فهرست کتاب


تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)

نهضت مقدس اسلامی باعث تحول در بین مردم

این نهضت مقدس اسلامی باعث این شد که بچه های کوچک هم فریاد بزنند توی خیابان ها که مرگ بر این سلطنت پهلوی. این یک تحولی حاصل شد بین مردم که الان پاسبان را مردم هیچ چیزی بارش نمی کنند، صاحب منصبش هم نمی کنند، حکومت نظامیش هم نمی کنند. آن وقت ها که حکومت نظامی می شد، به مجرد اینکه می گفتند این حکومت نظامی است، دیگر مردم می رفتند سراغ کارشان اصلا دیگر دنبال اینکه یک معارضه ای، مبارزه ای بشود توی ذهنشان هم نمی آمد. امروز حکومت نظامی است، قانون حکومت نظامی خودشان می گویند که، اعلامشان این است به اینکه بیشتر از دو نفر نباید با هم باشند، هفتاد هزار نفر، صدهزار نفر، پانصد هزار نفر مردم می آیند بیرون و فریاد می زنند و همه فریادشان هم ضد شاه است این یک تحولی است در یک ملت حاصل شده است، این یک چیز کمی نیست.
صحیفه نور جلد:3 صفحه:185 تاریخ سخنرانی:27/8/57

اسلام عامل تحول معجزه آسا

همین تحولی که ملت ما در ظرف مدت کمی پیدا کرد، یک نحو تحول معجزه آسا که یک روز از پاسبان حساب می برد، بازارهای بزرگ ما از پاسبان حساب می بردند، یک روزی هم از شخص اول مملکت حساب نبردند، یک روز جرات نمی کردند که توی خانه شان اسم شاه را به ناگواری ببرند، یک روز هم در خیابان ها ریختند و گفتند مرگ بر این. همچو متحول شد، کی این کار را کرد؟ اسلام، قوت ایمان و الاانسان که نمی تواند این کار را بکند، کار من و تو و اینها نیست که، کار اسلام است.
صحیفه نور جلد:5 صفحه:151 تاریخ سخنرانی:15/12/57

تحول روحی - معنوی

من خدا را شکر می کنم که در ظرف این یک سال، یک سال و نیم یک تحول اساسی در ملت ما پیدا شد، جوانهای ما توجه به مسائل روز پیدا کرده اند، منصرف شدند از آن، اکثراً از آن چیزهایی که قبلا بود متحول شدند، منصرف شدند، تحول های معنوی پیدا شدکه این تحول ها را نمی توانیم اسمی رویش بگذاریم الااینکه به دست خدا بود، بشر نمی تواند.
تحول روحی در همه طبقات، این را کراراً گفته ام که یک پاسبان می آمد یک بازار را سرتاسر هر امری را می کرد اطاعت می کردند و برای خودشان حق چون و چرا قائل نبودند، نه اینکه حق قائل بودند و نمی کردند، اصلا، وضع روحی شان را اینطور کرده بودند که - حق - کورکورانه باید اطاعت کرد، همانطوری که ارتش ما آنطور بود، مردم را این طور کرده بودند که مثل گوسفند اطاعت کنند، سر تا پا اطاعت باشد،« چه فرمان سلطان، چه فرمان خدا »،« چه فرمان ایزد، چه فرمان شاه»، این کلمه را در اذهان بچه های ما از بچگی رشد دادند، آن هم این شاه. یک تحولی پیدا شد در ظرف یکی دو سال که همین جمعیتی که از پاسبان آن طور وحشت داشتند، به تانک حمله کردند و به شاه هر چه خواستند گفتند و او را بیرونش کردند، همین جمعیت که دیروز از یک ستاره دار آنطور خوف و وحشت می کرد، مشتش را گره کرد، مقابل همه ایستاد و همه را بیرون کرد.
صحیفه نور جلد:5 صفحه:156 تاریخ سخنرانی:16/12/57