فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

خطر عوام فریبی دشمن

یکی از توطئه های دشمن، پس از شکست در جبهه نظامی و زمان به مخاطره یافتن موجودیت خویش. خطر عوام فریبی است.
هنگامی که دشمن تمام راهها را به رویش مسدود و بسته دید، به نیرنگ، حیله و تبلیغات دروغ متوسل می گردد که گاهی از راه ادعای صلح دوستی و طرفداری آتش بس و جلوگیری از خون ریزی پیش می آید، گاهی مسأله مخالفت اسلام با جنگ را یدک می نماید، گاهی اقدام به خریدن روحانی نمایان غیر مسؤول می کند و فتاوای غیر اسلامی آنها را مخالف شرف و حیثیت انسانی می زند، و گاهی موضوع پیروی از قطعنامه سازمان ملل و میانجیگری کشورها و تشکیل کنفرانس های فرسایشی را مطرح می دارد، و از این قبیل کارها... تا اذهان عامه مردم و جهانیان را مخدوش نماید و بتواند به این بهانه ها و سر و صدای مخالف واقع و خلاف حقیقت، شکست و رسوائی خود را جبران یا لااقل تحت الشعاع قرار دهد و به فراموشی سپارد.
که تنها با هوشیاری، آگاه نمودن مردم، افشاگری و بازگو نمودن نقشه های شوم شان، امکان خنثی ساختن توطئه ها و دفع خطراتی که از این ناحیه است، امید می رود.
وقتی که خوارج نهروان موضوع حکمین در جنگ صفین را انکار نمودند، امام علیه السلام یادآوری می فرماید که چه اندازه گفتم و اسرار نمودم که فریب حیله و نیرنگ معاویه و عمر و عاص را نخورید و به مبارزه و جنگ تان ادامه دهید که راه رسیدن به پیروزی و سعادت همین است که نپذیرفتید و به تقاضای صلح و آتش بس معاویه که با سر نیزه کردن قرآن از شما خواست، تن دادید و به این روز افتادید و به این بدبختی و گرفتاری مبتلا شدید.
الم تقولوا عند رفعهم المصاحف - حیله و غیله و مکراً و خدیعه - اخواننا و اهل دعوتنا: استقالونا و استراحوا الی کتاب الله سبحانه، فالرای القبول منهم و التنفیس عنهم؟ فقلت لکم: هذا امر ظاهره ایمان، و باطنه عدوان و اوله رحمه و اخره ندامه فاقیموا علی شانکم و الزموا طریقتکم و عضوا علی الجهاد بنواجذ کم و لا تلتفتوا الی ناعق نعق ان اجیب اضل و ان ترک ذل (199)
مگر آن وقت که از روی حیله و مکر و خدعه و فریب قرآن ها را بر سر نیزه بلند کردند نگفتید:
برادران ما هستند و اهل آئین ما؟ از ما می خواهند که از آنان بگذریم و راضی به حکومت کتاب خدا شده اند، پس نظر ما این است که حرف شان را قبول کنیم و دست از آنان برداریم، اما من به شما گفتم که این امر ظاهرش ایمان است و باطنش دشمنی و عدوان، آغازش رحمت است و پایانش ندامت؛ بر همین حال باقی باشید و از راهی که پیش گرفته اید منحرف نشوید، و در جهاد دندان ها را روی هم فشار دهید؛ و به هر صدائی اعتنا نکنید؛ چه اینکه اینها صداهائی است که اگر پاسخش گوئید گمراه می کند، و اگر رهایش سازید خوار و ذلیل می گردد. یعنی به شما گفتم فریب شیطنت معاویه و لشکریانش را نخورید، آنها چون شکست خویش را حتمی می بینند، اظهار دوستی و یگانگی می نمایند ولی اگر تسلط یابند، به شما ظلم و ستم خواهند نمود، و آنگاه از این دلسوزی بر آنها پشیمان خواهید شد، فائده و نتیجه نخواهد داشت که قبول نکردید.
پس وقتی ککه این خطر این اندازه قدرت دارد که می تواند با تأثیر روی اندیشه افراد ساده اندیش، مسیر جنگ را عوض کند، وظیفه سربازان دقت و هوشیارانه با مسائل برخورد نمودن و رسالت دانشمندان دلسوز به اسلام، دولت مردان و افراد آگاه، افشای توطئه و پرده برداشتن از روی نقشه های دشمنان است.

توجه به حرکات دشمن

در هر کاری به هر اندازه که اهمیت داده شود و رویش دقت، فکر و مطالعه ای بیشتر انجام پذیرد، اشتباهات و نقایص آن کمتر و از امتیازات و مزایای زیادتر برخوردار است.
در مسأله جنگ که یک بخش قابل ارزیابی آن، مطالعه قوای دشمن است که هر مقدار از خصوصیات آنها اطلاع داشته باشیم و حرکات و کارهایشان زیر نظر ما باشید، هنگام ضربه وارد کردن و لطمه زدن یا در وقت دفاع، موفق تر و مسلطتر خواهیم بود.
از این رو یکی از وظایف اساسی و اصیل ما در میدان جنگ و صحنه درگیری این است که با کمال دقت و با تمام وجود، همه حرکات رفت و آمد، جابجائی و نقل و انتقالات دشمن را زیر نظر بگیریم تا در وقت تصمیم گیری بتوانیم از روی آگاهی و علم نقشه بریزیم.
اهمیت این مطلب از سخنان امام علیه السلام استنباط می شود که به مالک اشتر می نویسد که اگر صلح را صلاح دانستی بپذیر، لکن پس از صلح حرکات و کارهای دشمن را زیر نظر داشته باش، و به دشمن اطمینان و اعتماد نکن! که مبادا به شما زیان برساند:
و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه فان العذور بما قارب لیتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلک حسن الظن (200)
زنهار! زنهار! سخت از دشمنت پس از بستن پیمان صلح بر حذر باش! چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد، بنابراین دور اندیشی را به کار گیر، و احتیاط را رعایت کن؛ و در این موارد روح خوش بینی را کنار بگذار و زیر بار حسن ظن مرو.
روشن می شود هنگامی که در شرایط صلح باید نسبت به دشمن اطمینان نداشت و مراقب حرکاتش بود، در میدان جنگ درگیری حتماً کنترل حرکات دشمن واجب و لازم است.

استقامت رمز پیروزی

اکثر عمل ها و کارها را اگر درست و با دقت ارزیابی کنیم و جوانب مثبت و منفی قضیه را نادیده نگیریم خواهیم دید یا به این نتیجه خواهیم رسید که خالی از ضرر و نفع، فایده و زیان نیست، که بعضی ضررش بیشتر از نفعش، و برخی فائده اش زیادتر از زیانش است، که انسان های هوشیار و دور اندیش پس از مطالعه و بررسی، طرفی را انتخاب می کنند و جانبی برمی گزینند که ثمره و نتیجه اش چشم گیر، قناعت بخش و صلاح در آن باشد.
در جنگ هم، وقتی تشخیص داده شد که صلاح، سرنوشت و آبروی اسلام یا میهن اسلامی به پیروزی یا شکست جنگ بستگی دارد و در موقعیتی قرار گرفت که راه چاره ای غیر از شکست وارد کردن به دشمن وجود ندارد؛ باید به هر قیمت که تمام شود و به هر سختی و پیشامدی که منتهی گردد، پاسخ دشمن را در میدان جنگ و با اسلحه داد و در همان وادی دشمن را به زانو در می آورد و به سزایش رساند، زیرا حیثیت اسلام یا نظام اسلامی ارزشمندتر از دادن تلفات و خسارات مالی و جانی است. لذا وقتی اراده بر این قرار گرفت که باید دشمن را جواب دندان شکن داد و رسوا نمود، باید مردانه جنگید، قاطعانه برخورد کرد و از کشتن و از بین بردن دریغ ننمود، و از کشته شدن و شهادت نهراسید که تنها راه شکست دشمن و رمز پیروزی استقامت است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ احزاب (خندق) سربازانش را سفارش به استقامت می نماید و خطاب به آنها می فرماید:
ایها الناس اذا لقیتم العدو فاصبروا و اعملوا ان الجنه تحت ظلال السیوف (201)
هان ای سربازان اسلام در برابر دشمن استقامت ورزید و بدانید که بهشت زیر سایه های شمشیرهائی است که در راه حق، عدالت و آزادی کشیده شود.
و در جای دیگر رسول الله صلی الله علیه و آله خیر و نیکی را منحصر به شمشیر که علامت و سنبل استقامت است می شمارد، و اسلحه را راه گشا و کلید بهشت و دوزخ می خواند:
الخیر کله فی السیف و تحت ظل السیف و لایقیم الناس الا بالسیف و السیوف مقالید الجنه و النار (202)
خیر همه اش در شمشیر (اسلحه) است و هیچ چیز مایه نظام گیری مردم، بدون شمشیر نمی شود و شمشیرها کلیدهای بهشت و دوزخند.
امام علیه السلام ضمن سفارش درباره تهیه ابزار جنگی، به استقامت در میدان رزم توصیه می فرماید:
فخذوا للحرب اهبتها، و اعدوا لها عدتها، فقد شب لظاها، و علاسناها، واستشعروا الصبر، فانه ادعی الی النصر (203)
شما آماده پیکار شوید و ساز و برگ آن را فراهم سازید که آتش آن زبانه کشیده و شعله های آن بالا گرفته است، صبر و استقامت را شعار خویش سازید که نصرت و پیروزی را به سوی شما فرا می خواند.
در جای دیگر، تأکید به این مطلب، امام علیه السلام به یارانش دستور می دهد که با دشمن جدی برخورد نمایند و مردانه از خود استقامت نشان دهند:
انهم لن یزولوا عن مواقفهم دون طعن دراک، یخرج منه النسیم، ضرب یفلق الهام، و یطیح العظام و یندر السواعد و الاقدام، و حتی یرموا بالمناسر (204)
بدانید دشمنان شما هرگز از جای خود بدون نیزه های پی در پی که بدن شان را سوراخ کند، آنچنان که نسیم از آن بگذرد، ضربه هائی که سرها را بشکافد و استخوان ها را خرد کند و بازو و قدم ها را جدا سازد، تکان نمی خورند، آنها همچنان ایستادگی می کنند تا آنگاه که گروهها پشت سر هم آنان را تیر باران کنند.
انسان وقتی جنگ را برگزید، باید مردانه بجنگد، مردانه تا آخرین نفس در راه عقیده و هدفش جان فشانی کند، نوشته اند:
در سقوط اندلس (اسپانیا) از دست مسلمین، همین که ابوعبدالله آخرین پادشاه بنی الاحمر شهر را تخلیه و ترک کرده و کلیدش را تحویل داد، با وزیران و امیران و حرمسرا و... پس از خروج از دروازه شهر، به تپه ای که مشرف به شهر بود رسید، شاه معزول وقتی به شهر نگاه کرد، دور نمای شهر غرناطه و قصرالحمراء را در میان درختان مشاهده کرد، حسرتش تجدید شد، شاه و وزیران اشک بر رخسارشان سرازیر شد و هر چه خواستند از صدای گریه خودداری کنند، نتوانستند، حتی صدای گریه حرمسرا بلند شد، مادر پادشاه معزول به فرزندش چنین گفت:
گریه کن! گریه کن! که حق تو گریه است، کسی که مثل مردان در میدان جنگ شمشیر در دست نگیرد باید مثل زنان برای گریه دستمال در دست بگیرد و گریه کند. (205)
راستی کسی که به جنگ متوسل می گردد یا جنگ را قبول می نماید و بعد مهمل کاری و سستی از خود نشان می دهد، سزاوار چنین سرنوشت است.