فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

خطر مشترک:

مثلاً ما با پدر، در ستیزیم و شما با پسر درگیری دارید که چنانچه آنها سلطه پیدا کنند هر دوی ما را نابود خواهند کرد. پس اگر چه هدف ما مشترک نیست چون ما دشمن پدر و آن را ریشه اصلی تباهی می دانیم و هدفمان از بین بردن آن است و شما مخالفت پسر و در پی نابودی آن می باشید. همچنین دشمن مشترک نیست چون یکی دشمن پدر و دیگری دشمن پسر هستیم، ولی خطر مشترک ما را تهدید می کند که اگر ما دست به دست هم ندهیم و اختلافات را کنار نگذاریم آنها دست به دست هم داده دمار از روزگار ما خواهند کشید، و لذا خطر مشترک در پیش داریم.
پس با این ملاک ها می توان توافق، تفاهم و هماهنگی در جبهات مبارزه به وجود آورد و نیروها را علیه دشمن متمرکز، بسیج و هم سو کرد.

عوامل اختلاف:

با روشن شدن ضرورت وحدت در تمام صحنه ها، به خصوص در میدان جنگ و بیان ملاک آن، سزاوار است عوامل اختلاف را بدانیم تا با شناخت آن از لطمه وارد شدن به وحدت و هماهنگی پیش گیری شود، و از بروز نفاق باز دارد.
امام علیه السلام عوامل مهم اختلاف و آشوب را در سه بخش خلاصه می نماید:
1 - دنبال هوای نفس رفتن
2 - بر خلاف دستور خدا حکم صادر کردن
3 - حاکمیت افراد ناشایسته
انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع، و احکام تبتدع، یخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجال رجالاً علی غیر دین الله (118)
همواره آغاز پیدایش فتنه ها، پیروی از هوس های آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی است، احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد، و جمعی بر خلاف آئین حق به حمایت از آن بر می خیزند. و نیز آن حضرت در خطبه دیگر، با اشاره به همین مطلب، سرچشمه بروز اختلاف نیت های ناپاک را بیان می دارد تا پیروان راستین آن حضرت که از این مسأله رنج می برند، با شناخت عامل به وجود آورنده نفاق، با آن به مبارزه برخیزند:
و انما انتم اخوان علی دین الله، ما فرق بینکم الا خبث السرائر، و سوء الضمائر فلا توازرون، و لا تنا صحون و لا تباذلون و لا توادون (119)
شما همه از نظر دین خدا برادرید، چیزی جز زشتی درون و سوءنیت شما را از هم پراکنده نکرده، نه به یکدیگر کمک می کنید، و نه همدیگر را نصیحت، نه به هم بذل و بخششی دارید و نه به یکدیگر مهر و محبت می ورزید.
و در جای دیگر می فرماید:
اباکم و الخلاف فانه مروق (تحف العقول ترجمه آقای جنتی، ص 110) از اختلاف بپرهیزید که باعث بیرون رفتن از دین است.
یعنی در جایی که دستور شرع و اسلام، وحدت و هماهنگی است، سرپیچی از آن، هنگامی صورت می گیرد که به برنامه دینی اهمیت قائل نباشد، و در نتیجه این بی اعتنائی به دستور شرع باعث می شود که از دین خارج گردد.
دنبال هوای نفس رفتن در ضربه وارد کردن به هماهنگی و ایجاد اختلاف آن قدر نقش دارد که قرآن می فرماید:
و لو اتبع الحق اهواء هم لفسدت السموات و الارض و من فیهن (120)
و اگر حق از هوای نفس و هوس های آنها پیروی کند آسمانها و زمین و تمام کسانی که در آنها هستند تباه می شوند.
در حقیقت، بر خلاف حق حکم صادر کردن و حاکمیت افراد نالایق و نااهل نیز برگشتش به پیروی و متابعت از هوای نفس است.

جنگ راه رسیدن به هوی و هوس نباشد

با بحثی اگر چه کوتاه و فشرده در زمینه هدف داشتن جنگ معلوم گردید که ارزش جنگ بستگی به هدف آن، و عظمت مبارزه مربوط به نیت آن است، که اگر به جهت هوای نفس، جایگزین نمودن باطل، رسیدن به مقام، سلطه بر دیگران... به دست آوردن مدال افتخار و گسترش خاک و از این قبیل باشد، نه تنها ارزش و اهمیت ندارد که ستم ظلم و جنایت محسوب می شوند.
لذا می بینیم افرادی یک عمر می جنگند، تلاش می نمایند، شب و روز، گرما و سرما نمی شناسند. و در عین حال به عنوان انسان های جانی و ظالم در تاریخ ثبت می گردند، زیرا برای هوای نفسی بوده و انسان هایی هم مشاهده می گردد که تنها چند صباحی یا چند ساعتی می رزمند ولی در تاریخ به عنوان انسان های فداکار، ایثارگر، مبارز و انقلابی به شمار می آیند و برای دیگران الگو، اسوه، نمونه و سرمشق قرار می گیرند، چون برای خدا و فی سبیل الله جنگیده اند و هدفشان رهائی از چنگال ستمگران و حاکمیت قانون الله بوده است.
و بدین جهت است که امام علیه السلام از جنگ برای رسیدن به خواسته های نفسانی و اهداف ناشی از خود خواهی، نهی می دارد:
و لا تحرکوا باید کم و سیوفکم فی هوی السنتکم، و لا تستعجلوا بما یعجله الله لکم (121) شمیرهای تان را در راه هوا و هوس و کلماتی که از زبان تان بیرون می آید به کار نیندازید.
یعنی وقتی اسلحه به دست می گیرید و می جنگید سعی کنید با فرمان الهی آغازگر باشید و در محدوده فرمان الهی از سلاح و ابزار جنگی تان استفاده کنید، بی خود شمشیرتان را به کار نبرید و بی مورد کسی را به قتل نرسانید، نکند هوای نفس، حب ریاست، عشق به مقام، ترفیع رتبه، علاقه بیش از حد به کشور و ملت، امید به دست آوردن غنیمت و یا غرور قدرت بر شما حاکم باشد و هر چه بخواهید انجام دهید و هر عمل دل تان خواست مرتکب شوید و خدا را فراموش و مقررات اسلام را زیر پا کنید.
و لذا مشاهده می گردد که همیشه امام امت خمینی کبیر، قوای مسلح را در جنگ با رژیم عراق، به رعایت معیارهای اسلامی و ضابطه های انسانی تأکید می فرماید:
شما ارتشیان، پاسداران، بسیج، ژاندارمری، شهربانی و تمامی نیروهای مردمی مسلح و تمامی مردمی که جانتان را برای اسلام و ایران فدا می کنید به هوش باشید که اسلام را معیار حرکت های خود قرار دهید. (122)
زیرا هنگامی که معیار جنگ و مبارزه حکم خدا و ضوابط اسلامی باشد، مرتکب ستم و جنایت نمی گردد و بی گناهی را به قتل نمی رساند و زن و کودک را از بین نمی برد.