فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

آزمایش اسلحه قبل از نبرد

کارهائی که موفقیت آن بستگی و نیاز به سلامتی وسیله و ابزاری که در آن به کار گرفته می شود، دارد. مانند بی نقص بودن ماشین و هواپیما در جهت رسیدن به مقصد و سلامتی ابزار جنگی و اسلحه در میدان رزم، نیاز ضروری به آزمایش و بررسی وسیله و اسلحه خود دارند، زیرا اگر قبل از وقت استفاده امتحان و آزمایش نگردد، دچار خطرات و پیش آمدهای غیر قابل انتظار خواهند شد.
مثلاً یک راننده اگر قبل از حرکت به سوی مقصد ماشین و اتومبیل خویش را امتحان نکند و نسبت به آن بی تفاوت باشد، به هدف نخواهد رسید و در وسط راه خواهد ماند، و اگر یک خلبان، هواپیمای خود را پیش از پرواز، بازرسی و معاینه نکند در بین راه سقوط خواهد نمود.
همچنین یک رزمنده و مجاهد اگر ابزار جنگی (تفنگ، توپ، تانک و هواپیمای جنگی و...) خود را قبل از آغاز درگیری و پیش از شروع جنگ، از آن اطمینان کسب ننماید و آن را آزمایش نکند در میدان نبرد و صحنه جنگ با خوردن ضربه های کاری با شکست مواجه خواهد گشت.
از این رو لازم است رزمندگان اسلام برای اینکه گرفتار مشکلات و پیشآمدهای ناگوار نگردد اسلحه خویش را آزمایش و امتحان نمایند تا با خاطر جمعی و فارغ از هرگونه نگرانی و تشویش بر دشمن خویش هجوم برند و پوزه شان را به خاک مذلت بمالند.
امام (علیه السلام) که در عصر و زمانش تنها شمشیر به عنوان اسلحه جنگی وجود داشته حتی آن را که سلاح ساده است، سفارش به امتحان نموده، که خود بیانگر اهمیت این کار است:
و قلقوا السیوف فی اغمادها قبل سلها (158)
پیش از آنکه شمشیر را از نیام بکشید چند بار آن را تکان دهید. یعنی شمشیرتان را امتحان و آزمایش کنید تا به آسانی از نیام بیرون آید، که نکند وقت حمله و زمان جنگ معطل شوید و به زیان شما تمام گردد.
مطلبی که در رابطه با جنگ ثابت، غیر قابل انکار و جای خدشه نمی باشد، این است که در میدان نبرد هر اندازه، افسران، سربازان و رزمندگان خاطر جمع و فارغ از تشویق و نگرانی باشند، بهتر می توانند بجنگند و خوب تر از خود سرعت عمل، تحرک و فعالیت نشان دهند. یکی از تشویق ها عدم اطمینان و بی اعتمادی نسبت به ابزار جنگی است که نکند اسلحه ام خراب باشد، نشود اسلحه ام از کار بیافتد؟ و... و با توجه به پیچیدگی وسائل جنگی عصر ما اهمیت موضوع آشکار است. زیرا بارها در میدان های جنگ مشاهده گردیده که از برخی در زمان درگیری و گرما گرم جنگ تفنگش گیر کرده و تیرش را رد نکرده، در نتیجه صاحب اسلحه بر اثر نداشتن وسیله دفاع به قتل یا شهادت رسیده و یا اسیر گشته، و این اتفاق ها و قضایا که صورت می گیرد بیشتر به جهت غفلت و بی اعتنائی به ابزار جنگی است.
لذا عمده ترین راه حل که جهت جلوگیری از این پیشامد به نظر می رسد این است که قبل از آغاز جنگ و پیش از شروع درگیری، اسلحه خویش را دقیق آزمایش و بررسی کند تا از این بابت نگرانی و دلهره وجود نداشته باشد.

رعایت تاکتیک های جنگی

هر کاری علاوه بر روش انجام عمومی آن دارای رموز و ریزه کارهائی می باشد که با رعایت نمودن و عمل کردن به آن، به کار و تلاش نتیجه چند برابر و رضایت بخش خواهد بخشید.
جنگ هم از این قاعده مستثنی نیست و نیاز به رعایت تاکتیک های رزمی در میدان جنگ دارد که با اهمیت دادن به آن نیروی رزمنده قدرت و توانائی بیشتر می بخشد و سبب می گردد تا حداقل امکانات، مهمات و نفرات و با کمترین تلفات ستایش از خود بروز دهند و به پیروزی های شگفت انگیز و تعجب آور دست یابند، و انبارهای از سلاح و مهمات پیشرفته و مدرن دشمن را تبدیل به دود، خاکستر و آهن پاره کنند، و جولانگاه شان را تبدیل به گورستان شان نمایند، تا برای ابد هوس پیکار با لشکریان حق را به سر نپرورند، و برای همیشه حمله ای به رزمندگان و مبارزین اسلام را در ذهن خطور ندهند.
علاوه بر این رعایت تاکتیک های جنگی باعث تقویت روحیه سایر رزمندگان در سنگر و سلحشوران در میدان کارزار می شود.
لذا می بینیم امام علیه السلام به این مطلب بسیار عنایت داشته و همیشه اصحاب و یارانش را که در برابر فرمانش تسلیم و گام جای گامش می نهادند و در صحنه های درگیری حق و باطل حضرتش را همراهی می نمودند، سفارش و توصیه به رعایت تاکتیک های رزمی می فرمود و چگونه جنگیدن را می آموخت که برای ما نیز درس و آموختنی است:
معاشر المسلمین، استشعروا الخشیه و تجلببوا السکینه و عضوا علی النواجذ فانه انبی للسیوف عن الهام و اکملوا اللامه و قلقلوا السیوف فی اغمادها قبل سلها، والحظوا الخزر، و اطعنوا الشزر ونافحوا بالظبی و صلوا السیوف بالخطی واعملوا... (159)
ای مسلمانان! لباس زیرین را ترس از خدا (و احساس مسوولیت) و لباس روئین را، آرامش و خونسردی قرار دهید، دندان ها را بر هم بفشارید تا مقاومت شما در برابر ضربات دشمن بیشتر گردد، زره نبرد را تکمیل سازید، و پیش از آنکه شمشیر را از نیام بکشید چند بار تکان دهید.
با تندی و خشم و بی اعتنائی به دشمن نظر افکنید و به هر طرف حمله کنید: لبه تیز شمشیر را به کار ببرید، و با پیش نهادن گام، شمشیر را به دشمن برسانید و بدانید هم اکنون در حال جهاد در پیشگاه خداوند قرار دارید و با پسر عموی پیغمبر همراهید، پی درپی حمله کنید! و از فرار شرم نمائید چه اینکه فرار از جنگ، لکه ننگی است که در نسلهای آینده شما می ماند، و آتشی است در رستاخیز، از شهادت خوشحال باشید و به آسانی از آن استقبال کنید...
این بخش از سخنان امام که پیش از جنگ صفین برای رزمندگان همراهش بیان شده و آنها را توصیه و سفارش به رعایت تاکتیک های جنگی فرموده و با عبارات ساده تعبیر نموده، قابل دقت و تأمل است.
به نظر می رسد مراد حضرت از فشردن دندان عزم راسخ و اراده پولادین و مراد از پوشیدن زره غفلت نورزیدن از وسایل دفاع. و مراد از حرکت شمشیر آزمایش اسلحه و مراد از نگاه تند و خشم آلود نشان دادن استقامت و تضعیف روحیه دشمن. و مراد از چابکی و حمله به هر سو تحرک در جنگ و مراد از استقبال مرگ با آغوش باز حل کردن مسأله مرگ و پیدا کردن عشق به شهادت، و مراد از حمله برق آسا و پی درپی در دست داشتن ابتکار جنگ، است که در سایه رعایت این موارد و توکل به خدا پیروز شد.
و امام علیه السلام در خطبه دیگر در رابطه با تاکتیک های جنگی چنین بیان می دارد.
و التووا فی اطراف الرماح، فانه امور للاسنه، و غضوا الابصار فانه اربط للجاش و اسکن للقلوب، و امیتوا الا صوات فانه اطرد للفشل (160)
و در برابر نیزه ها در پیچ و خم باشید که در رد کردن نیزه دشمن موثرتر است.
زیاد به انبوه دشمن خیر نگاه نکنید تا قلب شما قوی تر و روح شما آرامتر باشد، سخن کمتر بگوئید و صداها را خاموش کنید که سستی را بهتر دور می سازد.
البته این سخنان حضرت را که به عنوان شواهد بیان می داریم بدین جهت است که روشن شود حضرت به این موضوع اهمیت قائل بوده اند و نمی خواهیم بگوئیم الان هم باید با همان سلاح ها جنگید. امام هنگامی که دوازده هزار نفر به فرماندهی زیاد ابن نصر و شریح ابن هانی به سوی شام فرستاد، در میان راه این دو فرمانده روی کیفیت و شیوه جنگ با هم اختلاف نظر پیدا کردند، که هر کدام نظر خویش را برای آن حضرت به کوفه نوشتند، که حضرت پاسخ نوشت که در بخشی از آن چنین آمده:
و لتکن مقاتلتکم من وجه واحد اوثنین واجعلوا لکم رقباء فی صیاصی الجبال و مناکب الهضاب لئلا یاتیکم العدو من مکان مخافه او امن، واعملوا ان مقدمه القوم عیونهم و عیون المقدمه طلائعهم (161)
همیشه با دشمن از یک سو و یا دو (نه بیشتر) بجنگید، مراقبانی در قله کوهها و روی تپه ها و بلندی ها قرار دهید! مبادا دشمن از جائی که محل خطر و یا مورد اطمینان است ناگهان به شما حمله کند.
آگاه باشید! مقدمه لشکر چشم های لشکرند، و چشم های مقدمه طلایه ها و پیشاهنگانند.
حضرت در این کلماتش سفارش می فرماید که: از هر طرف هجوم مبرید که سبب ضعف شما می گردد. لذا مشاهده می شود که یکی از تاکتیک ها جهت تضعیف و پراکنده نمودن نیروی دشمن این است که: در شدت جنگ نیرویی سراغ مناطق که دشمن از نظر استحکامات دفاعی ضعیف و ناتوان است می رود، تا بدین وسیله دشمن را وادار نماید تا مقداری از نیروی آرایش داده اش را از جبهه سر و سامان یافته و نیرومند، کاهش داده و به جبهه جدید، انتقال و آن را تقویت نماید، و بعد حضرت توصیه می نماید: در تپه ها و در جاهایی که احتمال هجوم از آن سو وجود دارد و در جاهائی که احتمال حمله دشمن را از آنجا نمی دهید دیدبان بگذارید.
امام علیه السلام در فرصت و مورد دیگر به یارانش مطلبی را که در خطبه 124 بیان داشته تکرار و تاکید می فرماید:
آمیتوا الاصوات فانه اطرد للفشل (162)
صدای خود را در سینه ها خفه کنید که این در بیرون راندن سستی نقش مهمی دارد.
اگر چه عوامل پیروزی در جنگ را نمی توان به یک عامل و چند عامل منحصر کرد، اما یکی از عوامل بسیار مهم در پیروزی، در کنار سایر عامل های مهم، رعایت و عمل به اصول، ضابطه و مقررات جنگی و به اصطلاح تاکتیک های جنگی است، زیرا یک رزمنده هر مقدار شجاع، دلیر، متدین، و ورزیده و از سلاح کافی برخورد باشد، ولی به فنون جنگی و چگونه جنگیدن بی اعتنا و بی تفاوت باشد، رسیدن به پیروزی (بدون امداد غیبی) برایش مشکل است.

حمله به قلب دشمن

در هر زمینه و هر کار، بهترین عمل آن است که با کمترین مصرف و کوتاه ترین فرصت بزرگترین کار انجام گیرد و عظیم ترین ثمره را به دنبال داشته باشد، و جنگ نیز.
وقتی چاره ای جز آغاز حمله و برافروختن آتش جنگ وجود نداشت و کار به جنگ کشیده شد، باید جای را مورد حمله قرار داد و مکانی را برای هجوم برگزید و انتخاب کرد که دشمن را در قدم اول و مرحله نخست نابود یا فلج کرد، و با یک ضربه حسابی و قدرت تصمیم گیری مجدد را از وی سلب نمود و توان تجمع نیروی پراکنده اش را از وی گرفت. زیرا اینگونه عمل کردن و این شیوه حرکت نمودن باعث و روحیه دادن و جرأت بخشیدن به نیروهای خودی و سبب سر در گمی و از دست دادن و از هم پاشیدن قوای کفر گردید که در نتیجه با حداقل تلفات خسارات مالی و جانی، دشمن با شکست مواجه خواهد گشت.
امام علیه السلام این مطلب را بسیار خلاصه و در جمله ای کوتاه بازگو می فرماید:
و علیکم بهذا السواد الاعظم و الرواق المطنب فاضربوا ثبجه (163)
به آن جمعیت انبوه و گروه کثیر و سراپرده پر زرق و برق و مفصل (معاویه) به سختی حمله برید، و در دل آن به نبرد بپردازید.
یعنی محل تجمع دشمن و قلب لشکر خصم را هدف قرار دهید و خیمه فرماندهان و طراحان جنگ را از جا بر کنید.
اگر چه در این مورد که امام علیه السلام سفارش به حمله در قلب دشمن و از جا کندن خیمه وسط را می نماید، شاید بدین جهت باشد که معاویه و سایر شیطان های زمان در آن خیمه بودند، ولی حتماً یورش به قلب دشمن دارای ثمرات و نتایج چشم گیر، مفید و سودمند است، و از جمله:
1 - دشمن را متفرق و پراکنده و میان لشکر و فرمانده شان فاصله ایجاد می کند و دچار حیرت، سردر گمی و تردید می نماید.
2 - نشان دادن این شهامت و قدرت، آنها را مایوس و وادار عقب نشینی می کند ت زیرا یکی از ویژگیهای افراد پست، خود خواه و ستمگران است که دارای خو و خاصیت حیوان های درنده ای هستند که اگر طرفش را زبون، ضعیف، ترسو و ناتوان یافتند حمله می نمایند و پیش می آیند و اگر در او قدرت، نیرو، پایداری، استقامت و آمادگی دیدند فرار را بر قرار ترجیح می دهند.
همین مطلب را امام علیه السلام چنین بیان می دارد:
اللئیم یجفر اذا استعطف و یلین اذا عنف .
فرومایه و پست اگر نیکی و مهربانی بیند پرخاش کند و اگر درشتی بیند نرمی نشان دهد، که شاعر می گوید:
دون طبع چو مهر دید بنمود جفا - اما شد نرم چون زکس تندی دید (164)
و شاعر دیگر با اشاره به این مطلب این گونه تعبیر می کند:
چو با سلفه گوئی به لطف و خوشی - فزون گرددش کبر و گردن کشی
لذا هر اندازه ضربات و حملات کوبنده و شکننده باشد دشمن بیشتر متحیر و گیج می شود.