فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

گروه بندی زمان حمله

یکی از اموری که رعایت آن در میدان جنگ بسیار لازم و مهم است، نظم، ترتیب و صف بندی نیروهای رزمنده در هنگام حمله و آغاز تهاجم است.
چه در جنگ چریکی (پارتیزانی) که به صورت دسته های چند نفری به آنها وظیفه داده می شود که هر دسته ای مسوولیت یک عملیات را به عهده دارد که گروهی با دشمن تیراندازی و دشمن را مصروف و مشغول می نماید تا گروهی دیگر پیشروی نماید و خود را به هدف برساند، یا در شیوه ها و تاکتیک های دیگر.
و چه در جنگ های کلاسیک و منظم که ارتش، نیروی دشمن را سنجیده و مطالعه نموده، طبق آن نقشه می ریزد و روی برنامه می جنگند که: صفوف لشکر منظم و گروه بندی شده، وظیفه ها مشخص و معین، کیفیت و جاهای آغاز حمله معلوم که چگونه و کدام نیرو، خط مقدم قرار و هجوم را آغاز و خط شکن که گاهی به گروه ضربتی یا گروه حمله تعبیر می کنند، باشند، زیرا نیروئی که قدرت حمله را به اندازه کافی داشته باشد صف مقدم قرار داده می شود، و کدام دسته مسؤول پیشروی و کدام تیپ، آنها را پشتیبانی و یاری کند و کدام تیپ مسؤول رسیدگی نیازمندیهای آنها و...زیرا نظم به کارها سرعت می بخشد و به نیروهای رزمنده و روحیه و امید می دهد چون هر اندازه خود در وظیفه محوله به خودش موفق شود، خاطر جمع است، لااقل همین اندازه بقیه همرزمانش موفق اند. یا اگر هم خودش کاری نتواند امیدوار است که این مشکلات و موانع برای دیگران پیش نیامده و بقیه توانسته اند به مواضع تعیین شده ضربه وارد سازند. لذا امام علیه السلام با اشاره به این مطلب می فرماید:
فقدموا الدارع و اخروا الحاسر، و عضوا علی الا ضراس فانه انبی للسیوف عن الهام (151)
آنها را که زره به تن دارند پیشاپیش قرار دهید و آنها که زره ندارند پشت سر آنها قرار گیرند؛ دندان ها را روی هم فشار دهید که این کار تأثیر شمشیر را بر سر کمتر می کند.
یعنی نیروئی که قدرت و توانائی حمله را به حد کافی داشته و از وسایل که بتواند ضربات دشمن را خنثی و بی اثر نماید، برخوردار باشد، صف مقدم قرار دهید.
اگر هنگام حمله و زمان آغاز یورش بر دشمن، نظم و گروه بندی وجود نداشته باشد، و تاکتیک و اصول جنگی رعایت نشود، و هر کس به دل خواه و طبق سلیقه خود به نحوی و از موضعی هجوم و حمله را بدون هماهنگی شروع نماید، غیر از درد سر، و دادن تلفات چیز دیگری نصیب شان نمی گردد، زیرا جنگ هم مانند سایر امور و کارها، رسیدن به هدف و پیروزی در آن بستگی به رعایت ضابطه هایش دارد.
لذا مشاهده می نمائیم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قبل از آغاز جنگ بدر پس از تنظیم و صف بندی لشکریانش خطاب به آنها می فرماید:
صفوف تان را نشکنید و پایدار باشید، شروع به جنگ نکنید تا اینکه دستور من صادر شود، مادامی که دشمن در تیررس شما نیست، تیرهای خود را بیهوده مصرف نکنید و...(152)

انتخاب زمان آغاز جنگ

هر عملی که از روی مطالعه، بررسی و دقت کافی انجام گیرد، جوانب قضیه حسابی و اساسی سنجیده شود، در مسائل ریز و ظریف آن به اندازه ای لازم بیاندیشد، وقت و موقع عمل را درست ارزیابی و رعایت کند - شناخت وقت عمل، کار ساده و آسان نیست - اثر مطلوب و نتیجه ای سودمند و چشم گیر خواهد بخشید و به عمل رونق دیگر خواهد داد.
یکی از چنین موارد که دقت در موقع آن لازم و سودمند است، مسأله ای دقت در انتخاب زمان آغاز جنگ می باشد زیرا مسلم و ثابت است و تجربه نشان داده که عمل به موقع، آغاز جنگ در زمان مناسب، نتیجه اش بیشتر، پیشروی و موفقیتش زیادتر و بازده اش افزون تر از وقت و فرصت دیگر است. چون ممکن است با رعایت زمان حمله دشمن را در خواب غفلت یا عدم آمادگی تسلیحاتی، یا در موضع ضعف نیروی انسانی غافل گیر و بدین وسیله بدون دادن تلفات و خسارات مالی و جانی و تسلیحاتی، برای دشمن شکست، ذلت و خواری را قطعی و حتمی کند. لذا مشاهده کی فرمائید امام علیه السلام به این موضوع اهمیت می دهد:
لو امکنت الفرص من رقابها لسارعت الیها، و ساجهد فی ان اطهر الارض من هذا الشخص المعکوس و الجسم المرکوس (153)
اگر فرصت دست دهد و زمانش فرا رسد که بتوانم آن را مهار کنم به سرعت به سوی آنان خواهم شتافت، و به زودی تلاش خواهم کرد که زمین را از این شخص وارونه! و این جسم کج اندیش (معاویه) پاک سازم.
چنانچه اگر حمله و هجوم در زمان و فرصت مناسب انجام پذیرد، در مرحله اول، نیروی دشمن را پراکنده و متفرق می سازد و دشمن را در موقعیتی قرار می دهد که قدرت و توان دفاع و تاب مقاومت را از وی سلب می کند و دچار حالت سردرگمی می شود که نمی داند چه کند؟ و چه عکس العمل نشان دهد؟ که گاهی اقدام به حرکتهای ناشیانه می نماید که نتیجه نمی بخشد.
یکی از بهترین جنگهائی که مصر و سوریه با اسرائیل نمودند و ضربه ای اساسی بر اسرائیل وارد کردند، جنگ رمضان (مهر 1352 رمضان 1393) و به تعبیر خودشان بدر دوم است. که جنگ اکتبر به نام ماه مسیحی هم یاد می گردد.
آنگونه که نوشته اند: یکی از مسائل که بسیار روی آن دقت و عنایت گردید و به آن زیاد اهمیت داده شد، زمان حمله بود، و طوری برنامه را طرح نمودند که زمان حمله، روز تعطیلی رسمی، ایام که دریا از نظر جزر و مد متوسط و نور ماه برای اجرای عملیات شبانه مناسب باشد. (154)
لذا روز کیپور را که یکی از ایام مذهبی بزرگ یهودیان و تعطیل است و دهم ماه رمضان را که نور ماه خوب است، برگزیدند و مسلم است رعایت این مسأله در آن پیروزی عظیم نقش بسیار و چشم گیر داشته است.

اذن کشتن دشمن

اسلام که آورنده اش اشرف مخلوقات و خاتم پیامبران، و خود ناسخ ادیان، جامع ترین دین و کامل ترین آئین که الهام گرفته از سرچشمه وحی و مطابق با فطرت سالم بشر است پیروانش را به رأفت، عاطفه، مهر، علاقه به همنوع و انسان دوستی سفارش می کند، و از قتل و کشتن انسانهای بی گناه نهی و آن را حرام و گناه نابخشودنی می داند و برایش کیفر سنگین وضع نموده، ولی در موارد که به این امر نیاز احساس شود و صلاح را در جنگ بداند و یا چاره ای غیر از آن وجود نداشته باشد، نه تنها حرام نیست و عقاب ندارد که اجر و ثواب خواهد داشت و گاهی به عنوان مسوولیت واجب و فرض می شود.
زیرا اینگونه افراد در حکم آن عضو بدن است که مبتلا به مرض سرطان گردیده که اگر قطع و نابود نگردد. و زیر چاقوی جراج قرار داده نشود، به سایر اعضاء بدن سرایت نموده آن ها را مبتلا، گرفتار و سلامت شان را از بین خواهد برد و لذا باید طبیب و دکتر دست مبتلا به سرطان را قطع کند تا تمام بدن گرفتار آن نشود، و انسانهای ناپاک، فاسد، ظالم، جانی و خائن و... که همین خاصیت را دارند اگر نابود و ریشه کن نشوند جامعه و ملت را به سقوط، تباهی و بدبختی خواهد کشید که باید به جهت سلامت جامعه، فرد یا افراد اینگونه را نابود ساخت.
و نیرویی هم که برای مقاصد و اهداف شوم و ضد انسانی بر یک کشور هجوم می برد، آزادی، امنیت و استقلال آن دولت را به خطر می اندازد و آسایش مردم را سلب می نماید نیز از همین تیپ و قماش اند، که لازم است در برابرش ایستادگی و مقاومت کنند و جواب دندان شکن دهند اگرچه منجر به کشتن و نابودی و تار و مار کردن آنها شود.
از این رو حضرت در جنگ جمل همه نیروی دشمن را جایز القتل، مباح الدم و اذن کشتن شان را امضاء می فرماید:
فوالله لو لم یصیبوا من المسلمین الا رجلا واحدا معتمدین لقتله بلا جرم جره لحل لی قتل ذلک الجیش کله، اذ حضروه فلم ینکروا، و لم یدفعوا عنه بلسان و لا بید. دع ما انهم قد قتلوا من المسلمین مثل العدة التی دخلوا بها علیهم. (155)
به خدا سوگند! اگر جز به یک نفر دست نمی یافتند و او را عمداً و بدون گناه می کشتند و قتل همه آن ها برای من حلال بود، زیرا آنها حضور داشته اند و انکار نکردند و از او نه با زبان و نه با دست دفاع ننمودند چه رسد به اینکه آنها گروهی از مسلمانان را به اندازه عده خود که با آن وارد بصره شدند به قتل رسانیدند.
اینکه حضرت چگونه به جهت قتل یک نفر، تمام لشکریان دشمن را واجب القتل می داند، شارحین نهج البلاغه در توحید و تفسیر این فرمایش امام (علیه السلام) سخن ها گفته اند:
1 - از آنجائی که همه سپاه دشمن عقیده بر مباح بودن قتل یک نفر را داشته همه شان واجب القتل می باشند.
2 - به خاطر عدم نهی از منکر لشکریان از قتل یک نفر، تمام شان واجب القتل گردیده اند.
3 - قتل یک نفر، روشنگر آن است که تمام سپاه در مقام محاربه با خدا و رسول و افساد در روی زمین است.
4 - چون بر ضد حکومت عدل اسلامی قیام نموده اند واجب القتل هستند. (156)
آری اگر بنا شود افرادی که ستم، ظلم و بی عدالتی به مستضعفین روا می دارند و تجاوز، تعدی و فساد نسبت به محرومین انجام می دهند، حقوق دیگران را پامال، آزادی دیگران را سلب و استقلال دیگران را به خطر می اندازند و حیثیت و آبروی دیگران را تهدید می کنند، به سزای اعمال شان نرسند، قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخزهم (157) (با آنها پیکار کنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات می کند و آنها را رسوا می سازد) تحقق پیدا نمی کند، به علاوه راه نجات و رهائی از چنگال اینها در همین خلاصه می شود، چون اینها در حکم دست مبتلا به سرطان و بدن سالم است که علاجش در گذشتن از دست می باشد.
پس باید هم جراح عضو فاسد بدن را قطع کند و هم ملت عضو فاسد جامعه و بشریت را به کیفرش برسانند.