فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

نباختن روحیه هنگام شکست

یکی از مسائل بسیار خطرناک که زیانش از زیان شکست نظامی از دشمن، زیان بارتر، سنگین تر و دشوارتر می باشد، از دست دادن و باختن روحیه هنگام شکست نظامی است. که اگر چاره ای اساسی برایش نسجند و راه علاج یا جبران درست برایش در نظر نگیرند، عواقب و پیامدهای فاجعه آفرین و جبران ناپذیر در پی و به دنبال خواهد داشت.
زیرا اگر پس از ضربه و شکست خوردن، روحیه را ببازد دچار یاس و ناامیدی می گردد که در این حالت مجبور می شود یا دست به خودکشی و و انتحار زند، یا در برابر دشمن تسلیم گردد و به اسارت و خواری تن دهد و ذلت را بپذیرد، که این اولین نتیجه و پیامد از دست دادن روحیه است.
اما اگر روحیه را نباخت جرأات و شهامت را حفظ کرد، از تلاش، کوشش، و فعالیت دست بر نمی دارد، می رود فکر می کند و می اندیشد که چرا شکست خوردیم؟ چه عواملی سبب شکست ما و غلبه دشمن شد؟
چه کندی، سستی و مهمل کاری از ما سر زد؟ و... تحلیل، بررسی، ارزیابی و مطالعه دقیق می نماید تا به اشتباهات خود پی ببرد و آنها را جبران کند و از تکرارش جلوگیری نماید، عوامل پیروزی دشمن را درک کند تا تصمیم قاطع و اقدام لازم را بگیرد و عمل کند، که در این صورت امید می رود رفته رفته و آهسته آهسته شکست را جبران و آبروی رفته را بازیابد.
امام علیه السلام به طور ضمنی و با اشاره، مطلب را می رساند که: از شکستی که تحرک و حمله به دنبال دارد ناراحت نباشید. از باختن روحیه که برای بعضی پس از شکست به وجود می آید، متاثر باشید و بر شما ناگوار و سخت تمام شود:
لا تشتدن علیکم فره بعدها کره، و لا جوله بعدها حمله (191)
از عقب نشینی که در پی آن بازگشت، و از شکستی که پیامدش هجوم به دشمن است، ناراحت نشوید.
برخورداری از روحیه قوی در جنگ، عامل اصلی موفقیت بوده است، و ثابت شده اگر بهترین و مدرن ترین سلاح ها در اختیار جنگجویان فاقد روحیه قرار گیرد، نتیجه مطلوب نخواهد داشت، زیرا مسلم تاست که عامل روحی از ابزار و تکنیک، برتری دارد.
وقتی جنگ اعراب و اسرائیل را ارزیابی کرده اند به این نتیجه رسیده اند: عامل شکست اعراب در تمام جنگ ها به خصوص در جنگ سوم (1967) پائین بودن روحیه سربازان اعراب و بالا بودن روحیه اسرائیلی ها بوده است. (192)
ولی تلاش پی گیر اعراب پس از این شکست و جبران نقایص گذشته، پیروزی جنگ رمضان (1393 مهر 1352) نصیب شان گردید. لذا یک سرباز و رزمنده در هیچ حالی نباید روحیه را از دست بدهد، و وظیفه فرماندهان و مسولین است به هر وسیله ممکن که در توان و اختیار دارند سربازان را تقویت روحی نمایند.

پیکاری که در آن شکست راه ندارد

مطلبی که در کنار موضوع نباختن روحیه قابل طرح می باشد، این است که باید بررسی و محاسبه کرد که در جنگی که اسلام آن را تجویز و بر آن صحه گذاشته است؛ در نبردی که برای نابودی ظلم و ستم و جایگزین نمودن عدل و داد، صورت می پذیرد؛ در پیکاری که به جهت براندازی طاغوت و حاکمیت الله شکل می گیرد؛ در جهادی که به خاطر ریشه کن کردن فساد، بی بند و باری و قطع زنجیر اسارت انسان انجام می پذیرد؛ در درگیری که با انگیزه ای دفاع از کشور، ناموس، شرف و حثیت خویش و جامعه تحقق می یابد و پوزه ممتجاوز را به خاک مذلت می مالد تا برای همیشه چنین طمع و آرزو را نکند و این گونه خیال خام را در مغز و اندیشه اش خطور ندهد؛ و در مبارزه ای که هدفش حمایت از محرومین و به دست آوردن حقوق مستضعفین است، آیا شکست معنی دارد تا با پیش آمدهای ناگوار روحیه را از دست داد؟ حتماً پاسخ منفی است.
زیرا چنین جنگی که شرکت در آن افتخار و مصداق فرموده امام علی علیه السلام: اغزوا تورثواابنائکم مجداً (جهاد کنید و به بازماندگانتان عظمت و افتخار به ارث بگذارید) و هدف و انگیزه اش رضایت الله و انجام رسالت و مسوولیت است، که چه بکشد و چه کشته شود، جز نفع متصور نیست، و در هر صورت به احدی الحسنیین می رسد، آیا می توان شکست تصور کرد؟
پس در صحنه نبرد حق و باطل، شرک و ایمان و اسلام و کفر و... هر شخص را که سعادت یاری کند و لیاقت، شایستگی و اهل بیت مقام و منزلت مجاهد فی سبیل الله را ادارا گردد و در میدان رزم شرکت جوید، شرکت نمودنش عبادت، کشتن و به هلاکت رساندن دشمنانش که دشمنان خدا و بندگان است دارای اجر و ثواب، و کشته شدنش شهادت که درجه و مرتبه اش را خدا می داند چون عند ربهم یرزقون است.
امام علیه السلام زمانی که در میدان جنگ صفین تصمیم به جنگ می گیرد، در سخنانی که از خدا کمک و یاری می جوید، و سپس لشکریانش را به جهاد تشویق می نماید، این مطلب را ضمن دعا و نیایش باز گو می فرماید:
اللهم رب... ان اظهرتنا عدونا فجنبنا البغی، و سددنا للحق، و ان اظهرتهم علینا فارزفنا الشهاده و اعصمنا من الفتنه (193)
ای پروردگار... اگر ما را بر دشمنان غلبه دادی و پیروز نمودی ستمگری و ظلم را از ما دور گردان، و به راه حق و درستکاری استوارمان فرما، و اگر دشمنان را بر ما مسلط کردی شهادت را روزی و نصیب ما گردان و از تباهکاری و فساد حفظ و نگاه مان دار.
بنابراین، که پیروزی در دو سوی قضیه قابل تحقق است، که چه با نابودی دشمن، در ظاهر پیروز شود، و چه به حسب ظاهر از دشمن شکست خورد ولی در واقع دشمن را شکست دهد، چرا یک رزمنده و جهادگر از شرکت در میدان رزم و جهاد در راه خدا واهمه و هراس به دل راه دهد؟ که غیر از پیروزی شکست مفهوم ندارد، و غیر از برد، باخت راه ندارد، و غیر از نفع متصور نیست.

امدادهای غیبی در جنگ

کسانی که به امدادهای غیبی اعتقاد ندارند و کمک های الهی را باور نمی کنند، و این معتقدات را به باد مسخره و استهزاء می گیرند، همیشه پیروزی و شکست را به گردن داشتن وسایل پیش رفته و مدرن جنگی، رعایت یا عدم توجه به تاکتیک های جنگی، کمیت و کیفیت نیروی رزمنده، کارایی یا عدم لیاقت و توانائی فرماندهان، نادرست بودن استراتژیک جنگی و منطقه سوق الجیشی و... می اندازند، و پیروزی، کشتن، نابود کردن از بین بردن و از پا در آوردن دشمن را به خویش نسبت می دهند، و قلع و قمع و تار و مار کردن ارتش و قوای دشمن را مرهون فعالیت، تلاش و زحمات خود قلم داد می کنند و...
ولی اسلام، ضمن اینکه به وسایل و ابزار جنگی و سایر فنون و شیوه های مؤثر در رزم اهمیت، احترام و ارزش قائل است و هر فرد رزمنده مسلمان را سفارش و توصیه به انجام مسوولیت و رسالتش و رعایت مسائل مربوط به جنگ می نماید؛ پیروزی را تنها در گرو این ابزار و تلاش بشری ندانسته و امدادهای غیبی را نیز سهیم می داند، و حتی شکست را اگر در اثر کوتاهی و قصور و سهل انگاری سربازان و نیروهای رزمنده نباشد، آن را خالی از مصلحت نمی داند.
دلیل بر مدعا و شاهد بر نوشتار، علاوه بر نهج البلاغه، آیات و روایات فراوان است، که چون در مقام بررسی و توضیح این مسائل از نظر نهج البلاغه هستیم به جملات دل نشین و آموزنده امیرالمومنین علیه السلام که اشاره به مطلب دارد، بسنده می شود.
امام علیه السلام وقتی به فرزندش محمد بن حنفیه در جنگ جمل سفارش و تأکید به مقاومت، صبر و رعایت تاکتیک های رزمی و... می نماید، سپس می فرماید:
و اعلم ان النصر من عندالله سبحانه (194)
و بدان نصرت و پیروزی از جانب خدای سبحان است.
و هنگامی که حضرت لشکریانش را به جهاد تشویق و ترغیب و به جهت سستی نکوهش می نماید، نمونه هائی از مقاومت و پایمردی خویش و همرزمانش در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله را بیان می دارد، و سپس از امدادهای غیبی و یاری حق در آن غزوات خبر می دهد:
و لقد کنا مع رسول الله صلی الله علیه و آله... فلما رای الله صدقنا انزل بعدونا الکبت و انزل علینا النصر (195)
در رکاب پیامبر خدا بودیم... هنگامی که خداوند راستی و اخلاص ما را دید و پاکی را مشاهده فرمود، خواری و ذلت را به دشمنان ما نازل کرد و نصرت و پیروزی را به ما عنایت فرمود.
در این جمله حضرتش می فهماند، امداد غیبی نتیجه صداقت، خلوص و زیر پا نگذاشتن ضوابط انسانی و متوسل نشدن به کارهای ناشایست و رعایت کردن اصول جنگی است.
و در جای دیگر: وقتی که عمر ابن الخطاب در دوران خلافتش برای رفتن به جنگ رومیان آماده می شد، آمد با حضرت مشورت و از ایشان نظر خواست، که حضرت ضمن ارائه ای رهنمائی ها، وی را تشویق و از امدادهای غیبی و کمک پاسدار دین و یاری حافظ شریعت، مطالبی فرمود:
و قد توکل الله لاهل هذا الدین باعزاز الحوزه و ستر العوره، و الذی نصرهم و هم قلیل لا ینتصرون و منعهم و هم قلیل لا یمتنعون حی لا یموت (196)
خداوند به پیروان این دین وعده داده و بر عهده گرفته که اسلام را سربلند، و نقاط ضعف آنها را بر طرف سازد.
آن کس که آنان را در آن هنگام که اندک بودند و نمی توانستند از دشمن انتقام بگیرند، یاری کرد؛ و در آن موقع که در اثر کمی نفرات نمی توانستند از خود دفاع کنند از آنها دفاع نموده و از شکست حفظ فرمود، هموزنده است، هرگز نمی میرد.
حضرت ضمن اینکه اشاره به امدادهای غیبی می نماید، مددهای الهی را در گذشته به یادشان می آورد تا این مسأله را درست بفهماند و نگرانی را رفع و دلگرمی شان را بیشتر کند.
مورد دیگری که امام از امدادهای غیبی سخن به میان می آورند، زمانی است که عمر ابن الخطاب در دوران خلافتش عازم جنگ با ایران بود، خدمت حضرت مشرف شد و در این زمینه مشورت نمود، حضرت ضمن بیان مطالب بسیار لازم و حیاتی، از یاری پروردگار نوید داد و امیدوار فرمود و گوشزد نمود که نباید از بسیاری لشکر کفار و کمی سپاه خود بهراسیم و نگران باشیم:
ان هذا الامر لم یکن نصره و لا خدلانه بکثره و لا بقله، و هو دین الله الذی اظهره و جند الذی اعده و امده، حتی بلغ ما بلغ و طلع حیث ما طلع، و نحن علی موعود من الله و الله منجز وعده و ناصر جنده (197)
پیروزی و شکست این امر (جنگ در راه خدا) بستگی به فزونی و کمی جمعیت نداشته این دین خدا است که آن را پیروز ساخت و سپاه اوست که آن را آماده و یاری کرد تا به آن جا که باید برسد رسید، و به هر جا که باید طلوع کند، طلوع نمود، از ناحیه خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانید، و سپاه خویش را یاری خواهد فرمود.
در فراز دیگری از سخنانش که سخن از امداد غیبی به زبان آورده، هنگامی است که طلحه و زبیر به سوی بصره حرکت کردند و حضرت را تهدید به جنگ نمودند، که امام می فرماید تا هنوز کسی مرا به جنگ تهدید نکرده و من به وعده کمک و یاری خدا ایمان دارم، از کسی بیم و هراس به دل راه نمی دهم:
قد کنت و ما اهدد بالحرب و لا ارهب بالضرب، و انا علی ما قد وعدنی ربی من النصر (198)
من هیچگاه تهدید به جنگ نمی شدم، و هرگز کسی نمی توانست از ضرب شمشیر من را به وحشت اندازد، من به همان وعده نصرتی که پروردگارم به من باقی هستم.
وقتی امدادهای غیبی تا این حد در سرنوشت جنگ دخیل و این اندازه نقش دارد، جهادگران و فدائیان راه الله باید در هیچ حالی چشم از امدادهای الهی نپوشند و زیاد بودن نیرو، یا به حد کافی در اختیار داشتن ابزار جنگی، آنها را از حالت نیاز به کمک الهی باز ندارد.