فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

ضرورت وحدت

یکی از اموری که در هر موردی و هر کاری وجودش به آن رونق می بخشد، دلگرمی، نوید، امید و سرعت عمل در پی دارد وحدت است. به هر وادی که وحدت گام نهد و به هر عرصه ای که اتحاد رو آورد، به آن جلوه و جلائی می دهد و سعادت، خوشبختی و موفقیت را به ارمغان می آورد.
ولی در میدان جنگ و صحنه نبرد حق و باطل که نیاز مبرم به وحدت، همکاری و هماهنگی میان نیروهای مسلح به چشم می خورد و احتیاج شدید به کمک و تعاون احساس می شود، که در غیر آن صورت دچار شکست و گرفتار مشکلات می گردند، لازم و ضروری است وحدت به وجود آوردند.
زیرا اگر بنا شود متفرق عمل کنند و هر دسته ای برای خود کار و فعالیت نمایند، همکاری و تعاون نباشد قطعاً چنانچه باید نمی توانند موفق باشند و چه بسا که با شکست مواجه شوند، چون ممکن است یک لشکر یا یک دسته و گروه در یک زمینه کمبود داشته و دیگری آن را مازاد بر ضرورت داشته باشد، یا یکی در رشته ای تخصص، مهارت و آمادگی کمک و در رشته دیگر نیاز به همکاری و رهنمائی داشته باشد، و یا قدرت و توان دشمن به اندازه ای باشد که اگر نیروهای رزمنده گروه، گروه با آنها بجنگد، دشمن می تواند پاسخ و حتی شکست دهد، ولی در برابر اتحاد و هماهنگ عمل کردن آنها، آسیب پذیر باشد و...
لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در رابطه با همکاری در میدان جنگ سفارش ها دارد که یکی از مواردی که به این امر مهم توصیه فرموده زمانی است که اصحابش را امر به جنگ با اهل شام نمود، فرمود: غلب والله المتخاذلون (112)
به خدا سوگند شکست از آن آنانی است که دست از یاری یکدیگر بر می دارند. اینکه امام علیه السلام به نام جلاله قسم یاد می نماید، می رساند که حضرتش چه اندازه به مسأله وحدت در میدان جنگ اهمیت قائل اند. در جای دیگر، پس از جنگ نهروان هنگام اعزام نیروهایش به سوی لشکر شام می فرماید:
انه لا غناء فی کثره عدد کم مع قله اجتماع قلوبکم (113)
تعداد فراوان شما با کمی اجتماع افکارتان سودی نمی بخشد. یعنی هر اندازه از نظر کمیت زیاد و عدد بالائی را تشکیل بدهید ولی متحد، هماهنگ و یک دل نباشید، دردی را دوا نمی کنید، کاری را از پیش نمی برید و سبب بی نیازی ما نمی گردید.
در سخنان دیگری، امت اسلامی را از اختلاف و تفرقه نهی می فرماید، و آن را سبب افتادن به دام شیطان می شمارد:
و ایاکم و الفرقه فان الشاذ من الناس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب (114) از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها بهره شیطان است، چنانکه گوسفند تک رو طعمه گرگ!
اینکه حضرت می فرماید: هر که از جامعه و امت جدا گشت گرفتار شیطان می گردد، اگر چه ظاهر کلمه شیطان ه همان ابلیس اغواگر و دشمن قسم خورده بشریت را می رساند، که با وسوسه اش نه تنها مانع پیوستن به ملت بلکه در مقابل امت قرار می دهد، و طبعاً شامل شیطان های انسی هم می شود که همیشه در تلاش و کوشش اند تا به وحدت و یکپارچگی امت ها لطمه وارد کنند، و از نفاق و اختلاف دیگران استفاده و به مقاصد شوم و ضد انسانی شان برسند.
با توجه به این سخنان علی علیه السلام، متوجه می گردیم که چرا امام امت خمینی بت شکن این اندازه قوای مسلح را به وحدت و هماهنگی دعوت می نماید:
بار دیگر به ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمری و بسیج و همه نیروهای مسلح نظامی و غیر نظامی تأکید می کنم که با هماهنگی هر چه بیشتر به دشمن بتازند و از اختلاف که از وسوسه های شیطانی و به سود شیاطین است بپرهیزید. (115)
همچنین در پیامی به مناسبت بزرگداشت شهدای انقلاب در سالگرد پیروزی انقلاب، از مستضعفین و مسلمین جهان می خواهد، به وسیله ایجاد وحدت و دوری از اختلاف حقوق شان را از مستکبرین و طاغوت ها بگیرند:
هان ای مظلومان جهان از هر قشر و از هر کشوری هستید، به خود آئید و از هیاهو و عربده آمریکا و سایر زورمندان تهی مغز نهر اسید و جهان را بر انان تنگ کنید و حق خود را با مشت گره کرده از آنان بگیرید.
و هان ای مسلمین از هر تیره و پیرو هر مذهب که هستید دشمن خانگی را کنار بگذارید و به فرمان قرآن و خدای بزرگ گردن نهید: و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا، خداوند تعالی عزت را برای خود و رسول عظیم الشان خود و مؤمنین قرار داده به حکومت های جابرانه که هستی شما را تحت اختیار دشمنان اسلام قرار داده اند بشورید و ممالک خود را از دست این خائنین سیه روزی نجات دهید که خداوند با شماست. (116)
و نیز فقیه مجاهد حضرت آیت الله العظمی منتظری در اعلامیه 10/10/1358 که در رابطه با اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی داد، پس از محکوم نمودن اشغال افغانستان، خطاب به ملت مسلمان و شجاع اافغانستان می نویسد:
ملت مبارز افغانستان بر اساس رسالت انقلابی و اسلامی خویش لازم است هر چه زودتر صفوف خود را در چار چوب ایدئولوژی خالص اسلامی متحد ساخته و نبرد آزادیبخش را بر ضد اشغال گران شرقی تا سرحد پیروزی نهائی ادامه دهند و سعی کنند اختلافات گروهی و قومی آنان را از مسیر انقلاب اسلامی منحرف نکنند. (117)
اینها همه و همه حکایتگر این است که وحدت در تمام ابعاد و در هر زمینه مفید و خوب است ولی در میدان جنگ و صحنه تعیین سرنوشت مکتب و جامعه، وحدت لازم و ضروری است.

ملاک وحدت

اینکه بر چه اساس و روی کدام مبنا ما می توانیم در میدان های مبارزه و جنگ با اندیشه های گوناگون و خواسته ها و اهداف متفاوت با هم متحد هماهنگ و یا هم سو باشیم!
آنچه به نظر می رسد مهم ترین ملاک که می تواند عامل نزدیکی و هم جهتی ما در صحنه های نبرد گردد، علاوه بر دستورات دینی و مشترکات عقیدتی، در سه بعد خلاصه می شود:
1 - هدف مشترک
2 - دشمن مشترک
3 - خطر مشترک

هدف مشترک:

یعنی اگر چه ممکن است از نظر استراتژی و شیوه مبارزه و کیفیت برخورد و... میان ما فی الجمله اختلاف وجود داشته باشد، ولی هدفمان مثلاً حفظ مکتب، پاسداری از استقلال، یا رسیدن به حقوق، یا به دست آوردن یا بیرون کردن اشغالگران و... می باشد که مشترک است، و از اختلاف اینگونه موارد است که علامه بلخی می نالد:
میان ما و تو صد درد مشترک باقیست - ترا بخود زچه بی اعتماد می نگرم