فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

ابتکار جنگ

مساله ای که در جنگ تعیین کننده و سرنوشت آفرین است و بسیاری از کارها و مسائل نظامی به ظاهر مشکل و بغرنج راه حل و گره گشائی می نماید و آینده روشن و تابناک را نوید می دهد، ابتکار جنگ است.
هر که ابتکار جنگ را به دست داشته باشد، امید موفقیت برایش زیادتر و فاصله پیروزی برایش کمتر است.
ابتکار جنگ حکایتگر رسیدن به هدف و ارمان است، زیرا با در دست گرفتن ابتکار جنگ دشمن هر اندازه ای قوی و نیرومند باشد در موضع تدافعی، حفاظت و حراست از خود و موقعیت خویش قرار می گیرد، که قهراً مجال فکر نمودن، اندیشیدن، تصمیم گیری، هجوم و پیشروی از وی سلب می شود که این خود بزرگترین موفقیت است که پیامدش ثمرات سودمند، مهم و پیروزی های شگفت انگیزه و معجزه آسا بسیار عنایت داشته و اصحابش را که از جهاد با معاویه یا چنانچه باید از خود تلاش و ابتکار عمل نشان نداده اند ، توبیخ و سرزنش می فرماید و از عواقب و پیامد ذلت بار این کندی، سهل انگاری و در دست نگرفتن ابتکار جنگ خبر می دهد:
الا و انی قد دعوتکم الی قتال هولاء القوم لیلاً و نهاراً، و سراً و اعلانا و قلت لکم: اعزوهم قبل ان یغزوکم، فوالله ما عزی قط فی عقر دارهم الا ذلوا... (165)
آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکار شما را به مبارزه این جمعیت (معاویه و پیروانش) دعوت کردم و گفتم پیش از آنکه با شما بجنگند با آنان نبرد کنید.
به خدا سوگند هر ملتی در درون خانه اش مورد هجوم دشمن قرار گیرد حتماً ذلیل خواهد شد (و تنها جمعیتی در نبرد با دشمنان پیروز می گردند که به استقبال آنها بشتابند).
اینکه حضرت به نام جلاله الله سوگند می خورند که هر ملتی و سپاهی که بر اثر عدم تحرک و تنبلی در پایگاه خود مورد هجوم دشمن واقع شود، حتماً ذلیل و خوار می گردد، قابل دقت و آموختنی و اهمیت فوق العاده موضوع و روشن کننده نقش ابتکار جنگ است.
امام در فرازهائی از سخنان آموزنده اش که در میدان جنگ ایراد فرموده، که در آن تاکتیک های جنگی را برای لشکریانش تشریح و بیان داشته، مطالبی از ابتکار جنگ نیز مطرح نموده که: اگر از خود سرعت عمل و ابتکار نشان ندهید، نیروهای ذخیره و پشتیبان لشکر دشمن خواهد رسید که به مشکلات شما می افزاید و پیروزی را برای شما دشوار می نماید:
و حتی یرموا بالمنا سر تتبعها المناسر، و یرجموا بالکتائب تقفوها الحلائب و حتی بجر ببلادهم الخمس یتلوه الخمیس. (166)
آنها همچنان ایستادگی می کنند تا آنگاه که گروهها پشت سر هم آنان را تیر باران کنند، و گروهی به یاری گروه دیگر با آنها به نبرد پردازند، و تا اینکه لشکری عظیم و به دنبالش لشکر عظیم دیگری آنها را تا شهرهایشان تعقیب کند، و تا اینکه سم اسب های شما زمین آنها را درهم بکوبد.
و نیز مشاهده می نمائیم، وقتی که منافقین، مالک اشتر را شهید کردند، حضرت برای بار دوم محمد بن ابی بکر را استاندار مصر تعیین فرمود: ولی به وی تاکید نمود که قبل از آنکه دشمن به سراغت بیاید تو به سوی آنها بشتاب و ابتکار جنگ را به دست گیر لکن احتیاط را ازدست مده و با دقت و هوشیاری عمل کن:
فاصحر لعدوک، و امض علی بصیرتک (167)
جهت مبارزه با دشمن با بصیرت و بینش حرکت کن.
ابتکار جنگ یا به دست داشتن سرنوشت و رگ حیاتی جنگ که با یورش های غافل گیر کننده و پیش دستی و با طرح نقشه اساسی که دشمن را در موضع دفاع قرار می دهید، هر اندازه حساب شده و به موقع صورت پذیرد کار را بر دشمن سخت و حرکت و تلاش را بر او دشوار می سازد، و از ضربه زدن وی جلوگیری می نماید و صحنه ای برایش به وجود می آورد که برای یک حرکت کوچک به هزینه و مونه بسیار و نیروی زیاد نیازمند است، که قهراً گران و سنگین تمام می گردد.
در جنگ سوم اعراب و اسرائیل که جنگ شش روزه هم می گویند که در سال 1967 میلادی واقع شد، اسرائیل با در دست گرفتن ابتکار جنگ، اقدام به بمباران فرودگاه های مصر، سوریه، اردن و عراق نمود، و در نتیجه حمله هوائی اسرائیل در روز اول بدین شرح بود:
حمله به 17 پایگاه نظامی و هوائی مصر فرودگاه در سوریه، 2 فرودگاه در اردن، و یک فرودگاه در عراق، و انهدام 268 هواپیمای مصری، 25 هواپیمای سوری، 27 هواپیمای اردنی و 9 فروند عراقی، که مجموع 329 فروند می شود.
برخی مجموع هواپیمای منهدم شده اعراب را 340 فروند نوشته اند، که با این ضربه اعراب را فلج کرد.
در فرهنگ فارسی نیز به این موضوع اشاره شده که فردوسی می گوید: تو پیروزی ار پیش دستی کنی - سرت پست گردد چو سستی کنی
چو دشمن بدیوار گیرد پناه - زپیکار و کینش نترسد سپاه

تحرک در جنگ

یکی از راههائی که در پیروزی جنگ نقش مستقیم دارد و می تواند دشمن را در اسرع وقت، کوتاهترین فرصت و کمترین زمان، عرصه را بر او تنگ و با مشکلات و پیش آمدهای غیر قابل انتظار مواجه سازد و غرورش را بشکند و هیبت و ابهتش را در هم کوبد و بالاخره به زانو در آورد و ریشه کن نماید تحرک در جنگ است.
تحرک در جنگ تصرف استحکامات دشمن را به اسرع وقت میسر می سازد، تحرک در جنگ ضمن مجال ندادن به دشمن توانائی تعرض و قدرت هجوم را از وی سلب می نماید و هر اندازه تعرض و تحرک بیشتر باشد، مدافع در اتخاذ تدابیر با مشکلات بیشتری مواجه خواهد گردید.
تحرک در جنگ سبب می شود که جرات حمله و روحیه ای مقاومت دشمن را از بین ببرد و شخصیتش را خورد نماید، که در نتیجه با اندک فشار و کوچکترین ضربه ای تند صحنه را رها، سنگر را خالی و فرار را بر قرار ترجیح می دهد.
و با توجه به این پیامدهای تحرک در جنگ روشن می گردد که بی جهت نبوده و نیست که امام علیه السلام سپاه و لشکرش را به تحرک در جنگ سفارش می نموده، یا از عدم تحرک شان ناراحت و مکدر می گردیده و به این جهت آنها را ملامت و سرزنش می فرموده:
و سالتمونی التطویل، دفاع ذی الدین المطول، لا یمنع الضیم الذلیل و لا یدرک الحق الا بالجد، ای دار بعد دارکم تمنعون (168)
به عذرهای گمراه کننده ای متشبث می شوید همچون بدهکاری که (با عذرهای نابجا) از اداء دین خود سر باز می زند (بدانید) افراد ضعیف و ناتوان هرگز نمی توانند ظلم را از خود دور کنند، و حق جز با تلاش و کوشش به دست نمی آید، شما که از خانه خود دفاع نمی کنید چگونه می توانید از خانه دیگران دفاع کنید؟
در جنگ صفین هنگامی که لشکریان معاویه بر سپاه آن حضرت پیشی جسته و راه ورود به آب فرات را تصرف کردند امام علیه السلام به نیروی رزمنده اش سفارش می نماید که از خود تحرک نشان دهند زیرا عزت و شرف شان به این بستگی دارد:
قد استطعموکم القتال، فاقروا مذله، و تاخیر محله، او رووا السیوف من الدماء ترووا من الما فالموت فی حیاتکم مقهورین، و الحیاه فی موتکم قاهرین (169)
سپاه معاویه با این عمل (بستن آب بر شما) را به پیکار دعوت کرده است: اکنون بر سر دو راهی هستید: یا به ذلت و خواری بر جای خود بنشینید، و یا شمشیرها را از خون ( آن جباران سنگدل) سیراب سازید تا از آب سیراب شوید.
مرگ در زندگی توام به شکست شما است و زندگی در مرگ پیروزمندانه شما!
حضرت در این قسمت از سخنان حکیمانه و آموزنده اش درس تحرک و تلاش، درس صبر و استقامت، درس انتخاب حیات افتخار آفرین و اجتناب از زندگی ننگین می دهد، و می آموزد که اگر امر دایر شد میان مرگ با شرافت و زندگی ذلت بار، مرگ با عزت را ترجیح دهید که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است و:
هر که با عزت بمیرد زنده است - همچو خورشید و مه تا بنده است
در خطبه دیگر ضمن توبیخ سربازانش به جهت سهل انگاری، پیش بینی می نماید که دشمن بر اثر تحرک و تلاش در راه باطل شان بر شما غالب خواهند گشت:
اما و الذی نفسی بیده لیضهرن هولاء القوم علیکم لیس لانهم اولی بالحق منکم و لکن لا سراعهم الی باطل صاحبهم و ابطائکم عن حقی (170)
آگاه باشید سوگند به خدایی که جانم در دست قدرت او است که اینها (معاویه و اطرافیانش) سرانجام بر شما پیروز می شوند، اما نه اینکه آنها در حق از شما پیشی دارند، بلکه برای آنکه آنها در راه باطلی که زمامدارشان می رود سریع و کوشایند در حالی که شما در برابر حق من کند و سست هستید.
هنگامی که سپاه امام، در جنگ صفین پس از شکست خوردن از لشکر معاویه، آنها را شکست داد و مواضع خویش را به چنگ آورد، حضرت آن تحرک شان را ستوده و سبب آرامی و شفای قلب خود خواند:
و لقد شفی و حاوی صدری، ان رایتکم بالخره تحوزونهم کما حازوکم و تزیلونهم عن موافقهم کما ازالوکم حسا بالنصال و شجراً بالر ماح (171)
به ناراحتی های درونم شفا بخشیدید، چون سرانجام دیدم همانطور که شما را هزیمت دادند، صفوف شان را در هم شکستید، و آنان را از لشکر گاه خود راندید همانطور که آنها شما را کنار زدند (می دیدم) آنها را به باد تیر و نیزه می گرفتید.
مطلبی که تا این مقدار قلب حضرتش را ناراحت و اندوهناک نموده جز عدم تحرک در جنگ نیست، و موضوعی که باعث خوشحالی و خرسندی امام می گردد چیزی جز تحرک در جنگ نمی باشد که بیان کننده نقش و اهمیت این است. و در سخنانی که هنگام جنگ بیان داشته ضمن سفارش هائی در رابطه با جنگ، به تحرک در جنگ امر فرموده:
و اذمروا انفسکم علی الطعن الدعسی، و الضرب الطلحفی (172)
خود را برای زدن سخت ترین نیزه و محکم ترین ضربه شمشیر (بر پیکر دشمن خونخوار) به هیجان آورید.
اینکه امیر المومنین علیه السلام در زمان های مختلف و در میدان های متعدد جنگ، روی یک مطلب که تحرک در جنگ باشد تکیه و به یک موضوع که سرعت در عمل است سفارش می فرماید و با لحن ها و تعبیرهای گوناگون آن را بیان می دارد که گاهی با: لا یدرک الحق الا لاجد (حق جز با کوشش و تلاش به دست نمی آید) اهمیت مطلب را می رساند، وزمانی با جمله: رووا السیوف من الدماء (شمشیرها را از خون سیراب کنید) راه حل را به این منحصر و خلاصه می نماید، و موردی با تعبیر لا سراعهم و... و ابطائکم (تحرک دشمن... و سستی شما...) واقعیت هائی را بازگو می دارد، و حوادثی را پیش بینی می کند. و در صحنه ای با زبان آوردن: تحوزونهم و تزیلونهم (در هم شکستید و از خود راندید) ابراز خوشحالی و سرور می نماید، و در نامه ای با الطعن اتلدعسی و الضرب الطلحفی (آمادگی برای ضربات سخت) امر به تحرک و فعالیت می نماید. همه و همه حکایت گر و بیان کننده یک موصوع که تحرک در جنگ است، می باشد و روشن گر این است که در صورت نبود نقص، کمبود و مانع، مهمترین و موثرترین عامل در میدان جنگ که نقش مستقیم و چشم گیر در سرنوشت و آینده آن دارد تحرک در جنگ است.

تشویق فرماندهان و سربازان

یکی از اموری غیر قابل انکار است که بهترین محرک جهت وا داشتن دیگری به انجام کاری تشویق است، اثری را که تشویق در روحیه افراد می گذارد و وادار به عمل می کند، و نقش و قدرتی را که تشویق در جهت به کار انداختن استعدادهای دیگران دارد، فشار و تحمیل ندارد.
اگر چه ممکن است بر اثر حاکمیت زور، از روی اجبار به کارهائی تن بدهد، ولی معلوم است که موقتی صورت می پذیرد و تا زمانی ادامه دارد که نیروی فشار خارج، وی را به کار وادار و با قطع نیروی محرک بیرونی، دست از کار اجباری می کشد، عمل متوقف می شود، و به خلاف تشویق که در درونش انگیزه خلق می نماید، در وجودش نیروی محرک به وجود می آورد، و در نهادش قدرتی می آفریند تا همیشه از توقف و سکون باز دارد و به حرکت و تلاش سوق دهد.
لذا علی علیه السلام پس از جنگ جمل، در جهت تشویق و تعریف سربازان و یارانش می فرماید:
انتم الانصار علی الحق، و الاخوان فی الدین، و الجنن یوم الباس، و البطانه دون الناس، بکم اضرب المدبر و ارجو طاعه المقبل، فاعینونی بمناصحه خلیه من الغش، سلیمه من الریب (173)
شما یاوران حقید و برادران دینی، سپرهای روز گرفتاری و پیکار، و رازداران در برابر افشا کنندگان اسرار، با نیروی شما پشت کنندگان به حق را می کوبم، و به کمک شما به اطاعت روی آوران به حق امیدوارم، مرا با خیرخواهی خالصانه و سالم از هر گونه شک و تردید یاری کنید.
و در جنگ صفین هنگامی که تصمیم به جنگیدن گرفت، در سخنانی که از خداوند متعال مدد و یاری خواست و توفیق پیروزی طلبید، در قسمت آخر کلماتش سربازان اسلام را چنین تشویق و مخاطب فرمود:
این المانع للذمار، و الغائر عند نزول الحقایق من اهل الحفاظ؟! العارورا کم و الجنه امامکم (174)
کجایند آنها که در برابر حوادث سخت همچون سپرند؟ و کجایند آن مردان غیوری که به هنگام نزول مشکلات به پاسداری (از عقیده و آب و خاکشان) می پرداند، ننگ و عار در پشت سرشماست، و بهشت در پیش رویتان! (تا کدامین را انتخاب کنید!)
یعنی اگر از میدان جنگ بیرون رفتید لکه ننگ تا قیامت به دامانتان است و اگر برای بیرون راندن و از پا در آوردن دشمن جنگیدید و در راه خدا و دفاع از حق، دین، شرف و ناموس جهاد نمودید، تا کشته و شهید شدید بهشت برین جایگاه می باشد.
و نیز حضرت در عهد نامه مالک اشتر پس از بیان شرایط فرماندهان مکتبی، لایق، شایسته و فداکار، به تشویق آنها سفارش می نماید که گویای این مطلب است که تشویق چنان نقش دارد که حتی در افراد مکتبی که جز رضای الله هدفی و انگیزه ای در کارشان نیست، تاثیر دارد.
و واصل فی حسن الثناء علیهم، و تعدید ما ابلی ذووالبلائ منهم، فان کثره الذکر لحسن افعالهم تهز افعالهم تهز الشجاع، و تحرص الناکل (ان شاء الله تعالی).
ثم اعرف لکل امری منهم ما ابلی، و لا تضیفن بلاء امری الی غیره و لا تقصرن به دون غایه بلایه (175)
پی در پی آنها را تشویق کن! و کارهای مهمی که انجام داده اند بر شمار، زیرا یاد آوری کارهای نیک آنها، شجاعان شان را به حرکت بیشتر، وادار می کند و آنان که در کار کندی می ورزند به کار تشویق می شوند، انشاء الله.
سپس باید زحمات هر کدام از آنها را به دقت بدانی، و هرگز زحمت و تلاش کسی از آنان را به دیگری نسبت ندهی. و ارزش خدمت او را کمتر از آنچه هست به حساب نیاوری.
امام سجاد علیه السلام در دعا و نیایش برای مرزداران اسلام برای آن دسته از مردمی که به نحوی به افسران، سربازان و رزمندگان کمک می نمایند، و یا آنهارا تشویق و نوازش می کنند، و یا به خانواده آنها سر می زنند، دعا می فرماید:
اللهم و ایمامسلم خلف غازیاً اومرابطاً فی داره تعهده خالفیه فی غیبته او اعانه بطائفه من ماله او امداه بعتاد او شحذه علی جهاد او اتبعه فی وجهه دعوه اورعی له من ورائه حرمه فاجر له اجره و زناً بوزن و مثلاً بمثل (176)
خدایا هر مسلمانی که امور خانه جنگ جوئی یا مرزداری را اداره کند، یا در غیبت او خانواده اش را کفالت کند، یا او را به قسمتی از مال خود اعانت نماید، یا او را به ساز و برگی مدد دهد، یا بر جهاد وادار، یا دعای خیری به طرف مقصدی که به پیش گرفته روانه سازد، یا در غیاب او احترام و آبرویش را رعایت کند، پس او را سنگ به سنگ و مثل به مثل، برابر اجر آن مجاهده اجر ده.
از این رو امام خمینی (دام ظله) خطاب به فرماندهان می فرماید:
همانطوری که اطاعت از فرماندهان لازم است و تخلف از آن جرم، (بر) فرماندهان نیز لازم است با سربازان و افراد به اصطلاح زیردست خود به شیوه ای اسلامی، انسانی رفتار نمایند و آنان را با عواطف خود دلگرم نمایند و با اعمال پسندیده خود از آنان سربازانی فداکارتر بسازند. (177)
تشویق ضمن اینکه افراد را به وظائف، رسالت و مسوولیت شان آشنا می گرداند و به عمل اینکه وا می دارد، روحیه، جرأت و نیرو می بخشد و سختی ها را آسان و فراز و نشیب راه را هموار می نماید، انگیزه ایجاد می کند، و چه بسا که برخی را تنها بدین وسیله و از این طریق می توان وادار به عمل نمود.