فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

ملاک انتخاب فرمانده

فردی که بیش از دیگران در سپاه و ارتش نقش سازنده، یا منحرف کننده دارد و تمام حرکات و رفتارش برای سربازان سرمشق، الگو و درس است فرمانده است.
فرمانده است که می تواند با آموزش و تربیتش، با تشویق و ترغیبش، با نشست و برخاستش، با اخلاق و کردارش، با دلجوئی و نوازشش، ارتش مکتبی، متخصص، دلیر، وقاوم و متعهد به اسلام، پای بند و حافظ به کشور و ملت بسازد. و یا خدای نکرده با الغای افکار غلط و اندیشه های نادرست و باطل به انحراف بکشد و به گمراهی و ضلالت سوق دهد و خائن و وطن فروش بار آورد.
فرمانده است که می تواند با زنده نگهداشتن روحیه ای تعاون و همدردی، با رعایت مساوات اسلامی، تفقد و همکاری، روحیه سربازان را بالا ببرد، و او را به مسوولیتش بیش از پیش دلگرم و پایبند نماید. لذا باید در برگزیدن فرمانده، دقت کافی و ارزیابی لازم صورت گیرد و موقع انتخاب فرمانده، علاوه بر تخصص، لیاقت، مدیریت و کارایی، به تقوا و تعهدش بیشتر توجه شود تا کسی که این معیارها در او نیست، انتخاب نگردد.
امام علیه السلام در انتخاب فرمانده به مالک اشتر چنین سفارش می فرماید:
فول من جنودک انصحهم فی نفسک لله و لرسوله و لا مامک، و انقاهم جبیباً، و افضلهم حلماً، ممن یبطی عن الغضب، و یستریح الی العذر، و یراف بالضعفاء، و ینبو علی الاقویاء، و ممن لا یثیره العنف، و لا یعقد به الضعف (71)
1 - مطیع و تسلیم فرمان خدا، پیامبر و رهبر باشد.
2 - پاک، صادق، عاقل، تیز هوش، بردبار و شکیبا باشد.
3 - از عمل زیردستان دیر خشم آید و زود پوزش بخواهد و بپذیرد.
4 - نسبت به زیردستان مهربان و روف باشد.
5 - در برابر کردن کلفت ها و مستکبرین قاطع، سخت گیر و شجاع باشد.
6 - در مقابل درشتی از جا نرود و در برابر نرمی از برنامه اش دست بر ندارد و بر اثر تهدید و تمنا خود را نبازد.
پس از دارابودن این شرایط باید به مسائل اخلاقی نیز پای بند باشد و به آن عمل کند تا بتواند چنانچه باید قلب سربازان را به دست آورد و اطمینان و اعتمادشان را به خود جلب نماید:
و لیکن اثر روس جندک عندک من واساهم فی معونته و افضل علیهم من جدته، بما یسعهم و یسع من وراء هم من خلوف اهلیهم، حتی یکون همهم هما واحداً فی جهاد العدو (72)
فرماندهان لشکریان تو باید کسانی باشند که در کمک به سپاهیان بیش از همه مواسات کنند. و از امکانات خود بیشتر به آنان کمک نمایند، به حدی که هم نفرات سربازان، و هم کسانی که تحت تکلف آنها هستند اداره شوند، به طوری که همه آنها تنها به یک چیز بیندیشند و آن جهاد با دشمن است.
دیگر از ویژگیهای فرماندهان بخصوص فرمانده عملیات این است که شجاع باشد، زیرا پرچم دار جنگ است.
با توجه به اینکه پرچم بیانگر رمز استقلال یک ملت و کشور است، در قدیم پرچم به دست. کسی سپرده می گردید که حکم فرمانده عملیات را داشته است، و لذا به فرماندهان، پرچمداران اطلاق می گردد.
امام علیه السلام سفارش می فرماید: پرچم داران و فرماندهان را از افراد دلاور و شجاع انتخاب نمائید، زیرا این گونه افرادند که برای افراشتن و در اهتزاز داشتن پرچم تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون خود تلاش می کنند.
و نیز توصیه می نماید که اگر پرچمدار شهید شد، دیگری مسوولیت او را به عهده و پرچم او را به دست گیرد که ارتش بدون پرچمدار و سپاه بدون فرمانده محکوم به شکست و سقوط است.
و رایتکم فلا تمیلوها، و لا تخلوها، و لا تجعلوها الا بایدی شجعانکم، و المانعین الذمار منکم، فان الصابرین علی نزول الحقایق هم الذین یحفون برایاتهم (73)
از پرچم خود به خوبی نگهبانی کنید و آن را متمایل به این طرف و آن طرف نسازید، و آن را تنها نگذارید و جز به دست دلاوران و مدافعان سر سخت نسپارید، زیرا آنان در حوادث سخت و مشکل ایستادگی به خرج می دهند، همانها هستند که از پرچم هایشان پاسداری می کنند.
با توجه به حساس بودن و اهمیت مسؤولیت فرمانده روشن است که در تعیین فرمانده بایست کمال دقت، بررسی و احتیاط لازم را به کاربرد تا فردی که به تمام معنی شایسته و لایق این مقام و از صفات و شرایط لازم برای یک فرمانده برخوردار است، برگزیده شود، زیرا به قول فردوسی فرمانده به سپاه و هنگ جرأت، روحیه و شهامت می دهد.
چو سالار شایسته باشد به جنگ - نترسد سپاه از دلاور نه هنگ

مشورت با فرماندهان

انسان هر اندازه اندیشه و فکرش عالی باشد و از آگاهی و دانش در سطح بالا برخوردار باشد، در تصمیم گیری های مهم و حیاتی احتمال اشتباه و نقص در تصمیم گیری اش وجود دارد، زیرا انسان دچار سهو و نسیان و غفلت می شود. ولی اگر همین تصمیم با مشورت چند شخص شایسته و لایق گرفته شود، احتمال اشتباه یا وجود ندارد یا بسیار صعیف است.
قرآن خطاب به پیامبر که کامل ترین انسان روی زمین است، می فرماید:
«و شاورهم فی الامر».(74)
در کارها با آنها (ملت) مشورت کن.
و خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم می فرماید:
«ما شقی عبد قط بمشورة و لا سعد باستغناء رأی».(75)
هیچکس هرگز با مشورت بدبخت، و با استبداد رأی خوشبخت نشده است.
و خود به این فرموده اش، همیشه و به خصوص در میدان جنگ عمل می کند.
در جنگ «بدر» هنگامی که پیامبر خواست در موضعی فرود آید و توقف نماید، یکی از صحابه و یارانش به نام «حباب ابن منذر» عرض کرد: یا رسول الله! اگر در اینجا فرود آمدن حکم الهی نباشد. از نظر استراتژیک در جنوب منطقه فرود آیم بهتر است، تا بتوانیم از آب استفاده کنیم و...
حضرت پذیرفت و همان منطقه فرود آمد.
در جنگ «احزاب» (خندق) پیامبر اکرم در کیفیت جنگیدن و دفاع از شهر با اصحاب مشورت نمود، هر کدام نظرش را بروز دادند، «سلمان فارسی» نظر داد که اطراف شهر، خندق کنده شود تا جلو سرعت هجوم دشمن گرفته شود.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نظر او را پذیرفت، و مدت یک ماه سپاهیان اسلام به طول 600 متر و عمق 3 متر و پهنای 5 متر خندق را کندند.
در جنگ «احد» دو تاکتیک جنگی مطرح بود:
1 - در شهر ماندن و در قلعه ها و برج ها موضع گرفتن و تیراندازی به سوی دشمن.
2 - در بیرون شهر جنگیدن.
با اینکه شخص پیامبر طرفدار نظریه اول بود، ولی چون نظریه دوم بیشتر طرفدار داشت و زیادتر رأی آورد، حضرت به آن عمل فرمود.
علی (علیه السلام) می فرماید:
«و لا ظهیر کالمشاورة». (76)
هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.
و در جای دیگر همین مطلب را با عبارت دیگر می فرماید:
«و لا مظاهرة اوثق من المشاورة».(77)
هیچ پشتیبانی مطمئن تر و استوارتر از مشورت نیست.
و حضرت خود در بیشتر کارها و به ویژه در زمان جنگ با مشورت و هم فکری فرماندهانش تصمیم های جنگی را می گرفت و نقشه های رزمی را می ریخت، در جمله ای به فرماندهانش اطمینان می دهد که کارهای مربوط به جنگ را بدون مشورت و نظرخواهی از آنها انجام نمی دهد:
«و لا اطوی دونکم امراً الا فی حکم».(78)
کاری بدون مشورت شما انجام ندهم، جز در حکم الهی که قابل مشورت نیست.
امروز در جهان معمول است، که مدام یا در زمان جنگ، گروهی متشکل از دولت مردان و فرماندهان عالی رتبه ارتش، به نام «شورای عالی نظامی» یا «شورای جنگ» یا «شورای عالی دفاع» وجود دارد.

اطاعت از فرمانده

گرچه مسأله فرمانده و فرمانبر آن گونه که در سایر سیستم های حکوومتی رایج و معمول است که فرمانده، فرمانده مطلق العنان است، در نظام اسلامی نیست بلکه در برنامه حکومتی اسلام به مثابه سمت، مقام و رتبه، رسالت و مسوولیتش سنگین، و باید به همان اندازه اخلاقش نیکوتر، تقوایش بیشتر، آگاهی و بینشش زیادتر باشد، تا توقع بیجا و انتظار نادرست از سربازان را نداشته و فرمان بی مورد صادر ننماید.
ولی چیزی که مهم و حیاتی است و در اسلام به آن تأکید شده مسأله رعایت نظم است که علی علیه السلام در وصیتش به امام حسن و حسین علیهماالسلام می فرماید:
اوصیکما، و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوالله و نظم امرکم (79)
من شما و تمام فرزندان و خاندانم و کسانی را که این وصیت نامه ام به آنها می رسد به تقوا و ترس از خداوند و نظم امور خود، سفارش می کنم. زیرا نظم، به کارها رونق دیگر، و سرعت بیشتر می بخشد، نظم، هرج و مرج را که باعث کندی در کارها و عامل سستی در اداره و تصمیم ها است. جلوگیری می نماید. به خصوص در مسأله ای نظامی که اگر بی نظمی بر آن حاکم باشد فاجعه آفرین و پیامدهای خطرناک به دنبال خواهد داشت.
با توجه به این موضوع و از این باب می توان گفت اطاعت فرمانده در نظام اسلامی لازم و ضروری است، و به ویژه در میدان جنگ و صحنه نبرد، که کوچکترین سستی و اهمال، بزرگترین زیان ها و خسارات را به بار خواهد آورد.
و لذا امام علیه السلام هنگامی که مالک اشتر را به عنوان فرمانده فرستاد، خطاب به دو نفر از سران لشکرش (زیاد ابن نصر و شریح ابن هانی) نوشت:
و قد امرت علیکما و علی من فی حیزکما مالک ابن الحارث الاشتر، فاسمعاله و اطیعا. واجعلاه درعاً و مجناً (80)
مالک ابن حارث اشتر را بر شما و بر آنان که زیر فرمان شما هستند امیر ساختیم! گوش به فرمانش دهید و مطیع او باشید! تو را زره و سپر خویش قرار دهید.
وقتی فرمانده متعهد، مکتبی و لایق باشد هر فرمانی صادر کند و هر برنامه ای بریزد مطابق دستور اسلام و برای مصالح کشور است، نافرمانی، تخلف و سرپیچی در چنین مسأله کندی در کارها و برنامه ها ایجاد و در نتیجه لطمه به اسلام و ضربه به کشور خواهد بود، که این خیانت بزرگ و غیر قابل گذشت است. لذا امام امت خمینی کبیر (دام ظله العالی) می فرماید:
اطاعت از فرماندهان لازم است و تخلف از آن جرم. (81)
زیرا پیامد و زیان ناشی از سرپیچی و عدم اطاعت از دستور فرمانده، متوجه کشور و جامعه است که جرمی بزرگ و نابخشودنی است.
و همچنین حضرت امام، در نامه ای که به نماینده اش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، می فرستد به این مطلب تأکید می نماید و مخالفت و عدم اطاعت از فرماندهان را دارای مسوولیت شرعی می شمارد: تبعیت از... فرمانده کل سپاه در جمهوری اسلامی ایران یک وظیفه شرعی الهی است که تخلف از آن علاوه بر تعقیب قانونی مسوولیت شرعی دارد. (82)
اینکه در صدر اسلام مسلمین در جنگ بدر پیروز گردیدند و در جنگ احد با شکست مواجه شدند، رمز پیروزی و شکست شان در پیروی و نافرمانی از مقام رهبری و فرمانده خلاصه می شود. و این می رساند که پیروی و اطاعت از فرمان فرمانده چه اندازه نقش دارد.