فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

نیروی ذخیره و پشتیبان

یکی از موضاعات که عواقب جنگ را بیمه و نسبت به طولانی شدن جنگ دلهره و نگرانی را رفع و بر طرف می نماید، و به نیروختی رزمنده سلحشور، فداکار و جان بر کف دلگرمی بیشتر و روحیه می بخشد، و برای ملت حرکت، جهش و انگیزه به وجود می آورد، نیروی ذخیره و پشتیبان و به اصطلاح این زمان نیروی احتیاط، است.
وجود نیروی ذخیره، احتیاط پشتیبان بیانگر دور اندیشی و آمادگی برای جنگ دراز مدت، یا دفاع از حملات و هجوم احتمالی قدرت های نیرومندتر از دشمن رویاروی، است، و به همان مقدار که تصمیم دشمن را سست و عزمش را خورد می کند، در تصمیم نیروهای خودی، می افزاید و پیش از پیش اراده شان را خلل ناپذیر و محکم مینماید و به هدف و روند حرکت شان مومن، معتقد، استوار و ثابت می گرداند.
و لذا مشاهده می نمائیم که امام علیه السلام برای رفتن به جنگ صفین با اینکه دوازده هزار نیروی مجهز فرستاده، تصمیم می گیرد که نیروی ذخیره و پشتیبان تهیه نماید و به فرماندهان دستور می دهد که تا نیروی ذخیره را آماده و بسیج نکرده ام و به شما فرمان حرکت و پیشروی صادر ننموده ام از موضع خود کوچ نکنید، که این خود بیانگر اهمیت موضوع است:
اما بعد فقد بعثت مقدمتی و امرتهم بلزوم هذا الملطاط حتی یاتیهم امری، و قد رایت ان اقطع هذه النظفه الی شرذمه منکم موطنین اکناف دجله فانهضم معکم الی عدوکم و اجعلهم من امداد القوه لکم (182)
اما بعد: پیش تازان لشکرم را از جلو فرستادم و دستور دادم در کنار فرات توقف کنند تا فرمان من به آنها برسد، تصمیم گرفته ام از آب فرات بگذرم و به سوی جمعیتی از شما که در اطراف دجله مسکن گزیده اند رهسپار گردم و آنها را با شما به سوی دشمن بسیج کنم و از آنها برای شما و تقویت شما کمک بگیرم.
علاوه بر این سخنان حضرت که بیانگر اهمیت موضوع است، شواهد تاریخی فراوان وجود دارد، ولی من نمونه ای عینی که همه مان شاهد آن بوده ایم بیان می دارم تا ضمن روشن شدن اهمیت مطلب نقش و نتایج آن معلوم گردد. و آن این است که:
امام امت خمینی کبیر پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با اینکه ارتش و ژاندارمری و سایر نیروهای مسلح وجود داشت و در اختیارش بود، مهمتر از آن همه ملت مطیع و فرمانبردار ایشان بودند و هستند، امام دستور تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را فرمود، و بعد از روبراه شدن سپاه، دستور تشکیل بسیج را داد، که در آن زمان شاید بسیاری از کوتاه فکران که به اهمیت و نقش آن متوجه نبودند یا درک نمی کردند، به نظرشان چیی زاید و اضافه بر نیاز و ضرورت می رسید، که اکنون همه می فهمیم و پی می بریم اگر سپاه و بسیج نبودند چه بلائی به سر انقلاب و جمهوری اسلامی ایران می آمد و دیدیم که همین سپاه و بسیج بودند که در کنار سایر نیروهای مسلح، کشور را از ضربات و خطرات دشمنان داخلی و خارجی حفظ کردند و به ارتش جرأت، شهامت و دلگرمی می بخشیدند.

رعایت کیفیت نیرو، نه کمیت

روی هر کار و عمل که انجامش وابسته به غیر و مرهون تلاش و فعالیت دیگران است، انگشت بگذاریم مساله کمیت و کیفیت مطرح است، که کدام در پیشرفت کار و سرعت بخشیدن به عمل نقش و دخالت بیشتر و موثر دارد.
اما در رابطه با جنگ، هیچ فرد عاقل و با درک نمی تواند اثر کمیت نیرو را نادیده بگیرد یا انکار نماید، ولی آنچه مسلم و ثابت است، این است که این اثر به اندازه اثر کیفیت از قدرت و توان برخوردار نیست و آن کارائی را ندارد و نمی تواند در برابرش اظهار وجود و عرض اندام نماید، و لذا چیزی که سرنوشت جنگ را تعیین و به آن رونق و جهت می خشد کیفیت نیروی در صحنه است نه کمیت.
امام علیه السلام پس از جنگ نهروان و هنگام اعزام مجدد نیرو به سوی لشکر معاویه، خطاب به سربازانش می فرماید:
انه لاغناء فی کثره عدد کم مع قله اجتماع قلوبکم (183)
مادامی که دل های شما از هم پراکنده است و هماهنگی میان شما وجود ندارد، تعداد فراوان شما سودی نمی بخشد.
یعنی تا خود را از نظر کیفیت نسازید و با هم یک دل و یک فکر نگردید، زیادی عدد و کمیت شما به درد نمی خورد و کاری از پیش نمی برد.
و در جای دیگر نیز امام علیه السلام به این مطلب اشاره نموده، و آن زمانی است که عمر ابن الخطاب در ذدوران خلافتش که می خواست لشکر به سوی ایران بفرستد خدمت علی علیه السلام رسید و با آن حضرت مشورت نمود و نظر خواست، حضرت رهنمائی هائی ارائه فرمود، از جمله عمر از زیادی نیروی ایران شکایت داشت که حضرت گوشزد کرد، از کمیت سپاه دشمن نترس که دست خدا یاری و حق همراه لشکر اسلام است، و ما در عصر پیامبر با نیروی اندک با قدرت های بزرگ و لشکرهای قومی مبارزه می نمودیم:
ان هذا الامر لم یکن نصره و لا خذلانه بکثره و لا بقله... و اما ما ذکرت من عدد هم فانا لم نکن نقاتل فیما مضی بالکثره و انما کنا نقاتل بالنصر و المعونه (184)
پیروزی و شکست این امر جنگ در راه خدا بستگی به فزونی و کمی جمعیت نداشته... و اما یاد آوریت در مورد تعداد زیاد سربازان دشمن، (بدان) که ما در گذشته در نبرد، روی تعداد تکیه نمی کردیم، بلکه به یاری و کمک خداوند دست به مبارزه می زدیم (و پیروز می شدیم).
وقتی جنگ های صدر اسلام را ارزیابی کنیم می بینیم در تمام جنگ ها نیروی مسلمانان نسبت بسیار ناچیز بوده اند،
چنانچه:
در جنگ بدر نفرات ارتش اسلام 313 نفر با در اختیار داشتن هفتاد شتر و چند اسب بوده، در حالی که نفرات دشمن سه برابر، با ساز و برگ و تجهیزات بسیار زیاد به میدان آمده بودند.
در جنگ احد تعداد رزمندگان مسلمان هفتصد نفر در برابر سه هزار نفر از دشمن.
در جنگ احزاب یا خندق جهادگران مسلمان سه هزار نفر در برابر ده هزار (000/10) نفر با 300 رأس اسب و هزار و پانصد شتر قرار می گیرند، و دشمن را به زانو در می آورند، که می آموزد قدرت و توان کیفیت بر کمیت بیشتر است.
با توجه به اثرات، کارایی و نقش کیفیت نیروهای رزمنده و با اشاره به این مطلب رهبر نقلاب اسلامی امام خمینی می فرماید:
آن چیزی که در جنگ مطرح است عدد نیست. آن چیزی که مطرح (است) آن قدرت فکری انسان است، همان قدرتی که با اتکال به خدا در صدر اسلام یک عده کمشان لشکرهای زیادی را به هم می زد. (185)

عقب نشینی تاکتیکی

با مطرح کردن رعایت تاکتیک های جنگی روشن گردید که هر عمل و کاری که خلاف شرع و مخالفان قانون نباشد، و در پیشرفت جنگ نقش داشته و موثر باشد، نه تنها اشکال و مانع ندارد که انجامش لازم و ضروری است.
یکی از این گونه اعمال، اقدام به عقب نشینی تاکتیکی است که هنگام لزوم صلاح دید برای مدتی از موضع خود به عقب بر می گردد و فرصت کوتاهی از جایش دست می کشد و آن را رها می کند تا دشمن را اغفال نموده به وی بیشتر، بهتر و آسان تر ضربه وارد کند و در نتیجه متلاشی، ریشه کن و نابود سازد.
که چنانچه اگر به وسیله ای یک گام عقب نشینی بتوانند چند گام پیش روی، و با رها کردن یک سنگر سنگرها را تصرف نمایند، یا به سبب فی الجمله عقب نشینی موفق گردند دشمن را به طمع انداخته از سنگرهاشان خارج کنند که به مجرد رها کردن سنگر و بیرون آمدن از استتار، اقدام لازم و به موقع را انجام دهند و یا... چه کار درست، عمل به جا و اقدام مناسب است.
لذا امام علیه السلام ضمن سفارش به استفاده از این شیوه و تاکتیک، از ناخوشایندی این عمل، نهی و توصیه به تحرک و ادا نمودن حق اسلحه را چنانکه باید، سخن به میان می آورند:
لا تشتدن علیکم فره بعدها کره، و لا جوله بعدها حمله، و اعطوا السیوف حقوقها، و وطنوا للجنوب مصارعها (186)
از گریز و عقب نشینی که در پی آن بازگشت، و از شکستی که پیامدش هجوم و حمله ای به دشمن است، ناراحت نشوید و بر شما ناگوار نیاید. و حق شمشیرها را ادا کنید و پهلوهای دشمن را بر زمین برسانید و به خاک مذلت افکنید.
عقب نشینی و پیشروی، شکست و پیروزی دو یار و دوست دیرینه هستند که گاهی در سایه عقب نشینی می توان به پیشروی نائل گشت، و گاهی شکست محرک رسیدن به پیروزی می گردد، یا چه بسا که شکست پل پیروزی واقع می شود.
قرآن وقتی که رزمندگان سلحشور و جان برکف اسلام را از رها نمودن سنگر و فرار از میدان رزم منع می دارد، عقب نشینی تاکتیکی را استثناء می نماید:
یا ایها الذین امنوا لقیتم الذین کفروا زحفاً فلا تولوهم الادبار و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفاً لقتال او متحیزاً فئه فقد باء بغضب من الله و ماویه جهنم و بئس المصیر (187)
ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامی که با کافران در میدان جهاد روبرو شدید به آنها پشت مکنید و فرار اختیار ننمائید.
کسانی که به هنگام مبارزه با دشمن پشت به آنها کنند - مگر در صورتی که هدف کناره گیری از میدان برای انتخاب یک روش جنگی بوده باشد و یا به قصد پیوستن به گروهی از مسلمانان و حمله مجدد چنین کسی گرفتار غضب پروردگار خواهد شد.