فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

اذن کشتن دشمن

اسلام که آورنده اش اشرف مخلوقات و خاتم پیامبران، و خود ناسخ ادیان، جامع ترین دین و کامل ترین آئین که الهام گرفته از سرچشمه وحی و مطابق با فطرت سالم بشر است پیروانش را به رأفت، عاطفه، مهر، علاقه به همنوع و انسان دوستی سفارش می کند، و از قتل و کشتن انسانهای بی گناه نهی و آن را حرام و گناه نابخشودنی می داند و برایش کیفر سنگین وضع نموده، ولی در موارد که به این امر نیاز احساس شود و صلاح را در جنگ بداند و یا چاره ای غیر از آن وجود نداشته باشد، نه تنها حرام نیست و عقاب ندارد که اجر و ثواب خواهد داشت و گاهی به عنوان مسوولیت واجب و فرض می شود.
زیرا اینگونه افراد در حکم آن عضو بدن است که مبتلا به مرض سرطان گردیده که اگر قطع و نابود نگردد. و زیر چاقوی جراج قرار داده نشود، به سایر اعضاء بدن سرایت نموده آن ها را مبتلا، گرفتار و سلامت شان را از بین خواهد برد و لذا باید طبیب و دکتر دست مبتلا به سرطان را قطع کند تا تمام بدن گرفتار آن نشود، و انسانهای ناپاک، فاسد، ظالم، جانی و خائن و... که همین خاصیت را دارند اگر نابود و ریشه کن نشوند جامعه و ملت را به سقوط، تباهی و بدبختی خواهد کشید که باید به جهت سلامت جامعه، فرد یا افراد اینگونه را نابود ساخت.
و نیرویی هم که برای مقاصد و اهداف شوم و ضد انسانی بر یک کشور هجوم می برد، آزادی، امنیت و استقلال آن دولت را به خطر می اندازد و آسایش مردم را سلب می نماید نیز از همین تیپ و قماش اند، که لازم است در برابرش ایستادگی و مقاومت کنند و جواب دندان شکن دهند اگرچه منجر به کشتن و نابودی و تار و مار کردن آنها شود.
از این رو حضرت در جنگ جمل همه نیروی دشمن را جایز القتل، مباح الدم و اذن کشتن شان را امضاء می فرماید:
فوالله لو لم یصیبوا من المسلمین الا رجلا واحدا معتمدین لقتله بلا جرم جره لحل لی قتل ذلک الجیش کله، اذ حضروه فلم ینکروا، و لم یدفعوا عنه بلسان و لا بید. دع ما انهم قد قتلوا من المسلمین مثل العدة التی دخلوا بها علیهم. (155)
به خدا سوگند! اگر جز به یک نفر دست نمی یافتند و او را عمداً و بدون گناه می کشتند و قتل همه آن ها برای من حلال بود، زیرا آنها حضور داشته اند و انکار نکردند و از او نه با زبان و نه با دست دفاع ننمودند چه رسد به اینکه آنها گروهی از مسلمانان را به اندازه عده خود که با آن وارد بصره شدند به قتل رسانیدند.
اینکه حضرت چگونه به جهت قتل یک نفر، تمام لشکریان دشمن را واجب القتل می داند، شارحین نهج البلاغه در توحید و تفسیر این فرمایش امام (علیه السلام) سخن ها گفته اند:
1 - از آنجائی که همه سپاه دشمن عقیده بر مباح بودن قتل یک نفر را داشته همه شان واجب القتل می باشند.
2 - به خاطر عدم نهی از منکر لشکریان از قتل یک نفر، تمام شان واجب القتل گردیده اند.
3 - قتل یک نفر، روشنگر آن است که تمام سپاه در مقام محاربه با خدا و رسول و افساد در روی زمین است.
4 - چون بر ضد حکومت عدل اسلامی قیام نموده اند واجب القتل هستند. (156)
آری اگر بنا شود افرادی که ستم، ظلم و بی عدالتی به مستضعفین روا می دارند و تجاوز، تعدی و فساد نسبت به محرومین انجام می دهند، حقوق دیگران را پامال، آزادی دیگران را سلب و استقلال دیگران را به خطر می اندازند و حیثیت و آبروی دیگران را تهدید می کنند، به سزای اعمال شان نرسند، قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخزهم (157) (با آنها پیکار کنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات می کند و آنها را رسوا می سازد) تحقق پیدا نمی کند، به علاوه راه نجات و رهائی از چنگال اینها در همین خلاصه می شود، چون اینها در حکم دست مبتلا به سرطان و بدن سالم است که علاجش در گذشتن از دست می باشد.
پس باید هم جراح عضو فاسد بدن را قطع کند و هم ملت عضو فاسد جامعه و بشریت را به کیفرش برسانند.

آزمایش اسلحه قبل از نبرد

کارهائی که موفقیت آن بستگی و نیاز به سلامتی وسیله و ابزاری که در آن به کار گرفته می شود، دارد. مانند بی نقص بودن ماشین و هواپیما در جهت رسیدن به مقصد و سلامتی ابزار جنگی و اسلحه در میدان رزم، نیاز ضروری به آزمایش و بررسی وسیله و اسلحه خود دارند، زیرا اگر قبل از وقت استفاده امتحان و آزمایش نگردد، دچار خطرات و پیش آمدهای غیر قابل انتظار خواهند شد.
مثلاً یک راننده اگر قبل از حرکت به سوی مقصد ماشین و اتومبیل خویش را امتحان نکند و نسبت به آن بی تفاوت باشد، به هدف نخواهد رسید و در وسط راه خواهد ماند، و اگر یک خلبان، هواپیمای خود را پیش از پرواز، بازرسی و معاینه نکند در بین راه سقوط خواهد نمود.
همچنین یک رزمنده و مجاهد اگر ابزار جنگی (تفنگ، توپ، تانک و هواپیمای جنگی و...) خود را قبل از آغاز درگیری و پیش از شروع جنگ، از آن اطمینان کسب ننماید و آن را آزمایش نکند در میدان نبرد و صحنه جنگ با خوردن ضربه های کاری با شکست مواجه خواهد گشت.
از این رو لازم است رزمندگان اسلام برای اینکه گرفتار مشکلات و پیشآمدهای ناگوار نگردد اسلحه خویش را آزمایش و امتحان نمایند تا با خاطر جمعی و فارغ از هرگونه نگرانی و تشویش بر دشمن خویش هجوم برند و پوزه شان را به خاک مذلت بمالند.
امام (علیه السلام) که در عصر و زمانش تنها شمشیر به عنوان اسلحه جنگی وجود داشته حتی آن را که سلاح ساده است، سفارش به امتحان نموده، که خود بیانگر اهمیت این کار است:
و قلقوا السیوف فی اغمادها قبل سلها (158)
پیش از آنکه شمشیر را از نیام بکشید چند بار آن را تکان دهید. یعنی شمشیرتان را امتحان و آزمایش کنید تا به آسانی از نیام بیرون آید، که نکند وقت حمله و زمان جنگ معطل شوید و به زیان شما تمام گردد.
مطلبی که در رابطه با جنگ ثابت، غیر قابل انکار و جای خدشه نمی باشد، این است که در میدان نبرد هر اندازه، افسران، سربازان و رزمندگان خاطر جمع و فارغ از تشویق و نگرانی باشند، بهتر می توانند بجنگند و خوب تر از خود سرعت عمل، تحرک و فعالیت نشان دهند. یکی از تشویق ها عدم اطمینان و بی اعتمادی نسبت به ابزار جنگی است که نکند اسلحه ام خراب باشد، نشود اسلحه ام از کار بیافتد؟ و... و با توجه به پیچیدگی وسائل جنگی عصر ما اهمیت موضوع آشکار است. زیرا بارها در میدان های جنگ مشاهده گردیده که از برخی در زمان درگیری و گرما گرم جنگ تفنگش گیر کرده و تیرش را رد نکرده، در نتیجه صاحب اسلحه بر اثر نداشتن وسیله دفاع به قتل یا شهادت رسیده و یا اسیر گشته، و این اتفاق ها و قضایا که صورت می گیرد بیشتر به جهت غفلت و بی اعتنائی به ابزار جنگی است.
لذا عمده ترین راه حل که جهت جلوگیری از این پیشامد به نظر می رسد این است که قبل از آغاز جنگ و پیش از شروع درگیری، اسلحه خویش را دقیق آزمایش و بررسی کند تا از این بابت نگرانی و دلهره وجود نداشته باشد.

رعایت تاکتیک های جنگی

هر کاری علاوه بر روش انجام عمومی آن دارای رموز و ریزه کارهائی می باشد که با رعایت نمودن و عمل کردن به آن، به کار و تلاش نتیجه چند برابر و رضایت بخش خواهد بخشید.
جنگ هم از این قاعده مستثنی نیست و نیاز به رعایت تاکتیک های رزمی در میدان جنگ دارد که با اهمیت دادن به آن نیروی رزمنده قدرت و توانائی بیشتر می بخشد و سبب می گردد تا حداقل امکانات، مهمات و نفرات و با کمترین تلفات ستایش از خود بروز دهند و به پیروزی های شگفت انگیز و تعجب آور دست یابند، و انبارهای از سلاح و مهمات پیشرفته و مدرن دشمن را تبدیل به دود، خاکستر و آهن پاره کنند، و جولانگاه شان را تبدیل به گورستان شان نمایند، تا برای ابد هوس پیکار با لشکریان حق را به سر نپرورند، و برای همیشه حمله ای به رزمندگان و مبارزین اسلام را در ذهن خطور ندهند.
علاوه بر این رعایت تاکتیک های جنگی باعث تقویت روحیه سایر رزمندگان در سنگر و سلحشوران در میدان کارزار می شود.
لذا می بینیم امام علیه السلام به این مطلب بسیار عنایت داشته و همیشه اصحاب و یارانش را که در برابر فرمانش تسلیم و گام جای گامش می نهادند و در صحنه های درگیری حق و باطل حضرتش را همراهی می نمودند، سفارش و توصیه به رعایت تاکتیک های رزمی می فرمود و چگونه جنگیدن را می آموخت که برای ما نیز درس و آموختنی است:
معاشر المسلمین، استشعروا الخشیه و تجلببوا السکینه و عضوا علی النواجذ فانه انبی للسیوف عن الهام و اکملوا اللامه و قلقلوا السیوف فی اغمادها قبل سلها، والحظوا الخزر، و اطعنوا الشزر ونافحوا بالظبی و صلوا السیوف بالخطی واعملوا... (159)
ای مسلمانان! لباس زیرین را ترس از خدا (و احساس مسوولیت) و لباس روئین را، آرامش و خونسردی قرار دهید، دندان ها را بر هم بفشارید تا مقاومت شما در برابر ضربات دشمن بیشتر گردد، زره نبرد را تکمیل سازید، و پیش از آنکه شمشیر را از نیام بکشید چند بار تکان دهید.
با تندی و خشم و بی اعتنائی به دشمن نظر افکنید و به هر طرف حمله کنید: لبه تیز شمشیر را به کار ببرید، و با پیش نهادن گام، شمشیر را به دشمن برسانید و بدانید هم اکنون در حال جهاد در پیشگاه خداوند قرار دارید و با پسر عموی پیغمبر همراهید، پی درپی حمله کنید! و از فرار شرم نمائید چه اینکه فرار از جنگ، لکه ننگی است که در نسلهای آینده شما می ماند، و آتشی است در رستاخیز، از شهادت خوشحال باشید و به آسانی از آن استقبال کنید...
این بخش از سخنان امام که پیش از جنگ صفین برای رزمندگان همراهش بیان شده و آنها را توصیه و سفارش به رعایت تاکتیک های جنگی فرموده و با عبارات ساده تعبیر نموده، قابل دقت و تأمل است.
به نظر می رسد مراد حضرت از فشردن دندان عزم راسخ و اراده پولادین و مراد از پوشیدن زره غفلت نورزیدن از وسایل دفاع. و مراد از حرکت شمشیر آزمایش اسلحه و مراد از نگاه تند و خشم آلود نشان دادن استقامت و تضعیف روحیه دشمن. و مراد از چابکی و حمله به هر سو تحرک در جنگ و مراد از استقبال مرگ با آغوش باز حل کردن مسأله مرگ و پیدا کردن عشق به شهادت، و مراد از حمله برق آسا و پی درپی در دست داشتن ابتکار جنگ، است که در سایه رعایت این موارد و توکل به خدا پیروز شد.
و امام علیه السلام در خطبه دیگر در رابطه با تاکتیک های جنگی چنین بیان می دارد.
و التووا فی اطراف الرماح، فانه امور للاسنه، و غضوا الابصار فانه اربط للجاش و اسکن للقلوب، و امیتوا الا صوات فانه اطرد للفشل (160)
و در برابر نیزه ها در پیچ و خم باشید که در رد کردن نیزه دشمن موثرتر است.
زیاد به انبوه دشمن خیر نگاه نکنید تا قلب شما قوی تر و روح شما آرامتر باشد، سخن کمتر بگوئید و صداها را خاموش کنید که سستی را بهتر دور می سازد.
البته این سخنان حضرت را که به عنوان شواهد بیان می داریم بدین جهت است که روشن شود حضرت به این موضوع اهمیت قائل بوده اند و نمی خواهیم بگوئیم الان هم باید با همان سلاح ها جنگید. امام هنگامی که دوازده هزار نفر به فرماندهی زیاد ابن نصر و شریح ابن هانی به سوی شام فرستاد، در میان راه این دو فرمانده روی کیفیت و شیوه جنگ با هم اختلاف نظر پیدا کردند، که هر کدام نظر خویش را برای آن حضرت به کوفه نوشتند، که حضرت پاسخ نوشت که در بخشی از آن چنین آمده:
و لتکن مقاتلتکم من وجه واحد اوثنین واجعلوا لکم رقباء فی صیاصی الجبال و مناکب الهضاب لئلا یاتیکم العدو من مکان مخافه او امن، واعملوا ان مقدمه القوم عیونهم و عیون المقدمه طلائعهم (161)
همیشه با دشمن از یک سو و یا دو (نه بیشتر) بجنگید، مراقبانی در قله کوهها و روی تپه ها و بلندی ها قرار دهید! مبادا دشمن از جائی که محل خطر و یا مورد اطمینان است ناگهان به شما حمله کند.
آگاه باشید! مقدمه لشکر چشم های لشکرند، و چشم های مقدمه طلایه ها و پیشاهنگانند.
حضرت در این کلماتش سفارش می فرماید که: از هر طرف هجوم مبرید که سبب ضعف شما می گردد. لذا مشاهده می شود که یکی از تاکتیک ها جهت تضعیف و پراکنده نمودن نیروی دشمن این است که: در شدت جنگ نیرویی سراغ مناطق که دشمن از نظر استحکامات دفاعی ضعیف و ناتوان است می رود، تا بدین وسیله دشمن را وادار نماید تا مقداری از نیروی آرایش داده اش را از جبهه سر و سامان یافته و نیرومند، کاهش داده و به جبهه جدید، انتقال و آن را تقویت نماید، و بعد حضرت توصیه می نماید: در تپه ها و در جاهایی که احتمال هجوم از آن سو وجود دارد و در جاهائی که احتمال حمله دشمن را از آنجا نمی دهید دیدبان بگذارید.
امام علیه السلام در فرصت و مورد دیگر به یارانش مطلبی را که در خطبه 124 بیان داشته تکرار و تاکید می فرماید:
آمیتوا الاصوات فانه اطرد للفشل (162)
صدای خود را در سینه ها خفه کنید که این در بیرون راندن سستی نقش مهمی دارد.
اگر چه عوامل پیروزی در جنگ را نمی توان به یک عامل و چند عامل منحصر کرد، اما یکی از عوامل بسیار مهم در پیروزی، در کنار سایر عامل های مهم، رعایت و عمل به اصول، ضابطه و مقررات جنگی و به اصطلاح تاکتیک های جنگی است، زیرا یک رزمنده هر مقدار شجاع، دلیر، متدین، و ورزیده و از سلاح کافی برخورد باشد، ولی به فنون جنگی و چگونه جنگیدن بی اعتنا و بی تفاوت باشد، رسیدن به پیروزی (بدون امداد غیبی) برایش مشکل است.