فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

پیکاری که در آن شکست راه ندارد

مطلبی که در کنار موضوع نباختن روحیه قابل طرح می باشد، این است که باید بررسی و محاسبه کرد که در جنگی که اسلام آن را تجویز و بر آن صحه گذاشته است؛ در نبردی که برای نابودی ظلم و ستم و جایگزین نمودن عدل و داد، صورت می پذیرد؛ در پیکاری که به جهت براندازی طاغوت و حاکمیت الله شکل می گیرد؛ در جهادی که به خاطر ریشه کن کردن فساد، بی بند و باری و قطع زنجیر اسارت انسان انجام می پذیرد؛ در درگیری که با انگیزه ای دفاع از کشور، ناموس، شرف و حثیت خویش و جامعه تحقق می یابد و پوزه ممتجاوز را به خاک مذلت می مالد تا برای همیشه چنین طمع و آرزو را نکند و این گونه خیال خام را در مغز و اندیشه اش خطور ندهد؛ و در مبارزه ای که هدفش حمایت از محرومین و به دست آوردن حقوق مستضعفین است، آیا شکست معنی دارد تا با پیش آمدهای ناگوار روحیه را از دست داد؟ حتماً پاسخ منفی است.
زیرا چنین جنگی که شرکت در آن افتخار و مصداق فرموده امام علی علیه السلام: اغزوا تورثواابنائکم مجداً (جهاد کنید و به بازماندگانتان عظمت و افتخار به ارث بگذارید) و هدف و انگیزه اش رضایت الله و انجام رسالت و مسوولیت است، که چه بکشد و چه کشته شود، جز نفع متصور نیست، و در هر صورت به احدی الحسنیین می رسد، آیا می توان شکست تصور کرد؟
پس در صحنه نبرد حق و باطل، شرک و ایمان و اسلام و کفر و... هر شخص را که سعادت یاری کند و لیاقت، شایستگی و اهل بیت مقام و منزلت مجاهد فی سبیل الله را ادارا گردد و در میدان رزم شرکت جوید، شرکت نمودنش عبادت، کشتن و به هلاکت رساندن دشمنانش که دشمنان خدا و بندگان است دارای اجر و ثواب، و کشته شدنش شهادت که درجه و مرتبه اش را خدا می داند چون عند ربهم یرزقون است.
امام علیه السلام زمانی که در میدان جنگ صفین تصمیم به جنگ می گیرد، در سخنانی که از خدا کمک و یاری می جوید، و سپس لشکریانش را به جهاد تشویق می نماید، این مطلب را ضمن دعا و نیایش باز گو می فرماید:
اللهم رب... ان اظهرتنا عدونا فجنبنا البغی، و سددنا للحق، و ان اظهرتهم علینا فارزفنا الشهاده و اعصمنا من الفتنه (193)
ای پروردگار... اگر ما را بر دشمنان غلبه دادی و پیروز نمودی ستمگری و ظلم را از ما دور گردان، و به راه حق و درستکاری استوارمان فرما، و اگر دشمنان را بر ما مسلط کردی شهادت را روزی و نصیب ما گردان و از تباهکاری و فساد حفظ و نگاه مان دار.
بنابراین، که پیروزی در دو سوی قضیه قابل تحقق است، که چه با نابودی دشمن، در ظاهر پیروز شود، و چه به حسب ظاهر از دشمن شکست خورد ولی در واقع دشمن را شکست دهد، چرا یک رزمنده و جهادگر از شرکت در میدان رزم و جهاد در راه خدا واهمه و هراس به دل راه دهد؟ که غیر از پیروزی شکست مفهوم ندارد، و غیر از برد، باخت راه ندارد، و غیر از نفع متصور نیست.

امدادهای غیبی در جنگ

کسانی که به امدادهای غیبی اعتقاد ندارند و کمک های الهی را باور نمی کنند، و این معتقدات را به باد مسخره و استهزاء می گیرند، همیشه پیروزی و شکست را به گردن داشتن وسایل پیش رفته و مدرن جنگی، رعایت یا عدم توجه به تاکتیک های جنگی، کمیت و کیفیت نیروی رزمنده، کارایی یا عدم لیاقت و توانائی فرماندهان، نادرست بودن استراتژیک جنگی و منطقه سوق الجیشی و... می اندازند، و پیروزی، کشتن، نابود کردن از بین بردن و از پا در آوردن دشمن را به خویش نسبت می دهند، و قلع و قمع و تار و مار کردن ارتش و قوای دشمن را مرهون فعالیت، تلاش و زحمات خود قلم داد می کنند و...
ولی اسلام، ضمن اینکه به وسایل و ابزار جنگی و سایر فنون و شیوه های مؤثر در رزم اهمیت، احترام و ارزش قائل است و هر فرد رزمنده مسلمان را سفارش و توصیه به انجام مسوولیت و رسالتش و رعایت مسائل مربوط به جنگ می نماید؛ پیروزی را تنها در گرو این ابزار و تلاش بشری ندانسته و امدادهای غیبی را نیز سهیم می داند، و حتی شکست را اگر در اثر کوتاهی و قصور و سهل انگاری سربازان و نیروهای رزمنده نباشد، آن را خالی از مصلحت نمی داند.
دلیل بر مدعا و شاهد بر نوشتار، علاوه بر نهج البلاغه، آیات و روایات فراوان است، که چون در مقام بررسی و توضیح این مسائل از نظر نهج البلاغه هستیم به جملات دل نشین و آموزنده امیرالمومنین علیه السلام که اشاره به مطلب دارد، بسنده می شود.
امام علیه السلام وقتی به فرزندش محمد بن حنفیه در جنگ جمل سفارش و تأکید به مقاومت، صبر و رعایت تاکتیک های رزمی و... می نماید، سپس می فرماید:
و اعلم ان النصر من عندالله سبحانه (194)
و بدان نصرت و پیروزی از جانب خدای سبحان است.
و هنگامی که حضرت لشکریانش را به جهاد تشویق و ترغیب و به جهت سستی نکوهش می نماید، نمونه هائی از مقاومت و پایمردی خویش و همرزمانش در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله را بیان می دارد، و سپس از امدادهای غیبی و یاری حق در آن غزوات خبر می دهد:
و لقد کنا مع رسول الله صلی الله علیه و آله... فلما رای الله صدقنا انزل بعدونا الکبت و انزل علینا النصر (195)
در رکاب پیامبر خدا بودیم... هنگامی که خداوند راستی و اخلاص ما را دید و پاکی را مشاهده فرمود، خواری و ذلت را به دشمنان ما نازل کرد و نصرت و پیروزی را به ما عنایت فرمود.
در این جمله حضرتش می فهماند، امداد غیبی نتیجه صداقت، خلوص و زیر پا نگذاشتن ضوابط انسانی و متوسل نشدن به کارهای ناشایست و رعایت کردن اصول جنگی است.
و در جای دیگر: وقتی که عمر ابن الخطاب در دوران خلافتش برای رفتن به جنگ رومیان آماده می شد، آمد با حضرت مشورت و از ایشان نظر خواست، که حضرت ضمن ارائه ای رهنمائی ها، وی را تشویق و از امدادهای غیبی و کمک پاسدار دین و یاری حافظ شریعت، مطالبی فرمود:
و قد توکل الله لاهل هذا الدین باعزاز الحوزه و ستر العوره، و الذی نصرهم و هم قلیل لا ینتصرون و منعهم و هم قلیل لا یمتنعون حی لا یموت (196)
خداوند به پیروان این دین وعده داده و بر عهده گرفته که اسلام را سربلند، و نقاط ضعف آنها را بر طرف سازد.
آن کس که آنان را در آن هنگام که اندک بودند و نمی توانستند از دشمن انتقام بگیرند، یاری کرد؛ و در آن موقع که در اثر کمی نفرات نمی توانستند از خود دفاع کنند از آنها دفاع نموده و از شکست حفظ فرمود، هموزنده است، هرگز نمی میرد.
حضرت ضمن اینکه اشاره به امدادهای غیبی می نماید، مددهای الهی را در گذشته به یادشان می آورد تا این مسأله را درست بفهماند و نگرانی را رفع و دلگرمی شان را بیشتر کند.
مورد دیگری که امام از امدادهای غیبی سخن به میان می آورند، زمانی است که عمر ابن الخطاب در دوران خلافتش عازم جنگ با ایران بود، خدمت حضرت مشرف شد و در این زمینه مشورت نمود، حضرت ضمن بیان مطالب بسیار لازم و حیاتی، از یاری پروردگار نوید داد و امیدوار فرمود و گوشزد نمود که نباید از بسیاری لشکر کفار و کمی سپاه خود بهراسیم و نگران باشیم:
ان هذا الامر لم یکن نصره و لا خدلانه بکثره و لا بقله، و هو دین الله الذی اظهره و جند الذی اعده و امده، حتی بلغ ما بلغ و طلع حیث ما طلع، و نحن علی موعود من الله و الله منجز وعده و ناصر جنده (197)
پیروزی و شکست این امر (جنگ در راه خدا) بستگی به فزونی و کمی جمعیت نداشته این دین خدا است که آن را پیروز ساخت و سپاه اوست که آن را آماده و یاری کرد تا به آن جا که باید برسد رسید، و به هر جا که باید طلوع کند، طلوع نمود، از ناحیه خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانید، و سپاه خویش را یاری خواهد فرمود.
در فراز دیگری از سخنانش که سخن از امداد غیبی به زبان آورده، هنگامی است که طلحه و زبیر به سوی بصره حرکت کردند و حضرت را تهدید به جنگ نمودند، که امام می فرماید تا هنوز کسی مرا به جنگ تهدید نکرده و من به وعده کمک و یاری خدا ایمان دارم، از کسی بیم و هراس به دل راه نمی دهم:
قد کنت و ما اهدد بالحرب و لا ارهب بالضرب، و انا علی ما قد وعدنی ربی من النصر (198)
من هیچگاه تهدید به جنگ نمی شدم، و هرگز کسی نمی توانست از ضرب شمشیر من را به وحشت اندازد، من به همان وعده نصرتی که پروردگارم به من باقی هستم.
وقتی امدادهای غیبی تا این حد در سرنوشت جنگ دخیل و این اندازه نقش دارد، جهادگران و فدائیان راه الله باید در هیچ حالی چشم از امدادهای الهی نپوشند و زیاد بودن نیرو، یا به حد کافی در اختیار داشتن ابزار جنگی، آنها را از حالت نیاز به کمک الهی باز ندارد.

خطر عوام فریبی دشمن

یکی از توطئه های دشمن، پس از شکست در جبهه نظامی و زمان به مخاطره یافتن موجودیت خویش. خطر عوام فریبی است.
هنگامی که دشمن تمام راهها را به رویش مسدود و بسته دید، به نیرنگ، حیله و تبلیغات دروغ متوسل می گردد که گاهی از راه ادعای صلح دوستی و طرفداری آتش بس و جلوگیری از خون ریزی پیش می آید، گاهی مسأله مخالفت اسلام با جنگ را یدک می نماید، گاهی اقدام به خریدن روحانی نمایان غیر مسؤول می کند و فتاوای غیر اسلامی آنها را مخالف شرف و حیثیت انسانی می زند، و گاهی موضوع پیروی از قطعنامه سازمان ملل و میانجیگری کشورها و تشکیل کنفرانس های فرسایشی را مطرح می دارد، و از این قبیل کارها... تا اذهان عامه مردم و جهانیان را مخدوش نماید و بتواند به این بهانه ها و سر و صدای مخالف واقع و خلاف حقیقت، شکست و رسوائی خود را جبران یا لااقل تحت الشعاع قرار دهد و به فراموشی سپارد.
که تنها با هوشیاری، آگاه نمودن مردم، افشاگری و بازگو نمودن نقشه های شوم شان، امکان خنثی ساختن توطئه ها و دفع خطراتی که از این ناحیه است، امید می رود.
وقتی که خوارج نهروان موضوع حکمین در جنگ صفین را انکار نمودند، امام علیه السلام یادآوری می فرماید که چه اندازه گفتم و اسرار نمودم که فریب حیله و نیرنگ معاویه و عمر و عاص را نخورید و به مبارزه و جنگ تان ادامه دهید که راه رسیدن به پیروزی و سعادت همین است که نپذیرفتید و به تقاضای صلح و آتش بس معاویه که با سر نیزه کردن قرآن از شما خواست، تن دادید و به این روز افتادید و به این بدبختی و گرفتاری مبتلا شدید.
الم تقولوا عند رفعهم المصاحف - حیله و غیله و مکراً و خدیعه - اخواننا و اهل دعوتنا: استقالونا و استراحوا الی کتاب الله سبحانه، فالرای القبول منهم و التنفیس عنهم؟ فقلت لکم: هذا امر ظاهره ایمان، و باطنه عدوان و اوله رحمه و اخره ندامه فاقیموا علی شانکم و الزموا طریقتکم و عضوا علی الجهاد بنواجذ کم و لا تلتفتوا الی ناعق نعق ان اجیب اضل و ان ترک ذل (199)
مگر آن وقت که از روی حیله و مکر و خدعه و فریب قرآن ها را بر سر نیزه بلند کردند نگفتید:
برادران ما هستند و اهل آئین ما؟ از ما می خواهند که از آنان بگذریم و راضی به حکومت کتاب خدا شده اند، پس نظر ما این است که حرف شان را قبول کنیم و دست از آنان برداریم، اما من به شما گفتم که این امر ظاهرش ایمان است و باطنش دشمنی و عدوان، آغازش رحمت است و پایانش ندامت؛ بر همین حال باقی باشید و از راهی که پیش گرفته اید منحرف نشوید، و در جهاد دندان ها را روی هم فشار دهید؛ و به هر صدائی اعتنا نکنید؛ چه اینکه اینها صداهائی است که اگر پاسخش گوئید گمراه می کند، و اگر رهایش سازید خوار و ذلیل می گردد. یعنی به شما گفتم فریب شیطنت معاویه و لشکریانش را نخورید، آنها چون شکست خویش را حتمی می بینند، اظهار دوستی و یگانگی می نمایند ولی اگر تسلط یابند، به شما ظلم و ستم خواهند نمود، و آنگاه از این دلسوزی بر آنها پشیمان خواهید شد، فائده و نتیجه نخواهد داشت که قبول نکردید.
پس وقتی ککه این خطر این اندازه قدرت دارد که می تواند با تأثیر روی اندیشه افراد ساده اندیش، مسیر جنگ را عوض کند، وظیفه سربازان دقت و هوشیارانه با مسائل برخورد نمودن و رسالت دانشمندان دلسوز به اسلام، دولت مردان و افراد آگاه، افشای توطئه و پرده برداشتن از روی نقشه های دشمنان است.