فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

اهمیت دادن به وسایل جنگی

جنگی که اسلام آن را تجویز و امضاء کرده، صحنه از بین بردن نیروی باطل و ریشه کن نمودن ستم و فساد، میدان پایان دادن به حیات ننگین جنایت کاران زورگو، و خاتمه بخشیدن به زندگی متجاوزین و اشغال گران ستم پیشه، عرصه به اثبات رساندن ایثار، شجاعت، مقاومت و فدا شدن در راه هدف و آرمان مقدس است، که زندگی جز عقیده و جهاد در راه آن نیست.
جهاد اسلامی تلاش در جهت به اجرا در آوردن عدالت، قسط و داد و به نمایش گذاشتن قدرت ایمان است که قوی ترین و نیرومندترین سلاح مجاهد مسلمان می باشد که به وسیله آن حماسه ها می آفریند، و هیچ سلاحی آن توان و قدرت را ندارد.
در چنین میدان مهم و سرنوشت آفرین که انسان های مقاوم، سلحشور و با ایمان وجود دارد، نباید اهمیت داشتن تجهیزات جنگی و ابزار رزمی را فراموش کرد و توانبخشی و کاربرد سلاح های مدرن و پیشرفته را نادیده گرفت و در جمع آوری و تهیه آن کوتاهی و بی اعتنائی نمود، که هر یک اثر و خاصیت به خصوص دارد و حتماً در میدان نبرد و صحنه پیکار، از شخص با سلاح بی ایمان، و از مؤمن تهی دست از سلاح، چنانچه باید، کاری ساخته نیست و در جمع هر دو (ایمان و سلاح) است که پیروزی ها می آفرینند و افتخارات به ارمغان می آورند.
اسلام به آن بسیار عنایت دارد و آیه که بیان شد گویای این مطلب است:
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل (137)
در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از نیرو و قدرت آماده و مهیا سازید (و نیز) اسب های ورزیده (برای میدان نبرد).
در آیه کلمه ما استطعتم و واژه قوه نکرده است که انواع وسائل جنگی و سلاح های مدرن و پیشرفته هر عصر و دوره را شامل می گردد. و از این رو هنگامی که به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در ایام جنگ حنین خبر دادند که سلاح تازه و موثری در یمن اختراع شده است، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فوراً کسانی را به یمن فرستاد تا از آن سلاح برای ارتش اسلام تهیه کنند. (138)
و روی این مبنا علی علیه السلام قبل از حرکت به سوی جنگ نهروان، سربازانش را امر به آماده ساختن ابزار و مهمات جنگی می نماید:
فخذوا للحرب اهبتها و اعدوا لها عدتها فقد شب لظاها و علا سناها (139)
شما آماده پیکار شوید و ساز و برگ آن را فراهم سازید که آتش آن زبانه کشیده و شعله های آن بالا گرفته است.
این آیه و عمل رسول اکرم و فرمایش امام علیه السلام، ضمن اینکه می رساند که می خواهند مسلمانان توانا، نیرومند و قوی باشند، به اهمیت دادن و توجه نمودن به تهیه وسائل و ابزار جنگی و مجهز شدن به سلاح روز سفارش می نمایند، تا در سایه قدرت ایمان و برخوردار از سلاح های مدرن و پیشرفته بتوانند پوزه مخالف و متجاوز را به خاک زنند و چنان درس عبرت بدهند تا نه تنها دیگران هوس بیجا و نادرست را نکنند که از ترس، خواب در چشمانشان نیاید و از خوف، خوش آمد گویی مسلمین گردند، زیرا دین اسلام آئین عزت آور و عزیز پرور است.

نقش اطلاعات در جنگ

در هر زمینه و پیرامون هر وضع اگر از روی علم و آگاهی اقدامی صورت پذیرد ، خالی از نقص و عیب خواهد بود، زیرا از لانه معلومات و اطلاعات رهنمائی و راه گشایی است.
در جنگ نیز از مهمترین کارها که قبل از آغاز جنگ باید به آن اهمیت داد عبارتند از:
1 - به دست آوردن اطلاعات کافی از کمیت، کیفیت، وضعیت و آمادگی رزمی نیروها، حالات روانی و کارایی فرماندهان مقدار و انواع اسلحه و ابزار جنگ و... از دشمن است، طبق آن باید برنامه و طرح ریخت و اقدام کرد.
2 - شناخت و آشنائی از محیط و مناطق جنگی، تا در موقع و زمان جنگ یک رزمنده درست با منطقه آشنا و به راه و جاده اصلی و فرعی، تپه ها، دره ها و سایر پیچ و خم محیط و پناه گاه ها و... وارد باشد تا بتواند در موقع فرار دشمن، ردیابی و تعقیب یا هنگام شکست، خود را نجات دهد.
این مطلب مسأله تازه نیست بسیار ریشه تاریخی دارد، فیلسوف اخلاقی مشهور چین سان نسو در قرن ششم قبل از میلاد راجع به اهمیت اطلاعات نوشته:
آنچه که به یک فرمانروای عاقل و دانا و یک فرمانده نظامی اجازه می دهد که به فتح و پیروزی نائل شود و غایت مقصود را در آغوش بگیرد آن است که درباره حوادث احتمالی آینده کاملاً شناسائی و اطلاع داشته باشد. (140)
بعد وقتی که جنگ ها را بررسی می نمائیم، می یابیم در بیشتر پیروزی ها و شکست ها اطلاعات و عدمش نقش و سهم داشته است.
در حمله آلمان ها به لهستان اسناد به دست آمده نشان می دهد که آلمانی ها به تربیت یک عده از مردان و زنان جاسوس و ستون پنجم زبردست اقدام نمودند و آنها را زبان لهستانی آموزش دادند و به لهستان فرستادند تا توسط آنها اطلاعات به دست آورند، که راز موفقیت شان در همین بوده.
یکی از کارهای جاسوسان آلمانی، علاوه بر دادن گزارش به آلمان، هدایت آلمانی ها در زمان حمله به لهستان تحت عنوان راننده تراکتور و کشاورز بوده که به وسیله تراکتورها نقشه هائی در مزارع جهت رهنمائی هواپیماهای آلمان می کشیده اند.
خلبانان هواپیماهای آلمان که می دیدند دائره خالی رسم کرده می دانستند که باید آنجا را بمباران کنند.
اگر علامت ضرب در را در دائره می یافتند می فهمیدند معنی اش این است که ستون پنجم در این نقطه کمین گرفته است.
در زمینی که مربع دائره دار رسم کرده بود هواپیمای آلمانی (شاید هلیکوپتر بوده) می توانستند با اطمینان فرود آیند، و رمز و علامت های دیگر. (141)
همچنین کسانی که جنگ سوم اعراب و اسرائیل را که منجر به شکست اعراب گردید ارزیابی و بررسی نموده اند، علل پیروزی اسرائیل را:
1 - برتری هوائی
2 - برتری اطلاعات (استراتژیکی و خبری)
3 - روحیه قوی ارتش، دانسته اند.
راجع به اطلاعات، مدت چهارده سال مامورین اطلاعات اسرائیل در مصر رخنه کرده بود و از تمام خصوصیاتش آگاه بود. و مهم تر آنکه مامورین اطلاعات اسرائیل (شین بت) موفق شدند که یک خلبان عراقی را خریده و او با هواپیمای میگ 21 ساخت شوروی خود از فرودگاه الرشید بغداد پرواز و به تل آویو پناهنده شد. اسرائیلی ها توانستند با شناسائی کامل جنگنده میگ و اطلاع به نقاط ضعف آن پی برند. (142)
شاهد دیگر بر نقش اطلاعات، وجود همین سازمان ها و شبکه های جاسوسی کشورها با این طول و عرض است. مانند سیا در آمریکا کا. گ. ب در شوروی، انتلیجنت سرویس در انگلیس و موساد در اسرائیل و... که چه اندازه پول ها صرف می گردد. به طور مثال: سازمان سیا در چند سال قبل تنها در واشنگتن پایتخت آمریکا ده هزار عضو داشته، افرادی تربیت کرده که به 23 زبان حرف می زنند، دانشمندان را خریده اند که در رشته های گوناگون دارای تخصص هستند. وسعت این شبکه جاسوسی را شما می توانید از بودجه آن به دست آورید، در سال 1961 (حدود 25 سال قبل) بودجه یک ساله سیا یک میلیارد (000/000/1000) دلار پرداخت شده، در حالی که بودجه وزارت خارجه آمریکا 250 میلیون دلار بوده است. (143)
بعد می رویم تا دیدگاه اسلام را به دست آوریم، می بینیم در صدر اسلام پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله) راجع به این موضوع بسیار اهمیت قائل بوده، عده ای را موظف داشتند تا از تصمیمات و کارهای دشمن اطلاعاتی جمع آوری کنند، و در جنگ ها طبق اطلاعات رسیده و ارزیابی وضع دشمن، طرح و برنامه می ریختند.
در جنگ بدر اولین اقدامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود، چند نفر را برای کسب اطلاع از خط و مسیر کاروان دشمن و تعداد نفراتی که حفاظت کاروان را به عهده دارند، اعزام کردند، و بعد آنها گزارش ها تهیه نمودند که کاروان بزرگی است و سرپرست آن ابوسفیان و تعداد چهل نفر پاسبانی آن را به عهده دارند و هزار شتر مال التجاره حمل می نمایند.
بعد چون دشمن متوجه بود، نیرو و از مکه خواست و... لشکر اسلام رفت و در موضع مناسب قرار گرفت، و دسته هائی مجدد برای کسب اطلاع از قریش و کاروان، پراکنده شدند:
الف: خود پیامبر با یک سر باز دلاور مسافتی رفتند و بر رئیس قبیله ای وارد شدند و به او گفتند: از قریش و محمد و یاران چه اطلاعی دارید؟ گفت: به من گزارش داده اند که محمد و یاران او چنین روزی از مدینه حرکت کرده اند، اگر گزارش دهنده راستگو باشد، اکنون او و یارانش در چنین نقطه ای هستند (اشاره کرد به همان موضع لشکریان اسلام) و نیز خبر داده اند که قریش در فلان روز از مکه حرکت کرده است. اگر گزارش رسیده صحیح باشد ناچار اکنون در فلان نقطه هستند (محل استقرار لشکریان قریش را اشاره کرد).
ب: یک گروه گشتی به فرماندهی علی علیه السلام کنار آب بدر رفتند تا اطلاعات بیشتری به دست آوردند، که به شتر آبکشی با دو غلام که متعلق به قریش بودند برخورد و هر دو را دستگیر و به محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آوردند و از آنها تحقیقات نمودند.
ج: دو نفر مامور شدند تا وارد دهکده بدر شوند، به بهانه تشنگی کنار چاه رفتند دیدند دو نفر زن، یکی به دیگری می گوید: چرا قرض و بدهی خود را نمی پردازی؟ دیگری پاسخ می دهد: فردا یا پس فردا کاروان می رسد و من برای آنها کار می کنم سپس بدهی خود را ادا می نمایم. (144)
همچنین در جنگ احد که اگر نبود گزارشات گزارش گر پیامبر عمویش عباس، مشترکین، مسلمین را غافل گیر می ساختند.
و در جنگ احزاب (خندق) نیز مشاهده می نمائیم که مامورین زبر دست رسول خدا که به اطراف کی گشتند تا از اوضاع آگاه گردند، اطلاع و خبر دادند که: اتحادیه نظامی قوی و نیرومندی بر ضد اسلام تشکیل شده و در روز معینی حرکت می نمایند.
و بدین وسیله پیامبر بزرگ اسلام اطلاعات به دست می آوردند و به آن تا این حد اهمیت قائل بودند.
سرانجام سری به نهج البلاغه می زنیم مشاهده می کنیم که آن حضرت در میدان های جنگ: در دستور العمل هائی به فرماندهان و... روی این مسأله تأکید و سفارش می فرماید و با اشاره و رمز (شاید به جهت آگاه نشدن دشمن با صراحت بیان نفرموده اند) اهمیت آن را بیان می دارند و در خطبه ای که برای تشویق و ترغیب یارانش به جهاد، نزدیکی خویش را به پیامبر و حقانیت را، و روش در پیش گرفته اش را بازگو می نماید، آنگاه دوستانش را به جنگ آگاهانه و توام با دقت امر می فرماید:
فانفذوا علی بصائرکم (145)
با بینش خویش به سوی جهاد شتاب کنید.
در مورد دیگر پس از شهادت رسیدن مالک اشتر حضرت نامه به محمد بن ابی بکر می فرستد و او را برای بار دوم استاندار مصر تعیین می نماید، در ضمن به حرکت به سوی دشمن از روی آگاهی سفارش می فرماید:
فاصحر لعدوک و امض علی بصیرتک (146)
جهت مبارزه با دشمن طبق بصیرت و فهمت حرکت کن.
و در نامه دیگری که به عثمان ابن حنیف حاکم و فرماندار بصره مرقوم می دارد به جهت شرکت وی در مهمانی اشرافی او را نکوهش می نماید. در قسمت آخر نامه راجع به معاویه می نویسد: اگر فرصت مناسب شد وی را به حسابش می رسد و چنین می فرماید:
و لو امکنت الفرض من رقابها لسارعت الیها (147)
اگر فرصت دست دهد که بتوانم آن را مهار کنم به سرعت به سوی آنان خواهم شتافت.
همین جمله امام علیه السلام گویای این مطلب است که حضرت اطلاعات کافی از حال دشمن در اختیار داشته و وضعیت دشمن را می دانسته و دنبال فرصت مناسب بوده.
و در نامه ای به فرماندارش در شهر مکه می نویسد:
اما بعد فان عینی - بالمغرب کتب الی یعلمنی انه وجه الی الموسم اناس من اهل الشام... فاقم علی ما فی یدیک قیام الحازم الصلیب (148)
اما بعد! مامور اطلاعات من در مغرب (شام) برایم نوشته و مرا آگاه ساخته که گروهی از مردم شام به سوی حج گسیل داشته شده اند....
بنابراین آنچه در اختیار داری سخت قیام کن! قیام شخصی دور اندیش و نیرومند.
بعضی مانند ابن ابی الحدید نوشته که: معاویه گروهی را به مکه فرستاده بود تا مخفیانه مردم را به همکاری با او فرا بخواند و با شایعه پراکنی و بر چسب زدن های به علی علیه السلام، ملت را از حمایت نمودن حضرت، باز دارند.
و برخی نوشته که: معاویه نیروی مسلحی، متشکل از سه هزار نفر را به مکه اعزام داشت، تا زیر پوشش انجام مراسم حج، فرماندار امیرالمومنین علیه السلام را بر کنار نمایند و از مردم برای معاویه بیعت گیرند و...
که امام علیه السلام با آگاه شدن از نقشه و توطئه معاویه، فرماندار مکه را مطلع می نماید. (149)
تا حدودی روشن گردید که مسأله اطلاعات چه اندازه از اهمیت برخوردار و تا چه حد در جنگ نقش دارد و چه مقدار راه گشا و مؤثر می باشد.

انتخاب موضع جنگ

موضوع دیگری که در رابطه با جنگ مطرح و از اهمیت زیاد برخوردار و در جابجائی مهمات و نقل و انتقال نیرو، میزان خسارات و تلفات، مقدار لطمه خوردن و لطمه زدن و حتی در شکست و پیروزی نقش دارد، مسأله انتخاب موضع جنگ است.
زیرا موضع مناسب برای جنگ (به اصطلاح منطقه استراتژیکی و سوق الجیشی) می تواند در جلوگیری از تحرک، عملیات و قدر نمائی دشمن، و در استتار و امنیت قرار دادن از ضربه آن مؤثر باشد، یا طرف دیگر قضیه:
موضع جنگ می تواند در حرکت بخشیدن به سوی مقصد، سوق دادن به طرف آرمان و رساندن به هدف، کمک کننده خوب و بی خرج باشد. می تواند برای تجدید قوا و آوردن نیروی تازه نفس و رساندن مهمات، مفید باشد.
با توجه به این مطلب و فوائد و ثمرات دیگری که بر آن مترتب است امام علیه السلام به آن توصیه و سفارش می فرماید که:
فاذا نزلتم بعدو، او نزل بکم فلیکن معسکر کم فی قبل الا شراف او سفاح الجبال او اثناء الانهار، کیما یکون لکم ردءاً و دونکم مرداً... و ایاکم و التفریق، فاذا نزلتم فانزلوا جمیعاً، و اذا ارتحلتم فارتحلوا جمیعاً، و اذا غشیکم اللیل فاجعلوا الرماح کفه، و لا تذوقوا النوم الا غراراً او مضمضه (150)
هرگاه به دشمن رسیدید و یا او به سراغ شما آمد، لشکرگاه خویش را در پیش تپه ها و خاکریزها، و یا دامنه کوهها، و یا در کنار نهرها و رودخانه ها قرار دهید که این وسیله حفاظت و ایمنی شما است، و از پیش رو بهتر می توانید به دفاع پردازید...
از تفرقه و پراکندگی سخت بر حذر باشید، هر کجا فرود آمدید همه با هم فرود آئید، و هرگاه کوچ کردید همه کوچ کنید؛ آنگاه که شب پرده سیاهش را بر شما افکند نیزه داران با نیزه ها دائره ای اطراف لشکر به وجود آورند و خود در میان آنها استراحت کنید، اما خوابتان باید بسیار سبک و کوتاه باشد همچون شخصی که آب را جرعه جرعه می نوشد و یا مضمضه می کند.
لذا در تمام جنگ ها مشاهده گردید که دو طرف درگیر همیشه در تلاش و کوشش بوده اند تا از نظر موضع جنگ و به اصطلاح استراتژیک، جای بهتر و مناسب تر را به دست آورند تا برای رسیدن به اهداف شان کمک و مؤثر باشد که بتوانند با تلفات و خسارات اندک بر دشمن غالب گردند یا سریع تر دشمن را از پا درآورند، زیرا این مسأله ثابت است که چنانچه دو طرف جنگ از تمام جهات مساوی باشند تنها یکی از نظر سوق الجیشی در موقعیت بهتر قرار داشته باشد حتماً پیروزی با آن است که موضع خوبتر را در اختیار دارد.