فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

دشمن مشترک:

مثلاً ما به جهت اشغال کشورمان با امپریالیسم شوروی دشمنیم و برای آزادی آن مبارزه می نمائیم، و شما به خاطر کمک به دشمن تان با آن مخالفید، یا ما به جهت حراست از عقیده مان نبرد می نمائیم و شما به خاطر بازگشت استقلال می جنگید، یا هر دو در پی جزا دادن و تنبیه دزد هستیم ولی من به خاطر اینکه کتابم را دزدیده و توبه جهت اینکه مال و ثروتت را ربوده و... فرق ندارد باز دشمن مشترک است.

خطر مشترک:

مثلاً ما با پدر، در ستیزیم و شما با پسر درگیری دارید که چنانچه آنها سلطه پیدا کنند هر دوی ما را نابود خواهند کرد. پس اگر چه هدف ما مشترک نیست چون ما دشمن پدر و آن را ریشه اصلی تباهی می دانیم و هدفمان از بین بردن آن است و شما مخالفت پسر و در پی نابودی آن می باشید. همچنین دشمن مشترک نیست چون یکی دشمن پدر و دیگری دشمن پسر هستیم، ولی خطر مشترک ما را تهدید می کند که اگر ما دست به دست هم ندهیم و اختلافات را کنار نگذاریم آنها دست به دست هم داده دمار از روزگار ما خواهند کشید، و لذا خطر مشترک در پیش داریم.
پس با این ملاک ها می توان توافق، تفاهم و هماهنگی در جبهات مبارزه به وجود آورد و نیروها را علیه دشمن متمرکز، بسیج و هم سو کرد.

عوامل اختلاف:

با روشن شدن ضرورت وحدت در تمام صحنه ها، به خصوص در میدان جنگ و بیان ملاک آن، سزاوار است عوامل اختلاف را بدانیم تا با شناخت آن از لطمه وارد شدن به وحدت و هماهنگی پیش گیری شود، و از بروز نفاق باز دارد.
امام علیه السلام عوامل مهم اختلاف و آشوب را در سه بخش خلاصه می نماید:
1 - دنبال هوای نفس رفتن
2 - بر خلاف دستور خدا حکم صادر کردن
3 - حاکمیت افراد ناشایسته
انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع، و احکام تبتدع، یخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجال رجالاً علی غیر دین الله (118)
همواره آغاز پیدایش فتنه ها، پیروی از هوس های آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی است، احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد، و جمعی بر خلاف آئین حق به حمایت از آن بر می خیزند. و نیز آن حضرت در خطبه دیگر، با اشاره به همین مطلب، سرچشمه بروز اختلاف نیت های ناپاک را بیان می دارد تا پیروان راستین آن حضرت که از این مسأله رنج می برند، با شناخت عامل به وجود آورنده نفاق، با آن به مبارزه برخیزند:
و انما انتم اخوان علی دین الله، ما فرق بینکم الا خبث السرائر، و سوء الضمائر فلا توازرون، و لا تنا صحون و لا تباذلون و لا توادون (119)
شما همه از نظر دین خدا برادرید، چیزی جز زشتی درون و سوءنیت شما را از هم پراکنده نکرده، نه به یکدیگر کمک می کنید، و نه همدیگر را نصیحت، نه به هم بذل و بخششی دارید و نه به یکدیگر مهر و محبت می ورزید.
و در جای دیگر می فرماید:
اباکم و الخلاف فانه مروق (تحف العقول ترجمه آقای جنتی، ص 110) از اختلاف بپرهیزید که باعث بیرون رفتن از دین است.
یعنی در جایی که دستور شرع و اسلام، وحدت و هماهنگی است، سرپیچی از آن، هنگامی صورت می گیرد که به برنامه دینی اهمیت قائل نباشد، و در نتیجه این بی اعتنائی به دستور شرع باعث می شود که از دین خارج گردد.
دنبال هوای نفس رفتن در ضربه وارد کردن به هماهنگی و ایجاد اختلاف آن قدر نقش دارد که قرآن می فرماید:
و لو اتبع الحق اهواء هم لفسدت السموات و الارض و من فیهن (120)
و اگر حق از هوای نفس و هوس های آنها پیروی کند آسمانها و زمین و تمام کسانی که در آنها هستند تباه می شوند.
در حقیقت، بر خلاف حق حکم صادر کردن و حاکمیت افراد نالایق و نااهل نیز برگشتش به پیروی و متابعت از هوای نفس است.