فهرست کتاب


تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)

نقش مراجع در آزادی ملت

مراجع بزرگ از بلاد جمع شدند در مرکز، از مشهد تشریف آوردند، از اهواز تشریف آوردند، از قم اعاظم ما تشریف بردند، مراجع ما تشریف بردند، نجف همراهی کرد، قم آن کسی هم که اینجا بود همراهی می کرد، همه، همه با هم دست دادند به هم، فهماندند به اینکه ما ملت زنده هستیم، ما برای آزادی این ملت به همه جور حاضریم، یکی مان حبس می رود یکی مان اهانت می شود، یکی مان فحش می خورد، مابه همه چیزش حاضریم. حالا هم همین مراجع عظام تشریف دارند، «کثرالله امثالهم» (آمین جمعیت) همان مراجع نجف تشریف دارند، «کثرالله امثالهم». همان مراجع تهران و مشهد تشریف دارند، «کثرالله امثالهم». اسلام همچنین نیست که یک فرد داشته باشد، دو فرد داشته باشد، همه سرباز اسلامند، همه سربازان اسلامند، همه علما جان نثار اسلامند، نمی شود نباشند، همه هستند الحمدلله همه دست به هم داده اند، چه آنکه صلاح دیده است که به ملایمت کار را انجام بدهد، چه آنکه صلاح دیده است با حدت کار را انجام بدهد.

تحریم حزب رستاخیز مانع پایمال شدن حقوق ملت

علمای اعلام و سایر طبقات بدانند که تشکیل این حزب مقدمه، بدبختیهای بسیاری است که اثراتش به تدریج ظاهر می شود بر مراجع اسلام است که ورود در این حزب را تحریم کنند و نگذارند حقوق ملت مسلمان ایران پایمال شود.
صحیفه نور جلد:1 صفحه:214 تاریخ سخنرانی:21/12/53

نقش علما در نهضتهای اخیر

نهضت هایی که واقع شده است بر خلاف چیزهایی که مخالف مصالح اسلام بوده، در این صد و چند سال یکی از آنها قضیه تنباکو بود که همه مطلع هستید ، میرزا (رضوان الله علیه) میرزای شیرازی بزرگ (رضوان الله علیه) امر فرمود و علماء ایران، علماء بلاد ایران (رضوان الله علیهم) که در رئسشان میرزای آشتیانی بود در تهران، اجراء کردند این مطلب را و دولت ساقط شده ایران را زنده کردند. ساقط کرده بودند اینها برای یک مقدار کمی که می خواستند بروند تعیش کنند و دوره گردی کنند. اینها فرو خته بودند ایران را به خارجی ها و میر زای شیرازی (رضوان الله علیه) امر فرمود و سایر علمای ایران جانفشانی کردند و زجر کشیدند، قیام کردند، مردم را به قیام وا داشتند تا اینکه لغو شد، این نهضت در مقابل استبداد و مشرو طیت، این نهضت از نجف شروع شد به دست علما...
قضیه عراق را میرزای شیرزای دوم، این شخص عظیم الشأن، این شخص بزرگ، این شخص عالی مقام در علم و در عمل، این نجات داد این عراق را او حکم جهاد داد و فرستاد اینها را به چیز و عرض می کنم آنوقت هم تبعیت می کردند عشایر از علما، مثل حالا نبود، تبعیت می کردند، عشایر آمدند خدمت ایشان و ایشان حکم داد، حکم جهاد داد، جهاد کردند، کشته دادند، کشته شدند تا مستقل کردند عراق را، اگر نبود حالا ما اسیر بودیم، حالا ما هم جزو مستعمره انگلستان بودیم، آن هم با جدیت علما واقع شد... این نهضت آخری هم که منتهی شد به پانرده خرداد و اینهمه کشته دادند مردم، این هم در صف اولش اهل علم بودند، علما بودند، تا حالا هم دنباله اش کشیده شده است، تا حالا هم آن که بیشتر هیاهو می کند باز اهل علم است، البته دانشگاهی هم حالا داخل است، آنها هم داخلند، سایر مردم هم به تبعیت علما می رفتند نه به تبعیت دیگران علمای تهران را تقریباً اکثرشان را گرفتند حبس کردند، از خطبا، از علما گرفتند حبس کردند، چندین روز حبس بودند، زجر دیدند اینها.
صحیفه نور جلد:1 صفحه:259 تاریخ سخنرانی:10/10/56