خورشید عرفان

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

بسم الحی

بپاس بزرگی های شیخ شهید حضرت آیت الله شیخ فضل الله نوری این مختصر به محضرش تقدیم شد.
درود بر او که در راه مبارزه با نواندیشان انگلیسی مآب و هوس بازان سیاسی کار حتی تا بلندای چوبه دار سرخم نکرد.
درود بر او که معیار عملش در همه امور شرع مقدس اسلام بود.
و در آخر، کلامی از او:
شیخ در جواب فردی که از طرف دولت عثمانی (ترکیه) پیام آورد که برای حفظ جانتان به سفارت عثمانی در تهرآن پناهنده شوید گفت:
من از علی ابن ابیطالب علیه السلام بدی ندیده ام که به عثمانی پناهنده شوم...
درود همه غیرتمندان تاریخ علوی بر منش و روش و اندیشه شیخ شهید باد.
خداوندا ما را بر مرام او بدار

مقدمه

سر خوش از جام سبوی تو منم من
مرد بزرگ اندیشه ها خمینی با چشمانی آفتاب گون آمد و آفتاب باورش را بر دلهای ما تابانید تا پاینده شویم.
ذوق عشق تا نکنی ذوق عرفان نیز سودت ندهد و این شدنی نیست الا به خود باختن خویش امام خمینی در هدایتهای عرفانیش صرفا ناقل نبوده و نیست بلکه آنچه باعث نورانیت این شخصیت عرفانی است همانا عملکرد پر نور او در این صحنه نور ریز است.
او با روح خدائیش عرفان نابی را در جان جامعه جاری کرد که معانی بهشتی آن ملتی را به جان آورد و شهره بازار نمود.
این مجموعه شامل چهل سوال عرفانی است که تنظیم کننده با طرح سؤالاتی پاسخهای مربوط به آن را از کتب امام خمینی به تناسب سؤالات استخراج نموده است.
والحمد لله رب العالمین
محمد رضا رمزی اوحدی

(1) (شیطان شناسی)

سوال: همه ما شیطان را دشمن رسمی خود می پنداریم لیکن خیلی به حیله های او دقت نمی کنیم و نفس اماره را نیز بعنوان استدعا دارد حضرتعالی در این خصوص و اغواگریهای شیطان راهنمائی هائی بفرمائید ؟
مکائد نفس و شیطان در دل از روی میزان و اساس است. هیچ گاه ممکن نیست نفس به شما که دارای ملکه تقوی و خوف از خدا هستید، تکلیف قتل نفس یا زنا کند. یا (به) کسی که دارای خصلت شرافت و طهارت نفس است، پیشنهاد دزدی و راهزنی نماید.
از اول امر ممکن نیست به شما بگوید در این ایمان و اعمال، به خدای خود منت گذار، یا خود را از زمره محبوبین و محبین و مقربین درگاه قلمداد کن. ابتدای امر از درجه نازله گرفته، رخنه در دل شما باز می کند، و شما را وادار می کند به شدت مواظبت در مستحبات و أذکار و أوراد، و ضمن، عمل یکی از اهل معصیت را در نظر شما به مناسبت حال شرع و عقل بهترید، و اعمال شما موجب نجات شما است و بحمد الله شما و پاک پاکیزه هستید و از معاصی عاری و بری هستید.
از این، دو نتیجه می گیرد، یکی بد بینی به بندگان خدا و دیگر خود پسندی، که هر دو از مهلکات و سر چشمه مفاسد است و به نفس و شیطان بگویید ممکن است این شخصی که مبتلا است به معصیت، دارای ملکه یی باشد یا اعمال دیگری باشد یا اعمال دیگری باشد خدای تعالی او را به رحمت خود مستغرق کند و نور آن خلق و آن ملکه او را هدایت کند و منجر شود کار او به حسن عاقبت. شاید این شخص را خدا مبتلا به معصیت کرده، (تا) به عجب که از معصیت بدتر است، (مبتلا) نشود...
(1)
بالجمله، آنچه تو را از حق باز دارد و از جمال جمیل محبوب جل جلاله محجوب کند شیطان تو است، چه در صورت انسان باشد یا جن. و آنچه که به آن وسیله تو را از این مقصد و مقصود باز دارند دامهای شیطانی است، چه از سنخ مقامات و مدارج باشد یا علوم و کمالات یا حرف و صنایع یا عیش و راحت یا رنج و ذلت یا غیر اینها. و اینها عبارت از دنیای مذمومه است ؛ و به عبارت دیگر، تعلق قلب به غیر حق دنیای او است و آن مذموم است و دام شیطان است و استعاذه از آن باید کرد.(2)
شیطانی باطنی انسان است بسیار استاد است و او - این - همچو نیست که ابتدا انسان را به فساد بکشد، ابتدا قدم کوچکی را وا می دارد که انسان بر دارد، این قدم که بر داشت فرادیش یک قدم یک قدری بلندتری، انسان را یواش یواش به جهنم می فرستد، یواش یواش به فساد می کشد... شیطانی که در باطن انسان است با کمال استادی انسان را به تباهی می کشد. اگر از اول بگوید که تو بیا برو یک آدمی را بکش هرگز نخواهد رفت. این از اول انسان را وادار می کند که این آدم چطور است یک غیضی به او بکن. بعد یک قدری زیادتر تا کم کم مهیا می کند انسان را برای اینکه آدم هم می کشد. همه اینهائی که فاسد هستند به تدریج فاسد شدند. هیچ کس یک دفعه فاسد نشده است و هیچ یک از ماها هم باید تصور نکنیم که مامون از این هستیم که فاسد بشویم. همه در معرض فساد هستیم، همه مادر دست به گریبان به شیطان است و خصوصا شیطان نفس ، همه گریبانمان به دست اوست، هیچ کس هم از ابتدا فاسد فاسد نبوده است و هیچ کس هم مامون نیست از اینکه - از - به فساد و به دام شیطان نیفتد.(3)
انسان از خودش همیشه غافل است، نمی تواند ادراک کند که چکاره است. ممکن است چهل پنجاه سال یکی فکر کند که برای خدا کار می کند و آن که به او القاء می کند شیطان باشد...(4) اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسی را اگر چنانچه مسامحه کنید شما را به جهنم می فرستد، در همین دنیا هم به تباهی می کشد. در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس ایستاده است، تا آنجائی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقی باشد (5)...انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم. (6)