عماد الشریعة رکن الشیعه مستجار الامّة محیی السنة ممیت البدعة مفنی الاموال معید الآمال باب الاحکام علم الاعلام خلیفة الامام فی رعیته و وصی ادم فی ذریته مفتی الفرق مرتضی الامم سید الطائفة محقق الوقت شیخ العصر علامة الزمان مفید الدهر مراة السلف مشکوة الخلف
__________________________________________________
1باع: به فاصله بین سر انگشت وسطای دست راست و وسطای دست چپ هنگامی که دستها باز باشد گویند و قصور باع کنایه از عجز است
2مسکن، پایتخت
3مرتبا
4بوسیدن
5جمع عتبه: آستانه و پاشنه در
6درگاه
7نام یکی از ستارگان
8پیشرو پیشاهنگ از پناهگاه
شفاءالصدور ص : 11
عدة الفرقة الناجیة ناصر العترة الزاکیة و هو الذی:
انته الریاسة منقادة الیه تجرر أذیالها
و لم تک تصلح الا له و لم یک یصلح الا لهاالمنعقد علی افضلیّته الخناصر، و المعترف باعلمیته کل معاصر، مولینا الاجل و کهفنا الاظل المنتهی إلیه فی عصرنا ریاسة الامامیة فی العلم و العمل ذو المناقب أبو المفاخر فلک المکرمات شمس المعالی سیدنا الطاهر المعظم و استادنا البارع المقدم الحاج میرزا محمّد حسن الحسینی 1عترة و نجارا 1الشیرازی مولدا و دارا العسکری هجرة و جوارا المدعو فی لسان الخاص و العام بحجة الاسلام مجدد 2مذهب سید البشر علی راس المائة الثالثة عشر لمؤلفه:
علامة ملا ثوبیه 3و لیس له من قبله اول او بعده ثانی
زرّت مطارفه و المجد حلیتها علی کمال بدا فی زی انسان
من علمه یستمد المشتری شرفا فلا یقاس به یوما بمیزان لا زالت الویة الاسلام بعلومه منشورة و لا برحت جنود العلم بافاداته منصورة.
من قال امین ابقی الله مهجته فان هذا دعاء یشمل البشراعلی الجمله چون معزی إلیه بگوشه بساط قرب که سجده گاه صلحای زاهدین و بوسه جای فضلای راشدین است، فیض وصول یافت عرض مامول کرده بدرجه قبول رسید و چون این بی بضاعت شرف اندوز محضر افادت گستر شدم سخنی از استدعای
__________________________________________________
1معروف به میرزای شیرازی از بزرگترین مراجع عالیقدر شیعه که فتوای تاریخی او در تحریم تنباکو که سبب برچیده شدن کمپانی رژی و قطع ایادی استعماری شد معروف است، در 1248 هق از زادگاهش به اصفهان و پس از تحصیل علوم نقلیّه و عقلیه در 1259 به عتبات رفت و از محضر درس شیخ انصاری بهره ها برد و بعد از درگذشت شیخ و تصدّی مقام مرجعیّت در سال 1291 به سامره رفت و حوزه علمیّه در آنجا تأسیس کرد و در سال 1312 هق از دار دنیا رفت، جنازه اش را به نجف حمل کردند.
1نجار به نون اوّل: اصالت و حسب و شرف خانوادگی
2طبق روایتی که بین شیعه و سنّی معروف است هر صد سالی یک شخصیت بزرگ پدید می آید که دین اسلام را جانی تازه می بخشد
3لوازم زندگی و در اینجا منظور سرمایه علمی است.
شفاءالصدور ص : 12
مشار إلیه میان آمد و داعی همان عذر قلت مؤنة و کثرت اشتغال نظریه 1و مباینت صنعت تتبع که لازمه ایشان است با محاوله صنوف نظر و تأمل که وظیفه داعیان است بر مسامع عاکفان حضور عالی عرضه داشتم قرین اجابت نشد و فرمان رفت بموجب «المیسور لا یسقط بالمعسور 2بر وجهی که منافی سایر وظایف و معارض بقیه مشاغل نشود. بنحو اقتصاد 3شرحی باید بر زیارت عاشورا نوشت که عموم مردم را از هر طبقه به او رغبتی باشد و هر صنفی را از تأمل ابواب و فصولش منفعتی بدست بیاید.
و نظر به این که حکما گفته اند: «المأمور معذور»، و از مقررات عقلیه و شرعیه است که «المیسور لا یسقط بالمعسور».
این بی بضاعت از میامن توجهات آن استاد بزرگوار و محاسن عنایات این علامه نامدار که مدار حاری 4مذهب امامیه افادات حضرت او و مطاف اکابر فقهای عصر تحقیقات خدمت او است - ادام الله ظلاله و لا اعدمنا فضله و افضاله - استمداد جسته از اواخر شهر رمضان المبارک سنه مذکوره که از زیارت مشهدین مقدسین مراجعت کردم به شبکه 5همت اصطیاد 6وحش فرصت کرده گاه گاه اوقات کسالت و ازمنه فراغ از بحث و نظر را مصروف این کار کرده. نخست باب ثانی را که اهم بود مقدم کرده و جهت القلب عزیمت و نصب العین همت داشتم، تا در تاریخ مذکور در آخر آن باب آن خدمت نمایان بپایان رسید با عزت کتاب و قلت اسباب خصوصا در سامره که بجهت کمی عدت و عدّت اسباب استعانت مفقود و ابواب استعارت 7مسدود است.
و در عشر اواخر محرّم در باب اول کتاب شروع کردم و هم در تضاعیف اوقات مذاکره 8و اثنای انات مدارسه 9و محاضره انتهاز فرصت و اغتنام 10مهلت کرده با برکات ائمه علیهم السّلام و امداد علوی در غره 11صفر آن باب نیز بنهایت رسید، با این که شرحی یا تعلیقه که تعلق بخصوص این زیارت مقدسه داشته باشد که مراجعه او در
__________________________________________________
1کارهای فکری
2اگر انجام دادن تمام کار مقدور نبود مقدار ممکن آن ساقط نمی شود
3میانه روی
4میله وسط سنگ آسیا
5تله
6شکار کردن
7عاریه گرفتن
8برای یکدیگر خواندن
9سئوال و جواب
10غنیمت شمردن
11اوّل ماه
شفاءالصدور ص : 13
توصّل بغرض مقصود معاونت نماید ندیده بودم و نه شنیده.
و منت خدای را عز و جل که با این همه از اقسام سبعه تصنیف که هر عاقل ارجمند و هر فاضل دانشمند باید بیرون آنها تصنیف نکند خارج نیفتاده و آن اقسام را ما به جهت تنبیه ناظرین و تذکره معاصرین یاد می کنیم:
ابن حزم 1ظاهری 2در رساله اندلسیه، که از ألطف رسایل معموله در این باب است گفته و سایر فضلا و حکما نیز به موافقت یا متابعت او قاعده تأسیس کرده اند که هیچ عاقلی را روا نیست که تخطی کند از تألیف بر یکی از هفت قسم:
اول - چیزی که اختراع و ابتکار کند که مسبوق به او نشده باشد.
دوم - عملی یا کتابی ناقص که او را تتمیم و تکمله کند.
سوم - مشکلی سربسته و در بسته که بشرح فتح اقفال و رفع اشکال او کند.
چهارم - کتابی یا علمی مفصّل و طویل الذیل که بحذف زوائد و جمع فوائد او را مختصر کرده بی اخلال بجزئی و بی نقیصه بقالب تصنیف برآورد.
پنجم - امور متفرقه پراکنده که بسلسله جامعه فراهم آورد و در رشته جمع و تألیف کشد.
ششم - مسائل مختلطه 3درهم شده که غیر مرتب و نامنضّدند بر وجهی خاص و ترتیبی مخصوص در سلک ترتیب و تنضید برآورد.
هفتم - کتابی یا مسئله که در او مؤلف یا مخترع خطائی کرده بر خطای او تنبیه کند و فساد او را اصلاح نماید.
و تألیفاتی که بیرون این هفت قسم است، مثل اکثر مؤلفات شایسته اعتنای فحول و زیبنده مراجعه ارباب الباب و عقول نیست. قالوا و ینبغی لکل مؤلف کتاب فی فن قد سبق إلیه الا یخلوا کتابه من خمس فوائد 1 - استنباط شی ء کان معضلا.
2 - او جمعه ان کان متفرقا:
__________________________________________________
1علی بن احمد (384 - 456 ه)
2پیروان مکتب ظاهریه که فقط به ظاهر قرآن و سنّت معتقدند و با رأی و قیاس و استحسان و تأویل مخالفند مؤسّس این مذهب أبو سلیمان داود بن علی اصفهانی بوده
3نا مرتب
شفاءالصدور ص : 14
3 - او شرحه ان کان غامضا.
4 - او حسن نظم و تألیف.
5 - او اسقاط حشو و تطویل.
قلت: و هذه الفوائد عند التحقیق قائمة بالاقسام السبعة فلیحافظ علیها اشد المحافظة فانها من اهم الامور و اصعبها.
و قد سمیت هذا الکتاب «بشفاء الصدور فی شرح زیارة العاشورا».
هان اگر مقبول نظر بزرگان شود. فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت و این کرامت. البته از میامن توجهات علیه و برکات انفاس قدسیه حضرت مستطاب اجل سید استاد - ضاعف الله قدرة کما نشر بالخیر فی الافاق ذکره - است «لان من زنده قدحی و ایرائی 1:
بلبل از فیض کل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش و اگر محروم از نیل مأمول و دور از منزلت قبول افتد، از قصور باع و حضیض کوکب این بی سعادت کم بضاعت است.
ولی رجای واثق از حضرت دانشمندان که بر سبیل تفرج در این صحیفه نظری می گمارند آن که حجاب معاصرت 2را از میان بردارند و این بی بضاعت را یکتن از پیشینیان پندارند و این شعر أبو تمام 3را که در دیباچه «سرائر» استشهادا ایراد کرده که:
«الفضل للشعر لا للعصر و الدار» 4.
میزان تمیز حق و باطل و مقیاس فرق خالی و عاطل دارند و ملتفت این نکته باشند که معاصرت و تقدم و تأخر امری است اعتباری که با نسبت باجزاء زمان انتزاع می شود و فرقی در واقعیات نمی آرد چه هر معاصری مقدم است بر طبقه و هر متقدمی معاصر
__________________________________________________
1زیرا از آتشزنه اوست آتش درون و روشنائیم
2حجاب معاصرت اصطلاحی است که منظور از آن این است که هم زمانی سبب کاهش مقام افراد نویسنده و شاعر و عالم می شود و مردم به درگذشتگان احترام بیشتری قائلند
3حبیب بن اوس (788 - 845 م) از شعرای معروف که خلفای عباسی مخصوصا معتصم را مدح کرده، دیوان شعر و فحول و حماسه از اوست
4فضیلت از شعر است نه از زمان و خانه.
شفاءالصدور ص : 15
است با طایفه چنانچه شاعر می گوید:
قل لمن لا یری المعاصر شیئا و یری للاوائل التقدیما
انّ هذا القدیم کان حدیثا و سیبقی هذا الحدیث قدیما 1و چه خوب گفته أبو العباس مبرد 21در (کامل): لیس لقدم العهد یقدم المخطی و لا لحدثانه یهتضم المصیب و لکن یعطی کل ما یستحق و قد نظمته بقولی
و لیس لسبق العهد یفضل قائل و لا لحدوث منه یهضم اخر
و لکن لیعط الکل ما یستحقه سواء قدیم منهم و معاصر 3و سید اجل 4ذو المجدین مرتضی رضی الله عنه بل و سلام الله علیه در کتاب «شهاب» به این مصرع تمثل جسته که «السبق بالاحسان لا الازمان» 5.
و از غرائب این که اهل هر زمانی این شکایت داشته اند و این خواهش کرده اند و چون زمان منقضی شد، به فضیلت تقدم مسلم شدند و معاصرین گرفتار آمدند.
غرض از این تطویل ممل این که ناظرین این کتاب بر عیوب واقعیه و نقایص حقیقیه او اقتصار فرموده، نحت نقودی 6اختراع و مطاعنی به حکم اتحاد عصر و قصور مصنف او نکنند. «فان الانصاف احسن شیم الاشراف».
وقال علی علیه السلام:«انظر إلی ما قال و لا تنظر 7الی من قال».
__________________________________________________
1بگو به کسی که معاصر را چیزی نمی بیند و برای پیشینیان پیشی قائل است که: قدیم هم در زمان خود جدید بود و جدید هم قدیم خواهد شد
2ابو العباس محمد بن یزید (826 - 898 م) از بزرگان علمای نحو و شاخص مذهب بصری در نحو، در مقابل ثعلب که شاخص مذهب کوفی می باشد
3خطاکار چون قدیمی است مقدّم نمی شود و درستکار چون جدید است نادیده گرفته نمی شود بلکه هر که را آنچه استحقاقش را دارد می دهند که من این مضمون را این چنین سروده ام: به خاطر سبقت در زمان به گوینده ای برتری داده نمی شود و نه کسی به خاطر جدید بودن نادیده گرفته می شود بلکه باید هر کسی را آنچه استحقاقش را دارد بدهند چه قدیمی باشد و چه معاصر
4ابو القاسم علی بن حسین ملقّب به علم الهدی از بزرگان علمای شیعه و نقبای سادات علوی (355 - 436) دارای تألیفات کثیر از جمله دیوان شعر، امالی، الشافی در امامت، تنزیه الانبیاء، انتصار، الشیب و الشباب. در بغداد متولد شد و در همانجا وفات یافت
5تقدّم به نیکی ها است نه به زمانها
6تیشه انتقادی زدن
7همانا انصاف از بهترین خوی نیکان است و علی (ع) فرمود: ببین که چه می گوید و
شفاءالصدور ص : 16
علاوه بر این معاذیری که بر سبیل حقیقت و واقع چند جا اشاره کردم نه بر طریقه مصنفین و عادت مؤلفین که اعتقاد باشتغال و اختلال احوال را غالبا در فواتح کتب و دیباچه های مصنفات علی رسم القباله می نویسند در نظر داشته بقلم اصلاح رفع مفاسد و دفع عیوب او فرمایند که البته به حکم این احسان جزای خیر از حضرت احدیت عزت اسماؤه یابند و علی الله التکلان و هو المستعان المنان.
و این کتاب مشتمل بر دو باب است و یک خاتمه.
باب اول: در شرح سند و متن روایت زیارت عاشورا.
باب دوم: در شرح و ترجمه الفاظ زیارت شریفه.
خاتمه: در ترجمه و بیان مشکلات دعای معروف به دعای علقمه.

باب اوّل در شرح سند و متن زیارت شریفه

و این زیارت به شرحی که متعارف است. در کتب امامیه - ضاعف الله اقتدارها - مأخذ آنها یکی مصباح است و دیگری کامل الزیارة. و ما اوّلا بطریق شیخ قدس سرّه روایت می کنیم. بعد از او بمواضع فرق و اختلاف بین روایتین اشارتی وافی می نمائیم و این بنده را اگر چه طرق صحیحه نفیسه متعدده متشعبه به این کتب هست. ولی ذکر همه آن طرق با اسلوب این شرح منافی است و یکسره ترک کردن و سند را معلق آوردن، با رعایت وظیفه نقل احادیث مباین است.
لهذا بیک طریق که احبّ و اعزّ طرق است اکتفا می نمائیم و بهمین طریق جمیع
__________________________________________________
منگر که چه کسی می گوید.
شفاءالصدور ص : 17
روایات شیعه را که در این کتاب است روایت می کنیم. بلکه واسطه اجازه اکثر کتب اهل سنت جز معدودی از کتب متأخره ایشان همین طریق است. اگر چه محتاج بتکمله است، که در اواسط منشعب می شود و تا به ایشان برسد به تفصیلی که در اجازات مبسوطه مذکور است. فاقول مستمد امن ال الرّسول:
حدثنی بالاجازة العامة الصحیحة بجمیع ما حقت له روایته و صحت له اجازته الشیخ الفقیه السعید الموفق الثقة الثبت الرحله علامة عصره و واحد دهره الرئیس المقدم و المطاع المعظم الجامع بین الفقه و الزهادة و المؤلف بین العلم و العبادة الشیخ محمّد حسین بن محمّد هاشم الکاظمی 12اصلا و دارا و الغروی مسکنا و مزارا روح الله رمسه و قدس نفسه عصر الاربعاء الثانی و العشرین من رجب الاصب، سنه (1305) فی الدار التی نزلت فیها بالمشهد المقدس، الغروی علی مشرفه السلام.
عن الشیخ الامام معلم علماء الاسلام المستسقی بوجهه الغمام المفضل مداده علی دماء الشهداء و المتبرک بوطی اقدامه اجنحة ملائکة السماء انموذج الانبیاء و المرسلین علامة الاوصیاء الغر المیامین حجة الفرقة خیر الامة خلف الائمه واحد الاعصار نادرة الفلک بکر المشتری اسطوانة الاساطین و ینبوع العلم و الفقه و الیقین من العلوم البحثیة قسطاسها المستقیم و من المعارف الالهیة محدثها العلیم رئیس الشیعه من عصره إلی یومنا هذا غیر مدافع و المنتهی إلیه ریاسة الامامیة علما و عملا فی الدنیا غیر منازع مالک ازمة التحریم و التاسیس و مربی اکابر اهل التصنیف و التدریس ملیک سماء التدقیق و المستوی فوق عرش التحقیق اکمل الفقهاء و المتبحرین اتقن المتقدمین و المتاخرین قولا بالاطلاق و شهادة بالاستحقاق المنکب علی فهم اشاراته اذهان المحققین و المفتخر بحل عویصاته افکار المدققین غایة فخر الفقها تحصیل مقاصده و منتهی سعی الفضلا تفصیل فوائده المضروب بزهده الامثال و المضروب إلی علمه آباط الآبال و المضروب سرادق، ریاسته علی جبهة عیوق فلذلک لا حرج فی مدحه بکل ما یمدح به بعد الائمة مخلوق المجتمع فیه من محاسن الخلال ما لم یتفق من عنق الدهر
__________________________________________________
1مرحوم شیخ آقا بزرگ درباره ایشان در نقباء البشر فرمود: مجتهد مؤسّس و از اعاظم فقهای امامیّه، مرجع تقلید، متولد 1230 شاگرد شیخ انصاری و صاحب جواهر و شیخ محمد حسین کاشف الغطا متوفای 22 محرم 1308 صاحب کتاب هدایة الانام در شرح شرایع الاسلام که بهترین مؤلفات اوست و رساله علمیّه اش از این کتاب استخراج شده است.
شفاءالصدور ص : 18
لاحد من الرجال من عموم ریاسته طبّقت وجه البسیط و وفور علوم غیّضت البحر المحیط إلی زهد فی الدنیا و ضیق فی العیش لم یعهد من غیر الوصیین و خشوع فی العبادة و مواظبة علیها لم یسمع الا من النبیین المنادی مشهور فضله فی الافاق یحیی علی العلم و الصّلاح و المحیعل مبسوط کفه فی الاقطار بحی علی الجود و السماح و الداعی موفور زهده فی الاصقاع بحی علی الفوز و الفلاح فلذلک طاء طاء عنده کل شریف و لاذ إلی ظله کل عالم عریف عکفت الهمم علی الاقتداء باثاره و اتفقت الامم علی الاهتداء بانواره فلا الالسن تستطیع ان توفی حق ثنائه و لا الاقلام تطیق ان تؤدی وظیفة واجب اطرائه صاحب المقامات المحمودة و الکرامات المشهود و الایات الغیر المجحودة، خلاصة الماء و الطین برهان الاسلام و المسلمین قیم الشیعة عظیم الامامیة استاد الامم شیخ العرب و العجم برکة الوجود شبکة، السعود بدر الساری و المصون شمس علومه.
عن التواری، شیخنا الامام الاعظم آیة اللّه العظمی حجة الباری مرتضی بن محمد امیر الجابری الانصاری 1.
اهدی الله إلیه طرائف السلام و الحقه بموالیه الاصفیاء الکرام و حشرنا تحت لوائه یوم القیام و نفعنا الله ببرکات علومه و وفقنا لاتباعه فلقد کان قدس الله نفسه کما شهد له بعض الاعاظم عیانه اعظم من سماعه 2.
عن الشیخ الفقیه المحقق المدقق الاوحد الاوثق جامع اشتات الفضایل العلمیة و العملیة و الاخذ باطراف العلوم الذوقیه و البحثیه مؤسس اساس الشریعة و منهاج احکامها و محرر مستند الشیعة و عواید ایامها، الحاج ملا احمد النراقی 33احله الله
__________________________________________________
1(12811214هق) معروف به شیخ انصاری از مراجع بزرگ شیعه که از سال 1266 بعد از صاحب جواهر مرجع مطلق شیعه شد، از آثار مهمّ او: «فرائد الأصول» معروف به رسائل در اصول فقه و «مکاسب» در فقه می باشد
2فی الحدیث کل شئ من اشیاء الدنیا سماعه اعظم من عیانه و کل شیی من اشیاء الآخره عیانه اعظم من سماعه
و حدثنی ثقة عن ثقة عن الشیخ الاجل الشیخ علی بن الشیخ الاکبر انّه وصفه رحمه اللّه فقال انّه عیانه اعظم من سماعه، منه زید فضله
3فرزند حاج ملا مهدی، علاوه بر مقام فقاهت اشعار عرفانی فراوانی سروده و صفائی تخلّص می کرده، دارای تألیفات متعدده در فقه و اصول و ادب و اخلاق بوده و کتاب معراج السّعاده او در علم اخلاق بسیار معروف است.
شفاءالصدور ص : 19

ریاض الانس و کساه ملابس القدس.

عن سید الامة و کاشف الغمه، مهذب مقاصد المنطوق و المفهوم، و محیی ما درس لشریعة جده علیه السلام من الرسوم، الملقب بالاستحقاق ببحر العلوم، آیة الله و برهانه الجلی و الآخذ بأطراف الفخار العادی و المجد المعد ملی عرابة رایة التأسیس و التعلیم و جهینه خبر التحقیق و النظر القویم و دعیمص رمل التدقیق و الفکر السلیم من الادب روضة الغض و من التفسیر نجم الذی لا ینقض و من الحدیث عینه الفیاض و من العرفان درعة الفضفاض عماد الحکماء المتألهین استاد الفقهاء المتبحرین امام المحدّثین و المفسرین شمس المعارف کنز الطرائف ینبوع الفضل التالد 1و الطارف 2قطب دائرة المفاخر النموذج سلفه الطاهر تاج الزاهدین و سراج العارفین صاحب الکرامات الباهرة و المعجزات القاهرة، السیّد محمّد مهدی الطباطبائی 34ضاعف الله قدره. و اعظم فی الاسلام اجره.
عن الشیخ الاعظم و الامام المقدم شیخ علماء الشیعة فی الامصار و مرجع فقهاء الاسلام فیما لحقه من الاعصار استاد الکل و مفزعهم فی الجل و المقل ناشر لواء الاستنباط الاجتهادی و ناهج طریقة استفادة الاحکام عن المبادی محیی مدارس التحقیق بعد اندراسها و معید مشاهد العلم بعد انطماسها صاحب النفس القدسیة و الاخلاق الزکیة و الاداب النبویة و الکرامات الولوّیه مجدد مذهب سید البشر علی راس المائة الثانیة عشر شیخ الفقه و حامل لوائه و مدیر الحدیث و کوکب سمائه بفوائده استقام قنا الایمان و بتحقیقاته نفق سوق العلم و البیان کفیل ایتام آل محمد بحسن تأسیسه و المتطول حتی علی المشتری بفضل تدریسه المعروف بالفرید الملقب بالوحید المدعو بالآقا المشهور بالاستاد الاکبر و المولی الاعظم باقر علوم الائمة و باب نجاة الامة مولانا الاعظم محمّد باقر البهبهانی 4ابن الشیخ الافضل الاکمل الاعلم الاورع الازهد محمّد
__________________________________________________
1قدیم
2وسیع
3فرزند مرتضی بن محمد بن عبد الکریم حسنی طباطبائی معروف به بحر العلوم و از مراجع بزرگ عصر خود، و نجفی المسکن در سال 1154 یا 1155 هق در کربلا متولد شد و در 1212 در نجف وفات یافت. دارای تألیفات کثیره که ارجوزه او در فقه معروف است. کرامات زیادی از ایشان نقل شده که مولّف نیز به آن اشاره فرموده است برای اطلاع بیشتر به کتاب «وحید بهبهانی» مراجعه شود
4فرزند محمد اکمل، ملّقب در کتب اجازات به استاد کل و معروف به وحید، در 1117
شفاءالصدور ص : 20
اکمل الأصفهانی قدس الله سرهما النورانی.
عن أبیه عن خاله غواص بحار الانوار و مروج اثار الائمة الاطهار و ناشر علومهم فی الاقطار و الامصار خاتم المحدثین سادس المحمدین عماد الفقهاء الراسخین علامة العلماء الشامخین مجدد المذهب علی راس المائة الحادیة عشر و المذکور بالفضل و الحدیث علی السنة البدو و الحضر مولینا محمّد باقر 1ابن الشیخ الفقیه المحقق المدقق الورع الصّفی الزکی المقدس فی عالم النور العلامة فی عالم الظهور محمّد تقی المجلسی 2روح الله روحهما و کثر بالسّعادات فتوحهما عن والده المشار إلیه.
عن شیخ الاسلام و المسلمین اکمل الحکماء و المتکلمین أبرع الفضلاء و المتقنین افضل الفقهاء و المحدثین جامع دقایق العلوم و غرائبها و عارف حقایق الرسوم و عجائبها المکشوف عن بصره الغطاء و الممدود المؤید من سلطان السماء ناصر طریقة العترة الطاهرة و مجدد مذهبهم علی راس المائة العاشرة المخصوص بالاتفاق علی فضله و الاعتراف طبع الانام علی الخلاف و فضله فی الناس مسئلة بغیر خلاف. شیخنا الامام بهاء الملة و الدین محمّد 3بن العالم العلامة و الفاضل الفهامة صاحب النفس القدسیة و
__________________________________________________
در اصفهان متولد شد و در 1205 در کربلا وفات یافت، اجتهاد را که از رونق افتاده بود از نو زنده کرد و تشکیلات اخباریین را بهم زد، در بین مجتهدین به «آقا» معروف است و لذا بعضی از نوادگان ایشان به «آل آقا» معروفند، برای شناخت بیشتر به کتاب وحید بهبهانی مذکور نوشته حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای علی دوانی مراجعه شود
1فرزند ملا محمد تقی مجلسی در 1037 در اصفهان متولد شد و در 1110 یا 1111 هق در اصفهان وفات یافت به جهت اشتهار کامل نیازی به توصیف او نیست، تألیفاتش بر صد بالغ می شود که معروفترین آنان کتاب مستطاب «بحار الانوار» است، قبرش در کنار مسجد جامع اصفهان زیارتگاه خاص و عام است
2فرزند مقصود علی در 1003 متولد شد و در 1070 هق وفات یافت، پدر مجلسی ثانی و از فقهای بزرگ شیعه که به تصریح خودش بنابر نقل کتاب وحید بهبهانی در چهار سالگی تحت تعلیمات والدش مسائل فقهی را فرا گرفته بود و به حدیث و قرآن آشنا شده بود
3بهاء الدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهائی در 953 در بعلبک متولد شد
شفاءالصدور ص : 21
الملکة الملکوتیة و الاخلاق الرضیة راس المحققین فی زمانه و رئیس المصنّفین بحکم اقرانه شیخ الفقهاء و المحدثین کنز الفضلاء و المحققین حسین بن عبد الصّمد العاملی 15سقی الله ضریحهما میاه الرضوان و احلهما اعلی فرادیس الجنان.
عن والده.
عن الشیخ الامام خاتم فقهاء الاسلام جامع العلوم و المعارف و الفائز منها بالتالد و الطارف المجاهد فی سبیل الله بقلمه و الباذل فی نصرة الاسلام لدمه افضل المحققین اکمل المتبحرین لسان المتقدمین. ترجمان المتأخرین شارح صدور المحدثین و جامع شمل المجتهدین جمال الصّالحین طراز العارفین، مقیاس الحکماء و المتکلمین المتلوة ایاته علی الالسنة و المشهورة کراماته مدی الازمنة العالم الربانی و الهیکل الصّمدانی شیخنا الشهید السعید زین الدین بن علی العاملی 2.المشهور بالشهید الثانی، قدس
__________________________________________________
و در 1031 یا 1030 هق در اصفهان درگذشت، جنازه اش را به مشهد منتقل کردند و اکنون قبرش در صحن جدید زیارتگاه است، در فنون مختلف تبحر داشت و تألیفاتش به 88 عدد بالغ می شود که معروفترین آنان جامع عباسی، خلاصة الحساب، اربعین، کشکول، صمدیّه می باشد
1عزّ الدین حسین بن عبد الصّمد جبعی عاملی حارثی همدانی، فقیه و ادیب، از فضلاء شاگردان شهید ثانی در 922 متولد شد و در 984 هق در بحرین وفات یافت مدّتی از عمر شیخ الاسلام هرات بود، از آثارش اربعین، حاشیه ارشاد، دیوان شعر، شرح رساله الفیّه، قبله عراق عجم و خراسان، و رساله ردّ وسواس را می توان نام برد
2زین الدین بن نور الدین علی جبعی عاملی معروف به شهید ثانی در 911 در جبع از قراء جبل عامل متولد شد و در 966 هق به شهادت رسید علوم مقدماتی را نزد پدرش که از فقهای زمان خود بود و به ابن الحجة یا ابن الحاجة معروف بود فرا گرفت و از 925 تا 937 در جبل عامل به تحصیل فقه و اصول پرداخت و سپس به دمشق رفته به تحصیل فلسفه و طب و هیأت و تفسیر پرداخت در ربیع الاول 942 برای ادامه تحصیل به مصر و در 943 به حجاز رفت و در صفر 944 به جبع بازگشت و تا 948 در آنجا ماند. بعد به عراق و بیت المقدس و قسطنطنیّه رفت. در ربیع الاول 952 به آنجا وارد شد، از طرف سلطان عثمانی سلیمان قانونی تولیت مدرسه نوریّه بعلبک را عهده دار شد و 5 سال فقه مذاهب اربعه اهل سنت باضافه فقه جعفری را تدریس فرمود و سپس به جبع بازگشت در مرافعه ای محکوم علیه از او به بقاضی صیدا شکایت کرد، به دنبال شهید فرستادند و او مخفیانه با محمل سرپوشیده ای به حج رفت.
قاضی به سلطان عثمانی سعایت او را کرد و سلطان به رستم پاشا دستور داد او را به قسطنطنیّه برای مواجهه با علمای سنّت بفرستد رستم پاشا به سعایت کسی در بین راه در ساحل دریا او را
شفاءالصدور ص : 22
الله سره النورانی.
عن الشیخ الجلیل الفاضل النبیل احمد بن محمد بن خاتون العاملی 1.
عن الامام الاعظم و الرئیس المعظم و المطاع المقدم ناصر الملّة ناشر السنة غیث الامة تاج الشریعة فخر الشیعه، رکن الطائفة، مروج المذهب، استاد العجم و العرب، مدار التحقیق منار التدقیق، مهذب الفروع محرر الأصول المغترف من بحر فضله الاساطین و الفحول الفائز بقداح السعادة و الضارب بسهام الشهادة مولینا الافضل و شیخنا الاعلم الاکمل البدر الشعشانی علی بن عبد العالی الکرکی 26المعروف بالمحقق الثانی. رفع الله قدره و شرف فی الملإ الأعلی ذکره.
عن الفقیه النبیه و العالم الوجیه و الثقة السدید و المحدث السعید علی بن هلال الجزائری 3قدس اللّه سره و ضاعف اجره.
عن قدوة الزاهدین و عدة السالکین و عمدة الفقهاء الراشدین. جمال العارفین، حلیة المحدثین، کنز المحققین. شیخنا الملی احمد بن فهد الحلی 4اعز الله قدره العلی.
__________________________________________________
شهید کرد و سر بریده او را نزد سلطان برد، اما سلطان از این عمل بی اجازه خشمگین شد و قصاص کرد. شهید تألیفات متعدد دارد که بعضی از آنها بسیار مشهور و متداول است از جمله:
مسالک الافهام (شرح شرایع) روضة البهیّه (شرح لمعه) که در حوزه ها تدریس می شود، منیته المرید، المقاصد العلّیه فی شرح الالفیّة الشهیدیّه، تمهید القواعد الاصولیه
1جمال الدین احمد بن شمس الدین محمد بن خاتون العاملی العیناثی، از پدرش روایت حدیث کرده و شهید ثانی از او روایت کرده و او را این چنین وصف فرموده: حافظ، متقن، خلاصة الاتقیاء و الفضلاء و النبلاء
2معروف به محقق کرکی در سال 940 در نجف متولد شد معاصر شاه طهماسب بود و سمت شیخ الاسلامی داشت و قاضی القضات ایران بود. از جمله تألیفاتش: جامع المقاصد فی شرح القواعد و حاشیه شرایع الاسلام و شرح الفیّه شهید اول و حاشیه تحریر علامه و معروف است
3شیخ زین الدین علی بن هلال الجزائری از فقهای زمان خود که محقق کرکی در اجازه اش او را با عبارات شیخ الاسلام و فقیه اهل البیت فی زمانه ستوده است کتابی به نام درّ الفرید در توحید تألیف کرده
4ابو العباس جمال الدین احمد بن محمد فهد حلی از فقهای به نام شیعه، در 757 در حلّه متولد شد و در 841 هق در کربلا وفات یافت و کتب المهذب، الموجز، التحریر، عدّة الدّاعی، اللمعة الجلّیه از تألیفات است.
شفاءالصدور ص : 23
عن الشیخ الاجل الافخم و الفقیه الاکمل الاکرم، زین الدین علی بن الخازن 1قدس سره.
عن الشیخ الامام برهان علماء الاسلام استاد فقهاء الانام حجة فضلاء الایام برکة، الشهور و الاعوام رئیس المذهب و الملة و راس المحققین الاجلة منهل الفقه الصافی و درع التحقیق الصّافی مسهل سبیل الاجتهاد و النظر افقه اهل البدو و الحضر شمع جمع الیقین و مشعل طریق المتقین سراج الاهتداء منهاج الاقتداء درة تاج ارباب الایمان قرة عین اصحاب الایقان المشروح صدره بالعلم و العرفان و المنور قلبه بنور التحقیق و الاتقان، الجامع فی معارج السعادة بین اقصی مدارج. العلم و رتبة الشهادة صاحب الایات الباهرة و الکرامات الطّاهرة، شیخنا الاقدم الافضل المعروف بالشهید الاول شمس الدین محمّد بن مکی 27قدس اللّه سرّه الزکی.
عن الشیخ الامام واحد، علماء الاسلام، ذخر الحکماء و المتکلمین، فخر الاسلام و المسلمین استاد الفقهاء و المحدثین دیباچه کتاب التحقیق مصحف النظر الدقیق ملک العلماء و المناظرین. الامام فخر الدین أبی طالب محمد 3طیب الله مضجعه و احسن الیه مرجعه.
__________________________________________________
1زین الدین علی بن خازن شیخ حرّ عاملی در تذکرة المتبحرین فرموده: کان فاضلا، عابدا، صالحا، من تلامذة الشهید، یروی عنه احمد بن فهد الحلی
2ابو عبد الله شمس الدین محمد بن مکّی بن حامد بن احمد دمشقی نبطی عاملی جزینی از فقهای معروف شیعه که منظور از شهید اوّل یا شیخ شهید اوست، در 734 متولد شد و در 786 هق به شهادت رسید، علاوه بر فقه شیعه در فقه مذاهب اهل سنت هم متبحّر بود و در شعر و ادب هم دست داشت. در آخر عمر متهم به عقاید غلاة شیعه شد و در سلطنت برقوق پادشاه مصر در قلعه شام یکسال محبوس بود و چون حاضر به قبول توبه نشد به حکم قاضی برهان الدین و عباد بن جماعة قضات مالکی شام به قتل رسید و جسدش را سنگباران کرده و سپس سوزاندند، زنش امّ علی و دخترش ست المشایخ نیز در فقه مخصوصا مسائل مربوط به زنان تبحر داشته اند. پسرانش نیز از فقهای بزرگ شیعه اند، تألیفات کثیره دارد که: الفیّه در نمازهای یومیّه که شهید ثانی آن را شرح کرده، غایة المراد فی شرح نکت الارشاد، القواعد الکلیّه، اللّمعة الدمشقیّه که با شرح شهید ثانی در حوزه ها تدریس می شود از معروفترین کتب اوست
3الامام فخر الدین أبو طالب محمد بن حسن بن یوسف حلّی فرزند علامه حلی معروف به فخر المحققین از فقهای مشهور و دارای تألیفات کثیره از جمله ایضاح الفوائد در حلّ مشکلات قواعد علامه، و ایضاح القلوب در شرح خطبه قواعد و الفخریّه در نیت و کافیة الوافیه در کلام، شهید اول در اجازه اش او را بسیار ستوده است.
شفاءالصدور ص : 24
عن والده الشیخ الامام و المولی الهمام علامة المشارق و المغارب مرغم الکفرة و النواصب آیة الله فی العالمین و سیفه المسلول علی رقاب المخالفین حایز علوم الانبیاء و المرسلین افضل المتقدمین و المتاخرین خلیفة الائمة المهدّیین محیی ما درس من مراسم الدین المنتهی إلیه ریاسة الامامیة فی الاعصار و الخاضع دون سدة علمه الفلک الدوار شیخ المذهب رئیس الملة محرر القواعد مهذب العقائد بحر العلوم مفتی الفرق محیی السنة ممیت البدعة شمس الامة کشف الغمة کعبة الفقهاء مشعر العلماء مطاف الحکماء رکن المتکلمین قبلة المحدثین مرجع الافاضل اجمعین ما من عالم فی الارض من الشیعه من عصره إلی یومنا هذا الا و اقتبس من مشکوته و استفاد من تحقیقاته بل هی العدة لکل محقق و إلیها ألجأ من کل مدقق العلم المنصوب و العلم المصبوب المسعود بالنفس الملکوتیة و المنصور بالایات الجلیة المؤید من السماء المشهور باکرم الاسماء الملقب بالعلامة المشتهر بایة الله مولینا الاعظم و امامنا المعظم أبی منصور جمال الدین حسن بن یوسف الحلی 18حشرنا الله تحت لوائه و وفقنا للمسیر بضیائه.
عن الشیخ الامام الاعظم و الهمام المقدم المفخم مؤسس الفقه و الأصول و محرر المعقول و المنقول شیخ الطائفه بغیر جاحد و واحد هذه الفرقة و ای واحد الذی یکل لسان القلم عن تعداد فضائله و مقاماته مع ان جمیع ما سمعت من مناقب من ذکرناه بعض کراماته الامام السعید أبی القاسم نجم الدین جعفر بن سعید الحلی 29المشهور بالمحقق الاوّل تفضل اللّه علینا بالانتفاع بعلومه و تطول.
__________________________________________________
1حسن بن یوسف بن مطهّر الحلّی معروف به علامه حلی (ولادت 29 رمضان 648 وفات 11 یا 21 محرم 726 هق) فقیه و متکلّم و حکیم، از شاگردان خواجه نصیر و محقّق حلّی و کاتبی و سیّد ابن طاووس و ابن میثم بوده، در ترویج مذهب تشیّع کوشش بسیار کرد و هم اوست که سبب تشیع سلطان محمد الجایتو پادشاه مغولی ایران (مدفون در سلطانیه) شد، در حلّه درگذشت و جنازه اش به نجف حمل و در جوار مرقد حضرت علی (ع) مدفون شد. از تألیفات مهم او که مورد مراجعه علماء است: الفین، ایضاح المقاصد، تبصره المتعلمین، تذکره الفقها، قواعد الاحکام، کشف المراد (شرح تجرید خواجه) و مختلف الشیعه را می توان نام برد
2معروف به محقق اول (602 - 676 ه ق) استاد علامه حلی از فقهای مشهور شیعه است که تألیفاتش مورد نظر علما بوده و غیر از شرایع الاسلام که در حوزه ها تدریس می شود، مختصر النافع (مختصر شرایع) معتبر و معارج او مشهور است.
شفاءالصدور ص : 25
عن السید الحسیب الاصیل و الفقیه المحدث النبیل و النسابة الادیب الجلیل فخار بن معد الموسوی 110نور الله ضریحه و احسن فی ریاض الخلد تسریحه.
عن العالم العامل و المحدث الکامل الفاضل الوجیه و الفقیه النبیه شاذان بن جبرئیل القمی 2حشره الله مع النبی الامی.
عن الشیخ الاجل الاقدم الثقة الفقیه الاکرم، عماد الدین محمّد بن أبی القاسم الطبری 311رفع الله مقامه و زاد فی الخلد اکرامه.
عن الشیخ الامام غرة فضلاء الانام شمس علماء الاسلام قطب رحی الفضایل بدر سماء الافاضل منار الشیعه مدار الشریعة علامة الافاق واحد الازمان معلم الفرق مدرّس العلوم. شیخنا الاقدم أبی علی الحسن بن الشیخ 4المعروف بالمفید الثانی امده الله بالفیض السبحانی.
عن والده الشیخ الامام مدار رحی الایمان، مدی الایام، منقح علوم الاسلام، مشید مبانی الفقه و الأصول و الحدیث و الکلام محرر العقائد، السمعیة مهذب القواعد العقلیة، مرصص ارکان الملة المحمّدیة و مؤسس اصول الطریقة الجعفریة فاتح ابواب التحقیق و ممهد سبل التحصیل و التدقیق محصّل مذهب الشیعة فی الأصول و الفروع و جامع مختلفات الاخبار فی المقرو و المسموع کافل ایتام آل محمد علیهم السلام و الاب الروحانی لکافة العلماء الاعلام، معلم الفضلاء المحققین بل امامهم و مربی الفقهاء المحصلین، بل ملکهم و همامهم امیر جیوش التالیف و التصنیف و الملقی إلی اقلامه ازمة
__________________________________________________
1شمس الدین فخار بن معد بن فخار الموسوی الحایری، مولف کتاب الرد علی الذاهب الی تکفیر ابی طالب که شیخ حر عاملی او را عالمی فاضل و ادیب و محدث توصیف فرموده است
2ابو الفضل شاذان بن جبرئیل ابن اسماعیل القمی، از جمله تألیفاتش کتاب ازاحة العلة فی معرفة القبلة و تحفة المؤلف الناظم و عمدة المکلف الصائم و کتاب الفضائل میباشد
3عماد الدین محمد بن أبی القاسم بن محمد بن علی الطبری الاملی الکجی، فقیهی ثقه و جلیل القدر، از جمله تألیفاتش کتاب الفرج فی الاوقات و المخرج بالبینات و شرح مسائل الذریة و بشارة المصطفی لشیعه المرتضی و کتاب الزهد و التقوی می باشد
4(ابی علی الحسن بن محمد بن حسن بن الشیخ) فرزند شیخ طوسی، مرحوم شیخ حر عاملی درباره او گوید: کان عالما فاضلا، فقیها، محدثا، جلیلا ثقة. دارای تألیفات متعدد از جمله کتاب الامالی و شرح النهایة و المرشد إلی سبیل التعبد می باشد.
شفاءالصدور ص : 26
الدین الحنیف بکتبه استفادت الامامیة إلی یومنا هذا علی کثرة فضلائها و لریاسته اذعنت علی وفور رؤسائها فهو معلمهم الذی لا یعلم و مقدمهم الذی لا یقدّم علیه احدوان تقدّم حتی لقبوه. عن آخرهم بشیخ الطائفه و رئیس المذهب و لیس لاحد غیره کائنا من کان ان یدعی بمثله و یلقب بل غایته التقیید بالاعصار او التخصیص ببعض الامصار اما الاطلاق فهو مالک زمانه و المقتعد فوق غاربه و سنامه إلیه فزع عظماؤها و عنه اخذ علماؤها و احد نوع الانسان و حامل عرش العلم و الایمان و المشار إلیه فی جمیع الفنون بالبنان استاد العالمین فی العالم و شیخ فقهاء بنی آدم خیر الامة و امامها بعد الائمة، شیخنا الاقدم و امامنا الاعظم، ابی جعفر محمّد بن الحسن الطوسی 112قدس الله سره القدوسی و شکر الله فی الاسلام مساعیه الجمیلة، کما نشر علی السنة اهل الایمان مدائحه الجلیلة. انه قدس الله نفسه و طهر رمسه. قال: فی المصباح ما لفظه:
شرح زیارة أبی عبد الله علیه السلام فی یوم عاشورا من قربه او بعدروی محمد بن اسمعیل بن بزیع و عن صالح بن عقبه، عن أبیه، عن أبی جعفر علیه السّلام.
قال:من زار الحسین بن علی علیهما السلام فی یوم عاشورا من المحرم حتی یظل عنده باکیا لقی الله عز و جل و یوم یلقاه بثواب الفی 2حجة 3و الفی 4عمرة و الفی 5غزوة و ثواب کل غزوة و حجة و عمرة کثواب من حج و اعتمر و غزا مع رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و مع الائمة الراشدین صلوات الله علیهم قال قلت
__________________________________________________
1معروف به شیخ طوسی در سال 358 در طوس متولد شد و در 460 ه ق در نجف وفات یافت، یکی از بزرگترین علما شیعه، پس از تحصیل در موطن خود در 408 و از محضر شیخ مفید و پس از او 23 سال از محضر سید مرتضی بهره ها برد پس از 40 سال اقامت در بغداد در سال 448 هنگام ورود طغرل سلجوقی به بغداد و آتش زدن خانه و کتابخانه اش شیخ به نجف منتقل شد و حوزه پر برکت نجف اشرف را تأسیس فرمود نزد فقهای شیعه منظور از شیخ الطائفه و شیخ ایشان میباشد در اهمیت تألیفاتش همین بس که دو کتاب از کتب اربعه حدیثی شیعه یعنی استبصار و تهذیب الاحکام از اوست، از آثار دیگرش: الفهرست، امالی، مبسوط، عدة الأصول، النهایة، هدایة المسترشد، الغیبة، الرجال، الخلاف، تفسیر تبیان و مصباح المتهجد که این زیارت عاشورا از همین کتاب نقل شده است
2در کامل الزیارة (رمز «مل)» در: الفی الف
3حجة بکسر الحاء للمره مع ان قیاسها الفتح علی خلاف القیاس کما صرحوا به فافهم (منه)
4مل» الفی الف
5همان
شفاءالصدور ص : 27
جعلت فداک فما لمن کان فی بعید 1البلاد و اقاصیه و لم یمکنه المصیر إلیه فی ذلک الیوم.
قال إذا کان کذلک برز إلی الصحراء او صعد سطحا مرتفعا فی داره و اوما إلیه بالسلام و اجتهد فی الدعاء علی قاتله 213و صلی من بعد رکعتین و لیکن لیفعل ذلک 3فی صدر النهار قبل ان یزول 4الشمس ثم لیندب الحسین علیه السّلام.
و یبکیه و یامر من فی داره ممّن لا یتقیه بالبکاء علیه علیه السّلام و یقیم فی داره المصیبة باظهار الجزع و لیعز بعضهم بعضا بمصابهم بالحسین علیه السّلام و انا الضامن لهم 5اذا فعلوا ذلک علی الله عز و جل جمیع ذلک 6قلت جعلت فداک أنت الضامن ذلک لهم و الزعیم 7قال انا الضامن 8و انا الزعیم لمن فعل ذلک قلت 9فکیف یعزی بعضنا 10بعضا قال تقولون اعظم الله 11اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السّلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السّلام.
و ان 12استطعت ان لا تنشر یومک فی حاجة فافعل فانه یوم نحس لا تقضی فیه حاجة مؤمن و ان قضیت لم یبارک له فیها و لم یر فیها رشد او لا یدخر احدکم 13لمنزله فیه شیئا فمن ادخر فی ذلک الیوم 14لم یبارک له فیما ادخر 15و لم یبارک له فی اهله
__________________________________________________
1الضمیر للبعید لکن لا اشکال فی نسخ کامل الزیارة فان فیه و اقاصیها و فیه ایضا بعد البلاد فی نسخة منه دام مجدها العالی
2مل»:و اجتهد علی قاتله بالدعاء و صلّی بعده
3و فی نسخة بحذف ممن و علی هذا یکون الفعل حالا عن الموصول (منه)
4مل»: قبل الزوال
5مل»: فانا ضامن لهم
6مل»: هذا الثواب
7مل»: «و الزعیم» را ندارد
8مل»: لهم ذلک
9مل»: قال.
10مل»: بعضهم.
11نسخ المصباح و البحار و غیره مما نقل عنه فیما رایت و کثیر من کتب الدعاء کخلاصه الاذکار و جمال الصالحین و منهاج الفلاح و غیر ذلک من الکتب المعتبرة (اعظم) لصیغة باب الافعال و کان اشتهار (عظم) بصیغة باب التفعیل متابعة لزاد المعاد و هو عن کامل الزیارة، و الاول موافق لاستعمال القران فی قوله تعالی(و یعظم له اجرا)، (طلاق آیه 5)فلعل الولی متابعة لفظة و لفظ المصباح (منه دام مجده).
12مل»: قال و ان.
13مل»: و لا تدخرن لمنزلک شیئا.
14مل»: فانه من.
15مل»: یدّخر.
شفاءالصدور ص : 28
فاذا فعلوا 1ذلک کتب اللّه لهم 2اجر ثواب الف حجة و الف عمرة و الف غزوة 3کلها مع رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و کان لهم 4اجر ثواب 5مصیبة کل نبی و رسول و وصی و صدیق و شهید مات او 6قتل منذ خلق الله الدنیا إلی ان یقوم الساعة.
قال صالح بن عقبه و سیف بن عمیرة قال علقمة بن محمد الحضرمی قلت لابی جعفر علیه السّلام علمنی دعاء ادعو به اذا لم ازره من قرب و أومأت من بعد البلاد و من داری بالتسلیم علیه.
قال فقال لی یا علقمة اذا أنت صلیت الرکعتین بعد ان تومی إلیه بالسلام فقل 7عند الإیماء من بعد التکبیر هذا القول فانک اذا قلت ذلک فقد دعوت بما یدعو به زواره من الملائکة و کتب الله لک 8ماة الف الف درجة 9و کنت کمن 10استشهد مع الحسین علیه السّلام حتی تشارکهم فی درجاتهم ثم لا تعرف الا فی الشهداء الذین استشهدوا معه و کتب لک ثواب زیارة کل نبی و کل رسول 11و زیارة کل من زار الحسین علیه السّلام 12.منذ یوم قتل علیه السّلام و علی اهل بیته تقول:
__________________________________________________
1مل»: فمن فعل
2مل»: له
3مل»:الف الف حجة و الف الف عمرة و الف الف غزوة
4مل»: له
5مل»: ثواب
6قوله علیه السّلام (اجر ثواب) کذا فی النسخ فهو اما بالتنوین و ثواب الف حجة بدل عنه فیکون من قبیل التفصیل بعد الاجمال او بلا تنوین فیکون اضافته بیانیة (منه زید فضله).
قوله علیه السّلام مات او قتل الظاهر رجوع الضمیر إلی الشهید فیکون قرینة علی ارادة الاعم من التحقیقی و التنزیلی و هو من کتب له اجرا الشهید و یمکن علی بعد ارجاع الضمیر إلی الصدیق (منه نور الله قلبه) لا یخفی که ضمیر قتل به شهید (نبیّ و وصی و صدیق) و احتیاج به تنزیلی گرفتن شهادت در آنها نیست چنانکه واضح است با مختصر تأملی، ان الجواد قد یکبو - محشی)
7بعد الإیماء بعد التکبیر، نسخة
8مل»: بها
9مل»:ألف ألف حسنه و محا عنک ألف ألف سیئه و رفع لک ألف ألف درجة.
10مل»: ممن
11مل»: و رسول
12مل»: صلوات الله علیه.
شفاءالصدور ص : 29
متن زیارت عاشورا
السّلام علیک یا ابا عبد اللّه السّلام علیک یا بن رسول اللّه السّلام علیک یابن امیر المؤمنین و ابن سیّد الوصیّین السّلام علیک یا ابن فاطمة الزّهراء سیّدة نساء العالمین السّلام علیک یا ثار اللّه و ابن ثاره و الوتر الموتور السّلام علیک و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیکم منّی جمیعا سلام اللّه ابدا ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار یا ابا عبد اللّه لقد عظمت الرّزیّة و جلّت المصیبة بک علینا و علی جمیع اهل الاسلام و جلّت و عظمت مصیبتک فی السّموات علی جمیع اهل السّموات فلعن اللّه امّة اسّست اساس الظّلم و الجور علیکم اهل البیت 1و لعن اللّه امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم الّتی رتّبکم اللّه فیها و لعن اللّه امّة قتلتکم و لعن اللّه الممهّدین لهم بالتمکین من قتالکم برئت إلی اللّه و إلیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم یا ابا عبد اللّه انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم إلی یوم القیمة و لعن اللّه ال زیاد و ال مروان و لعن اللّه بنی امیّة قاطبة و لعن اللّه بن مرجانة و لعن اللّه عمر بن سعد و لعن اللّه شمرا و لعن اللّه امّة اسرجت و الجمت و تنقّبت و تهّیات لقتالک بابی أنت و امّی لقد عظم مصابی بک فاسئل اللّه الّذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمّد صلّی اللّه علیه و آله اللّهمّ اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السّلام فی الدّنیا و الاخرة یا ابا عبد اللّه انّی اتقرّب إلی اللّه و إلی رسوله و إلی امیر المؤمنین و إلی فاطمة و إلی الحسن و إلیک بموالاتک و بالبراءة ممّن قاتلک و نصب لک الحرب و بالبراءة ممّن اسّس اساس الظّلم و الجور علیکم و أبرأ إلی اللّه و إلی رسوله ممّن اسّس اساس ذلک و بنی علیه بنیانه و جری فی ظلمه و جوره علیکم و علی اشیاعکم برئت إلی اللّه
__________________________________________________
1أهل البیت (بعض نسخ مصباح السید).
شفاءالصدور ص : 30
و إلیکم منهم و اتقرّب إلی اللّه ثمّ إلیکم بموالاتکم و موالاة ولیّکم و بالبراءة من أعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبراءة من اشیاعهم و اتباعهم انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولیّ لمن والاکم و عدوّ لمن عاداکم فاسئل اللّه الّذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی 1البراءة من أعدائکم ان یجعلنی 2معکم فی الدّنیا و الاخرة و ان یثبّت لی عندکم قدم صدق فی الدّنیا و الاخرة و اسئله ان یبلّغنی المقام المحمود الّذی لکم عند اللّه و ان یرزقنی طلب ثاری مع امام مهدیّ 3ظاهر ناطق 4منکم و اسئل اللّه بحقّکم و بالشّان الّذی لکم عنده ان یعطینی بمصابی بکم افضل ما یعطی مصابا بمصیبة مصیبة ما اعظمها و اعظم رزیّتها فی الاسلام و فی جمیع اهل السّموات و الارض اللّهمّ اجعلنی فی مقامی هذا ممّن تناله منک صلوات و رحمة و مغفرة اللّهمّ اجعل محیای محیا محمّد و ال محمّد و مماتی ممات محمّد و ال محمّد اللّهمّ انّ هذا یوم تبرّکت به بنو امیّة و ابن اکلة الاکباد اللّعین بن اللّعین علی لسان 5نبیّک صلّی اللّه علیه و آله فی کلّ موطن و موقف وقف فیه نبیّک صلواتک علیه و آله اللّهمّ العن ابا سفیان و معویة بن أبی سفیان و یزید بن معویة علیهم منک اللّعنة ابد الابدین و هذا یوم فرحت 6به ال زیاد و ال مروان بقتلهم الحسین صلوات اللّه علیه اللّهمّ ضاعف علیهم اللّعن منک و العذاب 7اللّهمّ انّی اتقرّب إلیک فی هذا الیوم و فی موقفی هذا و ایّام حیوتی بالبراءة منهم و اللّعنة علیهم و بالموالاة لنبیّک و ال نبیّک علیهم السّلام.
ثمّ تقول:
اللّهمّ العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و ال محمّد و اخر تابع له علی ذلک اللّهمّ
__________________________________________________
1ان یرزقنی کذا فیه ایضا
2و ان یجعلنی کذا فیه ایضا
3هدی نسخه بدل
4بالحق کذا فیه نسخ مصباح السیده ره
5لسانک و لسان بنبیک کذا فی بعض نسخ مصباح الشیخ و السید و الکفعمی قدس سره
6فرح من مصباح السید
7الالیم نسخة.
شفاءالصدور ص : 31
العن العصابة الّتی 1جاهدت الحسین علیه السّلام و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللّهمّ العنهم جمیعا.
تقول ذلک مائة مرة ثم تقول:
السّلام علیک یا ابا عبد اللّه و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام اللّه ابدا ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار و لا جعله اللّه اخر العهد منّی لزیارتک 2السّلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین 3و علی اصحاب الحسین تقول ذلک مائة مرة ثمّ تقول:
اللّهمّ خصّ أنت اوّل ظالم باللّعن منّی و ابدا به اوّلا ثمّ الثّانی ثمّ الثّالث ثمّ الرّابع اللّهمّ العن یزید بن معویة خامسا و العن عبید اللّه بن زیاد و ابن مرجانة و عمر بن سعد و شمرا و ال أبی سفیان و ال زیاد و ال مروان إلی یوم القیمة.
ثم تسجد و تقول:
اللّهمّ لک الحمد حمد الشّاکرین لک علی مصابهم 4الحمد للّه علی عظیم رزیّتی اللّهمّ ارزقنی شفاعة الحسین علیه السّلام یوم الورود و ثبّت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین، الّذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السّلام.
قال علقمة قال أبو جعفر علیه السّلام ان استطعت ان تزوره فی کل یوم بهذه الزیارة فافعل فلک ثواب جمیع ذلک.
قال الشیخ رضی اللّه عنه و روی محمد بن خالد الطیالسی عن سیف بن عمیره قال خرجت مع صفوان ابن مهران الجمال و جماعة من اصحابنا إلی الغری بعد ما خرج أبو عبد اللّه علیه السّلام فسرنا من الحیرة 5الی المدینة فلما فرغنا من
__________________________________________________
1الذین کذا عن خط ابن ادریس و ابن السکونی (منه)
2لزیارتکم مصباح السید ره
3لیس علی أولاد الحسین فی نسخة مصباح السید و فی بعض النسخ المصححة من مصباح الشیخ
4علی مصابهم الحمد للّه علی مصابهم ح س (ح) رمز مصباح است و (س) اشاره به سید
5قال فی اخبار الدول: الحیره بکسر الحاء اربعة مواضع:
شفاءالصدور ص : 32
الزیارة صرف صفوان وجهه إلی ناحیّة أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال لنا تزورون الحسین علیه السّلام من هذا المکان من عند رأس امیر المؤمنین علیه السّلام من هیهنا و أومی 1الیه أبو عبد اللّه علیه السّلام و انا معه قال فدعا صفوان بالزیارة التی رواها علقمة بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر علیه السّلام فی یوم عاشورا ثم صلّی رکعتین عند راس امیر المؤمنین علیه السّلام ودع فی دبرها امیر المؤمنین علیه و اومأ إلی الحسین بالسلام منصرفا بوجهه نحوه و ودع فی دبرها 2و کان فیما دعاه فی دبرها
زیارت علقمه
یا اللّه یا اللّه یا اللّه یا مجیب دعوة المضطرّین یا کاشف کرب المکروبین یا غیاث المستغیثین و یا صریخ المستصرخین و یا من هو اقرب إلیّ من حبل الورید و یا من یحول بین المرء و قلبه و یا من هو بالمنظر الاعلی و بالافق المبین و یا من هو الرّحمن الرّحیم علی العرش استوی و یا من یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصّدور و یا من لا تخفی علیه خافیة و یا من لا تشتبه علیه الاصوات و یا من لا تغلّطه الحاجات و یا من لا یبرمه الحاح الملحّین یا مدرک کلّ فوت و یا جامع کلّ شمل و یا بارئ النّفوس بعد
__________________________________________________
الاول: مدینة کانت بارض الکوفة علی ساحل البحر، فان بحر فارس فی قدیم الزمان کان ممتدا إلی ارض الکوفة و الان لا اثر للمدینة و لا للبحر، و مکان المدینة دجلة و کانت المدینة عمرت فی زمان عمرو بن عدی فأقامت عامرة خمسمأة سنة.
و قیل بنیت فی زمن بخت نصر ینسب إلیه النعمان بن امری القیس صاحب الحیرة من ملوک بنی لحم، بنی بالحیرة قصرا یقال له الخورنق فی ستین سنة، ما بنی أحد من الملوک مثله، ینسب إلیها کعب بن عدی الحمیری، ثم ذکر المواضع الثلاثة الباقیة و لا حاجه إلی ذکرها (منه دام مجده)
1قوله (و أومی إلیه... ابو محمد عبد اللّه) من کلام صفوان و المراد بابی عبد اللّه، الصادق علیه السّلام، فکانه استدل بفعله علیه السّلام علی ما ادعاه و طراه منقولا علی التفصیل الذی ذکره رضی اللّه عنه (منه زید فضله)
2الظاهر رجوع الضمیر إلی الزیارة ایضا و یمکن علی بعد رجوعه إلی الإشارة المفهومة من سوق الکلام (منه دام مجده).
شفاءالصدور ص : 33
الموت یا من هو کلّ یوم فی شان یا قاضی الحاجات یا منفّس الکربات یا معطی السّئولات یا ولیّ الرّغبات یا کافی المهمّات یا من یکفی من کلّ شی ء و لا یکفی منه شی ء فی السّموات و الارض اسئلک بحقّ محمّد و علیّ و بحقّ فاطمة بنت نبیّک و بحقّ الحسن و الحسین فانّی بهم اتوجّه إلیک فی مقامی هذا و بهم اتوسّل و بهم اتشفّع إلیک و بحقّهم اسئلک و اقسم و اعزم علیک و بالشّأن الّذی لهم عندک و بالقدر الّذی لهم عندک و بالّذی فضّلتهم علی العالمین و باسمک الّذی جعلته عندهم و به خصصتهم دون العالمین و به ابنتهم و ابنت فضلهم من فضل العالمین حتّی فاق فضلهم فضل العالمین ان تصلّی علی محمّد و ال محمّد و ان تکشف عنّی غمّی و همّی و کربی و تکفینی المهمّ من اموری و تقضی عنّی دینی و تجبرنی من الفقر و تجیرنی من الفاقة و تغنینی عن المسئلة إلی المخلوقین 1و تکفینی همّ من اخاف همّه و عسر من اخاف عسره و حزونة من اخاف 2حزونته و شرّ من اخاف شرّه و مکر من اخاف مکره من بغی من اخاف بغیه و جور من اخاف جوره و سلطان من اخاف سلطانه و کید من اخاف کیده و مقدرة من اخاف بلاء مقدرته 3علیّ و تردّ عنّی کید الکیدة و مکر المکرة اللّهمّ من ارادنی فارده و من کادنی فکده و اصرف عنّی کیده و مکره و باسه و امانیّة و امنعه عنّی کیف شئت و انّی شئت.
اللّهمّ اشغله عنّی بفقر لا تجبره و ببلاء لا تستره و بفاقة لا تسدّها و بسقم لا تعافیه و ذلّ لا تعزّه و بمسکنة لا تجبرها.
اللّهمّ اضرب بالذّل نصب عینیه 4و ادخل علیه الفقر فی منزله و العلّة و السّقم فی بدنه حتّی تشغله عنّی بشغل شاغل لا فراغ له و انسه ذکری کما انسیته ذکرک و خذ
__________________________________________________
1للمخلوقین (ح س)
2و حزن من اخاف حزنه (ح س). حزنه (ح س)
3اخاف مقدرته (ح س)
4بین عینیه (ح س).
شفاءالصدور ص : 34
عنّی 1بسمعه و بصره و لسانه و یده و رجله و قلبه و جمیع جوارحه و ادخل علیه فی جمیع ذلک السّقم و لا تشفه حتّی تجعل ذلک له شغلا شاغلا به عنّی و عن ذکری و اکفنی یا کافی ما لا یکفی سواک فانّک الکافی لا کافی سواک و مفرّج 2لا مفرّج سواک و مغیث 3لا مغیث سواک و جار لا جار سواک خاب من کان رجاؤه سواک و مغیثه سواک و مفزعه إلی سواک و مهربه و ملجاه إلی غیرک و منجاه من مخلوق غیرک فانت ثقتی و رجائی و مفزغی و مهربی و ملجای و منجای فبک استفتح و بک استنجح و بمحمّد و ال محمّد اتوجّه إلیک و اتوسل و اتشّفع فاسئلک یا اللّه یا اللّه یا اللّه بحقّ محمّد و ال محمّد ان تصلّی علی محمّد و ال محمّد و ان تکشف عنّی غمّی و همّی و کربی فی مقامی هذا کما کشفت عن نبیّک همّه و غمّه و کربه و کفیته هول عدوّه فاکشف عنّی کما کشفت عنه و فرّج عنّی کما فرّجت عنه و اکفنی کما 4کفیته و اصرف عنّی هول ما اخاف هوله و مؤنة ما اخاف مؤنته و همّ ما اخاف همّه بلا مؤنة علی نفسی من ذلک و اصرفنی بقضاء حوائجی و کفایة ما اهمّنی همّه من امر اخرتی و دنیای یا امیر المؤمنین و یا ابا عبد اللّه علیکما منّی سلام اللّه ابدا ما 5بقیت و بقی اللّیل و النّهار و لا جعله اللّه اخر العهد من زیارتکما و لا فرّق اللّه بینی و بینکما اللّهمّ احینی حیاة محمّد و ذرّیته و امتنی مماتهم و توفّنی علی ملّتهم و احشرنی فی زمرتهم و لا تفرّق بینی و بینهم طرفة عین ابدا فی الدّنیا و الاخرة یا امیر المؤمنین و یا ابا عبد اللّه اتیتکما زائرا و متوسّلا إلی اللّه ربّی و ربّکما و متوجّها إلیه إلی اللّه فی حاجتی هذه فاشفعالی فانّ لکما عند اللّه المقام المحمود و الجاه الوجیه و المنزل الرّفیع و الوسیلة انّی انقلب عنکما منتظرا لتنجّز الحاجة و قضائها و نجاحها من اللّه بشفاعتکما لی إلی اللّه فی ذلک فلا اخیب و لا یکون منقلبی منقلبا خائبا خاسرا بل
__________________________________________________
1اللهم خذ (ح س)
2و المفرج (ح س)
3و المغیث (ح س)
4ماقد (ح س)
5بقیت و (ح س).
شفاءالصدور ص : 35
یکون منقلبی منقلبا راجحا مفلحا منجحا مستجابا لی بقضاء جمیع حوائجی 1و تشفعا لی إلی اللّه انقلب علی ما شاء اللّه و 2لا حول و لا قوّة الا باللّه مفوّضا امری الی اللّه ملجأ ظهری إلی اللّه و متوکّلا علی اللّه و اقول: حسبی اللّه و کفی سمع اللّه لمن دعا لیس لی وراء اللّه و ورائکم یا سادتی منتهی ما شاء ربّی کان و ما لم یشاء لم یکن و لا حول و لا قوّة الا باللّه استودعکما اللّه و لا جعله اللّه اخر العهد منّی إلیکما انصرفت یا سیّدی یا امیر المؤمنین و یا مولای أنت یا ابا عبد اللّه یا سیّدی و سلامی علیکما متّصل ما اتّصل اللّیل و النّهار واصل ذلک إلیکما غیر محجوب عنکما سلامی إن شاء اللّه و اسئله بحقّکما ان یشاء ذلک و یفعل فانّه حمید مجید انقلبت یا سیّدی عنکما تائبا حامدا للّه تعالی شاکرا راجیا للاجابة 3غیر ایس و لا قانط آئبا عائدا راجعا الی زیارتکما غیر راغب عنکما و لا عن زیارتکما بل راجع عائد إن شاء اللّه و لا حول و لا قوّة الا باللّه یا سادتی رغبت إلیکما و إلی زیارتکما بعد ان زهد فیکما و فی زیارتکما اهل الدّنیا فلا خیّبنی اللّه مما رجوت و ما املّت فی زیارتکما انّه قریب مجیب.
قال سیف بن عمیره فسئلت صفوان فقلت له انّ علقمة بن محمد لم یأتنا بهذا عن أبی جعفر علیه السّلام انما اتانا بدعاء الزیارةفقال صفوان وردت مع سیدی أبی عبد اللّه علیه السّلام إلی هذا المکان ففعل مثل الذی فعلناه فی زیارتنا و دعا بهذا الدعاء عند الوداع بعد ان صلی کما صلینا و ودع کما و دعنا.
ثم قال لی صفوان قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام. تعاهد 4هذه الزیارة و ادع بهذا
__________________________________________________
1الحوائج (ح س)
2لیس کلمة الواو فی (ح س)
3الاجابة (ح س)
4فی القاموس تعهده و تعاهده و اعتهده: تفقده و وروده فی هذا الحدیث دلیل فصاحته و ما قیل من ان تعهد افصح لان التفاعل لا یکون الا بین اثنین ان ثم صار غلطا و لا اساس له بالأفصحیة.
لکن هذا الاستعمال کاستعماله فی خبر تعاهدا النعل فی المسجد حجة علیه و منه یظهر ما فی کلام الروضة فی ذلک المبحث علی ما فیه من الحرارة التی لا یخفی فراجع، منه دام مجده.
شفاءالصدور ص : 36
الدعاء و زر به فانی ضامن علی اللّه تعالی لکل من زار بهذه الزیارة و دعا بهذا الدعاء من قرب او بعد انّ زیارته مقبولة و سعیه مشکور و سلامه و اصل غیر محجوب و حاجته مقضیة من اللّه بالغا 1ما بلغت و لا یخیبنه.
یا صفوان وجدت هذه الزیارة مضمونة بهذا الضمان عن أبی و أبی عن أبیه علی بن الحسین مضمونا بهذا الضمان عن الحسین و الحسین عن اخیه الحسن مضمونا بهذا الضمان و الحسن عن أبیه امیر المؤمنین مضمونا بهذا الضمان و امیر المؤمنین عن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله مضمونا بهذا الضمان و رسول اللّه عن جبرئیل مضمونا بهذا الضمان و جبرئیل عن اللّه عز و جل مضمونا بهذا الضمان و قد إلی اللّه عز و جل من زار الحسین بهذه الزیاره، من قرب او بعد و دعا بهذا الدعاء، قبلت منه زیارته و شفعته فی مسئلته بالغا ما بلغت و اعطیته سئوله ثم لا ینقلب عنی خائبا و اقلبه مسرورا قریرا عینه بقضاء حاجته و الفوز بالجنة و العتق من النار و شفعته فی کل من شفع خلا ناصب لنا اهل البیت و إلی اللّه علی نفسه و اشهدنا بما شهد 2ملائکة ملکوته علی ذلک.
ثم قال جبرئیل یا رسول اللّه ارسلنی اللّه إلیک سرور او بشری لک و سرور او بشری لعلیّ و فاطمة و الحسن و الحسین و إلی الائمة من ولدک إلی یوم القیمة فدام یا محمد سرورک و سرور علی و فاطمة و الحسن و الحسین و الائمة و شیعتکم إلی یوم البعث.
ثم قال لی صفوان قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام یا صفوان اذا حدث لک إلی اللّه حاجة فزر بهذه الزیارة من حیث کنت و ادع بهذا الدعاء و سل ربک حاجتک تاتک من اللّه و اللّه غیر مخلف وعده رسوله صلّی اللّه علیه و آله بمنه والحمد للّه رب العالمین.
محصل. ترجمه این حدیث شریف آن که:
به سند مذکور از شیخ طایفه (قدس اللّه سره)، که شطری از محامد جلیله او باندازه وسع بیان این الکن شنیدی روایت کردیم و آن جناب از محمد بن اسمعیل بن بزیع و او از صالح بن عقبه و او از پدر خود عقبة بن قیس بن سمعان و او از باقر علوم النبیین
__________________________________________________
1بالغا کذا فی المصباح و البحار عنه فان کانت النسخة کذلک فلعل البالغ حال عن الزائر ای بالغا بحاجتة ما بلغت و کذا فیما سیاتی و اللّه اعلم (منه زید فضله)
2قوله علیه السّلام بما شهدای بوجه شهد، او ما مصدریة ای بشهادة ملائکة و علی بعد یجوز کون الباء به معنی علی مع امکان غلط النسخة فیکون الصواب حینئذ کما اشهد و اعلی، و اللّه اعلم (منه دام مجده العالی).
شفاءالصدور ص : 37
حضرت أبو جعفر علیه السّلام که فرمود: هر که زیارت کند حسین را در روز دهم محرم، تا آن که نزد قبر او گریان شود، ملاقات کند خدای عز و جل را روز لقای خدای تعالی، با ثواب دو هزار حجه و دو هزار عمره و دو هزار غزوه و ثواب هر غزوه و حجه و عمره مانند ثواب آن است که حج و غزا و عمره در خدمت رسول خدای صلّی اللّه علیه و آله و ائمه راشدین کرده باشد.
عقبه گوید گفتم: فدایت شوم چه ثواب دارد کسی که در اقاصی بلاد بعیده باشد و متمکن نشود از رفتن بجانب قبر او آن روز را.
فرمود: چون چنین باشد، بیرون آید، به صحرائی یا بالا رود، بر بام بلندی در خانه خویش و اشاره کند به جانب قبر او، به سلام و اجتهاد و مبالغه نماید در نفرین بر کشنده او از آن پس دو رکعت نماز گذارد.
و بایستی این کار در اول روز باشد قبل از آن که آفتاب به زوال رسد آنگاه ندبه کند حسین علیه السّلام را و بگرید و بفرماید تا اهل خانه او از آنان که تقیه ندارد و بگرید بر حسین علیه السّلام و بر پای کند در خانه خود مصیبت را به اظهار جزع در آن روز و بایستی تعزیت دهند، برخی از ایشان برخی را مصیبت زدگی ایشان، بواسطه حسین علیه السّلام.
و من ضامنم برای ایشان آنگاه که چنین کنند بر خدای عز و جل تمام این ثوابرا گفتم فدای تو شوم تو ضامنی برای ایشان و کفیلی فرمود من ضامنم و من کفیلم برای هر که چنین کند، گفتم چگونه تعزیت دهند بعضی ما بعضی را فرمود می گویند:
اعظم اللّه اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السّلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیّه الامام المهدی من ال محمد علیهم السّلام.
یعنی: بزرگ فرماید خداوند اجرهای ما را به مصیبت زدگی بالحسین علیه السّلام و قرار دهد ما و شما را خواهندگان خون او با ولیّ دم او امام مهدی از آل محمد.
و اگر بتوانی که بیرون نیائی از خانه آن روز را چنان که همانا او روز شومی است که بر آورده نشود در و حاجت مؤمنی و اگر بر آورده شود برکت برای او، در او نیست و رشدی در او نه بیند و بایستی که ذخیره نکند کسی از شماها برای منزل خود، در آن روز چیزی. چه اگر کسی در آن روز ذخیره کند برکت نباشد او را در ذخیره خود و مبارک نشوند بر او اهل او.
شفاءالصدور ص : 38
چون چنین کنند خدا بنویسد برای ایشان ثواب هزار حجّ و هزار عمره و هزار غزوه که همه آنها با رسول خدای باشد و مر ایشان را است ثواب مصیبت هر نبی و رسولی و صدیقی و شهیدی که مرده باشد یا کشته شود از آن روز که خدا دنیا را آفریده تا آن وقت که قیامت بپای شود.
صالح بن عقبه و سیف بن عمیره گفتند که علقمة بن محمد الحضرمی گفت بحضرت باقر علیه السّلام گفتم تعلیم کن مرا دعائی که من به او دعا کنم چون از نزدیک او را زیارت کنم 1و بخواهم ایما کنم از شهرهای دور بسوی او از خانه خود به سلام بر او.
علقمة گفت امام فرمود: ای علقمة چون نماز کنی بعد از این که اشاره کنی بجانب او به سلام بگوی وقت ایما کردن بعد از این که تکبیر بگوئی این قول را، یعنی زیارت آتیه را که اگر بگوئی او را دعا کرده به آنچه دعا کنند با وزیران حسین از ملائکه و بنویسد خدای برای تو هزار هزار درجه و ماننده آنان شوی که با حسین علیه السّلام بدرجه شهادت رسیدند تا این که شریک شوی ایشان را در درجاتشان آنگاه شناخته نشوی الا در شهدائی که با او شهید شدند و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر نبی و هر رسول و زیارت هر که زیارت کرده حسین علیه السّلام را از آن روز که کشته شده سلام اللّه علیه و علی اهل بیته.
بعد از این عبارت زیارت و لعن و سلام و دعا و دعای سجده بالتمام مذکور است به وجهی که نوشتیم و تدریجا در اثنای باب ثانی نیز مذکور می شود.
علقمة گوید که حضرت باقر علیه السّلام فرمود اگر بتوانی زیارت کنی حسین علیه السّلام را هر روزه به این زیارت چنان کن که تو راست جمیع این ثوابها.
و روایت کرده محمد بن خالد الطیالسی از سیف بن عمیره که من با صفوان بن مهران جمال و جماعتی از اصحاب ما رفتیم به نجف بعد از خروج حضرت صادق علیه السّلام از حیره بجانب مدینه چون ما از زیارت فارغ شدیم صفوان روی خود را بجانب قبر سید الشهداء علیه السّلام کرد و با ما گفت حسین علیه السّلام را از این مکان زیارت کنید از
__________________________________________________
1این عبارت ترجمه (لم ازره من قرب) است و باید (زیارت نکنم) باشد نه (زیارت کنم) که با جمله بعدی هم متناسب باشد و احتمالا غلط از ناحیه ناسخ بوده و عبارت بحار این چنین است: علمنی دعاء ادعوا به فی ذلک الیوم اذا انا زرته من قریب و دعاء ادعوا به اذا لم ازره من قریب و او مات إلیه من بعد البلاد و من داری (بحار ج 98 ص 291).
شفاءالصدور ص : 39
نزدیک سر مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام از این جا که صادق آل محمد علیهم السلام نیز چنین کرد و گاهی که من در خدمتش بودم.
سیف گوید پس بخواند صفوان زیارتی که علقمة بن محمد از باقر علوم النّبیین علیه السّلام روایت کرده بود در روز عاشورا آنگاه دو رکعت نماز کرد نزد سر امیر المؤمنین علیه السّلام و وداع گفت از پی او امیر المؤمنین را و اشاره کرد بجانب قبر حسین روی به او آورده و وداع کرد بعد از زیارت او را و از جمله دعاهای او این بود.
یا اللّه یا اللّه تا آخر دعای مذکور مشهور به دعای علقمة که سابقا مذکور شد و در خاتمه باب ثانی با ترجمه و بیان مجددا یاد شود.
سیف بن عمیره گوید از صفوان سوال کردم و گفتم علقمة بن محمد این دعا را برای ما از حضرت باقر روایت نکرد بلکه همان زیارت را حدیث کرد صفوان گفت که من وارد شدم با سید خودم صادق آل محمد علیهم السّلام باینمکان پس چنان کرد که ما کردیم در زیارت خودمان و دعا کرد به این دعا هنگام وداع بعد از این که دو رکعت نماز گذاشت، چنانچه ما نماز گذاشتیم و وداع کرد، چنانچه ما وداع کردیم. بعد از آن صفوان گفت که حضرت صادق بمن فرمود که مواظب باش این زیارت را و بخوان او را که من ضمانت دارم بر خدای تعالی برای هر که زیارت کند، به این زیارت و دعا کند، به این دعا. از قریب یا بعید این که زیارتش مقبول شود و سعیش مشکور و سلامش ب آنحضرت واصل شود و محجوب نماند و حاجت او قضا شود، هر چه قدر بزرگ و عظیم باشد و او را خائب ننماید.
ای صفوان این زیارت را با این ضمان از پدرم شنیدم و پدرم از پدرش علی بن الحسین علیهما السّلام شنیده با همین ضمان و علی بن الحسین علیهما السّلام از حسین علیه السّلام با همین ضمان و حسین (ع) از برادرش حسن علیه السّلام با همین ضمان و حسن از پدرش امیر المؤمنین علیه السّلام با همین ضمان و امیر المؤمنین از رسول خدای صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با همین ضمان و رسول خدای از جبرییل علیه السّلام با همین ضمان و جبرییل از خدای عز و جل با همین ضمان. و بتحقیق که خدای عز و جل سوگند یاد کرده که هر که زیارت کند حسین را به این زیارت از نزدیکی یا دوری و دعا کند، به این دعا، قبول کنم از او زیارتش را و براورم حاجتش را، هر چه باشد. و بدهم مسئلتش را. آنگاه باز نگردد از حضرت من با خیبت و خسار و بازش گردانم
شفاءالصدور ص : 40
مسرور و قریر العین، ببر آوردن حاجت و فوز بخت و آزادی از دوزخ. و قبول کنم شفاعت او را در حق هر کس که شفاعت کند جز دشمن ما اهلبیت و قسم یاد کرده خدای تعالی بر ذات مقدس خود و گواه گرفته ما را بنحوی که شهادت داده اند ملائکه ملکوت بر این. آنگاه جبرییل گفت: یا رسول اللّه فرستاده مرا خدای بسوی تو بجهت سرور و بشارت تو و سرور و بشارت علی و فاطمه و حسن و حسین و بسوی امامان از اولاد تو تا روز قیامت. پس مستمر و پاینده باد مسرت تو و مسرت علی و فاطمه و حسن و حسین و شیعت شما تا روز رستخیز.
آنگاه صفوان با من گفت که صادق آل محمد علیه السّلام با من گفت: ای صفوان هر گاه تورا حاجتی برسد بسوی خدا زیارت کن به این زیارت هر جا که باشی و دعا کن باین دعا و سوال کن از پروردگار خود حاجتت را، که برآورده شود از خدای. و خدا خلاف نخواهد کرد وعده که برسول خود صلّی اللّه علیه و آله داده بجود و امتنان خویش والحمد للّه ربّ العالمین.تا این جا بود روایت شیخ قدس اللّه رمسه.
امّا روایت کامل الزّیارة بهمین سند از شیخ طایفه از شیخ اجلّ اعظم و استاد من تأخّر و تقدّم زعیم الشیعة و مقیم الشریعة و من لا یقوم العبارة بواجب ثنائه و لا یحوم القلم حول حومة بیانه و ادائه مع ان جمیع فضائل الشیعة راجعة إلیه و رقاب علمائهم عن اخرهم خاضعة لدیه لانه رحاهم التی دینهم علیها یدور و إلیه تجلب من العلم و النظر اعشار الجزور المعبر عنه فی التوقیع الوقیع باللقب الرفیع الذی یخضع عنده الرّفیع (و هو الاخ السّدید و الولّی الرشید و الشّیخ المفید و الناصر للحق و الداعی إلیه بکلمة الصّدق و ملهم الحق و دلیله) - و فیه غنی عن بسط الکلام و تطویله فان مدح الامام امام کلّ مدح و من تصدّی للقول بعده فقد تعرض للقدح - ابی عبد اللّه محمّد بن محمّد بن النعمان 1
__________________________________________________
1ابو عبد اللّه محمد بن نعمان المفید معروف به ابن المعلم در 11 ذی القعده 336 در عکبرا نزدیک بغداد متولد شد استاد شیخ طوسی است که شیخ درباره او تعریف بلیغی که از جمله فرمود: (کان فقیها، متقدما، فیحسن الخاطر، دقیق الفطنه، حاضر الجواب) پس از آن گوید: (نزدیک دویست کتاب کوچک و بزرگ تصنیف کرده، و روزی عظیم تر از روز وفات او دیده نشده از کثرت جمعیت نمازگذار بر او و کثرت گریه کنندگان از مخالف و موافق معروف است که توقیعاتی از ناحیه امام عصر (عج) درباره او صادر شده که مولف محترم به بعضی از
شفاءالصدور ص : 41
رضی اللّه عنه و ارضاه که حامل علم ائمه علیهم السّلام است در امّت محمّدیّه و ناشر و مؤسس طریقه قویمه جعفریه است در شیعه امامیّه.
از شیخ اجلّ اقدم و ثقه اعظم اکرم استاد المفید و حسبه به من تجلیل و تمجید و کلّما یوصف به الناس من فقه و ثقة و جمیل فهو فوقه کما شهد له به النّجاشی و العلامة ادام اللّه اکرامهما و اکرامه أبی القاسم جعفر بن محمّد بن قولویه القمّی 1رضی اللّه عنه و ارضاه و احله من فردوس الجنان اعلاه روایت می کنم.
و با روایت مصباح اختلاف یسیری دارد که تنبیه بر وجوه فرق باید گذاشت. چه نقل جمیع خبر موجب تطویل و تکرار بی فایده است. اگر چه اشاره به اختلاف نسخة در بعض مواضع در حاشیه کرده ام ولی مقصود در این مقام امور مهمه است و او در اموری است.
یکی این که صورت سند او چنین است:
حکیم بن داود بن حکیم و غیره عن محمّد بن موسی الهمدانی عن محمد بن خالد الطیالسی عن سیف بن عمیره و صالح بن عقبه معا عن علقمة بن محمّد الحضرمی.
و محمد بن اسمعیل عن صالح بن عقبه عن مالک الجهنی عن أبی جعفر الباقر
__________________________________________________
جملات آن در همین کتاب اشاره فرموده است ابن شهرآشوب معتقد است که لقب مفید را حضرتش به او عنایت فرموده اند مباحثات و مناظرات ایشان با مخالفین و درماندگی آنان در جواب معروف است نجاشی یکصد و هفتاد کتاب و رساله از دویست رساله ای که مرحوم شیخ طوسی به آن اشاره فرموده نام میبرد که معروفترین آنان: المقنعة فی الفقه، الارکان فی دعائم الدین اوائل المقالات العیون و المحاسن، اصول الفقه، الکلام فی الوجوه اعجاز القرآن، الایضاح است در شب جمعه سوم ماه مبارک رمضان سال 413 ه ق وفات فرموده اند و مرحوم سید مرتضی بر جنازه اش نماز خواند و چند سال در خانه اش مدفون بود و سپس به مقابر قریش انتقال داده شد و در جوار قبر مطهر امام جواد به خاک سپرده شد
1ابو القاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه القمی که به قول شیخ طوسی ره بتعداد ابواب فقه تألیفات دارد که نام 23 کتاب از آنها را آورده و گفته پدرش ملقب به مسلمه از نیکان اصحاب سعد بود و درباره خود او هم گفته که: (انّه من ثقات اصحابنا و اجلائهم فی الحدیث و الفقه، و شیخ مفید ره نیز چنانکه مؤلف محترم اشاره فرموده درباره اش چنین گوید: آنچه مردم در توصیف او از فهم و ثقه بودن و نیکی گفته اند بالاتر از آن است، و هم چنین نجاشی در ترجمه یونس بن عبد الرحمن گوید که: شیخ مفید ره ابن قولویه را به شیخ صدوق توصیف فرموده است در سال 368 ه ق وفات کرد.
شفاءالصدور ص : 42
علیه السّلام.
دیگر این که فقره:«الفی حجة و الفی عمره و الفی غزوه»
در عبارت او «الفی الف» است و بر این قیاس در فقره ذیل که «الف حجة» است در نسخة او «الف الف» است.
امر سوم آن که در حکایت عبارت علقمة چنین می گوید: قال صالح بن عقبة الجهنی و سیف بن عمیره قال علقمة بن محمد الحضرمی فقلت لابی جعفر علیه السّلام علمنی دعاء ادعو به فی ذلک الیوم إذا أنا زرته من قریب و دعاء ادعو به اذا لم ازره عن قریب و او مات إلیه و من بعد البلاد من سطح داری قال فقال یا علقمة اذا أنت صلیت الرکعتین بعد ان تومی إلیه بالسلام و قلت عند الإیماء إلیه من بعد الرکعتین هذا القول فانک اذا قلت ذلک فقد دعوت بما یدعو به من زاره من الملائکة و کتب لک بها ألف ألف حسنة و محا عنک ألف ألف سیئه و رفع لک مائة ألف ألف درجة إلی آخر الحدیث.
بعد از آن عبارت زیارت را نقل کرده و در مواقعی الفاظ زیارت مختلف است با لفظ مصباح و ما عین عبارت او را در این مقام ایراد می کنیم:
السّلام علیک یا ابا عبد اللّه السّلام علیک یا ابن رسول اللّه السّلام علیک یا خیرة اللّه و ابن الخیرة السّلام علیک یا ابن امیر المؤمنین و ابن سیّد الوصیّین السّلام علیک یا بن فاطمة الزّهراء سیّدة نساء العالمین السّلام علیک یا ثار اللّه و ابن ثاره و الوتر الموتور السّلام علیک و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیکم منّا 1جمیعا (السّلام علیکم) 2سلام اللّه ابدا ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار یا ابا عبد اللّه لقد عظمت الرّزیّة و جلّت المصیبة بک علینا و علی جمیع اهل السّموات فلعن اللّه امّة اسّست اساس الظّلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن اللّه امّة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم الّتی رتّبکم اللّه فیها و لعن اللّه امّة قتلتکم و لعن اللّه الممهّدین لهم بالتّمکین من قتالکم یا ابا عبد اللّه انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم إلی یوم القیمة فلعن اللّه ال زیاد و ال مروان و لعن اللّه بنی امیّة قاطبة و لعن اللّه ابن مرجانة و لعن اللّه عمر بن سعد و لعن اللّه شمرا و لعن اللّه امّة اسرجت و الجمت و تنقّبت و تهیّات
__________________________________________________
1امنّی (خ ل)
2(خ ل)
شفاءالصدور ص : 43
لقتالک یا ابا عبد اللّه بابی أنت و امّی لقد عظم مصابی بک فاسئل اللّه الّذی اکرم مقامک ان یکرمنی بک و یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من ال محمّد صلّی اللّه علیه و آله اللّهمّ اجعلنی وجیها بالحسین عندک فی الدّنیا و الاخرة یا سیّدی یا ابا عبد اللّه انّی اتقرّب إلی اللّه و إلی رسوله و إلی امیر المؤمنین و إلی فاطمة و إلی الحسن و إلیک بموالاتک یا ابا عبد اللّه و بالبراءة ممّن قاتلک و نصب لک الحرب و من جمیع أعدائک 1و بالبراءة ممّن اسّس الجور و بنی علیه بنیانه و اجری ظلمه و جوره علیکم و علی اشیاعکم برئت إلی اللّه و إلیکم منهم و اتقرّب إلی اللّه ثمّ إلیکم بموالاتکم و موالات ولیّکم و البراءة من أعدائکم و النّاصبین لکم الحرب و البراءة من اشیاعهم و اتباعهم انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم موال 2لمن والاکم معاد 3لمن عاداکم فاسئل اللّه الّذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البراءة من أعدائکم ان یجعلنی معکم فی الدّنیا و الاخرة و اسئله ان یبلّغنی المقام المحمود لکم عند اللّه و ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام مهدیّ ناطق لکم و اسئل اللّه بحقّکم و بالشّان الّذی لکم عنده ان یعطینی بمصابی بکم افضل ما اعطی مصابا بمصیبة. اقول: انّا للّه و انّا إلیه راجعون یا لها من مصیبة ما اعظمها و اعظم رزیّتها فی الاسلام و فی جمیع السّموات و الارضین.
اللّهمّ اجعلنی فی مقامی هذا ممّن تناله منک صلوات و رحمة و مغفرة اللّهمّ اجعل محیای محیا محمّد و آل محمّد و مماتی ممات محمّد و ال محمّد اللّهمّ انّ هذا یوم تنزل فیه اللّعنة علی آل زیاد و ال امیّة و ابن اکلة الاکباد اللّعین بن اللّعین علی لسان نبیّک فی کلّ موطن و موقف وقف فیه نبیّک صلّی اللّه علیه و آله و علی یزید بن معویّة اللّعنة ابد الابدین اللّهمّ فضاعف علیهم اللّعنة ابدا لقتلهم الحسین علیه السّلام
__________________________________________________
1أعدائکم (خ ل)
2ولی (خ ل)
3عدو (خ ل).
شفاءالصدور ص : 44
اللّهمّ انّی اتقرّب إلیک فی هذا الیوم فی موقفی هذا و ایّام حیوتی بالبراءة منهم باللّعن علیهم و بالموالاة لنبیّک و اهل بیت نبیّک صلّی اللّه علیه و آله.
ثمّ تقول مائة مرة اللّهمّ العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و ال محمّد و اخر تابع له علی ذلک.
اللّهمّ العن العصابة الّتی جاهدت 1الحسین و تابعت اعدائه علی قتله و قتل انصاره اللّهمّ العنهم جمیعا.
اللّهمّ العنهم جمیعا.
ثم قل مائة مرة السّلام علیک یا ابا عبد اللّه و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیکم منّی سلام اللّه ابدا ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار و لا یجعله اللّه اخر العهد من زیارتکم السّلام علی الحسین بن علیّ و علی علیّ بن الحسین و علی اصحاب الحسین صلوات اللّه علیهم اجمعین.
ثمّ تقول مرّة واحدة:
اللّهمّ خصّ اوّل ظالم ظلم ال نبیّک باللّعن ثمّ العن اعداء ال محمّد من الاوّلین و الاخرین اللّهمّ العن یزید و أباه و العن عبید اللّه بن زیاد و ال مروان و بنی امیّة قاطبة الی یوم القیمة.
ثمّ تسجد سجدة تقول فیها:
اللّهمّ لک الحمد الشّاکرین علی مصابهم الحمد للّه علی عظیم رزیّتی فیهم اللّهمّ ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و ثبّت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحابه الّذین بذلوا مهجتهم دون الحسین صلّی اللّه علیه.
بعد از نقل زیارت می گوید قال أبو جعفر علیه السّلام یا علقمة ان استطعت ان تزوره
__________________________________________________
1حاربت (خ ل).
شفاءالصدور ص : 45
فی کلّ یوم بهذه الزیارة من دهرک فافعل فلک ثواب جمیع ذلک إن شاء اللّه
و نصوصیت این عبارت در عموم به جهت لفظ من دهرک اقوی از نصوصیت عبارت مصباح است و تتمه خبر مذکور در مصباح در کامل الزیارة نقل نشده و از این اختلافات که در صدر حدیث شنیدی و بعضی آنها را در حاشیه زیارت ثبت کردم معلوم می شود که عبارت بحار که بعد از ذکر سند مصباح که بعد از نقل عبارت کامل الزیارة آورده و گفته و ساق الحدیث نحوا ممّا مرّ خالی از مسامحه مخلّه بفهم روایت نیست. بالجمله چون بر متن و سند حدیث شریف کما هو حقه اطلاع یافتی ما در این باب در دو مقصد گفتگو داریم.
شفاءالصدور ص : 46
مقصد اول در سند حدیث شریف
و کلام در او در دو فصل است.